|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
(شب از شب)
می گذرد آرام
صدایِ جارویِ رفتگر جوان
ازپنجره می گذرد
و به اطاقم پا می کشد این صدا…
سالهاست
سکوت شبانه ام را می شکند
ومن هر شب
گفتگویم را باستاره ها
با سکوتِ شبانه می آغازم
و رویاهایِ افتابی ام را
ورق می زنمصدا ازخاموشیِ خیابان
مثل خیلی از خاطره هایِ مخملینم
آرام رو به خاموشی می رود
و من تنها _
در آغوش شبِ رو به پاییز
چراغم روشن
پلکهایم سنگین است
می گذرد آرام
صدایِ جارویِ رفتگر جوان
ازپنجره می گذرد
و به اطاقم پا می کشد این صدا…
سالهاست
سکوت شبانه ام را می شکند
ومن هر شب
گفتگویم را باستاره ها
با سکوتِ شبانه می آغازم
و رویاهایِ افتابی ام را
ورق می زنمصدا ازخاموشیِ خیابان
مثل خیلی از خاطره هایِ مخملینم
آرام رو به خاموشی می رود
و من تنها _
در آغوش شبِ رو به پاییز
چراغم روشن
پلکهایم سنگین است
پشتِ این شب که آرام می گذرد
رحمان- ا



