سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۳:۱۴

سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۳:۱۴

پیروزی نیازمند سازمان‌یابی است!

این را که اکثریت مردم ایران با ساختار حکومتی جمهوری اسلامی موافق نیستند و جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند، خود حکومت نیز می‌داند. خیزش سترگ ۱۳۸۸ این را بسیار رسا فریاد زد و اگرچه به خاک‌وخون کشیده شد فریادش نه تنها خاموشی نگرفت بلکه در خیزش‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ پژواک یافت و هربار قدرت‌مندتر از بار پیش خود را نشان داد. اکنون خیزش "زن، زندگی، آزادی" نیز همان را بسیار رساتر از هر زمانی فریاد می‌زند.

این را که اکثریت مردم ایران با ساختار حکومتی جمهوری اسلامی موافق نیستند و جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند، خود حکومت نیز می‌داند. خیزش سترگ ۱۳۸۸ این را بسیار رسا فریاد زد و اگرچه به خاک‌وخون کشیده شد فریادش نه تنها خاموشی نگرفت بلکه در خیزش‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ پژواک یافت و هربار قدرت‌مندتر از بار پیش خود را نشان داد. اکنون خیزش “زن، زندگی، آزادی” نیز همان را بسیار رساتر از هر زمانی فریاد می‌زند.

اینکه وزیر امور خارجۀ ایران می‌گوید «… من به آنها (کشورهای غربی و آمریکا) اطمینان می دهم که اتفاق بزرگ و مهمی در ایران در حال رخ دادن نیست، تغییر حکومتی در ایران انجام نخواهد شد …» [۱]، خود بهترین گواه بر این است که حکومت و کارگزاران‌اش می‌دانند که مردم این سامانۀ حکومتی را نمی‌خواهند.

شرایط انقلابی

ولی اگرمردم دست‌کم از ۸۸ به این‌سو این سامانۀ حکومتی را نمی‌خواهند، چرا این سامانه تاکنون دوام آورده است؟

پاسخ من این است که برای دگرگونی سامانۀ حکومتی افزون بر نخواستن مردم نتوانستن حکومت نیز لازم است [۲]. شرایط انقلابی با این دو بن‌پاره تعریف و گفته می‌شود زمانی به‌وجود می‌آید که مردم حاکمیت را نخواهند و حاکمیت قادر به حکومت نباشد. به‌گمان من دست‌کم از زمان برآمد جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ بن‌پارۀ نخست، یعنی نخواستن مردم، وجود داشته و دارد ولی تا امروز بن‌پارۀ دوم وجود نداشته و حاکمیت توانایی آن را داشت که با ترکیبی از نرمش و خشونت حکومت خود را ادامه دهد.

ظرفیت بالای خیزش “زن، زندگی، آزادی”

پرسش دیگر این است که آیا خیزش کنونی می‌تواند این همراهی چهارده‌سالۀ “نخواستن” و “توانستن” را برهم زند؟

منطق حکم می‌کند که همراهی “نخواستن مردم” و “توانستن حاکمیت” نمی‌تواند پایداری درازمدت داشته باشد. از روند رخ‌دادها نیز به‌روشنی می‌توان دید که از ۱۳۸۸ به این‌سو آرام ولی پیوسته صدای “نخواستن” بلندتر و بلندتر شده است و توانِ “توانستن” کمتر و کمتر. این تغییر دو عنصر تعیین‌کنندۀ شرایط انقلابی در دو راستای کاملا مخالف هم، بی‌گمان زمانی به نقطه‌ای می‌رسد که “توانستن”ای در کار نباشد و از دو سویۀ انقلاب سویۀ “نفی” متحقق شود حتی بدون اینکه حتما منتظر تحقق سویۀ “اثباتی” انقلاب بماند. امروز به‌روشنی می‌بینیم که بردباری مردم روزبه‌روز کمتر و خواست‌های مشخص، مانند برچیده شدن گشت ارشاد یا لغو حجاب اجباری، با شتابی زیاد به خواست‌های سیاسی که کل سامانۀ حکومتی را نشانه می‌گیرند تبدیل شده‌اند.

به‌گمان من خیزش کنونی، که در آن فریاد “نخواستن” بسیار بلندتر و رساتر از خیزش‌های پیشین است، ظرفیت آن را دارد که نیروی “توانستن حاکمیت” را بیش از پیش بساید و کاهش دهد، حتی به‌حدی که دیگر نتواند در برابر “نخواستن” بایستد!

چه می‌توان کرد؟

پرسش دیگر این است که در شرایط خطیر کنونی “چه می‌توان کرد؟”. یا دقیق‌تر “در راستای فراهم‌آوری شرایط پیروزی جنبش مردمی و پاس‌داری از این‌همه شور و رنج درهم‌آمیخته چه می‌توان کرد؟”.

به‌گمان من درست‌ترین کار این است که کوشش پایه‌ای متوجه سامان‌یابی و سازمان‌یابی مردم از طریق همکاری و همیاری جنبش‌های موجود مردمی شود. «تاکید بر هم‌پوشانی و درهم‌تنیدگی جنبش‌ها و خواست‌های اقشار، گروه‌های شغلی و اجتماعی و طبقات گوناگون، همچنین تاکید بر همکاری و همیاری آن‌ها با یکدیگر» [۳] راه‌گشای اصلی اوضاع امروزین است. این کار از طریق توافق جنبش‌های موجود روی خواسته‌های مشخص بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت می‌تواند هم به سامان‌یابی و سازمان‌یابی خواسته‌های مردم در خیابان‌ها یاری رساند و هم به شکل‌گیری و سازمان‌یابی نیروی رهبری مورد اعتماد مردم. حکومت پادشاهی پهلوی مردم را از داشتن احزاب سیاسی که در مواقع خطیر مدافع و پی‌گیر خواست‌های آن‌ها باشند محروم کرد. جمهوری اسلامی نیز در این راه پیرو راستین همان سیاست ضدمردمی شاهی شد و تا امروز به آن وفادار ماند.

امروز و در شرایطی که احزاب و سازمان‌های سیاسی هشتادساله و پنجاه‌ساله از امکان کنش‌گری علنی در کشور محروم‌اند، و احزاب و سازمان‌های سیاسی نوبنیاد تحت شدیدترین محدودیت‌ها قرار دارند، می‌توان کوشید جای خالی احزاب مردمی را از طریق همکاری و همیاری جنبش‌های شهروندی موجود پر کرد. همان‌گونه که گفته شد یکی از مهم‌ترین کارکردهای این همکاری و همیاری برجسته کردن خواسته‌های مشخص و طرح شعارها بر پایۀ آن‌ها در هر لحظۀ مشخص از پیشرفت خیزش است.

پی‌گیری این کوشش تا رسیدن به پیروزی لازم و نه تنها لازم بلکه حیاتی است، مستقل از اینکه زمان رسیدن به پیروزی دراز باشد یا کوتاه.

***** 

پانویس‌ها

[۱] https://www.isna.ir/news/1401070602287

[۲] منطق حکم می‌کند نوشته شود برای دگرگونی سامانۀ حکومتی افزون بر نخواستن مردم نخواستن یا نتوانستن حکومت نیز لازم است. ولی معمولا حکومت‌ها تا جایی که ناچار نباشند تن به دگرگونی سامانۀ حکومتی نمی‌دهند و نخواستن داوطلبانه‌ای در کارشان نیست.

[۳] https://kar-online.com/node/17862

 

بخش : سخن روز
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر, ۱۴۰۱ ۶:۲۱ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

#تنها_صداست_که_می_ماند

ظهر بود، فنجان چای را که گذاشتم کنار کامپیوتر، چشمم افتاد به آفتاب پشت پنجره… از بعضی خاطره ها، هزار بار هم که فرار کنی، مثل بَختک چسبیده اند به ذهنت و دست از کنج قلب و روحت برنمیدارند….

آفیش سرخ

نه خواهان شکوه بودید، نه خواهان اشک،

نه خواهان آوای ارگ‌ها، نه دعا برای مردگان،

آنک یازده سال، وه چه زود می‌گذرد، یازده سال،

زانگاه که سلاح برگرفتید،

مرگ  نمی‌زداید از خاطر، چشمان پارتیزان!

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

#تنها_صداست_که_می_ماند

آفیش سرخ

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی