سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۵۰

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۰

ادبیات اجتماعی آوانگارد هوادار آنارشیسم

آناتول فرانس گفته بود: "اتوپی ها برای پیشرفت بشر در تاریخ، نقش مهمی داشته اند." کروپتکین یکی از نظریه پردازان آنارشیسم می نویسد: "هیچ ادبیاتی مانند ادبیات قرن 19 روس مبلغ مبارزه مسلحانه نبود. در رمان "پدران و پسران" تورگنیف، نیهیلیسم مثبت آن مشوق آنارشیسم سیاسی است. در رمان "غول ها" ی داستایوسکی بجای نیهیلیسم منکر خدا، یک اخلاق ماتریالیستی تبلیغ می گردد. چکامه های پوشکین از جمله شعر "خنجر" او هزاران جوان مبارز را مسلح نمودند.

در سال ۱۶۶۰ میلادی نخستین بار یک زن آنارشیست بنام “ماری دایر” به جرم سرپیچی در مقابل قانون در ایالت ماساچوست امریکا اعدام شد. متفکری بنام فولین می گفت: “هر قدرت سیاسی مثل گاو جنگی شاخدار روزی به مردم و اطرافیان خود شاخ خواهد زد.” الیاس ترول می نویسد: “روشنفکر موقعی انسان است که علیه دولت و سرمایه و جنگ و کلیسا و شوینیسم و رسانه های ارتجاعی دولتی و بورژوایی موضع داشته باشد.”

طبق نظر مورخان آنارشیست، سوسیالیستها و سوسیال دمکراتهای غرب بعد از صد سال بازی پارلمانی تسلیم مقامات بورژوایی و محافظه کار کشورهای سرمایه داری شده اند. امروزه اشاره می شود که نه مارکسیسم انقلابی روس و نه سوسیال دمکراسی میانه رو آلمانی نتوانستند آزادی و عدالت و سوسیالیسم را در جوامع خود عملی کنند. در مورد اعمال خشونت آمیز آنارشیستها گفته می شود زمانی که جنبش جمعی شکست بخورد، مبارزه فردی آغاز می گردد.

آن زمان مشکل نبود تا در آثار باکونین و کروپتکین و اشتیرنر و مالاتستا جایی برای توجیه مبارزه مسلحانه بیابند تا بتوان بکارگیری خشونت را توجیه نمود و با کمی سلیقه و مخلوط نظرات بلانک و روبسپیر و نچارف یک تئوری شورش گرایانه بوجود آورد. این گونه مبارزات بین سالهای ۱۸۹۴-۱۸۹۱ در فرانسه و روسیه شدید بود؛ البته نقش مهم نظرات نچارف روس در آن دوره را نباید فراموش کرد. در میان آنارشیستها زنان بیشماری نیز وجود داشتند.

آناتول فرانس گفته بود: “اتوپی ها برای پیشرفت بشر در تاریخ، نقش مهمی داشته اند.” کروپتکین یکی از نظریه پردازان آنارشیسم می نویسد: “هیچ ادبیاتی مانند ادبیات قرن ۱۹ روس مبلغ مبارزه مسلحانه نبود. در رمان “پدران و پسران” تورگنیف، نیهیلیسم مثبت آن مشوق آنارشیسم سیاسی است. در رمان “غول ها” ی داستایوسکی بجای نیهیلیسم منکر خدا، یک اخلاق ماتریالیستی تبلیغ می گردد. چکامه های پوشکین از جمله شعر “خنجر” او هزاران جوان مبارز را مسلح نمودند.

آنارشیستها در زمینه ادبیات و هنر از نام هایی مانند کامو، واگنر، کافکا، هاینریش بول، اسکار وایلد، برنارد شاو، تولستوی، داریو فو، جرج اورل، والت وایتمن، راسل، امرسن، پارناس، مالارمه، پیکاسو، انسنزبرگر و ریکاردو هوخ نام می برند که با اندیشه های آنارشیستی خویشاوندی نزدیک دارند. مکاتب آوانگارد و دادائیست و امپرسیونیست نیز از آنارشیستها حمایت می کردند و تحت تعثیر آنارشیستها شکوفا شدند.

آنارشیستها فرهنگ فولکلوریک و کلاسیک مردمی و رمانتیک را نیز ارج می نهادند. ادبیات آنارشیستی و رمانتیک نویسندگانی مانند امرسن و وایتمن و مقاله معروف داوید تورنو با عنوان “وظیفه سرپیچی از اوامر دولت” روی این جنبش بی تأثیر نبودند.

امروزه اشاره می شود که در کمون پاریس، کمونیستها و آنارشیستها اختلاف نظر عمده ای نداشتند. مارکس در نامه ای خصوصی اعتراف می کند که آخرین فصل کتاب “۱۸ برومر…” او تحسین از مبارزات آنارشیستی است. امروزه حتی ادعا می شود که مارکس نسبت به آنارشیستها سمپاتی داشت و از آنان هواداری می کرد. نخستین گروه آنارشیستی آلمان در سال ۱۸۷۴ تشکیل شد. با اعدام جولیوس لیسکه در سال ۱۸۸۵ مبارزه مسلحانه آنارشیستی در غالب دوره های تاریخ اجتماعی آلمان دچار وقفه شد. کنگره آنارشیستها در سال ۱۸۸۱ در لندن توصیه ای غیر از آن نداشت که به هواداران اش بگوید در یک مبارزه زیرزمینی به فعالیت ادامه دهند. به این سبب گفته می شود که بمب سنبل این دوره شد و دینامیت وسیله ای معجزه گر علیه سئوال “چه باید کرد؟”.

آنارشیسم فردگرای آمریکایی را ناشی از شرایط خاص بومی و طبیعی و فرهنگی امریکا می دانند. قرنهاست که آنارشیسم فردگرای غیرطبقاتی، یک جنبش خاص جامعه امریکا مانده است. آنارشیستهای فردگرا تفاهمی با رنج کارگران صنعتی در شهرها و مجامع تولیدی نداشتند. بی رابطه گی آنان با شهرها و کارخانه ها عظیم بود. آنارشیستهای جمعگرای مهاجر اروپایی در مبارزه طبقاتی در شهرها شرکت نمودند. اسپیس، یک مبارز انقلابی، در پای چوبه دار گفته بود: “زمانی خواهد رسید که سکوت ما قوی تر از صداهای خواهد شد که شما امروز آن را وادار به سکوت می کنید.”

انترناسیونال دوم به پاس این اعدام شدگان در کنگره دوم خود در سال ۱۸۸۹ در پاریس، اول ماه مه را بیاد آن قربانیان، روز بین الملل کار نام نهاد. در امریکای آن زمان زن و شوهری مهاجر انقلابی بنام ایما گلدمن و برگمن بیش از سی سال نیروی محرک جنبش آنارشیستی آنجا بودند. انفجار بمب نشان خشم یک فرد نبود، بلکه بیان نیاز یک طبقه بود تا غرش آن بر فریاد فرد غالب گردد. گروه دیگری می گفتند که انسان باید فقط با یک لگد به زانوی دولت و سرمایه بزند تا آن دو نقش زمین گردند. در سال ۱۹۰۰ و ۱۹۰۱ رئیس جمهور امریکا و پادشاه ایتالیا به دست آنارشیستها ترور شدند.

در سالهای میان ۱۹۷۰-۱۹۳۰ غیر از جنبش آنارشیسم فمنیستی زنان، جنبش آنارشیستی ضد نژادگرایانه سیاهان نیز فعال گردید. رسانه های بورژوایی گزارش می دهند که طرفداران زندگی ابتدایی کمونی اکنون جنبش ضدگلوبال به راه انداخته اند. پانک های جوان خیابانی نیز خود را آنارشیست می دانند و می گویند که بدون آنارشیسم، انقلابی بودن غیر ممکن است. برای نخستین بار در تاریخ، آنارشیستها تنها جریان انقلابی قرن ۲۱ شدند که خود را “جنبش جنبشها” می نامند. مشکل مهم جنبش آنارشیستی کنونی، فرقه گرایی و نبودن هماهنگی و مرکزیت بین آنان است.

آنارشیستها در آغاز خواهان اداره قدرت به سبک شورایی کمون پاریس بودند. لویزه میشل نخستین بار خواسته های فمینیستی زنان را وارد مبارزه انقلابی فرانسه نمود. در حال حاضر انتقاد به روابط مردسالاری معمولاً یکی از عنوانهای فهرست مطالب هر کتاب تئوریک آنارشیستی است.

در آغاز قرن بیست مهمترین فیلسوف آنارشیست آلمانی گوستاو لنداور بود. او در سال ۱۸۷۰ به دنیا آمد و در سال ۱۹۱۹ از طرف راستگرایان در جنوب آلمان اعدام شد. پروسه سوسیال دمکراسی آلمان را امروزه مورخان بصورت مارکسیستی، رویزیونیستی، اپورتونیستی و سازشکارانه ثبت کرده اند. لنداور، آنارشیست سوسیالیست، خود را ضدمارکسیست می دانست و می گفت آنها از طریق ماشین بخار می خواهند پیشگویی و غیبگویی اجتماعی نمایند. او مارکسیسم را نوعی گمراهی در میان کمونیستها بشمار می آورد و در تحسین تداوم انقلابات می گفت که انقلاب کردن باید بخشی از قانون اساسی و نظم اجتماعی هر کشور بشود. وی خواهان مبارزه اجتماعی صلح آمیز بود. لنداور خود را مخالف سوسیالیسم طبقاتی و مبارزه طبقاتی می دانست و می گفت که هدف نه پرولتاریا نمودن جامعه و انقلاب بلکه باید پرولتاریازدایی از آن باشد. او از جمله منتقدین مهم فلسفه آنارشیسم از جنبه های گوناگون دیگر نیز است. لنداور را امروزه یک آنارشیست سوسیالیست فرهنگی می دانند. انتقاد او از مارکسیسم را تنگ نظرانه و فردگرایانه بشمار می آورند چون او مارکسیسم را خرافات علمی نامیده بود.

رودلف روکر (۱۹۵۸-۱۸۷۳) ماتریالیسم تاریخی مارکس را قدرگرایی تاریخی-دیالکتیکی نامید. او می گفت که مارکسیستها نخستین بار مفهوم دولت مطلق را به فاشیستها آموختند، چون آنان حتی انسان را نیز حزبی و دولتی نمودند. روکر با نشر کتاب “ورشکستگی کمونیسم دولتی روس” در سال ۱۹۲۹ مدعی شد که بجای حزب بلشویک در آنجا افراد خاصی بر مملکت حکومت می کنند که حتی خارج از قوانین حزبی عمل می کنند. روکر در امریکا با شعار “تبلیغ و ترویج از طریق خشونت” خواهان مبارزه مسلحانه خشونت آمیز شده بود.

 
 
 
 
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد, ۱۳۹۴ ۱:۱۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

فرسایشِ آرام جامعه در سایه‌ی گرانی

شهناز قراگزلو: ۹ روایتِ در عصرِ نو، از دزدیده شدن اسکیت یک دختر ده‌ساله تا رها شدن یک خودرو در جاده، از نانِ خالیِ سفره‌ی یک هنرمند تا رضایت تلخِ یک بیمار از مرگ، همه یک پیام مشترک دارند: جامعه در حال از دست دادن توانِ بازسازیِ خود است. در این روایت‌ها، فقر تنها کمبود پول نیست؛ تغییر رابطه‌ی انسان با خودش و دیگران است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فرسایشِ آرام جامعه در سایه‌ی گرانی

ایران «روابط دیپلماتیک» با آمریکا را آغاز کند

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد