سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۷ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۱۹

چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۹

بهروز ورزنده

افسون نجات از بیرون؛ از رجوی تا پهلوی | نمایشنامه‌ای در سه پرده

بهروز ورزنده: این نمایشنامه حکایت نام‌ها نیست؛ حکایت حافظه است. حکایت چمدانی است که هر نسل، آن را برای سفری به سوی «نجات» می‌بندد؛ و هر بار، بی‌آنکه گشوده شود، به نسل بعد می‌رسد. و پرسشی که بی‌رحمانه بازمی‌گردد: آیا تاریخ فقط آنان را که نمی‌دانستند سرزنش می‌کند؟ یا آنان را که آگاهانه تکرار کردند، سخت‌تر داوری خواهد کرد؟ پرده اول: افسون روزی روزگاری، در سرزمینی پربار اما سوخته، مردی می‌زیست؛ با نامی آشنا: ...
Getting your Trinity Audio player ready...

نمایشنامه‌ای در سه پرده

این نمایشنامه درباره اشخاص نیست؛
درباره افسون‌هایی است که تاریخ بارها و بارها تکرارشان می‌کند.
نام‌ها تغییر می‌کنند،

اما جست‌وجوی حقیقت، اگر با صبر و صداقت همراه باشد، همان می‌ماند.

این نمایشنامه حکایت نام‌ها نیست؛
حکایت حافظه است.

حکایت چمدانی است که هر نسل، آن را برای سفری به سوی «نجات» می‌بندد؛
و هر بار، بی‌آنکه گشوده شود، به نسل بعد می‌رسد.

و پرسشی که بی‌رحمانه بازمی‌گردد:
آیا تاریخ فقط آنان را که نمی‌دانستند سرزنش می‌کند؟
یا آنان را که آگاهانه تکرار کردند، سخت‌تر داوری خواهد کرد؟

پرده اول: افسون

روزی روزگاری، در سرزمینی پربار اما سوخته،
مردی می‌زیست؛ با نامی آشنا: مسعود.

او خوش‌سخن بود و رؤیاپرداز.
کلماتش همچون شرابی کهنه در جام‌های تشنه می‌چرخید.
او آینده را نه آن‌گونه که بود،
بلکه آن‌گونه که مردم آرزو داشتند، تصویر می‌کرد.

سرزمین، در چنگال استبداد، می‌نالید.
مردم هرچه فریاد می‌زدند،
صدایشان در دیوارهای بلند قدرت گم می‌شد.
خشم بود، اما بی‌رهبر.
نفرت بود، اما بی‌هدف.

و او گفت:

این راه، به سپیده نمی‌رسد.
با دستانِ خالی، نمی‌توان کوه را از جا کند.
باید دستی دیگر،
از آن‌سوی مرزها،
به یاری ما برخیزد،

دستی که دشمنِ دشمنِ ماست.

این، آخرین زمستان است…

آخرین نبرد ما.
تنها یک گام دیگر،
و آزادی،

پشتِ همین افق،
در انتظار ماست.

مردم، که رؤیای خویش را یک‌بار در ماه جسته بودند،
و جز سایه نیافته بودند،
این بار نشانه را نه در ماه،
که در قامتِ انسانی زنده یافتند.

میدان، از فریاد آزادی لبریز شد.

شک و تردید، خیانت نام گرفت.

جوانی پرسید:

«اما … اگر این دست، روزی زنجیرِ دیگری شود، چه؟»

و پاسخ، فریاد جمعیت بود:
«خاموش! اکنون وقت پرسیدن نیست؛
وقت ایمان آوردن است.»

و احتیاط، ترس خوانده شد.

افسون کامل شد.

و سرزمین،
بی‌آنکه بداند،
گام در راهی نهاد که پایانش، ویرانی بود. 

و چمدان کهنه همچنان بسته ماند.

و نجات، باز هم، به فردایی دیگر موکول شد.

پرده دوم: فروپاشیِ توهم

سال‌ها گذشت.
آن دست‌های بیرونی،
که وعده‌ی رهایی داده بودند،
نه برای آزادی،
که برای معامله آمده بودند.

دستی که قرار بود زنجیرها را بگشاید،
آرام‌آرام افسار را به دست گرفت.

و کاروان، بی‌آنکه بداند،
راهش را به قطب‌نمای دیگران سپرد.

و آرمان، که قرار بود پرچمِ رهایی باشد،
آرام‌آرام، به سکه‌ای بر میزِ معامله بدل شد.

برخی جان باختند،
برخی فرزندشان را،
برخی وطن را.
و برخی،

اعتماد به داوری خویش را.

آنگاه مردم دریافتند
آن‌که از نجات می‌گفت،
خود در بند اراده‌ای دیگر است.

افسون شکست؛
اما نه بی‌هزینه.

نام‌ها از دیوارها پایین آمدند.
شعارها خاک گرفتند.
و شرمی تلخ، در جان تاریخ نشست.

در کتاب‌های تاریخ،
فصلی دیگر افزوده شد:
فصل اعتماد به دست بیگانه.

پرده سوم: تکرار

اکنون، سال‌ها پس از آن بیداری،
نسلی دیگر بر صحنه ایستاده است.

آنان، وارثان خشم‌اند اما نه عبرت.

دوباره،
زمزمه‌ای آشنا در کوچه‌های شهر پیچیده:

«دستانِ ما، هنوز برای شکستنِ این کوه کافی نیست.
باید دستی دیگر، از آن‌سوی مرزها، به یاری ما برخیزد …»

و مردم، بی‌آنکه بدانند،

بار دیگر، همان نمایش پردهٔ نخست را، از سر گرفتند.

و باز هم، پرسشگران، متهم شدند.

آنان که پرده نخست را لعن می‌کردند،
اکنون خود بر همان صحنه ایستاده‌اند؛
با همان نور،
همان موسیقی،
و همان دیالوگ‌ها،
تنها با نامی دیگر.

آری دیروز، مسعود بود.
امروز نامی دیگر.

و فردا،

شاید بازهم نام‌هایی دیگر.

زیرا نام‌ها فقط نقاب‌اند؛

افسون، همان افسون کهنه است.
تنها نامِ منجی عوض شده است.

اما این بار، تفاوتی هست.

مردم، یک‌بار پرده آخر را دیده‌اند.
خاکستر را لمس کرده‌اند.
و بهای امیدی را پرداخته‌اند

که از آن سوی مرزها وعده داده شده بود.

پس اگر آن نسل نخست، در غبار نادانی لغزید،
چگونه است که این نسل نو،
با چراغ تجربه در دست،
همان راه را می‌رود؟

هیچ مستبدی،
هیچ منجی‌ای،
پیش از آنکه در ذهن مردم زاده شود،
بر صحنهٔ تاریخ ظاهر نمی‌شود.

گره، در غیبتِ نهادهایی است
که بارِ یک ملت را تاب بیاورند.

و ما، هر بار،
به جای ساختن آن نهادها،
همه را در چمدانی می‌گذاریم
و به دستِ یک نفر می‌سپاریم.

و از همان لحظه، سفرِ تکرار آغاز می‌شود.

تاریخ اگر نام نخستین افسون‌شدگان را با خطی تیره نوشت،
این‌بار نام تکرارکنندگان را با حروفی درشت‌تر خواهد نگاشت.

شاید روزی…

در کلاسِ کوچکی،
کودکی، کتابی کهنه را بگشاید.

میانِ دو صفحه،
با تصویری از چمدانی بسته روبرو شود.
بر صفحه‌ی نخست، تنها یک واژه:

«افسون»

و بر صفحهٔ دیگر:

«تکرار»

و بپرسد:
«آیا آن‌ها تاریخ را نخوانده بودند، یا آن را فراموش کرده بودند؟»

سکوتی سنگین… 

کلاس را فرامی‌گیرد.

معلم  نگاهش را از کودک برمی‌گیرد، 

و بر چمدان خاک گرفته گوشه کلاس 

مکث می‌کند. 

پرده… فرو می‌افتد.

تاریکی …
صدای بسته شدن چمدانی دیگر …

و هیچ‌کس نمی‌داند،

این بار…
چه کسی…

چمدان را خواهد بست.

تاریخ انتشار : ۷ مرداد, ۱۴۰۵ ۴:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افسون نجات از بیرون؛ از رجوی تا پهلوی | نمایشنامه‌ای در سه پرده

مقاومت بدون رضایت عمومی

اصفهان؛ ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری در ملاعام اعدام شدند

جنگ و آنانی که زندگی را حفظ کردند؛ همیاری زنان و سیاستِ مراقبت در سایه جنگ

احراز هویت ۱۶ متهم پرونده «میدان شهدای اصفهان»؛ ادامه بلاتکلیفی در زندان‌های اصفهان

نه به جنگ، آری به صلح!