سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ تیر, ۱۴۰۵ ۲۰:۳۴

جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۴

نامه ای از حامد روحی نژاد، زندانی سیاسی محکوم به اعدام

حامد روحی نژاد، زندانی جوان و بیماری است که حداقل 40 روز پیش از آغاز انتخابات توسط نیروهای امنیتی به اتهامات واهی بازداشت شد.

Getting your Trinity Audio player ready...

این زندانی با بروز اعتراضات گسترده مردمی پس از انتخابات در ایران از سوی دستگاه امنیتی انتخاب و با وعده و تهدید مجبور می شود نمایشی را در مقام مجرم در دادگاه های حوادث پس از انتخابات ایفا کند که نهایتاً منجر به صدور حکم اعدام برای وی می شود. رنجنامه نامبرده پیشتر منتشر شد و اکنون آخرین نامه این زندانی که به شرح درد و آلام خود می پردازد عینا در پی می آید:

 

به مناسب ۸ آبان، روز تولدم که مقارن است با ولادت امام رضا و تقدیم به یکی از هم سلولی ها

بعد از حدود ۴۰ روز که هیچ خبری از چاردیواری هولناک انفرادی نداشتم نگهبان به دنبالم آمد و من با ترس و لرز به خاطر اینکه مبادا مجدداً باید برای سناریوی بازجویی بروم و دوباره همان تهدیدها و وعده های دروغین بازجو برایم تکرار شود قدم های نگهبان را می شمردم و تپش قلبم هر آن بیشتر و بیشتر می شد، صدای قدم ها با صدای بازشدن در قطع شد و نگهبان مطابق معمول گفت چشم بندت را بزن و بیا.

سراسیمه چشم بندم را زدم و با هزاران فکر جورواجور به دنبال نگهبان به راه افتادم، به سمتی حرکت می کرد که تا به حال به آنجا نرفته بودم، به ناگاه گفت رو به دیوار بایست، برای چند دقیقه که ثابت و مسکوت رو به دیوار ایستاده بودم صدای بازجو به گوش رسید که گفت بیا اینجا، رفتم و غافل از اینکه چه حادثه ناخوشایند دیگری قرار است اتفاق بیافتد، کارت تلفنی از جیبش درآورد و بعد شماره منزلمان را خواست، شماره را گرفت و سپس گوشی را به من داد، صدای خواهرم بود، یک الو گفتم و بغض چهل روزه ام شکست، گوشی را رها کردم و دست بر سر بر زمین نشستم، فریادهای بازجو که می گفت بلند شو وگرنه قطع می شود من را از جا بلند کرد و با هق هق با خواهرم صحبت کردم، صحبت نبود همه اش گریه بود، بعد از آن با مادرم حرف زدم. صدایش گویای همه چیز بود، ایکاش کسانی که این بلایا را بر سر مردم می آورند از چیزی به نام انسانیت باخبر بودن، گریه و ضجه مادرم تا ابد در گوشم نجوا خواهد کرد.

خیلی زود باید تلفن را قطع می کردم، با کراهت و از سر اجبار تلفن را قطع کردم و دوباره باید به همان دخمه باز می گشتم، وقتی به انفرادی برگشتم بعد از چند دقیقه دوباره نگهبان به سراغم آمد، گفت وسایلت را جمع کن باید بروی جایی دیگر. نمیدانستم چه پیش خواهد آمد و به کجا خواهم رفت، وسایلم را جمع کردم و با چشمبند به چشم به دنبال نگهبان راهی شدم، در مقابل سلولی ایستاد و در را باز کرد. گفت وارد شو و وارد شدم، وجود انسان دیگری در سلول قابل لمس بود، به جز آن دو نفر دیگر هم در سلول بودند، به هیچ عنوان باورکردنی نبود، شاید تا به آن روز هیچگاه از دیدن یک انسان تا به این حد خوشحال نشده بودم، نمیشد تصور کرد و لطفی بیکران از سوی خدا و البته سپاسی بی انتها به خاطر اینکه یک همبند و همنشین همچون تو را در مقابلم قرار داد که می توانستم دردهای ناگفته ام را با خیال آسوده برایت بگویم.

حال روی سخنم با توست که وقتی وارد سلول شدم با حرارت و گرمی به استقبالم آمدی و با روی گشاده و با چهره ات دنیایی از شادی را به من هدیه کردی و تو تنها کسی بودی که در طول بودنم در بازداشتگاه از تمام ناگفتنی ها برایت گفتم و تو نیز به گفته هایم گوش می دادی، برایت گفتم که چگونه به گونه ای وحشتناک مامورین وزارت اطلاعات به خانه ام حمله ور شدند و مرا به جرم هیچ دستگیر کردند و شبانه به بازداشتگاه آورند.

تنها جرمی که در پرونده ام بود خروج غیرقانونی از کشور بود که آن هم دلایل قانع کننده خود را داشت و برایت گفتم با اجازه وزارت اطلاعات به ایران بازگشتم، به یاد بیاور که با چشمانی اشک آلود به تو گفتم که زیر بار شکنجه های روحی و تهدیدهای وحشتناک هر آنچه را بازجویان از من می خواستند و برایم دیکته می کردند با کراهت تمام و در حالی که از نوشتن آنها لرزه بر اندامم می افتاد، نوشتم. آن هم نه به خاطر وعده های آنان در مورد بازگشت به دامان خانواده ام و نه به خاطر بازگشت به میان مردم و ادامه تحصیل در دانشگاه، بلکه فقط و فقط به خاطر اینکه زیر بار شکنجه های روحی بیماری ام عود نکند و بینایی و حس بدنم را از دست ندهم، هر چند که سرانجام چنین شد و من هم اکنون با صورتی چسبیده به ورق می توانم برایت بنویسم.

و با دستی که با تمام قدرت قلم را می فشارد، تا که قلم از میان انگشتان سست حس سر نخورد و بدنی که روی پایی سوار است و برخی اوقات با برخورد با اجسام سخت نیز درد چندانی حس نمی کند، تو خود نیز بر این اعتقاد بودی که سلامت روحی و جسمی یگانه امانت و هدیه خداست که ما موظف به امانت داری در مورد نعمت های الهی هستیم و برایت گفتم همین است دلیل اعترافم به اقداماتی که هرگز روحمم از آنها کوچکترین خبری نداشت و همچنین به تو گفتم که هیچ چیز برایم هولناک تر از این نبود که تهدید این چنینی که خانواده ات را برای بازجویی به ۲۰۹ می اوریم عملی شود و خانواده ام نیز تحت اجبار و فشار برای حفظ جان من مقر به نادانسته هایی شوند که من خود تحت اجبار و شرایط خاص مجبور به نوشتن املای بازجو شده بودم.

تمام ناگفته هایم را برایت گفتم و تو می دانی که تمام اتهاماتی که به من مربوط نیست و برایم تراشیده اند همانها حلقه داری شده اند به دور گردنم و کنون نیز برایت می گویم که مدتی است که همان اندک توجهی که به بیماری ام می شد نیز وجود ندارد و بازگشت حواس بدن و بینایی ام پس از تجدید نظر در حکم ناعادلانه ای که بی هیچ گناهی برایم صادر کرده اند تنها آروزیم است. تا روز بازگشت به دامان جامعه و خانواده ام را جز با طلب صبر و آرامش از خدا نمی توانم تحمل کنم و البته با تمام وجودم از خدای خود سپاسگذارم که مرا در راهی قرار داد که دغدغه ای جز خدمت به خلقش نداشتم و اکنون نیز به جرم خدمت به مردم در این ناکجا آباد اسیرم و قرار است به همین جرم گرفتار چوبه دار شوم و برایم هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که فدای هموطنانم شوم.

حامد روحی نژاد

زندان اوین

۸ آبان ۱۳۸۸

تاریخ انتشار : ۱۰ آبان, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بخش ۲: اروپا و زایش «دولت–ملت» گذار از نظم فئودالی به حاکمیت ملیِ مدرن!

مسئلهٔ زمان در آغازِ کیهان

غم جنوب…

جنوب ایران، تمام جان ایران است!

بیانیه نهضت آزادی ایران: ضرورت عفو عمومی و توقف احکام حبس و اعدام

برای جنوب و تمامی ایران، و در رسای زندگی.