|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
در چنین شرایط حساسی، بیش از هر زمانی مخالفت با جنگ و وجود جنبشی نیرومند علیه آن، و دفاع از آتشبس فوری، بیقید و شرط و پایدار، و گفتوگو با هدف برقراری صلحی عادلانه برای رفع این خطر ــ چه برای مردم ایران و چه برای منطقه و جهان ــ و تحمیل آن به رژیم ایران و دولت آمریکا بیش از هر زمانی ضرورت دارد. در همین رابطه، تشکیل یک جنبش-جبهه، یا جبههٔ جنبشی متکی بر عاملیت مردم ایران علیه جنگ و سیاستهای جنگی از هر دو سوی جنگ، علاوه بر منطقه و جهان، بهویژه در خود ایران نیز اهمیت دارد و وظیفهٔ مقدم کنشگران و فعالان مدافع صدای سوم را تشکیل میدهد.
سنتکام با صدور بیانیهای اعلام کرد که روز سهشنبه ۶ مرداد، ساعت ۵:۴۵ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا، نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «در یک حملهٔ غافلگیرانه» چندین موشک بالستیک از ایران به سوی نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه شلیک کردند.
رژیم ایران، وزارت خارجه و نیز سپاه هرکدام به نحوی از قبل اعلام کرده بودند که دیگر تن به آتشبس موقت نخواهند داد؛ چرا که آن را فریبی برای نفس تازهکردن و جبران کمبود مهمات و در خدمت تدارک جنگ جدید میدانند. حتی سخنگوی سپاه تلاش کرده بود این رویکرد را از پذیرش آتشبس قبلی ــ که منجر به تفاهمنامه شد و بهشدت مورد حملهٔ مدافعان جنگ و مخالفان آتشبس در داخل بود و خود سپاه نیز در تصمیمگیری آن شرکت داشت ــ جدا و متمایز کند. گرچه در پاسخ به آتشبس موقت اعلامشده توسط ترامپ، و بهعنوان موافقت با فرصتی تازه برای دیپلماسی بنا به خواست میانجیگران و مشخصاً شروع مذاکرات دوجانبه بین ایران و عمان برای مدیریت مشترک تنگه، او در عین حال اعلام کرد که در صورت شکست این مذاکرات دست به حملهٔ نظامی گستردهای خواهد زد.
متقابلاً از سوی وزارت خارجهٔ ایران نیز اعلام شد که با توقف حملات آمریکا، ایران هم حمله نخواهد کرد؛ گرچه شلیک موشکهای بالستیک به پایگاهی در اردن در مغایرت با آن بود و بیانگر تجدیدنظر نظام. همچنین این تهاجم ایران همزمان بود با عدم موفقیت مذاکرات بین ایران و عمان و اعلام عدم موافقت ایران با پیشنهاد عمان و در حقیقت شکست آن. افزون بر این تحولات، اقدام به حملهٔ تازه همزمان با انجام مذاکرات مهمی بود که بین نتانیاهو و ترامپ دربارهٔ جنگ ایران صورت گرفت. گرچه اطلاعات مشخصی از آن هنوز درز نکرده، اما نتانیاهو از «تفاهم کامل» با ترامپ حول بحران ایران سخن گفته است.
در کنار عواملی چون نگرانیهایی که در اتاق وضعیت کاخ سفید دربارهٔ تصمیمگیری برای حملهٔ نظامی بزرگ ــ از جمله کمبود مهمات و مشخصاً موشکهای رهگیر ــ توسط فرمانده سنتکام و رئیس ستاد ارتش مطرح شده، و نیز نگرانیهایی از سوی دیجی ونس نسبت به خطر درگیر شدن آمریکا در جنگی بزرگ در منطقه آنهم سه ماه مانده به انتخابات میاندورهای، در کنار تهدیدهای ترامپ نسبت به حملهٔ نظامی گسترده که حتی در آن از حمله به خارک و اشغال آن و کوه کلنگ و زیرساختهای انرژی و حملونقل سخن رفته است، و با هدف تسلیم رژیم ایران به خواستهای آمریکا در میز مذاکرات، از سوی دیگر نباید از تحولات میدانی جنگ و خطر ورود آن به مرحلهٔ تازهای از درگیریهای نظامی و پیامدهای منطقهای و جهانی آن غفلت کرد.
نه فقط رژیم ایران و سپاه پاسداران بارها از تهدید به گسترش جنگ در منطقه و حتی تهدید انگلستان و پایگاه هواپیماهای بی-۱ آن یا هدف گرفتن ناوهای اروپایی در صورت حضور در منطقه و همراهی با آمریکا سخن گفتهاند، بلکه عملاً با گسترش تهدید تردد دریایی به بابالمندب و حملهٔ حوثیها به تأسیسات نفتی عربستان و کشتیهای نفتی آن، بحران وارد مدار جدیدی شده است. از همین رو، تا آنجا که به رژیم ایران مربوط میشود، علیرغم همهٔ آسیبها و خسارتها و تلفات ناشی از جنگ، بههیچوجه نمیخواهد فرصت تمدید قوا و تدارکات را به دشمن خود بدهد.
تصور کلی آن است که ترامپ با بحرانهایی چون خالیشدن ذخایر استراتژیک نفتی در جهان و آمریکا، افزایش قیمت بنزین و تشدید مخالفتهای داخلی و جهانی با جنگی که مخالفان آن را «جنگ اختیاری» میخوانند، دستوپنجه نرم میکند. از همین رو، علیرغم تنهایی استراتژیک و انزوای بیش از پیش ایران در میان کشورهای منطقه و جهان در پی بحران سوخت و پیامدهای آن با بستن تنگهٔ هرمز و تا حدی بابالمندب ــ که حتی در صورت تداوم احتمال رکود جهانی میرود ــ رژیم به ماجراجوییهای خود ادامه میدهد و این البته برای نظامی که صرفاً برای بقای خود میجنگد و معتقد است با جنگ نامتقارن و انبوه پرتابههای ارزانقیمت توانسته مهمات گرانقیمت دشمنش را با تنگنا مواجه کند، غیرمنتظره نیست.
اگر به این بحران در حال گسترش، حملهٔ اوکراین به کشتی غیرنظامی ایران در دریای خزر را نیز بیفزاییم، روشن میشود که چه خطری از پیوند جنگ منطقه و جنگ اوکراین جهان را تهدید میکند. پیوند جنگ منطقه با جنگ اوکراین میتواند دامنهٔ جنگ را بیش از پیش از کنترل خارج کرده و به آن وجههٔ فرامنطقهای و خطرناکتری بدهد (و ظاهراً به همین دلیل چهبسا از سوی اروپا یا آمریکا به دولت اوکراین خطر از کنترل خارجشدن بحران گوشزد شده است که سریعاً به نوعی از ایران دلجویی میکند و میگوید این حمله ناخواسته بوده و قصدی برای ادامهٔ آن ندارد).
به نظر میرسد در چنین وضعیت حساس و خطرناک، در شرایطی که انتظار نمیرفت، ترامپ تصمیم به زدن نیشترمز جنگ و بررسی همهجانبهتر آن در اتاق وضعیت گرفته است. با این همه، بیتردید حملهٔ جدید ایران برای ترامپی که دائماً از قدرت و عظمت خود و عقبنشینی و شکست حریف دم میزند، قابل نادیدهگرفتن نیست و لااقل با وارد کردن ضرباتی هرچند موردی، تا اتخاذ تصمیمات نهایی نسبت به حملهٔ نظامی گسترده، خواهد کوشید که صورت خود را سرخ نگه دارد.
اما در این سو، مردم ایران با رژیمی که سرشت جنگطلبانه و بحرانآفرینی از آن جدا نیست، باید همچنان تاوان جنگ را بدهند. با چنین زمینهای و دستاویزی که رژیم فراهم میکند (همانطور که قبلاً در حمله به کشتیها در تنگهٔ هرمز انجام داد)، چهبسا نفوذ کلام نتانیاهو ــ همانطور که وزیر جنگش اخیراً بر آن تأکید کرده ــ برای شروع جنگ و تداوم آن با حمله به تأسیسات هستهای و زیرساختهای انرژی تقویت شود. دولت اسرائیل و سرویسهای امنیتی آن مدعیاند که گویا رژیم ایران برای توسعهٔ هستهای هزاران سانتریفیوژ را به محل جدید (کوه کلنگ) منتقل کرده است و از آنجا که آن را تهدید وجودی برای خود میدانند، اصرار دارند با کشاندن آمریکا به چنین معرکهای بتوانند به اهداف خود برسند.
در چنین شرایط حساسی، بیش از هر زمانی مخالفت با جنگ و وجود جنبشی نیرومند علیه آن، و دفاع از آتشبس فوری، بیقید و شرط و پایدار، و گفتوگو با هدف برقراری صلحی عادلانه برای رفع این خطر ــ چه برای مردم ایران و چه برای منطقه و جهان ــ و تحمیل آن به رژیم ایران و دولت آمریکا بیش از هر زمانی ضرورت دارد. در همین رابطه تشکیل یک جنبش-جبهه، یا جبهه جنبشی و متکی بر عاملیت مردم ایران علیه جنگ و سیاستهای جنگی از هردو سوی جنگ، علاوه بر منطقه و جهان بویژه در خودایران نیز اهمیت دارد و وظیفه مقدم کنشگران و فعالان مدافع صدای سوم را تشکیل میدهد*.
تقی روزبه
مرداد ۷, ۱۴۰۵ برابر با ۲۰۲۶.۰۷.۲۸
https://taghi-roozbeh.blogspot.com/2026/07/blog-post_13.html#more



