در این شماره می خوانید:
- گزارش تفصیلی کنگرهٔ فوقالعادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به همراه قرار مصوبه کنگره و سه پیام سیاسی مصوب کنگرهٔ فوقالعاده؛
- موضوع، "نظارت مطلق شورای نگهبان" است؛
- جایزه به بهترین فیلم مستند درجشنوارهی آزادیها بروکسل؛
- این لایحە نە قابل اصلاح است، نە قابل تحمل و نە راه گشاست؛
- نیاز بە نوگرائی در جنبش کردستان ایران؛
- دو جریان با یک سرنوشت؛
- 3 وزیر جدید و مشکلات 38 ساله؛
- چرا بلوچها با امکانات و شرایط ۱۰۰ سال قبل زندگی میکنند؛
- چرا برخورد امريکا و روسيه به سرنوشت حلب گره خورده است؟

در تداوم پایبندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یکشنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار میشود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گستردهتر در تظاهرات جمهوریخواهان مردمی و میهندوست را در خدمت دستیابی به آیندهای روشن برای مردم و سرزمین ایران میداند.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

شهناز قراگزلو: در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانهی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایهی نمادین؛ و برای قدرتهای خارجی، اهرم فشار. در این معادله، آنچه کمترین اهمیت را دارد، جان معترض است.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.