سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۲:۳۶

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۶

نفرت بر خشونت!

ماجد رفت. ماجد جان باخت، و برای همیشە همانند عموها و ابراهیم کە برای والدینشان غمی عمیق و غیر قابل توصیف بجای گذاشتند، او نیز غمی عمیق برای پدر و مادرش بجای گذاشت. غمی بە درازای زندگی

Getting your Trinity Audio player ready...

ماجد کاویان جانشین فرماندە کل پژاک در درگیریهای میان سپاە پاسداران و گریلاهای پژاک در کوهستانهای قندیل جان خود را از دست داد. ماجد کاویان کە در سن بیست و نه سالگی زندگی را بدرود گفت، جوانی اهل بانە در کردستان ایران بود کە از سال ۱۹۹۹ میلادی بە نیروهای پ کا کا پیوستە بود. جوانی پرشور کە تقریبا بیشتر عمر خود را در جنگ و ناامنی و آوارگی بسر برد، از جنگ کردستان و جنگ ایران و عراق گرفتە، تا پیوستن بە نیروهای پ کا کا و پژاک، کە او را همیشە در شرایط دشواری قرار داد. وجودی در میان باد و برف و کولاکهای سهمگین.

ماجد جوان، اولین فرد جانباختە خانوادە و یا فامیل نیست. در حقیقت وی چهارمین نفر از میان کسانی می باشد کە عاشقانە بدنبال رویاهای خویش رفتند، و جان بر سر عهد و پیمان نهادند.

اولین نفر، عبدالباقی کاویان، عموی ماجد، عضو کمیتە کردستان سازمان راە کارگر  کە در زمستان سال ۱۳۶۲ در کوهستانهای مرزی میان بانە و سردشت در سرمای زمستان در یک ماموریت سازمانی جان خود را از دست داد، و غریبانە در روستایی در منطقە سردشت بە خاک سپردە شد.

دومین نفر، ابراهیم مجیدیان از اعضای فامیل و عضو سازمان مجاهدین کە در سال ۱۳۶۵ در یک درگیری در منطقەای میان بانە و سردشت جان خود را از دست داد. ابراهیم را نیروهای رژیم بعد از اینکە جسدش را از ناحیە سر کاملا درهم شکستەبودند، و با همان لباسهای عادی اش بە خاک سپردەبودند، بعد از چند هفتە از گور بیرون آوردیم، بعد کفن کردیم و دوبارە بە خاک سپردیم. آن روز روزی پاییزی بود با آسمانی ابری و غمگین، کە هیچ وقت از ذهن بستگانش محو نخواهد شد، مرگ ابراهیم چنان داغی بر دل پدر و مادر نشاند کە فقط احساسهای لطیف انسانی می توانند بنوعی آن را در پیش خود مجسم کنند. و شاید چنین داغهایی را هیچوقت نتوان آنچنان کە باید، توصیف کرد.

سومین نفر سلیم کاویان عضو حزب دمکرات کردستان ایران – رهبری انقلابی، عموی دیگر ماجد می باشد کە در سال ۱۳۶۷ در روستایی میان بانە و سردشت همراە رفقایش در خانەای بە محاصرە نیروهای جمهوری اسلامی افتاد. او زندە زندە در آتش سوخت و برای همیشە زندگی را در جوانی بدرود گفت. در همان گورستانی کە ابراهیم آرمیدە است، سلیم نیز آرمیدە است، اما نە تمام پیکر او، بلکە تنها استخوانهایش. نصف بدن او در همان خانە روستایی برای همیشە بە جا ماند. او را در حقیقت دو آرامگاە هست.

و اینک بعد از سالها نوبت بە ماجد کاویان، ماجد جوان رسید. ماجدی کە او نیز همانند عموها، بدنبال آرزوها، در بهترین سالهای عمر برای همیشە زندگی را وداع گفت.

هنگامی کە ایران را ترک کردم، ماجد کودکی دە – یازدە سالە بود. خاطرە من از وی کودکی خردسال با چهرەای معصوم است کە در هنگام جنگ ایران و عراق و بمبارانهای وحشیانە هواپیماهای عراقی کە هزاران انسان بیگناه را در شهر من بە خاک و خون درغلطانیدند، با هم و همراە کل فامیل بە روستاهای اطراف شهر روی می آوردیم. خاطرە من از او کودکیست با چشمانی مشتاق و کنجکاو و چهرەای دوست داشتنی کە بدنبال زندگی کردن بود. کودکی کە من بارها و در همان سالها می توانستم کابوس مرگ وی را بە مانند همە آن کودکانی دیگری کە در این جنگ وحشیانە جان خود را از دست دادند و در زیر بمبها بە شیوەای فجیع تکە تکە شدند، در جلو چشمان خودم مجسم کنم. اما ماجد جان بدر برد، جان بدر برد تا در زمانی دیگر و در جایی دیگر و البتە نە چندان دور از روستاهای اطراف شهرش، قربانی دور نهادینە شدە خشونت شود.

ماجد رفت. ماجد جان باخت، و برای همیشە همانند عموها و ابراهیم کە برای والدینشان غمی عمیق و غیر قابل توصیف بجای گذاشتند، او نیز غمی عمیق برای پدر و مادرش بجای گذاشت غمی بە درازای زندگی.

بدرود ماجد، بدرود ماجد عزیز! چهرە عزیزت را می بوسم. نگاههای غریبت را می بوسم کە بعد از بیست سال در تلویزیون و هنگامی کە دیگر تو مردی شدە بودی برای آخرین بار دیدمت. دوستت دارم.

و تو نیز ای پدر، کاک کریم عزیز! ریش سفید و موهای برف گونەات را می بوسم. چهرە شکستەات را می بوسم. زندگی را خشونت برای بسیاریها بە جهنمی زمینی تبدیل کرد. قلب خونینت را می بوسم.

تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور, ۱۳۹۰ ۸:۰۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن