جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۸:۳۱

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۸:۳۱

هایدگر و دیگران در فلسفه فرانسه

انقلاب فرانسه کوشید تا تئوری قرارداد اجتماعی را از طریق اعلان حقوق بشر عملی کند، امتیازات اشراف را لغو نماید، فدرت کلیسا و روحانیت را قیچی کند، دولت را بر اساس خواست مردم تشکیل دهد، در برابر قانون برابری ایجاد کند و مانع هرم قدرت گردد و بجای ترحم الهی، آزادی انسان را تضمین نماید.

به پیش ! گرچه سرگردان و گمراه .

 

تاثیر افکار هایدگر آلمانی روی فلسفه فرانسه بدلیل سابقه اشتغال او با فلسفه هگل بود. گروهی بر این باورند که او در فرانسه به فهم ساده تر فلسفه هگل کمک کرد. علاقه خاص فرانسویان به هگل از اوایل قرن ۱۹ بدنبال علاقه آنان به تفکرات آلمانی پیش آمد .

نخستین بار در سال ۱۹۲۹ با ترجمه مقاله (متافیزیک چیست ؟)، نشر تفکرهایدگر در فرانسه آغاز شد. زمانیکه هگل شناسی در فلسفه فرانسه اهمیت یافت ، نوشته های هایدگر در این باره مورد توجه قرار گرفتند .

از طرف دیگر برای عده ای که خواهان فرار از تاثیر چپ های هگلی بودند، نظرات هایدگر برای آنان پناهگاه مناسبی شد. فرانسویان معمولا متفکران خارجی را در فرهنگ خود می پذیرند و به حل و هضم آنان می پردازند .

گفته میشود که علاقه فرانسویان به فلسفه هایدگر به سبب مخالفت آنان با لیبرالیسم حاضر بود. فلسفه فرانسه دهها سال است که زیر تعثیر متفکران آلمانی مانند نیچه، هایدگر، مارکس و فروید بود، گرچه نفوذ هوسرل و هگل را نیز نباید نادیده گرفت .

گروهی از محققین بورژوازی بر این باورند که بر اثر تهدیدات لیبرالیسم و بلشویسم، هایدگر سراغ فاشیسم رفت. چون هایدگر مثل عده ای دیگر از روشنفکران زمان جمهوری وایمار، نازیسم را یک جنبش انقلابی سنت گرا میدانست که راه سومی بود میان لیبرالیسم و سوسیالیسم. او خود را نیز سنت گرا معرفی می نمود .

شاید به این دلیل مقوله مرگ از آغاز در تفکر هایدگری نقش مهمی داشت گرچه او اعتراف میکرد که در آغاز زیر تاثیر فلسفه هوسرل بود و هوسرل دنباله رو فلسفه کانت است. هایدگر مدعی بود که در کتاب ( هستی و زمان ) خود، در جستجوی فرم قدیمی یونانی متافیزیک بود .

کوویف؛ فیلسوف فرانسوی روسی تبار، در تفکرات هایدگر مهمترین فلسفه آته ایستی از زمان هگل را می دید. او میگفت که هایدگر بحث مقوله مرگ هگل را دوباره مطرح کرد ولی خلاف مارکس، مقوله کار و مبارزه را فراموش نمود و مارکس بحث مرگ را فراموش کرد ولی به بحث مقوله کار و مبارزه پرداخت و مارکس و هایدگر از اهمیت حاکمیت وحشت انگیز دولت هگلی و عواقب مرگ آور آن غافل ماندند. در اینجا اشاره به دو دولت فاشیسم هیتلری و دیکتاتوری استالینیستی است .

نظران ذهنگرایانه هایدگر، تحقیقات فرانسوی هگلی و اگزیستنسیالیسم و ساختارگرایی را تحت تاثیر قرار دادند. کوویف هایدگر را یکی از نوابغ تئوری متافیزیک نامید و مدعی بود که او بعد از جنگ جهانی کوشید تا فلسفه را از آسمان به زمین آورد. هایدگر خلاف ادعای سارتر خود را اگزیستنسیالیست نمیدانست و از نظرات و شایعات و تبلیغات وی فاصله گرفت .

امروزه ادعا میشود که فلسفه فرانسوی غیر از چند استثناء در اصل هومانیستی است. انقلاب فرانسه کوشید تا تئوری قرارداد اجتماعی را از طریق اعلان حقوق بشر عملی کند، امتیازات اشراف را لغو نماید، فدرت کلیسا و روحانیت را قیچی کند، دولت را بر اساس خواست مردم تشکیل دهد، در برابر قانون برابری ایجاد کند و مانع هرم قدرت گردد و بجای ترحم الهی، آزادی انسان را تضمین نماید.

گروهی از جامعه شناسان اشاره میکنند که جو دانشگاهی در آمریکا لیبرال ولی در فرانسه و آلمان، سنت گرا است. از طرف دیگر اصولا فرهنگ فرانسوی با آغوش باز مدلهای فکری خارجی و روشنفکر را می پذیرد. مثلا ولتیر کوشید تا لاک و هیوم و نیوتن را به فرانسویان معرفی نماید. هیپولی تاینه مینویسد که آلمان بین سالهای ۱۸۳۰-۱۷۸۰ تمام ایده های دوره تاریخی فرانسه را پایه گذاشت و فرانسویان فقط می بایستی بعد از نوگرایی آنان را در جامعه خود جذب و هضم می کردند .

محققین فرانسوی هگل در آغاز مدعی بودند که میان فنومنولوگی هوسرل و هگل رابطه ای نزدیک وجود داشت. دیدرو میگفت که هیچگاه یک فیلسوف یک هومانیست بهتر و یک هومانیست یک فیلسوف بهتر نبوده.

مورخین لیبرال مدعی هستند که از آغاز دهه ۳۰ تا زمان زوال مارکسیسم در پایان دهه ۶۰ قرن بیست برای آنان که خواهان فرار از تاثیر چپ های هگلی بودند، پناهگاه مهمی بود. سارتر نه تنها به سوء تفاهم نظرات هایدگر در باره اگزیستنسیالیسم کمک کرد بلکه آنان را به نفع خود تغییر داد .

گروه دیگری مدعی هستند که در عصر حاضر هیچ کس به اندازه سارتر فلسفه را آته ایستی ننمود. بعضی ها توصیه میکردند که انسان را باید خصوصا در وضعیت غیبت خدا مورد توجه قرار داد. گابریل مارسل فرانسوی میگفت حتی اگر خدایی هم وجود میداشت حال و روزگارمان از این بهتر نمی شد. در مقابل او کاناپا نوشت که اگزیستنسیالیسم یک نوع آنتی مارکسیسم مخفی است و هومانیسم فقط بشکل مارکسیسم معنی دارد گرچه اگزیستنسیالیستها خود را انقلابی معرفی میکنند ولی فقط انبوهی از روشنفکران خرده بورژوا و غیرمفید هستند .

اگزیستنسیالیسم در سال ۱۹۴۶ نه یک جنبش اجتماعی بلکه یک فرم تفکر دانشگاهی بود. گروه دیگری اشاره میکنند که آلتهوسر بنیادگزار مارکسیسم ساختارگرا ومارکس پایه گزار هومانیسم جمع گرا می باشد. فوکو مدعی بود که سارتر نه تنها آخرین متفکر هگل گرا بلکه آخرین مارکسیست استالین گراست.

پاره ای هم اشاره میکردند که روشنگری فقط در زمانی ممکن شد که مسیحیت نفس های آخر را می کشید. انگیزه مهم و مرکزی روشنگری، هومانیسم بود و علاقه کانت به رنجهای انسان به سبب شاگرد روسو بودن او بود . دکارت خود را شیئی یا موجودی متفکر می نامید . آگوست مقدس، فیلسوف مسیحی در قرون وسطی، که شاگرد مانویان بود، شعار “خود را بشناس ! “را سر داد.

سقراط میگفت زندگی که مورد تحقیق و بررسی و پرسش قرار نگیرد ارزش زیستن را ندارد. ارسطو نوشت که فلسفه فقط میتواند کنجکاوی های فکری را ارضاء کند .هگل میگفت که فلسفه متاسفانه همیشه دیر به کمک انسان می آید .مارکس نوشت که آن یک ایدئولوژی یایک آگاهی غلط و کذایی است و برای حل مشکلات کمکی نمیکند که قابل رقابت با کمونیسم باشد. ویتگن اشتاین آنرا نتیجه یک سوء استفاده از زبان میدانست. افلاتون میگفت که فلسفه نه تنها مفید بلکه ضرورت یک زندگی سعادت مندانه است. کانت آنرا بالاترین فرم و سطح عقل می دانست .

در فلسفه فرانسه در بحث هومانیسم این جهانی و هومانیسم دینی، موضعگیری در مقابل سنت، مهم بحساب می آمد .هایدگر و شاگردش گادامر، سنت گرا بودند و مخالف مرزبندی عقل با سنت. دکارت و پیروانش برای موفقیت علم، قطع رابطە با سنت را توصیه میکردند و آنرا شرط آزادی انسان از طریق عقل و تحقیق در طبیعت می دانستند .

در فلسفه دیالکتیکی و فلسفه آنتروپولوگی هگل اهمیت خاصی به فلسفه مرگ داده می شود. کوویف در باره تحقیقات فنومنولوگی هگلی متکی به مارکس و هایدگر بود . پیرامون استقلال فیلسوفان غرب اشاره میشود که کانت برای چاپ آثارش آنرا به تاخیر انداخت تا دچار سانسور و التماس نگردد. هگل مورد سرزنش مارکسیست ها قرار گرفت چون برای چاپ آثارش به تملق از دولت پروس آلمان پرداخت. و هایدگر برای پست و مقام و نشر کتابهایش مدتی عضو حزب نازی آلمان شد .

 

تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد, ۱۳۹۳ ۳:۵۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟