سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۴۳

یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۳

آتشی که به جان جنگل های ایران افتاده، خاموش شدنی نیست.

پاکستان با 140میلیون جمعیت موفق شد جنگل هایش را در عرض 50 سال از 5 میلیون به 11میلیون هکتار برساند. ما اما تا توانستیم از دست دادیم. تفاوت ایران با پاکستانی که حتی قادر به داشتن سیستم بهداشت نیست، اما اراضی و جنگل هایش را حفظ می کند چیست؟

شنیده ها و دیده ها حکایت از این دارند که حریق تقریبا به تمام جنگل های کشور سرایت کرده و از منابع سبز پاریز کرمان گرفته تا جنگل های گلستان، ابر، استهبان فارس، پارک لتیان تهران و بسیاری از جنگل های دیگر که می شد در فضای زنده و سبزشان نفس کشید، جز زمینی سوخته و سیاه چیزی بر جای نگذاشته. حالا تنها بوی دود است که در فضای سوخته این جنگل ها به مشام می رسد و معلوم نیست که فردا نوبت کدام شهر و کدام جنگل باشد. کارشناسان معتقدند که حال و روز جنگل های ایران اگر به همین شکل ادامه پیدا کند، تا ۵۰ سال آینده فضای سبزی در کشور باقی نمی ماند. گوش مسئولان اما مطابق معمول بدهکار هشدار کارشناسان نیست و تقصیر را به گردن شرایط اقلیمی، کمبود باران، ازدیاد بادهای گرم، کمبود رطوبت جنگل ها و دست آخر به گردن یکدیگر می اندازند. اسماعیل کهرم، فعال محیط زیست اما در گفت و گو با <<قانون>> می گوید که نابودی جنگل های ایران تا ۵۰ سال آینده، مطابق با برآوردهای هشدار گونه ناسا از وضعیت ایران است و حقیقت دارد، به این معنا که با تداوم این شرایط، طی سال های ۲۰۵۰ تا ۲۰۶۰ اثری از جنگل هایی که امروز می شناسیم در کشور باقی نخواهد ماند. با اسماعیل کهرم، فعال محیط زیست در خصوص آتش سوزی های بی سابقه اخیر جنگل های ایران گفت و گو کرده ایم.

      برای آتش سوزی در جنگل های ایران، این روزها نمی توان نقطه پایانی متصور شد. تا کنون به چند هکتار از اراضی کشور آسیب رسیده  است؟

      نمی توان آمار دقیقی از آسیب حاصل از این آتش سوزی ها ارائه داد، اما تنها در یکی از این موارد در گلستان، ۴۰۰هکتار جنگل سوخت و از بین رفت. مدیر کل سازمان حفاظت محیط زیست استان گلستان هم آمد و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده گفت که ۴۰۰ هکتار سوختگی بیشتر نبوده و موردی پیش نیامده. یعنی مسئولان برای فضای سبز کشور به اندازه پشه ای که مرده باشد ارزش قائل نیستند. پس در این شرایط مشخص است که آماری ارائه نخواهد شد، چون اعلام آمار، مویدی بر کم کاری دولت و فقدان تجهیزاتی است که باید باشد و نیست.

      کارشناسان اعلام کرده اند با تداوم این روند تا ۵۰ سال آینده جنگلی در ایران باقی نمی ماند. این موضوع حقیقت دارد؟

      ناسا در کنفرانسی در آلمان که من هم در آن حضور داشتم در مورد وضعیت جنگل های ایران اعلام کرد که سالانه ۱.۵ تا ۲ درصد از جنگل های ایران نابود می شود. تصور کنید با این میزان از آسیب، چه قدر طول می کشد تا ایران کاملا با فقدان فضای سبز مواجه شود؟ دقیقا ۵۰ سال. این پیش بینی حقیقت دارد. یعنی سال های ۲۰۵۰ تا ۲۰۶۰ سال های نابودی کامل جنگل های ایران خواهد بود. 

      با توجه به سابقه ای که ایران طی این سال ها در افزایش بی سابقه جنگل سوزی داشته و پیش بینی های نگران کننده ای مانند نابودی جنگل ها در ۵۰ سال آینده، چرا همچنان وسایل و تجهیزات اطفای حریق، پاسخگوی نیاز نیست و آموزش ها نیز در این زمینه کفایت نمی کند؟ چنانچه خودتان سابق بر این گفته اید که در آتش سوزی رینه، مسئولان با شاخه درخت بید حریق را اطفا می کردند.

      بودجه ای به تکمیل تجهیزات اطفای حریق جنگل ها اختصاص نمی دهند، اما این بهانه خوبی نیست. زمانی که روسیه از ما درخواست پلنگ کرد، سازمان حفاظت از محیط زیست می توانست در ازای آن تقاضای هواپیمای آب پاش در زمان جنگل سوزی ها را داشته باشد، نه اینکه در اقدامی نمایشی، از روسیه ببر بخواهد. متاسفانه ما از موقعیت ها استفاده نمی کنیم و ترجیح می دهیم به جای اقدامات بنیادی، دست به کارهای نمایشی و مردم فریبانه بزنیم.

      طرح جامع پیشگیری و اطفای حریق جنگل ها که سال ۱۳۹۰ تدوین شد به کجا رسید؟ 

      در مورد جنگل ها تا کنون نه فقط این طرح که هیچ طرح و برنامه ای به نتیجه نرسیده. وزیر و مدیر و رئیس تا بوده اند کاری از پیش نبرده اند و وقتی هم که رفته اند طرح کاملا فراموش شده. زمانی من به خاتمی گفتم که جان شما و جان جنگل ها، حالا این را به دولت جدید می گویم که جنگل که از بین برود، خاک و آب و هوا و لطافت هوا نیز از بین می رود. ما طی روزهای گذشته رتبه نخست تا دوم فرسایش خاک در جهان را داشته ایم. فکر می کنید چرا؟ چون جنگل از بین می بریم و تبدیل به مرتع و زمین کشاورزی می کنیم. پاکستان با ۱۴۰میلیون جمعیت موفق شد جنگل هایش را در عرض ۵۰ سال از ۵ میلیون به ۱۱میلیون هکتار برساند. ما اما تا توانستیم از دست دادیم.

      تفاوت ایران با پاکستانی که حتی قادر به داشتن سیستم بهداشت نیست، اما اراضی و جنگل هایش را حفظ می کند چیست؟

      در وجود دام و برداشت ناپایدار. میزان برداشت ما از جنگل ها ۲برابر میزان پایدار است. ایران ۶.۲ میلیون متر مکعب برداشت دارد در حالی که میزان پایدار، ۳.۲ میلیون متر مکعب است. برداشت چوب و زغال در کشور ما غوغا می کند. چه ظلمی بالا تر از این؟ پاکت های زغال موجود در مغازه ها را اگر روی هم جمع کنیم، میلیون ها متر مکعب چوب خواهد بود. اما پاکستان برداشت از جنگل های داخلی را متوقف کرد و آنچه احتیاج داشت از خارج وارد کرد. اما ما منافع زودگذرمان را دیدیم و نوک بینی مان را نگاه کردیم نه بیش از آن را.

      آیا مسئولان تصور می کنند که چند صباحی مدیریت می کنند و بعد می روند و باکی ندارند از اینکه مردم بمانند و مشکلات ناشی از بی تدبیری آن ها؟

      خیر، مسئله اینجاست که ما نفت داریم و پاکستان نفت ندارد.منبع اصلی درآمد ما نفت است، مابقی منابع ارزش چندانی ندارد وبماند یا خیر مهم نیست. در این جا فقط بحث سوءمدیریت ها مطرح نیست.

      آتش زدن جنگل های مریوان توسط دولت برای جلوگیری از تجمع اشرار نیز از همین تفکر نشات می گیرد که ما نفت داریم پس نیازی به منابع طبیعی نداریم!

      این را باید از امنیتی ها بپرسید. وقتی تفکر اشخاص تفکر امنیتی باشد، پس بالاترین مسئله ای که ملزم به حفظ آن هستند را امنیت می دانند. این کاری است که آمریکا نیز در ویتنام کرد و افراد خرابکاری را که در جنگل ها پنهان شده بودند با این روش از بین برد.

      اما مقایسه آتش سوزی جنگل ها در جنگ ویتنام با آتش سوزی در جنگل های مریوان، قابل تصور نیست، هر چه قدر هم که نگاه امنیتی وجود داشته باشد.

      من از نگاه زیست محیطی می گویم که راه دیگری هم وجود داشت، اینکه برای دستگیری و متفرق کردن اشرار نیروهای امنیتی را به جنگل وارد کنند. اما مسئولان از نگاه امنیتی خود، به تصمیم دیگری رسیدند. به هر حال مقام امنیتی، نگاه زیست محیطی نخواهد داشت.

      همین مسئولان معتقد هستند که آتش سوزی هاتوسط انسان کمتر اتفاق می افتد و تقصیر را به گردن باد و باران و شرایط اقلیمی می اندازند. ماده ۴۵ تا ۴۷ ثبت قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها در خصوص مجازات آتش افروزی در جنگل ها نوشته شده و طبق آن مجازات زندان یک تا ۱۰ ساله و جریمه نقدی برای آتش افروز وجود دارد اما دولت معتقد است که تاکنون کسی برای آتش افروزی عمدی دستگیر نشده.

      عدم دستگیری ها دلیل بر بی نقص بودن و درست کار کردن سیستم جنگلبانی نیست، اتفاقا دلیل بر ضعف است. ما که می دانیم آتش سوزی های عمدی اتفاق می افتد، اما جنگلبان به اندازه کافی نداریم. 

      می گویند که برای هر ۵ هکتار جنگل در دنیا، یک جنگلبان وجود دارد، اما در ایران برای هر ۷۰ هکتار یک جنگلبان.

      همین طور است. حدود ۷.۸ درصد اراضی کشور ما تحت کنترل سازمان حفاظت از محیط زیست است. یعنی ۱۳ میلیون هکتار که برای کنترل آن به ۱۱میلیون جنگلبان نیاز است. معلوم است که ایران چنین بودجه ای ندارد. در سوییس در برخی نقاط حتی شروع به آتش زدن و جرقه زدن هم مجازات زندان دارد اما ما کم کاری می کنیم چون محیط بان و شکاربان و جنگلبان نداریم. چون بودجه نداریم، به این دلیل که حفظ محیط زیست و جنگل و منابع طبیعی، اولویت دولت ما نبوده.

      آیا به دولت جدید در زمینه حفظ جنگل ها و منابع طبیعی امیدوار هستید؟

      من به دولت آینده امیدوارم چون ناامیدی روش شیطان است. اما در مقایسه با دولت قبلی ، ۱۰۰درصد دکتر روحانی بهتر عمل خواهد کرد. چون دولت نهم و دهم طوری عمل کرده که هر عملی در مقایسه با آن پیشرفت است. اما جدا باید به آقای روحانی بگوییم که چه قدر در این زمینه غفلت شده و بخواهیم که برای محیط طبیعی و جنگل ها و محیط زیست دل بسوزانند.

 

تاریخ انتشار : ۲۹ تیر, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوق‌العاده‌ای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایت‌های رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمی‌کند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پست‌های تحریک‌آمیز او در رسانه‌های اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده می‌کند، نشان داده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان

«ساندیس‌خور» / «فاندبگیر»

حزب کمونیست ایتالیا؛ صدای ماندگار چپ در غرب

در سوگ پرویز قلیچ‌خانی؛ کاپیتان مردم و روشنفکر آزادی‌خواه

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

اختلاف نظرها در مورد غزه و صهیونیسم، جامعه یهودیان را دچار تفرقه کرده است.