جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۷:۰۵

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۷:۰۵

یاد “عبدو” یاد باد

گل سرخی دیگر از گلستان خلقهای تحت ستم در ایران، دور از وطن و در غربت "تبعید" پژمرد. عبدالرزاق نیسی (ابو عبدالسلام) معروف به "عبدو"، فدایی خلق و فعال سیاسی- فرهنگی عرب پس از پنج دهه زندگی و فعالیت مثمر فرهنگی و سیاسی سرانجام بعد از مبارزه با بیماری لاعلاج در شهر "دلفت" در کشور هلند در گذشت.

 

 گل سرخی دیگر از گلستان خلقهای تحت ستم در ایران، دور از وطن و در غربت “تبعید” پژمرد. عبدالرزاق نیسی (ابو عبدالسلام) معروف به “عبدو”، فدایی خلق و فعال سیاسی- فرهنگی عرب پس از پنج دهه زندگی و فعالیت مثمر فرهنگی و سیاسی سرانجام بعد از مبارزه با بیماری لاعلاج در شهر “دلفت” در کشور هلند در گذشت.

“عبدو” در محله “حی النهضه” (لشکر آباد) در شهر اهواز متولد شد و دوران نوجوانی و جوانی خود را در این محله عربی و فقیرنشین گذراند. در هنگامه انقلاب ۵۷ “عبدو” نیز در کنار سایر همسالان خود فعالانه در انفلاب شرکت داشت. پس از سرنگونی رژیم ستم شاهی همراه با دیگر فعالان ملی-ترقیخواه در راه اندازی کانون فرهنگی خلق عرب در شهر اهواز شرکت فعال داشت و پای ثابت تمامی تظاهرات و اعتراضات علیه ستم ملی و تبعیض های اعمال شده از جانب حکام جدید بود. قد بلند و هیکل ترکه ای و چهره مشخص “عبدو” مانعی در راه انجام وظایف پیش رو و خدمت به ارمانهای مردمی و ملی او نبود. عبدو و یارانش علاوه بر تدارک تظاهرات و پخش اعلامیه و نشریات، انتظامات و امنیت تظاهرات را نیز به عهده داشتند و به خوبی از این مهم بر می آمدند.
مجاورت “حی النهضه” (لشکر آباد) با “حی الزهور” (کوی گلستان)، محل آموزش و سکونت بسیاری از دانشجویان دانشگاه در این محله در پیش و پس از انقلاب، سبب گردید که جوانانی نظیر “عبدو” با گرایشهای فکری چپ (گفتمان غالب در مبارزات مردمی در دهه های ۵۰ و ۶۰ شمسی) آشنا و جذب آن گردند. شعار “شبان العرب کلهم فدائیه” (جوانان عرب همه فدایی اند) از شعارهای معروف روزهای پس از پیروزی انقلاب در میان جوانان عرب بود. افول گرایشهای “ناصری” و “بعثی” خصوصاً پس از توافقنامه ۱۹۷۵ الجزیره و انحلال “جبهه التحریر” و پیامدهای ان (دستگیری و سرکوب مبارزان فعال جبهه) و انتقال “جبهه الشعبیه” به سوریه و از انجا به لبنان و یمن جنوبی، پیروزی جنبشهای ضداستعماری و ملی در کوبا، ویتنام و یمن جنوبی و… فعالیت جنبش مردمی در ظفار (عمان) و بسیاری عوامل دیگر، در تجدیدنظر و تحول مبارزان جنبش ملی خلق عرب و گرایش آنان به سمت جنبش چپ تأثیر به سزایی داشت. پس از انقلاب گروه ها و سازمانهای سیاسی چپ حقوق ملی خلقهای تحت ستم را در برنامه های سیاسی و انتخاباتی خود گنجانده و با جنبشهای ملی عربها، ترکمنها، کردها و سایر خلقهای تحت ستم همراهی کردند.
فعالیت علنی این گروه ها بصورت ستادهای دانشجویی در دانشگاه پای بسیاری از جوانان عرب را به این ستادها باز کرد. دانشجویان پیشگام شاخص ترین گروه های دانشجویی در این زمینه ارتباط وسیعی را با فعالان دانش آموزی، دانشجویی، آموزگاران و سایر اقشار جامعه نظیر کارمندان، کارگران و سایر زحمتکشان عرب برقرار نمودند. سایر گروه ها و سازمانهای چپ، تشکلهایی بنام “جبهه الاحرار” و “طریق الکادحین” و … را سازمان دادند.
پس از سرکوب جنبش فرهنگی- سیاسی مردم عرب در چهارشنبه سیاه (۹ خرداد ۱٣۵۹) در محمره (خرمشهر) و بسته شدن مراکز فرهنگی و سیاسی علنی در سایر شهرهای عربی – فلاحیه (شادگان)، عبادان (آبادان) و اهواز – ستادهای دانشجویی در دانشگاه، عرصه فعالیت جوانانی نظیر “عبدو” شدند تا با استفاده از امکانات این ستادها، فعالیتهای فرهنگی – سیاسی خود را به پیش برند.
سرکوب جنبش دانشجویی و تخلیه ستادهای علنی دانشجویان تحت نام و بهانه “انقلاب فرهنگی” در دوم اردیبهشت ۱٣۵۹ هم باعث توقف فعالیت “عبدو” و یارانش نشد؛ ضمن این که فعالیت روشنگرانه جوانانی نظیر “عبدو” سبب گردید ایت الله جنتی و عوامل حکومتی نتوانند از نااگاهی توده های مردم عرب خصوصاً مردم “حی الزهور” و “حی النهضه” بنفع خود و علیه دانشجویان سوء استفاده نمایند. اگرچه تدارک وسیع و وحشیانه برای سرکوب دانشجویان بخشی از توطئه همه جانبه سرکوب عربها و جنبش کارگری بود.
پس از تعطیلی ستادهای علنی در دانشگاه و متعاقب شروع جنگ در شهریور ۱٣۵۹ “عبدو” و سایر همراهانش دست از فعالیت برنداشتند و همچنان به فعالیت های تبلیغی و تشکیلاتی ادامه دادند، اما عرصه مبارزه مشکلتر و تنگتر می شد.
روح سرکش و عشق و علاقه او به فعالیت برای آرمانهایش او را سرانجام وادار به انتخابی سخت نمود. او ناچار به خارج از کشور و دور از وطن و خاستگاه خویش منتقل گردید و در کشور هلند سکنی گزید.
زندگی در غربت و عدم آشنایی با زبان و فرهنگ جامعه میزبان نیز باعث کندی فعالیتهای او نشد. همکاری با فداییان اکثریت از طریق عضویت در کمیسیون خلق ها، شرکت فعالانه در بحثها و مناقشات مربوطه به حقوق ملیتها در کنگره های سیاسی و مجامع حقوق بشری و … از او چهره ای شاخص در میان فعالان عرب در خارج از کشور ساخته بود. بحثهای پرشور او در پالتاک، حضور ذهن، نکته سنجی و حاضرجوابی های او گرمابخش محافل پناهندگان سیاسی و فعالان جنبشهای مدنی و ملی بود. حضور او در مراسم اعلام تاسیس کانون فرهنگی مشداخ در سال ۲۰۱۲ و برخوردهای نقادانه و موشکافانه اش، انگیزه های ما را برای ادامه راه فزونی بخشید.
منزل مسکونی او (علیرغم بیماری و استفاده از کمکهای دولتی) پناهگاه تازه واردان و مسافرانی بود که یا برای فعالیتی سیاسی – فرهنگی و یا برای دریافت اجازه پناهندگی و اقامت در هلند و سایر کشورهای اروپایی به آنجا می امدند.
به جرئت می توان گفت کمتر عربی می توان یافت که در طول سفر و یا زندگی در غربت و پناهندگی در اروپا؛ شبی را در خانه “عبدو” به سر نبرده باشد.
در روز ۲۴ ماه می ۲۰۱۴ شمع وجود “عبدو” در شهر “دلفت” (در کشور هلند) خاموش گشت. طبیعت زندگی، گل سرخ دیگری از گلستان خلق ربود. از ما به او هزاران درود باد.
ما “عبدو” را به جای “خاک” به “یاد” می سپاریم.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!

تاریخ انتشار : ۶ خرداد, ۱۳۹۳ ۷:۴۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟