سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۳۲

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۲

آنهایی که باد می کارند، طوفان درو خواهند کرد

ابتکار عمل باید در حرکتهای سیاسی بدست جریانهایی باشد که بر برنامه رادیکال و مرحله ای تحول مسلح بوده و آرمانهای مدرنیته، دموکراسی و عدالت اجتماعی را نمایندگی می کنند

بر کسی پوشیده نیست که پررویی بیشرمانه جبهه استبداد و دیکتاتوری در اعدام پنج تن از زندانیان سیاسی در آستانه اولین سالگرد قیام شکوهمند خرداد ۱۳۸۸، در راستای پیش برد سیاستهای تشنج طلبانه و آزادی کشی ارتجاع حکومت ولایی نظامی کودتا میباشد. الیگارشی ولایی نظامی خامنه ای احمدی نژاد با این جنایت میخواهد از یکطرف زهر چشمی به جنبش دموکراتیک مردمی در استانه سالگرد خیزش آزادیخواهانه سال گذشته نشان بدهد، از طرف دیگر در رابطه با سیاستهای منطقه ای خود یک استراتژی تشنّج آفرین و راهزنانه ای را در پیش میگیرد.

از موضعگیریهای سیاسی اپوزیسیون دموکراتیک چندین نوع برخورد متفاوت در مقابل این این جنایتها مشاهده میشود. از یکطرف موج سرتاسری و جهانی عظیمی افکار عمومی بین المللی را نسبت به این فاجعه بزرگ بر انگیخته و ایجاب میکند که اپوزیسیون سکولار دموکراتیک با صدای واحد و تشکلی منسجم فریاد اعتراض خود را بگوش جهانیان برساند. این پروسه اعتراض خشم آگین تمام انسانهای آزاده نسبت به این جنایت و جلوگیری از جنایتهای مشابه بعدی امروز به قوت قابل توجهی در جریان میباشد.

در مورد عکس العمل میان مدت نسبت به سیاستهای جنایتکارانه حکومت نظامی ولایی، دو نوع برخوردهای مختلف مشاهده میشود. یک نگرش در لابلای “وحدت ملی”، سیاست عقب نشینی جنبش دموکراتیک را مطرح کرده و خواهان آن میباشد که شرایط را از این بیشتر برای رهبران جنبش سبز”آقایان موسوی و کروبی” سختتر نکنیم. این دیدگاه مطرح میکند که گسترش عکس العملهای دموکراتیک و در راستای گسترش و تعمیق جنبش دموکراتیک مردمی با توجه به احتمال از سرگیری اعتراضات مردمی همزمان با سالگرد قیام های سال ۱۳۸۸، میتواند با خشونت و سرکوب بیشتری مواجه شود. این نگرش که فکر میکند با عقب نشینی جنبش دموکراتیک در مقابل سرکوبها و جنایات الیگارشی حاکم، از یکطرف حکومت از خشونت دست خواهد کشید، و از طرف دیگر مردم به اعتراضات رادیکالتری دست نخواهند زد که موجب عکس العمل سرکوبگرانه رژیم حاکمه بشود. “وحدت ملی” مطرح شده از طرف این دوستان به هیچ وجه نمیخواهد از چهارچوبه ظرفّیتهای سیاسی آقایان موسوی و کروبی و قانون اساسی خارج بشود. نتیجه این سیاست دقیقاُ همان چیزی میباشد که حکومت کودتا هدفش بود تا از این جنایت بدست آورد.

دیدگاه دیگر، اساس نگرش خود را نه بر مبنای ظرفیتهای سیاسی آقایان کروبی و موسوی، بلکه بر عکس، بر مبنای پتانسیلهای سیاسی جنبش دموکراتیک مردمی و قابلیتهای بالقوه سازمانهای سیاسی سکولار دموکرات و بالاخص جنبش سوسیال دموکراسی ارزیابی می کند. این جنبش از یکطرف نظر به نمونه های اخیر حرکتهای قدرتمند جنبش دموکراتیک دانشجویی، جنبش کارگری، جنبش ملیتها و دیگر جنبشهای دموکراتیک مردمی و پتانسیلهای بالقوه آنها در ماههای آتی میکند. از طرف دیگر ظرفیتهای بالقوه سیاسی سازمانهای سیاسی سکولار دموکراتیک در ارائه تئوری تحول، تنظیم استراتژی تحول و بالاخره شکل دهی رهبری تحول و ساختار سیاسی لازم که قادر باشد چنین تئوری تحولی را رهبری بکند، می باشد.

استراتژی اول، استراتژی یاُس، دلمردگی و تسلیم را برای جنبش دموکراتیک تجویز میکند. این استراتژی به دانشجویانی که در صفهای چند صد ، بلکه چند هزاره خود نسبت به حضور رئیس جمهور کودتا در دانشگاه شهید بهشتی اعتراض میکردند، از ترس اینکه مبادا چنین حرکتهای مشابهی در دانشگاههای دیگر تکرار بشود، توصیه می کند که به کلاسهای درس خود برگردند. اگر هم مستقیماُ این را نگویند، در دل خود راضی نیستند کی جنبش اعتراضی دانشجویی گستره بیشتر از این پیدا بکند. پلاتفورم تئوری تحول این دوستان در چهارچوبه اصلاحاتی در قانون اساسی بر پایه پلاتفورم و اندیشه های سیاسی آقایان موسوی و کروبی محدود میشود. اگر مردم از اینها فراتر را بخواهند، آنوقت فقط یک راه وجود دارد، آنهم اینکه باید از اردک باید بخواهیم که تخم غاز بگذارد. این دوستان با تحول یابی لیبرالیستهای اسلامی به نیروهای سکولار دموکراتیک معتقدند. آنها نمی خواهند حتی فکر این را هم بکنند که جنبش سکولار دموکراتیک مردم، میتواند توسط سازمانهای سیاسی سکولار دموکراتیک رهبری بشود، آقایان موسوی و کروبی هم میتوانند در اندرون چنین جبهه ای جای بگیرند.

استراتژی دوم به این معتقد است که مردمی که در چهارچوبه جغرافیایی ایران زندگی میکنند، یک دوره تحول و گذر اجتماعی را سپری میکنند. مضمون، محتوا و شاخصه های چنین گذر و تحولی باید ، جامعه را از مرحله حکومت ولایی، شرعی، نظامی، به مرحله حکومت سکولار دموکراتیک بر مبنای حکومت قانون و شکل گیری ارگانها و نهادهای دموکراتیک خودگردان مردمی و مدرنیته عبور داده و برساند. بدیهی است گذر از یک فاز پایین اجتماعی سیاسی ، به یک فاز بالاتر سکولار دموکراتیک، از یک طرف احتیاج به تدوین تئوری تحول دارد، از طرف دیگر باید نیروهای اجتماعی تشکیل دهنده تحول بنیادین را مشخّص بکنند. به دنباله آن باید گفت که هیچ تحول بنیادین بدون تدوین استراتژی محوری تحول نمیتواند موفق گردد. چنین استراتژی فقط توسط آن نیروهای سیاسی میتواند تنظیم و هدایت شده و به مقصد، که همان فاز بالاتر اجتماعی سیاسی میباشد، رسانده شود، که پلاتفورم کامل مرحله ای تحول را برنامه خود قرار داده اند. آنهایی که برنامه های سیاسی آنها اصلاحات محدود در قانون اساسی را مطرح میکنند، نه تنها قادر نیستند جامعه را به یک فاز اجتماعی سیاسی بالاتری رهنمون گردند، بلکه همیشه سیاست یک گام به پیش، دوگام به پس را در پیش خواهند گرفت.

باید نیروهای تحول سکولار دموکراسی ابتکار عمل را خود به دست بگیرند. این مساله به هیچ وجه به مفهوم تقابل با رهبری جنبش سبز نیست، بر عکس، آمال دموکراتیک رهبران جنبش سبز در اندرون تئوری تحول و پلاتفورم نیروهای سکولار دموکراسی قرار دارد. رهبری چالشهای دموکراتیک مردمی توسط تشکلهای سکولار دموکراتیک، میتواند از یک طرف خواسته های دموکراتیک رهبران جنبش سبز را در خود جا بدهد. از طرف دیگر فیلترهای بازدارنده لازم را در مقابل سیاستهای غیر دموکراتیک و ظرفیتهای پس رونده آنها ایجاد بکند.

ابتکار عمل باید در حرکتهای سیاسی بدست جریانهایی باشد که بر برنامه رادیکال و مرحله ای تحول مسلح بوده و آرمانهای مدرنیته، دموکراسی و عدالت اجتماعی را نمایندگی میکنند. این نیروها، در وحله اول سازمانهای سوسیال دموکراتیک هستند، در مرحله بعد دیگر نیروهای سکولار و دموکراتیک. لیبرالیستهای اسلامی از نطر پتانسیل رهبری این مرحله گذر،(اگز ظرفیت ۀنرا داشته باشند) در رده های چهارم، پنجم قرار دارند.

موجهای جدیدی از اعتراضات دموکراتیک مردمی در شرف آغاز می باشند. درد از دست دادن عزیزانی چون فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان نه تنها فعالین سیاسی، بلکه قلب هر انسان آزاده ای را میشکند. این عزیزان با از دست دادن جانهای شیرین خود موجبات زمینه های اعتراضات دموکراتیک گسترده ای را فراهم کرده اند که سیاستهای حکومت کودتا را به ضد خود تبدیل خواهند کرد. جرقه های اعتراضی اخیر در داخل کشور خود نشان میدهد که نه تنها مردم از سرکوب و جنایتهای جغدهای شوم هراسی ندارند، بلکه با صفهای منسجم تر و در مقیاس وسیعتری خود را آماده میکنند تا همراه کاروان راه دموکراسی و مدرنیته و عدالت اجتماعی، پیام آوران مرگ، تاریکی، ارتجاع و فسادهای اجتماعی و اخلاقی را به زباله دانهای تاریخ بسپارند.

صدای گامهای استوار دانشجویان، کارگران، زنان، جوانان، فعالین ملی، هنرمندان، روشنفکران و زحمتکشان دیگر بگوش میرسد. به قدرت نیروهای مردمی ایمان داشته باشیم و شانه های خود را به بازوان خیزشهای مردمی تکیه بدهیم. ابتکار عمل را باید نیروهای مسلح به پلاتفورم و برنامه تحول بنیادین بدست بگیرند، نه آنهایی که رفیق نیمه راه مان خواهند بود. تنها چنین نیروهایی قادرند چراغ راهنمای گذر به مرحله بالاتر تحول اجتماعی سیاسی را تا مقصد حمل بکنند.

آنهایی که آنهایی که خونهای فرزادها، علی ها، مهدی ها، فرهاد ها و شیرین ها را بر زمین ریختند، زیر پتکهای گامهای استوار کاروان راه آزادی و عدالت پایمال خواهند شد. به این کاروان بزرگی که از راه میرسد بپیوندیم. جغدهای شوم پیام آور مرگ و استبداد و عقب ماندگی و خفقان و ارتجاع را به تاریک خانه های خود بفرستیم. به این تاریک طالعان نشان دهیم که، آنان که باد میکارند، طوفان درو خواهند کرد.

تاریخ انتشار : ۲۲ اردیبهشت, ۱۳۸۹ ۹:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!