یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۸:۳۶

یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۸:۳۶

مطالبه حقوق، مطالبه عدالت

فصلی از کتاب مطالعه حقوق، مطالعه عدالت؛ یک کتاب راهنما درباره مدافعان حقوق زنان.

در واقع انگیزه طرفداری فعالان زن از حقوق مذکور، حفظ و برسمیت شناساندن حقوق بشر می باشد، اگر چه به گفته مینا جیلانی مبارزه فعالان حقوق بشر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کار دشواری است. اغلب مواقع مکانیزمهای ترمیمی که به این فعالین و جوامع اطمینان دهد که از آسیب های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخور دار هستتند وجود ندارد

در این نوشته به سئوالات زیرین پاسخ داده می شود؛

۱ـ عنوان فعالان (مدافعین) حقوق زن به چه کسانی اطلاق می شود و اصولا” چرا باید روی آنها تمرکز کرد؟

۲ـ در مفهوم کلی، چه عواملی بر فضای فعالیت آنها تأثیر می گذارد؟

 

۱ـ فعالان حقوق زن، آن دسته از زنانی هستند که شجاعانه برای دفاع از حقوق خود و دیگران مبارزه می کنند. مبارزات زنان برای کسب آزادی های اساسی، حقوق برابر با مردان واحترام به حقوق بشر همواره در سراسر تاریخ بخشی پویا از جنبش های اجتماعی با اهداف عدالتخواهی و دگرگون سازی بود است. فعالان حقوق زند در مسیر مبارزه همواره در معرض حمله قرار می گیرند که آنهم مختص به ماهیت جنسیت زن بودن آنها است. اغلب مواقع این حملات با تهدید و خشونت های جنسیتی همراه است. از جمله از دست دادن شغل، پیش داوری های منفی درباره آنها، ایجاد مزاحمت ها، توهین و تحقیر، اذیت و آزارهای جنسیتی و تجاوز جنسی و غیره. هر یک از این آسیب های اجتماعی می تواند پیامدهای هولناکی را به دنبال داشته باشد. مثلا” در رابطه با عمل تجاوز جنسی به فعال حقوق زن که در عین حال فعال حقوق بشر هم بحساب می آیند در زندانها ممکن است به حاملگی و یا انتقال امراضی مانند ایدز منجر شود.

ولی از آنجائیکه عمل وارد کردن آسیب های اجتماعی به فعال حقوق زن در زمره اعمال نفی حقوق بشری بحساب نمی آید، برخورد جدی با آن صورت نمی گیرد و به آنها اهمیت لازم داده نمی شود. بجای همدردی با قربانیان خشونت و تجاوز، با بی تفاوتی از کنار آن می گذرند تا موجبات حمله کنندگان را بکه معمولا” مردان هستند فراهم می کنند. نتیجه آن می شود که وضع این فعالان حقوق زن در جامعه بسیار خطرناک تر می شود. پیامدهای چنین فجایعی می تواند از جمله ایجاد و رشد ناامنی برای فعالان حقوق زن، فراهم شدن امکانات برای مردان در جهت ترویج بیشتر چنین خشونتهایی علیه زنان باشد. به علاوه با ادغام شرم و سکوت بخصوص در خشونت های جنسی، قربانی را گناهکار می خوانند و با استفاده از زبان (ادبیات) ویا تعریف مردانه پروسه ها در انستیتوهای حقوقی اغلب سعی در جدی نگرفتن، فرونشاندن و خاتمه دادن به این سرگذشتهای دردناک این حوادث اذیت و آزار دهنده دارند. فعالان حقوق زن باید کارزار مبارزه خود را حتما در دایره حقوق بشر به آنجا برسانند که مهر تأئیدی بر این ادعا که تجاوز جنسی نه تنها یک عمل زشت و خشونت آمیز است، بلکه از ویژگی قدرت نابرابر یک راوابط می باشد.

فعالان حقوق زن باید بدانند که سکوت پیشه کردن نتیجه عکس، روی پیشرفت کار آنها می گذارد. واضح است که در مواردی که افراد ناباب (ناصالح) مورد اعتماد خانواده و یا جامعه هستند، خودسانسوی و ترس درونی عمل شکستن به سکوت را کار مشکل می سازد.

در مفهموم کلی، چه عواملی بر فضای فعالیت فعالان حقوق زن تأثیر می گذارند؟

عموما شرایط محیطی اعم از محیط کوچکتر و محیط بزرگتر جهانی می توانند نقش بسیار مهمی در بازکردن فضای مبارزه برای حقوق بشر بطور عام داشته باشند. در جوامعی که بهانه ضعیف شمردن زن وجود دارد، موانع بسیاری در سر راه فعالان حقوق زن هست که فعالیت آنها را محدود می کند.

نگارنده در این فصل از کتاب و در رابطه با درک کلی از عوامل تأثیر گذاری فعالیت فعالان حقوق زن و همچنین مضمون سیاسی که به این مبارزات شکل می دهند، می نویسد:

عواملی چون، مردسالاری، میلیتاریسم، بنیادگرائی مذهبی و سایر شکلهای افراطی گری(ناسیونالیست شونیست) بر روی فضای مبارزه فعالان حقوقی زن تأثیر می گذارند. علاوه بر عوامل مذکور، عامل جهانی کردن اقتصاد (گلوبالیزاسیون) به روند مبارزه دفاع از حقوق بشر تأثیر می گذارد.

مرد سالاری یک سیستم اجتماعی سلطه جوئی مرد است که در آن عرصه خصوصی (درون خانه) و عرصه عمومی (بیرون از خانه) با دیدی کاملا جدا از هم ارزیابی می شود، تقسیم جنسیتی می کند و جنسیت را به دو نوع زن و مرد تقسیم می کند و برای هر یک نقش معینی قائل می شود. نقش زن در درون خانه (عرصه خصوصی) و به آنها بهای کمتری می دهد. نقش مرد در بیرون خانه (عرصه عمومی) که به آن بهای بیشتری می دهد. به این ترتیب سنگ بنای عمل ناپسند نابرابری میان زن و مرد را بنا می گذارد.

جامعه مرد سالار برای دست یابی به هدفش که همانا سلطه جوئی سیستماتیک جنس مذکر( مرد) و به حاشیه راندن زنان می باشد، در فرایند خشونت بار، ستمگرایانه و مرعوب کننده سعی در ساکت کردن و حذف زنان ازعرصه مبارزات اجتماعی دارد. در واقع مردسالاری یک رابطه ظالمانه و استثمارگرایانه است که زن تجربه می کند که آنهم نتیجه امتیاز دادن به قدرت مرد در جامعه می باشد. مرد این حق را به خودش می دهد که از زن سلب اختیار کند و او را در موقعیت ارعاب نگه دارد، بخصوص در رابطه با سلب اختیار زن در روابط و مسائل جنسی و مورد خشونت قرار دادن زن در این خصوص و اینکه بروز چنین خشونتهائی از طرف مرد امری طبیعی و بجا است. اضافه بر آن، زن حتی در رابطه با اختیار تصمیم گیری درباره زندگی خودش هم محدودیت دارد. در اینجا است که می توان گفت که بی احترامی به حقوق زن و پایمال کردن سیستماتیک این حقوق، از ویژگی های جامعه مردسالار می باشد. چنانچه قبلا اشاره شد در جامعه مردسالار تفکیک مکان عمومی (بیرون خانه) از مکان خصوصی (درون خانه) مطرح می شود. نقش زن در مکان خصوصی و نقش مرد در مکان عمومی است. این جداسازی نقش مرد در مکان عمومی (کار در بیرون خانه) و نقش زن در مکان خصوصی (خانه داری در درون خانه) تأثیر بسیار جدی در زندگی زنان دارد

برای نمونه، در مواقعی که به دلیل جنسیتی تقسیم بندی بین کارگران صورت می گیرد، کارها بر مبنای نوع ماهیت جنسیتی به افراد محول می شود و این باعث می شود که نوع انتظارات از حاصل کار یک مرد و زن با هم متفاوت باشد و ارزش (دستمزد) کارگران زن کمتر از ارزش (دستمزد) کارگران مرد می باشد و این یعنی تبعیض جنسیتی است. ساختار نابرابری جنسیتی زن و مرد و ضعیف شمردن زن نسبت به مرد در محیط کار خود باعث ایجاد ناامنی برای مدافعین حقوق زن می شود. در چنین وضعیتی فعالان حقوق زن بعنوان رهبران جامعه زنان کارگر همواره در معرض تهدید، ارعاب و آسیب های اجتماعی قرار می گیرند. چرا که زنان در جامعه مرد سالاری بعنوان صرفا” ضمیمه ای از شوهر، برادر و پدر بشمار می آیند ( و نه بعنوان انسانهای مستقل) و یا به عنوان مدافعان حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. در نهایت باید گفت که فعالان حقوق زن در دفاع از حقوقشان کمتر از اهمیت برابر با مردان برخوردار هستند.

مینا جیلانی نماینده ویژه مدافع حقوق بشر در سازمان ملل متحد اظهار می دارد:

فعالین زن نسبت به همکاران مردشان کینه بیشتری را بر می انگیزند و در مورد آنها شدت برخورد چند برابر است، زیرا آنها نه تنها در تقابل با نرمهای(مدل های مجاز)

مذهبی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه و یا یک کشور بر می خیزند بلکه فراتر از آن ماهیت جنسیت زن بودنشان و اینکه تصورات و پندارهای جامعه در باره موقعیت زن را به زیر سئوال می برند و به مقابله با دروغ پردازی های حاکی از اینکه جنسیت زن طبیعتا” فرمانبردار و اطاعت پذیر است” بنابر این جرم آنها نه تنها ماهیت جنسیتی زن بودنشان، بلکه طرفداری آنها از حقوق بشر می باشد. در حقیقت تبعیض در ساختارهای مردسالارانه فقط مختص تبعیض جنسیتی نیست، بلکه انواع تبعیض های طبقاتی، قومی، نژادی، مذهبی، سنی، همجنس گرائی، نقص عضوی، زبانی و غیره تجربه می شود. این است که زن ممکن است در موقعیت تبعیض چندگانه قرار بگیرد.

 

تأثیر گذاری میلیتاریسم بر عملکرد فعالین حقوق زن

میلیتاریسم ( نظامی گری) پروسه ای است که در آن ارزش ها، نهادها و الگوهای رفتاری بطور روز افزون شکل نظامی بخود گرفته و بر جامعه مسلط می شوند. ویژگی سیستم میلیتاریسم افزایش روز افزون درگیری ها، اقدام های نظامی و خشونت آمیز می باشد.

در حقیقت ایدئولوژی میلیتاریسم دامی است که برای اعمال کردن نظامی گری در ساختارهای زندگی غیر نظامیان (مردم عادی) و اتخاذ تصمیم ها، بکار برده می

شود.از طرفی به حکومت های وقت ( دولت ها) تضمین امنیت و ماندگاری در صدر قدرت را می دهد.

علاوه بر آن، گروهای مسلح و شبکه های مخالفین اقدام به وضع کردن یک سری انضباط های اجباری و کنترل افراد غیر نظامی می کنند، که از جمله می توان به تحمیل کد گذاریهای شدید جنسیتی در رابطه با نوع پوشاک و رفتار افراد غیر نظامی اشاره کرد. اکثر انواع میلیتاریسم ها ممکن است توسط شبکه های سراسری (جهانی)، موسسات خیریه و یا سایر انجمن های علنی و یا غیر علنی شکل بگیرد. در اغلب مواقع اضطراری حقوق سیاسی و شهروندی رعایت نمی شود، حتی اگر این حقوق در قوانین رسمی کشور گنجانده شده باشد، البته عدم اجرای این حقوق با تأئید مسئولین حکومتی صورت میگیرد.

بعد از آنکه مرکز تجارت جهانی پنتاگون در آمریکا در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ مورد حمله تروریستها قرار گرفت، اقدامهای نظامی مشروعیت بیشتری پیدا کرده و فضا برای آنهائی که به این گونه اقدامها معتقدند بازتر شد. گسترش چنین درگیری هائی سخت و خشن، محدودیت بیشتر درتأثیر گذاری فعالین زن بر رویدادهای اطرافشان داشته و می تواند محدودیت بسیار عمیقی برای مدافعان حقوق بشر ایجاد کند.

اغلب حکومتها به بهانه باصطلاح امنیت ملی و حرکتهای ضد تروریستی، دست به چنین اقدامات نظامی و نفی حقوق بشر می زنند.

در اینجا نگارننده به نقل قول از نماینده مخصوص حقوق بشر در سازمان ملل متحد می پردازد و اظهار می دارد: “این اقدامات (قوانین) بی احترامی به حقوق بشر است. نماینده نامبرده با استناد به مشاهدات خود می گوید که در یک جلسه قانون گذاری امنیتی، نفی حقوق بشر و ضربه به فعالیت مدافعین حقوق بشر مورد تصویب قرار گرفت. که آن هم شامل تشکیل انجمن ها و گردهم آیی ها و حتی حمله به فعالین حقوق مدنی نیز می شود. در این خصوص، فعالان حقوق زن که حتی در زمره فعالین حقوق بشر بشمار نمی آیند، متحمل خطرات بغرنج تر هم می باشند.

در سیستم میلیتاریسم، علاوه بر اینکه فضای امنیتی برای فعالان حقوق زن تنگ تر می شود و نرمهای جنسیتی باید بالاجبار رعایت شود، تولید و گسترش ابزارهای نظامی روزبروز بیشتر شده و اقدامهای خشونت آمیز به یک وسیله ارتباطی اجتماعی بطور روزانه تبدیل می شود.

در چنین شرایطی، حکومت در سرکوب مخالفین دست به اقدامات خشونت آمیز زده، فعالان زن نیز گرفتار مسئولین دولتی و نظامیان وابسته به آن می شوند و با آنها به عنوان مخالفین حکومت برخورد می شود. علاوه بر آن اغلب امکان دارد در طی این درگیریها، طرح موضوعاتی از قبیل همجنسگرائی بمیان بیاید و پای افرادی که ماهیت مشخص زن و یا مرد بودن ندارند بمیان بیاید، در اینصورت ممکن است مسیر اصلی فعالیت به جهتی دیگر برود

 

بنیاد گرائی یک برنامه سیاسی عصر امروز است

در بنیادگرائی، کسب و حفظ قدرت با استفاده از مذهب (باورهای دینی) صورت می گیرد

بنیادگرایان ممکن است برای کنترل یک دولت و یا جامعه به جمع آوری یک سری از روایتهای دینی، به هم پیوستن آنها به یکدیگر و وانمود کردن مجموع حاصل از آنها به عنوان یک هویت به اصطلاح اصیل و واقعی بپردازند.

تفسیر آنها از روایتهای مذهبی اشان موجب اختلاف و دشمنی در میان خود این مذهبیون نیز می گردد. زیرا هر کدام از آنها تفسیر خاص خود را از روایت های مذهبی اش می دهد. آنها در پی یافتن راه گریزی از این سنت های مذهبی اشان هستند. از نظر دیدگاهی آنها، دگراندیش و کافر به شمار می آید.

حرکت های بنیادگرائی و ناسیونالیستی افراطی ممکن است حول تک قومیتی و اسطوره های مربوطه شکل گیرند. یکی از ویژه گیهای بنیادگرائی و ملی گرائی افراطی این است که برای حفظ قدرت و سلطه خود به اقدامات خشونت بار و مرعوب کننده متوسل می شوند.

دخالت مذهب بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در مسائل و موضوعات مهم دولت و همچنین گنجاندن قوانین تبعیض آمیز با استفاده از روایتهای دینی اسلامی، مسیحی، بودائی، یهودی، هندو و سایر فرقه ها و باورهای وجود دارد. در اینجاست که بنیادگرائی تأثیر خود را در روند به حاشیه راندن زنان و محروم کردن آنها از حق انتخاب می گذارد.

حاصل این حرکت ها آن است به هر آنچه که از ایده های جهانی و نه مذهبی سرچشمه می گیرد، چهره ای زشت داده، از جمله درک کلی از حقوق بشر و حقوق زنان. در بعضی از کشورها چنین وانمود می شود که بیان به رسمیت شناختن چنین حقوقی از ایده های غربی است.

در واقع در دوران افراط گرایان، جوامع اغلب دستخوش چرخش درونی می شود و اغلب بر روی ارزشهای سمبولیک زن به عنوان مخافظ حرمت جامعه تاکید می شود.

بنیادگرائی، سایر اشکال مذهبی و ناسیونالیسم افراطی(شونیست) با توسل به دروغپردازی سعی در ترویج یک سری رفتارها به اسم سنت ها و رسوم در میان جامعه دارند که این به اصطلاح سنت ها حتی شامل محرومیت های بیشتری برای افراد جامعه هستند. برای نمونه، در یک فضای نا امن ( امنیتی) امکان دارد خانواده ای دخترشان را در سنین حتی پائین تر از آنچه دوره های گذشته انجام می شده به ازدواج مردی در آورند. طبیعی است که در چنین وضعیتی حقوق زنان در رابطه با آزادی، امنیت، دفاع از حقوق شان، برخورداری از تحصیل حتی بیشتر از گذشته مورد تعرض قرار می گیرند.

کنترل فکری و جسمی زنان از جمله اهداف اصلی حرکتهای بنیادگرایان دینی و ناسیونالیست های افراطی می باشد. بنایراین در چنین وضعیتی که تهدید و ارعاب روبه رشد است وضع زنان در جامعه بسیار خطرناک تر خواهد شد. با بالا گرفتن فضای امنیتی شدید برای زنان و مجبور کردن آنها برای پذیرش نرمهای (الگوهای قالبی) جنسیتی، فعالان زن خود را برای دفاع از حقوق بشر برای همه آماده می کنند.

آنها بدرستی می دانند که باید هم از خودشان و هم از دیگران در رویاروئی با ارعاب و خشونت سازمان یافته از سوی بنیاد گران محافظه کار، برخیزند.

علاوه بر پدیده های مرد سالاری، بنیادگرائی مذهبی و ناسیونالیسم افراطی پروسه جهانی شدن اقتصاد (گلوبالیزاسیون) نیز بر فعالان حقوق زن تاثیر گذار است.

پروسه توسعه اقتصادی که از آن بعنوان جهانی شدن اقتصاد نامبرده می شود، شکلی از خط مشی نئولیبرالها است که تمرکزش روی رشد اقتصادی، اقتصاد آزاد داخلی، خصوصی کردن خدمات اجتماعی و رفع ممنوعیت از تجارت و تدارکات مالی ( تهیه سرمایه) است. اجرای این خط مشی نتایج بغرنجی را بهمراه داشته است. زیرا همواره بر افزایش رقابتها دامن زده و باعث تشدید خشونتهای ناشی از فشارهای اجتماعی وارد بر افراد کم در آمد شده است و حاشیه نشین ها( فرودستان) را در جهان حاشیه نشین تر کرده است. در چنین وضعیتی، فضای مبارزه برای حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تنگ تر از همیشه شده است.

فعالان حقوق زنان در همبستگی با سایر اقشار جامعه از جمله کارگران، اقلیت ها و غیره همچنان تلاش دارند تا در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله حقوق مزدبگیران، حقوق مردم بومی، حقوق محیط زیستی، بهداشت، سلامتی و تولید مثل به مبارزات خود ادامه دهند. از آنجائیکه در شرایط جهانی شدن اقتصاد، اکثر این حقوق ها ناپایدار هستند، فعالان حقوق زنان به جنبش های اجتماعی دیگر می پیوندند تا سیاست های نئولیبرالیسم را مورد انتقاد قرار دهند.

مهمتر اینکه در چنین شرایطی با تحمیل تاسیس مراکز فراملی تدارکات مالی (تهیه سرمایه) به کشورهای درحال توسعه و سیاستهای خصوصی سازی می شود که انسان ها نتوانند از خدماتی مانند بهداشت و آموزش و پرورش بطور رایگان استفاده کنند.

مدافعان حقوق زنان از مسئولین دولتها، شرکتهای چند ملیتی و دیگر شرکت ها درخواست کردند که به این امر توجه داشته باشند که پروسه گلوبالیزاسیون سرمایه عملا” ناقض حقوق بشر است. زیرا جهانی شدن چیزی غیر از کسب سود بیشتر بر اساس اقتصاد آزاد نیست.

در اینجا نگارنده از مینا جیلانی نماینده مخصوص مدافع حقوق بشر در سازمان ملل متحد نقل قول می کند و اظهار می دارد:

” فعالان حقوق زن همراه با جامعه مردمان بومی در تظاهرات علیه پروژه های بزرگ حفاری نابود کننده محیط زیست شرکت داشته اند. پروژه های مزبور که از طرف حکومت ها تایید شده بودند، صرفا چیزی غیر از تشدید دستبرد به زندگی آنها نبود. بیشتر مواقع، مسئولین محلی، مملکتی و بخشهای خصوصی در تهدید و تعرض بر علیه حقوق کارگری حقوق محیط زیست اشتراک عمل دارند، که فعالان حقوق زنان بدون شک در میان قربانیان این حملات هستند” .

در واقع انگیزه طرفداری فعالان زن از حقوق مذکور، حفظ و برسمیت شناساندن حقوق بشر می باشد، اگر چه به گفته مینا جیلانی مبارزه فعالان حقوق بشر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کار دشواری است. اغلب مواقع مکانیزمهای ترمیمی که به این فعالین و جوامع اطمینان دهد که از آسیب های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخور دار هستتند وجود ندارد.

با صراحت می توان بیان کرد که مردسالاری، گلوبالیزاسیون، بنیادگرائی مذهبی، ناسیونالیسم های افراطی و پدیده میلیتاریسم هر یک حاوی انباشتی وسیع از زمینه ها و فضاهائی است که حضور فعالان حقوق بشر را برای دفاع از حقوق بشر امری ضروری می نماید. مدافعان حقوق زنان نیز باید با اینموارد بعنوان موانع ساختاری برای استقرار آزادی خودشان و همینطور برای به رسمیت شناختن حقوق اساسی دیگران برخورد نمایند.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر, ۱۳۹۰ ۵:۱۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

مطالعه »
آخرین مطالب

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!

در بیانیه دادستان کریم خان در مورد اقدامات اسرائیل آمده است: «تاثیرات استفاده از گرسنگی به عنوان یک روش جنگی، همراه با سایر حملات و مجازات‌های دسته‌جمعی علیه مردم غیرنظامی غزه، به طور حاد، قابل مشاهده و به‌طور گسترده شناخته شده است.»

مفهوم زمان در زندگی، نوع تفکر و جهان‌بینی ما…

آیا زمان آغاز و پایانی دارد؟ آیا می‌توان بین گذشته، حال و آینده تفکیک قائل شد؟ آیا ’حال‘ در علم فیزیک معنا دارد؟ آیا جهت‌ِ زمان در همه‌ی عرصه‌های طبیعی (فیزیک) به یک ‌سو است؟ آیا یک سویه بودن زمان در ترمودینامیک کلاسیک در مورد ترمودینامیک کوانتومی نیز صادق است؟

نظر مصطفی تاج‌زاده درباره پیشنهاد مهدی نصیری و «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده»!

اگر هم زمانی قرار بر تشکیل ائتلافی شد، باید بر مبنای پذیرش دمکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی شکل بگیرد تا درنهایت به توسعه و امنیت پایدار در خاورمیانه‌ی آشوب‌زده کنونی برسد، نه اینکه از استبدادی به استبداد دیگری برویم.

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

مرگ رئیسی اگر نظام را در عزا نشاند، در مقابل اکثریت قاطع مردم را خوشحال کرد. در جامعه‌ای که «پشت سر مرده حرف نمی‌زنند»، شادی از مرگ در اصل نشانه‌ی سیاسی است! ابراز شادی از این نیستی سیاسی که شکل فراگیر هم دارد نه فقط جسارت جامعه را به رخ حکومت می‌کشد، که در هراس نظام از مردم نمود نمی‌یافت هرگاه کار آن به تهدید اشخاص و شبکه‌ها بخاطر شادمانی نمی‌کشید!

یادداشت

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

“من انها را نمی بخشم. چرا باید انها را ببخشم وقتی که هنوزهم نمی خواهند حقیقت را بگویند؟ و مشکل در انست که آنها حتی از ما بخشش هم نمیخواهند، از کسانیکه عزیزانشان را از دست داده اند. آنها بخشش را از دولت طلب میکنند، انها هیچ زخمی به دولت نزده اند، آنها چه کرده اند، ظلم به ما روا شده است.”

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
پيام ها

دانشجویان آمریکایی در اعتراض به ادامه نسل کشی فلسطینیان توسط اسرائیل دانشگاه ها را به تصرف خود در آوردند!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)-حوزه آمریکا ضمن اعلام حمایت کامل از مبارزه دانشجویان و استادان در تمامی دانشگاه های آمریکایی شرکت کننده در این جنبش، به مقاومت نسل نوین دانشجویی درود میفرستد و برای ایشان در شکستن فضای تاریک تحمیل شده و تا موفقیت نهایی پیروزی آرزو می‌کند.

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!

مفهوم زمان در زندگی، نوع تفکر و جهان‌بینی ما…

نظر مصطفی تاج‌زاده درباره پیشنهاد مهدی نصیری و «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده»!

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

نگاهی به دورنمای انقلاب در ایران…