سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۰:۵۷

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۷

چرائی برکشیدن خنجر کینه توسط پرویز ثابتیبخش نخست: گرته برداری از چهره مرد دوم ساواک برای کمپین

آنهائی که میانسالی را پیش رو دارند بعد از پایان برنامه افق جوانان خود را با با صفات ضد انسانی پرویز ثابتی آشنا کرده اند. اما شاید باشند جوانانی که آگاهی کافی در مورد وی نداشته باشند. مطرح می کنند : پرویز ثابتی کیست؟ چه فجایعی در کارنامه ننگین خود دارد؟

پرویز ثابتی سرانجام بعد از سه دهه زندگی مخفی و سکوت در برابر دوربین صدای آمریکا قرار گرفت. آنهائی که میانسالی را پیش رو دارند بعد از پایان برنامه افق جوانان خود را با با صفات ضد انسانی پرویز ثابتی آشنا کرده اند. اما شاید باشند جوانانی که آگاهی کافی در مورد وی نداشته باشند. مطرح می کنند : پرویز ثابتی کیست؟ چه فجایعی در کارنامه ننگین خود دارد؟ در این زمینه چنین شرح حالی آورده می شود. پرویز ثابتی متولد سنگسر از توابع سمنان که در سال ۱۳۳۷ در رشته حقوق مدرکی عایدش می شود و بلافاصله به استخدام ساواک در می آید. دو عامل او را به مزدوری کشاند. سختی و فلاکت خانوادگی و دیگری جاه طلبی غیر طبیعی. بنابراین راه مرتفع ساختن فلاکت و ارضاء حس جاه طلبی را در سرسپردگی یافت و به ساواک رفت تا سعادت را در ریزه خواری آن سازمان جهنمی بیابد. درب ساواک را می کوبد و دست حمایت حسین فردوست را بر پشت خود حس می کند. ثابتی مدارج و سطوح اداری را با هر چه بیشتر سر فرود آوردن و دست بوسی آستان آمریکائیان و شاه به سرعت طی می کند. او برای آموزش در رأس یک گروه از مأموران ساواک به اسرائیل می رود. به احتمال قوی در این مأموریت به استخدام موساد درآمد. بعد از بازگشت در ساواک بود تا این که در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ با آغاز فعالیت مسلحانه سازمان چریکهای فدائی خلق ایران گروهی از ساواکی ها را که در اسرائیل دوره آموزشی دیده بودند، برای مبارزه با رفقای فدائی مان به سیاهکل فرستاد.

ثابتی در اوایل سال ۱۳۵۰ سخنگوی ساواک می شود و در تداوم سرسپردگی به “مقام امنیتی” می رسد. در سال ۱۳۵۲ توسط نصیری […] به سمت مدیرکلی اداره سوم دست یافت و عملاً همه کاره ساواک شد. وی نام رمز “بامداد” را برگزید. در تمام عملیات ساواک در سالهای ۵۶- ۱۳۵۲ نقش اصلی را بر عهده داشت و شبکه ساواک در وزارتخانه ها، سازمانهای دولتی و حتی بخش خصوصی زیر نظر مستقیم او عمل می کردند. همچنین کار امنیت داخل کشور که در حوزه ریاست اداره کل سوم ساواک می گنجید را بر عهده گرفت. او طرفدار ایده شدت عمل یا سیاست سرکوب دهشتناک مبارزات بود و حتی با شروع تظاهرات مردم از سال ۱۳۵۶ ببعد او تاکید می کرد که باید با قاطعیت تمام تظاهرات را سرکوب کرد. در اواسط بهار ۱۳۵۷ از طریق هویدا […] براین اصرار داشت که شاه عنان اختیار کار را بدست ساواک بسپارد که بخاطر مقاومت ناصر مقدم (چهارمین رئیس ساواک از ۱۷ خرداد ۱۳۵۷) عملی نشد. مقدم به تعبیر ثابتی تازه از آمریکا آمده بود و آزادیخواه شده بود. ثابتی در اواخر حکومت ازهاری درست ده روز قبل از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ همراه با همسرش به اسرائیل گریخت. او بعداً به آمریکا رفت و در شهر سانفرانسیسکو در خانه ای مجلل سکنی گزید و خود را از انظار پنهان ساخت. در این عروج و فرود شاید شعرواره ای از احمد شاملو ، پلشتی و خباثت ثابتی را واگویه کند:

ترا چه سود

فخر به فلک بر

فروختن

هنگامی که

هرغبار راه لعنت شده، نفرینت می کند

تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاسها

به داس سخن گفته ای

 

شکست سکوت به اختیارش یا به اجبار اربابانش

پیشینه حضور ثابتی بر صفحه تلویزیون به ۱۵/۱/۱۳۵۰ باز می گردد. در این روز بر صفحه تلویزیون ملی ایران ظاهر شد و مقام امنیتی نامیدندش. آمده بود تا چهره به چهره در باره رویداد سیاهکل گزارش هایی را ارائه کند و حس جاه طلبی را ارضاء سازد. رفقای سازمان ما از جلاد و شکنجه گر ساواکی با عنوان رمزی « ابرو کمانی » نام می بردند که او کسی جز ثابتی نبود. مرد مخوف، نمونه کامل یک پلیس سیاسی سرکوبگر، عناوینی هستند که بر پشت هویتش الصاق شده اند. فردوست تنها شخصیت امنیتی قابل توجه رژیم پهلوی بود که کتاب خاطرات خود را منتشر کرد و غیر از او هیچ شخصیت امنیتی در ایران نبود، زیرا حسن پاکروان ، نصیری و ناصر مقدم اعدام شده بودند. بعد از انتشار خاطرات فردوست دیگر خاطراتی از این جنس سراغ نداریم تا این که مرد تمام فصول منحوس ساواک با عرفان قانعی فرد مصاحبه ای انجام داد که در کتابی با عنوان «در دامگه حادثه» گنجانده شد. ثابتی ادعا می کند که خاطراتش را در همان سالهای بعد از انقلاب نوشته ولی تا کنون منتشرش نکرده است. بنا به توصیف اش خاطرات او شامل مطالب مثبت و منفی است. علت عدم انتشار خاطرات اش را بیم از سوء استفاده رژیم کنونی ایران اعلام می کند. در باره بخش مربوط به مبارزه با مخالفین رژیم سابق می گوید: «اعم از کمونیستها، تروریست و افراطیون مذهبی این ملاحظه را داشتم که این مطالب به تنشی که هنوز هم متأسفانه بین طرفداران و مخالفان رژیم شاه وجود دارد دامن بزند. در حالی که ما در حال حاضر به یک وحدت و آشتی ملی احتیاج داریم».

تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکل‌گیری بدیل سیاسی درون‌زا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نه‌تنها چنین بدیلی نمی‌سازد، بلکه فرصت شکل‌گیری آن را نیز از بین می‌برد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمی‌شود؛ گاه فقط به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و رنج طولانی‌تر می‌انجامد.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مواضع جبهه ملی ایران در شرایط حساس و خطیر کنونی کشور!

اعتراضات در تهران: چهار شب، چهار روایت

بیانیهٔ جمعی از دانشجویان دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در محکومیت وقایع اخیر

نعمت میرزازاده (م. آزرم) نیز درگذشت…

نسلی که خیابان را ساخت و چپی که به آن نرسید.

خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندارد!