جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۳۳

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۳۳

نیم نگاهی به وضع کارگران و مزدبگیران در روز جشن آنان

دشواری کار این جنبش در عدم امکان تشکل یابی است، که سیاست پلیسی - امنیتی دولت حاکم، یک وجه آن و عدم رشد و توسعه بنگاه های تولیدی پایدار و پراکنده شدن نیروهای کارگری به علت بیکاریهای پی در پی و ستیز دائم با هیولای فقر و گرسنگی است. اما اقبال بزرگ این جنبش فرصت همگرایی با جنبش عظیم میلیونی ای است که در اعتراض به کودتای انتخاباتی خرداد 1388 شکل گرفت

کارگران کارخانه ایران ترمه که ۲۶ ماه است حقوق خود را دریافت نکرده اند، ۳۳۵۰ کارگر اخراجی کارخانه پارس الکتریک، کارگران اخراجی کارخانه های دولتی اراک، کارگران اخراجی و در معرض اخراج کارخانه روغن نباتی قو و انبوه مزدبگیران بیکار و در آستانه بیکاری و زیر خط فقر در ایران، به استقبال روز جهانی کارگر می روند!

پس از کشتار کارگران معترض در اول ماه می ۱۸۸۶، کنگره بین المللی کارگران در پاریس در سال ۱۸۸۹ این روز را به عنوان روز جهانی کارگر تصویب کرد. پس از آن رسماً “اول ماه می” نماد مبارزه ای شد که قرار بود اشتغال مناسب، امنیت شغلی و حقوق مادی و معنوی کارگران و خانواده های آنان را تأمین کند و امروز پس از ۱۲۱ سال از گذشت آن قرار بین المللی، کارگران ایران در شرایطی این یادمان را برگزار می کنند که پس از اعلام ششصد هزار تومان به عنوان خط فقر از جانب مسئولان نظام، توسط شورای عالی کار کشور حداقل حقوق کارگر ٣٠٣هزار و ۴٨تومان، یعنی پنجاه درصد زیر خط فقر تعیین شده است. آن هم در شرایطی که گرانی و رکود تورمی روزافزون در کشور قدرت خرید کارگران و زحمتکشان را هر روز کاهش می دهد.

کارگران ایران هر جا که امکان حضور و حتی زندگی زحمتکشی خود را یافته اند مبارزه کرده اند و نمایندگان ِ سرفرازشان در زندانهای تهران و شهرستانهای ایران دارند با پرداخت باقی مانده جان و جوانی خویش بهای حق طلبی طبقه خود را می پردازند.

منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوسرانی تهران را که از ناراحتی قلبی، کمر درد و بیماری چشم رنج میبرد، تاجایی که تا به حال ۳ بار پزشک قانونی بر ضرورت مداوای او در خارج از زندان تاکید کرده است، همین یکشنبه گذشته با دست بند و پابند به شعبه ۶ بازپرسی دادگاه انقلاب کرج بردند تا در آستانه روزکارگر زهر چشم تازه ای از کارگران بگیرند. برای او که محکومیت ناحق خود را می گذراند پرونده جدیدی گشودند. بنابر شکایت “سرداران رشید” جمهوری اسلامی، علی حاج کاظم، رئیس و علی محمدی معاون زندان گوهردشت کرج. و اتهام هم هر چه بی اساس تر، برای ظابطان و مجریان قانون در ایران محکمتر و آشناتر: ارتباط با معاندین نظام در زندان. اگر چنین نکنند چگونه حضور خودرا اثبات کنند؟ چگونه بگویند هستند در کشوری که به گزارش واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست، که در ماه فوریه ۲۰۱۰ منتشر شد، نرخ بیکاری در سال جاری ۱۳.۲ درصد و نیروی کار در کشور ۲۵ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر خواهد بود؟ و بر این زمینه افزوده خواهد شد هیولای طرح غیرعلمی و پرابهام هدفمند کردن یارانه ها با کابوس مدیریت دولت احمدی نژاد؛ رئیس جمهوری که می گوید: “خدا را شکر که چیزی از اقتصاد نمی دانم” و سازمان برنامه و بودجه را منحل و شورای برنامه ریزی را هم برمی چیند. کسی که میلیونها کارگر ایرانی، که قرار است چرخ تولید این مملکت را بچرخانند، نمی بیند و از نیازهای آنان خبر هم ندارد و البته میانه ای هم با آنان ندارد؛ زیرا که بیکاری کارگران و عدم امکان تجمع آنان در محیط های بزرگ تولیدی، یکی از بهترین شانسهای حکومت احمدی نژاد است برای جلوگیری از ایجاد تشکلهای کارگری و سامان یافتن اعتراضات و مطالبات آنها. برای احمدی نژاد آسانتر است که به فریب اذهان ساده و تربیت نشده طبقات و اقشار محروم جامعه روی بیاورد، سیب زمینی توزیع کند، سرمایه نسلهای آینده کشور را خرج برنامه بی بنیاد “بنگاههای زوده بازده” ـ بخوان بی بازده ـ کند و “مسکن مهر” راه بیاندازد که حاصلش رکود در بخش مسکن و از میان بردن صدها هزار فرصت شغلی باشد. رئیس دولتی که رکود تورمی در کشور آخرین محصول سیاستهای اقتصادی اوست وبه گفته دبیر اجرایی خانه کارگر بوشهر، ظرف ۴ سال دولتمداری او شمار کارگران شاغل دریکی از بزرگترین حوضه های تولید انرژی یعنی میدان گاز پارس جنوبی (عسلویه) از ۶۰ هزار به ۸ هزار نفر کاهش یافته است. یک تابلوی هول انگیز از سیاستهای ضدکارگری، ضدتوسعه و ضدملی. آنچه که کارگران به حق در پلاکاردهای اعتراضی خود با عبارت «بیکاری مساوی فقر و گرسنگی» به روشنی بیان می کنند.

جنبش کارگری ایران امروز در چنین شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر می رود. دشواری کار این جنبش در عدم امکان تشکلیابی است، که سیاست پلیسی – امنیتی دولت حاکم، یک وجه آن و عدم رشد و توسعه بنگاه های تولیدی پایدار و پراکنده شدن نیروهای کارگری به علت بیکاریهای پی در پی و ستیز دائم با هیولای فقر و گرسنگی است. اما اقبال بزرگ این جنبش فرصت همگرایی با جنبش عظیم میلیونی ای است که در اعتراض به کودتای انتخاباتی خرداد ۱۳۸۸ شکل گرفت. این فرصت تاریخی و ملی وقتی فراهم می شود که رهبران و فعالان جنبش سبز ایران قدر و ارزش این نیروی آگاه و تعیین کننده را دریابند و شرایط نزدیکی خود را با آن و آن را با خود بیش از گذشته فراهم کنند.

بخش : کارگری
تاریخ انتشار : ۱۱ اردیبهشت, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟