سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۶:۱۳

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۳

آرایش سیاسى – فکرى خبرگان چهارم، ائتلاف عملگرایان و اصلاح طلبان

مجلس خبرگان آتى با ۴ جبهه روبه‌رو است؛ «جبهه سنت‌گرايان»، «عملگرايان»، «اصلاح‌طلبان» و «اصولگرايان راديكال». با وجود اقليت بودن اصولگرايان راديكال امكان دارد كه نوع جبهه‌گيرى در درون مجلس خبرگان ميان «جبهه سنت‌گرايان با محوريت اكثر اعضاى جامعه مدرسين و جامعه روحانيت منهاى حاميان جدى هاشمی» و «جبهه اصلاح‌طلب موتلف با عملگرايان با حمايت هاشمی‌رفسنجانی» شكل گيرد و تمامى مباحث در درون خبرگان بين «حفظ وضع موجود خبرگان و عدم تغيير روال گذشته» و در مقابل «تغيير وضع موجود، اطلاع‌رسانى عمومى و نظارت جدی» در چالش قرار گيرد

مجلسى ۸۶ نفره که روحانیون ارشد در آن با عالی‌ترین مقام نظام مرتبط هستند و او را در صورت لزوم انتخاب می‌کنند، مکانى متفاوت با سایر ارکان نظام جمهورى اسلامى است. نوع تعاملات و علقه‌هاى سیاسى اعضاى این مجلس کلان‌تر از سایر نهادها است و فراکسیون‌بندی‌ها آنقدر شفاف و بنابر خط‌کشی‌هاى سیاسى تحلیل نمی‌شود اما همچون سایر نهادهاى موثر در قدرت در چشمان سیاسیون قابل تحلیل و رقابت است.
در مجلس خبرگان رهبرى دوره اول و دوم همواره دو جناح فکرى – سیاسى نقش خود را ایفا می‌کرد.
جناحى برآمده از اندیشه‌هاى چپگرایانه مذهبى و مدافع اقدامات انقلابى با محوریت روحانیون ارشدى که پس از مدتى «مجمع روحانیون مبارز» را شکل دادند و از «جامعه روحانیت» انشعاب کردند. در مقابل آنان روحانیون راستگرایى قرار داشتند که چپگرایان روحانى آنان را «محافظه‌کار» می‌نامیدند تا با این برچسب خود را به رهبر فقید انقلاب نزدیک نشان دهند که البته تا حدودى این نزدیکى جدى بود و انتقادات امام خمینى به برخى رفتارهاى این روحانیون که در دو مجموعه سیاسى جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین عضویت داشتند، این مساله را تقویت می‌کرد. اعتراض ایشان به موضع جامعه مدرسین در مورد عدم دخالت و ارائه لیست در انتخابات‌ها توسط «دفتر تحکیم وحدت» – اتحادیه دانشجویى همراه با روحانیون چپگرا – و یا عدم پخش روزنامه رسالت به مدیر مسوولى «احمد آذری‌قمی» یکى از اعضاى ارشد جامعه مدرسین در جبهه‌هاى جنگ نمونه‌هایى از انتقاد امام به راستگرایان بود.
روحانیون ارشد دو جناح سیاسى – فکرى بازى در مجلس خبرگان را میان یکدیگر تقسیم کرده بودند و سایر گروه‌‌ها و احزاب سیاسى در این عرصه در زیر تابلوى آنان قدم می‌زدند و دغدغه‌هاى خود را به روحانیون مسن همفکر اعلام می‌کردند؛ از یک سو «جامعه روحانیت مبارز» و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» و در دیگر سو «مجمع روحانیون مبارز».
مجمع روحانیون در دهه ۶۰ با وجود حضور جدى در نهادهاى قدرت و سمپاتى مسوولان دفتر امام به این جریان توانسته بود نقش عمده‌یى را در مجلس خبرگان ایفا کند.
جامعه روحانیت مبارز نیز به دلیل تاثیر بر برخى نهادهاى وابسته به روحانیون همچون نمایندگی‌هاى ولى فقیه در استان‌ها و تریبون‌هاى نماز جمعه و نزدیکى به منبری‌هاى مشهور قادر بود که در مجلس خبرگان موثر باشد. با وجود اینکه جامعه مدرسین همواره در کنار جامعه روحانیت حضور داشت و اکثر اوقات همفکر و همراه این تشکل بود، اما این تشکل نیز به دلیل حضور جدى در مرکز مدیریت حوزه علمیه قم و نهادهاى حوزوى وابسته یا مستقل از حکومت توانسته بود حضور جدى خود را در مجلس خبرگان به نمایش بگذارد. این جناح‌بندى اندک‌اندک در دوره سوم به سوى فقط جریان جامعتین یعنى جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز تمایل یافت. روحانیون هوادار اندیشه‌هاى فکرى – سیاسى مجمع روحانیون مبارز در اقلیت قرار گرفته و اکثریت از آن جناح مقابل آنان – جامعتین – شد. از سوى دیگر پس از پایان جنگ، برخى اقدامات رفرمیستى در دولت «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» از اعضاى ارشد جامعه روحانیت مبارز توسط برخى مدیران دولت او شکل گرفت. مدیرانى که خود را «کارگزاران سازندگی» نامیدند و در مجلس پنجم لیستى مستقل از جامعه روحانیت انتخاب کردند و مرزبندى خود را با «راستگرایان سنتی» به نمایش عموم گذاشتند. پس از این زمینه‌سازى، در انتخابات ریاست‌جمهورى ۷۶ دولتى بر سر کار آمد که از پیوند «کارگزاران سازندگی» و «چپگرایان تجدیدنظرطلب» متولد شده بود.
آغاز شکل‌گیرى این دولت به ریاست «محمد خاتمی» و اعلام برخى شعارهاى ناهماهنگ با نظارت سنت‌گرایان راستگرا از سوى آنان، باعث تغییر رفتار گروه‌هاى راستگرا شد و برخى نظرات رادیکال، اصولگرایانه و تهاجمى از سوى برخى گروه‌هاى نوظهور که از دل «راست» بیرون آمده بودند، با استقبال آنان روبه‌رو شد. محور اصلى اعلام این نظرات «محمدتقى مصباح‌یزدی» بود که در پیش‌خطبه‌هاى نماز جمعه تهران این مباحث را مطرح کرد. مباحثى که دولت محمد خاتمى را هدف گرفته بود و گروه‌هاى تحت عنوان «اصلاح‌طلب» را به مغایرت با اصول اسلامى و اهداف انقلابى نظام متهم می‌کرد.
این پیوند «روحانیون راستگراى سنتی» و «روحانیون اصولگرا»ى رادیکال در مجلس خبرگان هم مشهود بود و حتى گاهى روحانیون راستگرا را در مقابل «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز قرار می‌داد. هماهنگى این دو مجموعه را می‌توان در تحصن طلاب در برابر کاریکاتور نیک‌آهنگ کوثر، اعتراض به عطاءالله مهاجرانى وزیر وقت فرهنگ و ارشاد در قم، اعتراض به سخنان آیت‌الله منتظرى در ۱۳ رجب و واکنش تند نسبت به سخنرانى هاشم آقاجرى در همدان و غیرمشروع اعلام کردن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى- یکى از گروه‌هاى حامى دولت خاتمى- و… مشاهده کرد.
همانطور که دوم خرداد ۷۶ عاملى در جهت ایجاد پیوند و قطع همکارى برخى گروه‌ها شد و راستگرایان سنت‌گرا به اصولگرایان رادیکال نزدیک شدند، ۴ تیر ۸۴ نیز آرایش سیاسى میان حوزو‌یان و روحانیون حاضر در مجلس خبرگان و کانون‌هاى اقمارى دگرگون شد. با حضور «محمود احمدی‌نژاد» در کسوت رئیس‌جمهور در حالى که برخى از اعضاى جامعه مدرسین و جامعه روحانیت از رقیب او یعنى «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» حمایت کرده بودند، جبهه‌بندى جدید در مجلس خبرگان و میان‌ روحانیون ارشد ایجاد شد.
اگرچه دو تشکل جامعه روحانیت و جامعه مدرسین سعى می‌کردند خود را حامى رئیس‌جمهور و دولت او اعلام کنند، اما حمایت آشکار و جدى «محمدتقى مصباح‌یزدی» عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از احمدی‌نژاد و نقد تند علیه دولت هاشمى، این شکاف احمدی‌نژاد – هاشمی‌رفسنجانى یا مصباح‌یزدى- هاشمی‌رفسنجانى را تشدید و آشکار ساخت.
البته جامعه مدرسین با وجود همفکرى سنتى با هاشمی‌رفسنجانى همواره در تلاش بود که این شکاف را ترمیم کرده و از بین ببرد. اما اعتراض چند روحانى نزدیک به آیت‌الله مصباح‌یزدى و عضو هیات علمى بودن برخى از آنان در موسسه او در مراسم سخنرانى هاشمی‌رفسنجانى در ۱۵ خرداد ۸۵ باعث شد که جامعه مدرسین موضع تند علیه آنان بگیرد.
پس از این حادثه نیز جامعه مدرسین تمام هم و غم خود را متمرکز کرده بود که با اعلام خبر رویارویى یا به قول نایب‌رئیس این مجموعه سیاسى «ملاقات» میان اکبر هاشمی‌رفسنجانى و محمدتقى مصباح‌یزدى در حاشیه مجلس خبرگان این شکاف را لااقل در انظار عمومى غیرواقعى جلوه دهد. این مساله توسط برخى از اعضاى دفتر مصباح‌یزدى تکذیب شد و این تاکتیک هم به ثمر ننشست.
بنابراین در مجلس خبرگان سه جبهه‌بندى سیاسى- فکرى به وجود آمد؛ جبهه‌یى بر محور آیت‌الله مصباح‌یزدى، جبهه‌یى با محوریت جامعه مدرسین و جبهه‌یى کوچک با محوریت چند روحانى چپگراى اصلاح‌طلب.
هاشمی‌رفسنجانى نیز در میان دو جبهه دیگر یعنى جامعه مدرسین و اصلاح‌طلبان از مقبولیت برخوردار بود و میزان حامیان او در مجلس خبرگان به اکثریت قریب به اتفاق تبدیل شدند و مجلس خبرگان سوم با شکل‌گیرى این سه جبهه سیاسى- فکرى به پایان دوره خود نزدیک شد.
در ابتداى آغاز رقابت‌ها و زمزمه کاندیداتورى این و آن براى این مجلس تمامى تحلیل‌ها هم بر وجود این سه جبهه میان روحانیون ارشد جمهورى اسلامى ایران متمرکز شد.
اما با آغاز کاندیداتورى اعضاى هوادار این سه جریان عدم ثبت‌نام، ردصلاحیت‌ها و قبولى یا عدم قبولى در آزمون شوراى نگهبان بازى انتخابات را به گونه‌یى دیگر رقم زد. از یک سو برخى از اصلاح‌طلبان همچون «مجید انصاری»، «هادى خامنه‌یی» و «سیدمحمدحسین ارسنجانی» که از اعضاى ارشد مجمع روحانیون مبارز هستند، ردصلاحیت شدند و برخى دیگر از هواداران این تشکل همچون «سیدمحسن موسوی‌تبریزی»، «هاشم هاشم‌زاده‌هریسی» و «محمدرضا توسلی» راى لازم را کسب نکردند. افرادى همچون «سیدجلال‌الدین طاهرى اصفهانی» نیز به دلیل کسالت در انتخابات خبرگان ثبت‌نام نکردند.
«ابراهیم امینی‌نجف‌آبادی» از اعضاى ارشد و معتدل جریان راستگرایان که به اصلاح‌طلبان نزدیک بود، هم همچون «طاهری» از ثبت‌نام براى کاندیداتورى خبرگان استنکاف کرد و «محمدرضا عباسی‌فرد» هم از جریان راستگرایان که او هم به اصلاح‌طلبان نزدیک بود و از هواداران «مهدى کروبی» به حساب می‌آمد نیز ردصلاحیت شد.
از سوى دیگر «شاگردان آیت‌الله مصباح‌یزدی»، جبهه مقابل اصلاح‌طلبان که قبل از انتخابات خبرگان همه متفق‌القول آنان را داعیه‌دار خبرگان آتى می‌پنداشتند، اعضاى ارشد آنان رد صلاحیت شدند و پس از این مساله نیز حضور جدى در انتخابات خبرگان نیافتند و به گونه‌یى آشکار در تهران لیست ۱۱نفره دادند و در سایر استان‌ها غیرمستقیم افرادى را به‌گونه‌یى محدود معرفى کردند. مرتضى آقاتهرانى، ناصر سقای‌بی‌ریا و على مصباح‌یزدى ردصلاحیت شدند و دیگر اعضاى این مجموعه هم دیرهنگام کاندیداتورى خود را اعلام کردند. با این توضیحات ستادهاى «سقای‌بی‌ریا» در چهارمحال و بختیارى از آن علیرضا اسلامیان عضو جامعه مدرسین شد که از سوى جامعتین در لیست قرار نگرفته بود و توانست با حمایت «ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه» (شاگردان آیت‌الله مصباح‌یزدى) وارد خبرگان شود و کاندیداى اختصاصى آنان در مجلس خبرگان باشد.
البته آنان به صورت آشکار فقط ۱۱ نفر را در تهران معرفى کردند که کاندیداى اختصاصى آنان غیر از «محمدتقى مصباح‌یزدی» که برخى گروه‌هاى دیگر همچون کارآمدى و جامعتین نیز از او حمایت کرده بودند، «على مومن‌پور» عضو جامعه مدرسین و از همفکران آنان و «عزیز خوشوقت» بودند که این دو هم به خبرگان راه نیافتند. آنان در سایر استان‌ها به‌گونه‌یى آشکار لیست ندادند، بلکه غیرمستقیم از کاندیداهاى همفکر خود حمایت کردند. با این وجود این مجموعه به نام‌هاى سیدمحمدرضا مدرسى از آذربایجان غربى، محمد حسین‌زاده‌یزدى از اردبیل، محمد عمومى از اصفهان، غلامرضا فیاضى از زنجان، على اسلامى از قزوین، حسن عالمى و عبدالجواد غرویان از خراسان رضوى، سیدرحیم توکل از مازندران، محمود رجبى از هرمزگان و سیدمصطفى موسوی‌فراز از همدان نیز نتوانستند آراى لازم را کسب کنند و به مجلس خبرگان راه یابند.
فقط جامعتین بود که با کمترین آمار و ردصلاحیت به دلیل اینکه اعضا و کاندیداهاى آنان تمامى در حوزه‌هاى علمیه کرسى دارند و به تدریس می‌پردازند، توانستند به عنوان رکن جدى رقابت‌هاى انتخاباتى خبرگان حاضر باشند و فقط لطفى از ایلام ردصلاحیت شد. و در مازندران کاندیداهاى آن یک نفر کم داشت و در کردستان و گلستان کاندیدا معرفى نکردند البته فقط از جامعه مدرسین نزدیک به ۳۰ نفر از اعضاى شوراى مرکزى آنان کاندیدا بودند. همچنین برخى از کاندیداهاى آنان در رقابت‌هاى انتخاباتى با سایر گروه‌ها نتوانستند به خبرگان راه یابند و اکثریت آرا را از آن خود کنند. افرادى همچون محمدصادق نجمى از آذربایجان شرقى، سیدمحمدرضا مدرسى (از فقهاى شوراى نگهبان و مشترک با لیست شاگردان مصباح) از آذربایجان غربى، سیدمجتبى حسینى از ایلام، غلامرضا رضوانى و غلامرضا مصباحی‌مقدم از تهران، محمدرضا ناصرى از چهارمحال و بختیارى، سیدعبدالصمد ساداتى از سیستان و بلوچستان، محمدمهدى شب‌زنده‌دار از فارس، على اسلامى از قزوین، محمد هاشمیان از کرمان، محسن اراکى از خوزستان و محمدعلى تسخیرى از گیلان از جمله افرادى بودند که از راهیابى به مجلس خبرگان بازماندند و نتوانستند از سایر رقباى خود پیشى بگیرند.
در آستانه برگزارى انتخابات خبرگان ۵ لیست ارائه شد: «جامعتین (جامعه مدرسین و جامعه روحانیت)،‌ نخبگان حوزه و دانشگاه (شاگردان آیت‌الله مصباح)، اصولگرایى و کارآمدى، حزب اعتماد ملى و حزب کارگزاران (البته به همراه خانه کارگر و حزب اسلامى کار)».
با ارائه این ۵ لیست می‌توان در آینده در درون مجلس خبرگان با ۴ جبهه روبه‌رو شد، زیرا «کارگزاران» و «اعتماد ملی» به دلیل اشتراکات سیاسى و فکرى مطمئناً با یکدیگر هماهنگ خواهند بود و به عنوان یک جبهه با عنوان «اصلاح‌طلبان» فعالیت خواهند کرد. 

جبهه سنت‌گرایان 
جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که اکثر کرسی‌هاى خبرگان را از آن خود کرده است محور جبهه سنت‌گرایان خواهد بود. این جریان در تمامى نهادهاى حوزوى جایگاه جدى دارد. آنان در عرصه خبرگان و معادلات سیاسى محافظه‌کار هستند و به دنبال این هستند که کمتر تغییر جدى در ساختارهاى حکومت شکل بگیرد. همچنین به دلیل پایگاه فقها این مجموعه و ارتباط قوى با اکثر مراجع تقلید از دفاع از آراى جدید در احکام فقه پرهیز می‌کنند. آنان با توجه به این افکار ارتباط عمیقى را با توده مردم در عرصه امور دینى ایجاد کرده‌اند.
جامعه مدرسین و جامعه روحانیت از یک‌طرف با «شاگردان مصباح» همسایه است و از سوى دیگر خود با «اصلاح‌طلبان» به ویژه همفکران «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» همسایگى دارند. آنان حدود ۶۷ کرسى را در خبرگان به خود اختصاص ‌داده‌اند که اکثر آنان با برخى دیگر از گروه‌ها مشترک هستند. البته حضور نزدیک به ۳۰ عضو شوراى مرکزى جامعه مدرسین و ۱۰ عضو شوراى مرکزى جامعه روحانیت در میان اعضاى راه یافته به خبرگان نشان از آن دارد که اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهاى مشترک با سایر گروه‌ها و جامعتین‌ بیش از دیگر گروه‌ها سمپاتى دارند و هماهنگ با آنان عمل می‌کنند، چرا که خود در این دو مجموعه تاثیرگذارند. 

جبهه اصلاح‌طلبان 
جبهه اصلاح‌طلبان در مجلس خبرگان رهبرى برخلاف گذشته که مجمع روحانیون مبارز محور بود، بر محور «اعتماد ملی» به همراه «حزب کارگزاران» شکل گرفته است. آنان با وجود اینکه حدود ۵۷ کاندیداى قرار گرفته در لیست‌شان در مجلس خبرگان آتى حاضر می‌شوند، اما به دلیل وابستگى سیاسى تعدادى از این کاندیداهاى مشترک به گروه‌هاى رقیب به‌ویژه «جامعتین»، مانور اکثریتى آنان مشهود نخواهد بود، بلکه با ائتلاف و همفکرى با سایر گروه‌ها در مقاطع زمانى مختلف می‌توانند کارساز عمل کنند و فراکسیون اقلیتى فعال را پایه‌گذارى کنند. از کارگزاران ۴۵ کاندیدا و از حزب اعتماد ملى ۴۷ کاندیدا حضور یافتند که با در نظر گرفتن این دو گروه به عنوان یک جبهه حدود ۵۷ نفر از لیست انتخاباتى این دو جریان بر روى کرسی‌هاى مجلس خبرگان قرار می‌گیرند. 
آنان معمولاً هماهنگ با سایر گروه‌هاى اصلاح‌طلبان تحت برخى نظرات نوگرایانه هستند. البته با وجود محوریت اعتماد ملى و کارگزاران عملگرایى در میان آنان نمود بیشترى دارد. اصلاح‌طلبان از یک‌سو در کنار خود جامعتین را دارند و در دیگر سو «جبهه اصولگرایى و کارآمدی» که در آینده امکان نزدیکى این جریان به جبهه کارآمدى که عملگرایانه رفتار می‌کنند، بیشتر است. البته با وجود نقش جدى اکبر هاشمی‌رفسنجانى در خبرگان احتمال نزدیکى آنان به بخشى از جامعتین وجود دارد. 

جبهه عملگرایان 
جبهه عملگرایان تحت تاثیر ورود جریان جدیدى به نام «ائتلاف اصولگرایی» حدود ۶۲ کاندیداى مشترک با سایر گروه‌ها از لیست آنان به مجلس خبرگان راه یافتند که به دلیل جوان بودن این مجموعه امکان حمایت کاندیداهاى راه یافته اندک به نظر می‌رسد. این جبهه جوهره اصلى آن بر مبناى گروهى به نام «خبرگان و کارآمدی» ایجاد شده است که اعضاى این گروه «اسماعیلى، قائم مقامى، هادوى، قمى، نواب و فاضل گلپایگانی» هستند. 
آنان اکثراً افرادى هستند که در نهادهاى نمایندگى ولى فقیه در دانشگاه‌ها رشد یافتند و با وجود اعتقاد جدى به ولایت فقیه و نظام جمهورى اسلامى نقد‌هایى را به جریان هوادار آیت‌الله مصباح وارد می‌کنند. البته نگاه نوگرایانه آن در برخى از مسائل فقهى و سیاسى تا حدى ناهماهنگ با جامعتین به نظر می‌رسد. در آستانه انتخابات خبرگان، آنان بر مستقل بودن خود پاى فشردند و خواستار نظارت مستمر خبرگان بر عالی‌ترین رکن نظام بودند. سیدعباس حسینی‌قائم‌مقامى که رئیس مرکز اسلامى هامبورگ است در گفت‌وگو با بازتاب بر لزوم نظارت خبرگان بر نهادهاى منسوب به رهبرى پاى فشرد و مهدى هادوى تهرانى نیز بر پاسخگو بودن رهبرى در برابر خبرگان تاکید کرد. حمایت رسانه‌یى آنان در طول دوره تبلیغات از سوى سایت بازتاب انجام می‌شد که این مساله نشان از ارتباط این جریان با تکنوکرات‌هاى اصولگراى منتقد نگرش حاکم بر دولت دارد. به هر حال در کنار این جریان اصلاح‌طلبان قرار دارند که در برخى آرا هماهنگى بین این جریان به‌وجود خواهد آمد. 

جبهه اصولگرایان رادیکال 
جبهه اصولگرایان رادیکال بر محور لیست «شاگردان آیت‌الله مصباح‌یزدی» شکل گرفته است که شخص مصباح‌یزدى نقش کلیدى در این جریان دارد. 
این جبهه بر محور افکار و تئورى این روحانى ارشد شکل گرفته که منتقدان این جریان به‌ویژه در اواخر دوره سوم و در دوره چهارم از تمامى جریان‌ها به حساب می‌آیند. البته به دلیل عضویت برخى حامیان آیت‌الله مصباح و شخص او در جامعه مدرسین امکان نزدیکى این جریان فقط به مجموعه جامعتین وجود دارد؛ البته در برخى مسائلى که شخص هاشمی‌رفسنجانى نقشى در آن نداشته باشد زیرا حضور هاشمى و مصباح بر سر یک موضوع بار دیگر این شکاف را فعال خواهد کرد و اجازه ائتلاف و هم‌رایى را نخواهد داد. این گروه با توجه به ارائه برخى کاندیداهاى مشترک با سایر گروه‌ها تنها توانسته است ۲۹ نامزد را از لیست محدود خود به داخل مجلس خبرگان راهى کند که تنها چند تن از آنان حامى جدى این جریان هستند.
*** 
با این تفاسیر مجلس خبرگان آتى با ۴ جبهه روبه‌رو است؛ «جبهه سنت‌گرایان»، «عملگرایان»، «اصلاح‌طلبان» و «اصولگرایان رادیکال». با وجود اقلیت بودن اصولگرایان رادیکال امکان دارد که نوع جبهه‌گیرى در درون مجلس خبرگان میان «جبهه سنت‌گرایان با محوریت اکثر اعضاى جامعه مدرسین و جامعه روحانیت منهاى حامیان جدى هاشمی» و «جبهه اصلاح‌طلب موتلف با عملگرایان با حمایت هاشمی‌رفسنجانی» شکل گیرد و تمامى مباحث در درون خبرگان بین «حفظ وضع موجود خبرگان و عدم تغییر روال گذشته» و در مقابل «تغییر وضع موجود، اطلاع‌رسانى عمومى و نظارت جدی» در چالش قرار گیرد. 
البته به دلیل اینکه مناسبات حاکم میان روحانیون ارشد فقط بر مبناى مناسبات جریان‌هاى سیاسى نیست و برخى دغدغه‌هاى خاص این مجموعه هم در آن لحاظ می‌شود، بنابراین امکان تغییر جبهه‌یى اعضاى مورد حمایت گروه‌ها وجود دارد و قرار گرفتن برخى اعضاى مجلس خبرگان در لیست این ۵ گروه سیاسى به معناى هوادارى آنان از این مجموعه‌ها نیست.

چهارشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۸۵ –

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر, ۱۳۸۵ ۱:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا