سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ تیر, ۱۴۰۵ ۱۰:۲۲

چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۲

بمناسبت پنجاهمین سالگرد جان باختن رفیق حمید اشرف و یاران

مرضیه شفیع (شمسی): ممکن است نسل امروز در باره اندیشه ها و روش های مبارزانی آن دوران  دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشد؛ اما کمتر کسی می تواند از کنار  شجاعت و پایداری و از خودگذشتگی آن انسان‌ها، بی‌تفاوت بگذرد.
Getting your Trinity Audio player ready...

۸ تیر  ۱۳۵۵، روزی که آسمان گریست!

“باور نمی کند دل من مرگ خویش را

نه نه من این یقین را باور نمی کنم!

تا همدم من است نفس‌های زندگی

من با خیال مرگ، دمی سر نمی کنم!

آخر چگونه گل، خس و خاشاک می شود؟!

آخر چگونه این همه رویای  نو نهال

نگشوده گل هنوز

هنوز ننشسته در بهار

می‌پژمرد به جان من و خاک می شود؟

…”*

از تابستان سال ۱۳۵۵ می‌گویم؛ وقایعی که در این سال و در این تابستان تفت گرفته بوقوع پیوستند، برای همیشه در تاریخ پُر فراز و نشیب سازمان چریک های فدائی خلق، و متعاقباً در تاریخ جنبش آزادی خواهانه و عدالت جویانه کشور ما ثبت شده اند.

در آن تابستان خونین، کشور ما شاهد رویدادهای دردناکی بود. سال شدت گیری تعقیب و ردگیری، شکار و نیز شنود مکالمات تلفنی اعضای رهبری سازمان توسط ساواک رژیم شاه و در پی آن، که به بروز درگیری‌های مسلحانه و وارد آمدن ضربات پیاپی به خانه‌های تیمی سازمان در کوچه پس کوچه ها و خیابان‌های شهرها منجر گشت و به نبردهایی نابرابر با دشمن تا به دندان مسلح و کشته شدن مبارزان فداکاری انجامید که جُرمی به جز عشق به کشور و باور و تلاش و مبارزه برای حفظ کرامت انسانی و اعتلای جامعه با هدف رسیدن به  عدالت برای زحمتکشان و تهیدستان کشور نداشتند.

قساوت ساواک در آن تابستان سیاه حد و مرز تمی شناخت؛ ساواک شاه تصمیم گرفته بود  نسل چریک‌ها و مبارزان را از میان بردارد؛ در مسیر دستیابی به این تصمیم شوم و جنایتکارانه، سر انجام در ۸ تیر ماه ۱۳۵۵ با حمله مأموران ساواک به خانه تیمی محل نشست رهبری سازمان، مبارز خستگی ناپذیر و اسطوره مقاومت و جنگ و گریز با ساواک، رفیق حمید اشرف به همراه ۹ تن از یاران در محاصره قرار گرفتند و در پی مقاومتی چند ساعته کشته شدند.

حمید اشرف که بارها از چنگ مأموران ساواک و شهربانی رژیم، گریخته بود و شاه برای زنده دستگیر کردن او جایزه تعیین کرده بود، شاه را در حسرت تحقق این خواست و آرزو گذاشت و و یکی از خونین‌ترین رویارویی آن دوران سازمان با ساواک شاه را در تاریخ کشورمان به ثبت رساند.

هشتم تیر ۱۳۵۵فقط یک روز از تقویم تاریخ نیست؛ این روز، یاد آور خاموشی شعله زندگی تعدادی از جوانان  این سرزمین در میان شعله های آتش و گلوله خفاشان شب مرام ساواک شاهنشاهی است . این روز، فرصتی است برای اندیشیدن به ارزش های والای انسانی و هر آنچه که با عدالت و آزادی و کرامت انسانی سنجیده می‌شود؛ در کنار آن همچنین باید به هزینه‌های سنگینی که استفاده از خشونت در رویارویی‌های سیاسی می تواند بر یک جامعه تحمیل کند، نیز باید اندیشید.  «هشت تیر» را نباید فرصتی برای ستایش خشونت دانست؛ این بهایی است که مردم کشور مان در مسیر دستیابی به عدالت و آزادی و دمکراسی می پردازند؛  آن‌گونه که یاران از جان گذشته، با فدا کردن خود، در این روز پرداختند. در حقیقت در پشت نام هر انسانی که به خاک افتاد، قلبی سرشار از عشق و امید به زندگی و آینده‌ای روشن که در تصور آنها بود قرار داشت، آرزویی که فرصت تحقق کامل نیافت.

ممکن است نسل امروز در باره اندیشه ها و روش های مبارزانی آن دوران  دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشد؛ اما کمتر کسی می تواند از کنار  شجاعت و پایداری و از خودگذشتگی آن انسان‌ها، بی‌تفاوت بگذرد.

حمید اشرف برای بسیاری نماد پایداری و مقاومت در سال‌هایی بود که فضای سیاسی ایران بسته و هیچ‌ راهی برای ابراز عقیده مخالف وجود نداشت؛ راه‌های متعددی تجربه شده و با شکست مواجه شده بودند. رژیم شاه با دستیازی به دیکتاتوری و استبداد، کوچکترین اعتنایی به خواسته‌های نسل جوان و تشنه عدالت اجتماعی و آزادی در جامعه نمی کرد؛ روشنفکران و تمام کسانی که برای بهتر شدن زندگی مردم سخنی و نظری برای گفتن و ارائه کردن داشتند  شدیداً مورد سرکوب و دستگیری و شکنجه از جانب ساواک شاه، قرار می‌گرفتند. این جوانان هیچ راهی برای خلاص شدن از بن‌بست سیاسی آن دوره از حیات سیاسی کشور را نمی دیدند؛ آنان با هدف به چالش کشیدن رژیم، سر انجام  راهی پُر خطر را برگزیدند؛ راهی که مسیری پُر از خشونت داشت و منجر به از دست دادن جان شان گردید.

یاد آوری نام و عمل جان‌باختگان آن دوران برای بسیاری، صرفاً یاد آوری از یک جریان و کُمش سیاسی نیست، بلکه یاد آوری بهای سنگینی است که انسان‌ها در نبود آزادی، عدم امکان گفتگو و تمرین مدارا** پرداخته اند.

در مورد وقایع خونین دی‌ماه و ماه‌ها و سال‌های قبل از آن نیز که در رژیم جمهوری اسلامی، رقم خوردند نیز، همین قانونمندی عمل کرد؛ هر زمان که مردم به دلیل مشکلات زندگی، فقر و تهیدستی در برابر فشار و بسیاری ناملایمات در زندگی روزمره، صدای اعتراض خود را بلند کردند صدایشان با گلوله پاسخ داده شد؛ سرکوب وسیله‌ای است متداول که با هدف خفه کردن صدای مردم، وسیعاً در رژیم های دیکتاتوری به کار گرفته می‌شود.

۸ تیر ۱۳۵۵ یادآور این حقیقت است که وقتی راه سخن گفتن و انتقاد بسته شود، نفیرگلوله  است که شنیده می‌شود؛ زمانی که گلوله ها سخن بگویند، نه تو می‌مانی و نه من !!!!

آن زمان که امکان فعالیت آزاد سیاسی، مطبوعات مستقل، تشکل‌های مردمی و مدنی و رقابت سالم و قانونی وجود نداشته باشد، همواره بخشی از مخالفان به این نتیجه خواهند رسید که راهی جز مبارزه و دستیازی به خشونت، باقی نمی‌ماند. از سوی دیگر، حکومت‌ها نیز معمولاً در پاسخ به چنین شرایطی، به عوض تلاش به آرام کردن التهابات در جامعه، راه سرکوب شدید تر را انتخاب می کنند. نتیجه این کنش و واکنش از هر دو سو، سرکوب و کشتار و اعدام است

سرکوب هرگز نمی تواند راه گشا به سوی جامعه‌ای آزاد و دمکراتیک باشد. تاریخ را نمی‌توان تغییر داد ولی می توان و باید از درس‌های آن آموخت.

یاد جان باختگان ۸ تیر  ۱۳۵۵ و همه کسانی که در راه عدالت اجتماعی، آزادی و دمکراسی جان باختند همواره گرامی و جاویدان باد!

—————–

* وام گرفته شده از شعر باور، اثر زنده یاد سیاوش کسرایی

** نام کتابی ارزنده از زنده‌یاد محمد مختاری

تاریخ انتشار : ۶ تیر, ۱۴۰۵ ۱:۵۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وظیفه انسانی ما در برابر درماندگی و رنج دیگران چیست؟

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان در سالگرد، سی تیر ۱۳۳۱؛ فریاد ملت برای حق حاکمیت و استقلال ایران

دموکراسی چیست ؟

در پیوند با سخنرانی ضد چپ و‌ضد کمونیستی ترامپ به مناسبت با ۲۵۰ مین سالگرد استقلال آمریکا

مە تیر، مە خون شد

سگِ خانه‌باغ و شبِ بریدنِ دم