سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۵۹

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۹

برآمد انتخاباتی خامنه ای

ناروشن، وضع خاتمی است و این ناروشنی با اعلام اعتقاد یا عدم اعتقاد به ولایت فقیه رفع نمی شود. صحبت بر سر گرهی ترین سیاستها و مشی هاست. خاتمی در آخرین اظهاراتش از این که "دعوت مردم را جدی گرفته ام، چه بیایم و چه نیایم" سخن گفته است.

کمی بیش از ۶ ماه دیگر انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزار خواهد شد. حاکمیت [و به واسطۀ آن، کشور ما] در شرایطی به سوی این انتخابات گام برمی دارد، که با مجموعۀ درهم تنیده ای از دشواریهای بزرگ داخلی و خارجی روبرو است. طبعاً کل این مجموعه تأثیر خود را بر روندهای آتی مربوط به انتخابات و بر رفتار حاکمیت و گرایشهای درون آن خواهد داشت، اما می توان و باید بر نقش ویژه دو عامل در این میان تأکید کرد: ۱- اقتصاد بحران زده “نفت بنیاد” که با کاهش قیمت نفت از حدود ۱۵۰ دلار به زیر ۴۰ دلار در هر بشکه، در مدتی کمتر از ۴ ماه نیز روبرو شده است؛ ۲- مناسبات خارجی تنش زده، خاصه با امریکا، مقدمتاً بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی. در مورد نخست کافی است از تخمین ۴۰ الی ۵۰ میلیون دلار کسری بودجه در سال آتی یاد شود و در مورد دوم از موقعیت مناسبتر امریکا، پس از پیروزی اوباما، برای تأمین هماهنگی بین المللی جهت اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی، تا مگر از برنامه هسته ای اش کوتاه آید. در صورت ادامۀ بن بست پروندۀ هسته ای به سیاق چند سال گذشته، باید منتظر تشدید تحریمهای بین المللی علیه ایران شد که به عنوان مشدد عامل اول ایران را در برابر موقعیت پیش بینی ناپذیری قرار خواهد داد. در این اوضاع “تنور انتخابات” اگر برای مردم چندان، ویا اصلاً، گرم نباشد، که فعلاً نیست، اما وضع در میان جناحها و محافل حکومتی به گونۀ دیگری است. علیرغم نهیبی که چندی پیش خامنه ای به آنان، که کار رقابتهای انتخاباتی را آغاز کرده بودند، زد و از ورود زودهنگام به عرصه رقابتهای انتخاباتی پرهیزشان داد، اما این نهیب نه تنها کارگر نیافتاد، بلکه حتی موجب نشد که خود خامنه ای هم وارد این رقابتها نشود و به زبانی صریح، که تاکنون سابقه نداشته است، تمایل خود را به آقای احمدی نژاد برای تصدی مقام ریاست جمهوری در دور آتی بیان نکند. اگر اظهارات چند ماه پیش خامنه ای که از دولت احمدی نژاد خواست “چنان عمل کند که گویا در ۵ سال آینده نیز عهده دار این مسئولیت است”، هنوز قابل تعبیر بود، سخنرانی معوقه او به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه علم و صنعت نمی تواند، در کنار معانی دیگر، معنای ابراز تمایل او به ادامۀ مسئولیت احمدی نژاد، و بنابراین ورود خود خامنه ای به رقابتهای انتخاباتی، را نداشته باشد. در روزهای نخست پس از سخنرانی خامنه ای در دانشگاه علم و صنعت، به نظر می رسید که مطلوب او در مقطع فعلی رقابتها حاصل شده باشد. مطلوب او اولاً انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری “اصلاح طلبان حکومتی” و ثانیاً به کرسی نشاندن احمدی نژاد به عنوان کاندیدای تمام دسته های جناح “اصولگرا” بود. سخنرانی مذکور با تصریح این که “ما رفتارمان را عوض نخواهیم کرد”، پیش از هر چیز پاسخی بود به وزیر دفاع امریکا که یکی-دو روز قبل از آن گفته بود: “امریکا نه در صدد تغییر رژیم ایران، بلکه در صدد تغییر رفتار این رژیم است.” اما این هل من مبارزطلبی ضدامریکائی، بیش از آن که به کار “مقابله حی و حاضر” با امریکا بیاید، مدخلی را می ساخت تا از آن بر پایداری و شجاعت احمدی نژاد تأکید شود و لزوم حضور او در دوران آتی مقابله دشوار با امریکا استنتاج گردد. به علاوه خامنه ای چندان پیش رفت که ظن انتساب “شاه سلطان حسین” از سوی او به خاتمی را نیز فراهم آورد. متعاقب این سخنرانی بود که گفتگو و جستجو برای “دولت وحدت ملی”، که از سوی محافلی از “اصولگرایان” و مشخصاً در تعارض با احمدی نژاد و حامیان راست افراطی او پیش برده می شد، متوقف گردید و جواد لاریجانی از “بهترین استراتژی برای جریان اصولگرا اجماع بر سر احمدی نژاد است” سخن گفت. بارزترین چرخش در این میان به عسگراولادی، چهرۀ با نفوذ حزب مؤتلفه اسلامی، تعلق داشت که حمله سنگینی را متوجه خاتمی کرد و به دیدار احمدی نژاد شتافت. قرین به یقین متأثر از این علامت دهی خامنه ای نیز بود که خاتمی در سخنرانی اش، در فردای سخنرانی خامنه ای، در حالی که این انتظار پراکنده شده بود که در آن کاندیداتوری اش را اعلام کند، اعلام کرد که “کاندیداتوری کسی که روی او حساسیت کمتری وجود دارد، مناسبتر است.” با این حال رویدادهای روزهای اخیر حاکی از آن اند که آنچه مطلوب خامنه ای بوده است، نه تنها در میان “اصلاح طلبان”، بلکه همچنین در میان “اصولگرایان” نیز حاصل نیامده است. حداقل آن است که دسته های مخالف احمدی نژاد در میان “اصولگریان” وضعی مشابه دور جاری ریاست جمهوری را، که با یکه تازی راست افراطی تحت حمایت خامنه ای مشخص می شود، دیگر برنخواهند تافت و خواهان سهم در دولت آتی اند. در میان اظهارات سخنگویان این و آن محفل “اصولگرا” اظهارات اخیر محمد نبی حبیبی، دبیرکل حزب مؤتلفۀ اسلامی، و باهنر، نایب رئیس مجلس، شاخص ترین ها هستند. حبیبی در اجتماعی از فعالان سیاسی در روز یکشنبه، ۸ دی، در قم گفت: “احمدی نژاد فعلاً کاندیدای ما نیست. ما نه از احمدی نژاد عبور کرده ایم و نه فعلاً او را نامزد خودمان می دانیم.” اگر این اظهارات هنوز مقید به قید “فعلاًً” اند، باهنر از این نیز صریحتر اعلام کرد که “اگر منظور از اجماع معرفی یک نفر برای کاندیداتوری است، اجماع اصولگرایان منتفی است.” سرانجام این که ایدۀ “دولت وحدت ملی” هم که چندی مسکوت گذاشته شده بود، دو باره و این بار با تعدیلی که نافی حضور احمدی نژاد نباشد، زیر نام “کابینۀ ائتلافی” سربرآورد و سهم خواهی “اصولگرایان” رک و روشن مورد تأکید قرار گرفت. و همۀ اینها در حالی بود که مطبوعات از دیدار قالیباف و علی لاریجانی خبر می دادند. شمه ای که در بالا از صحنه رقابتهای انتخاباتی ترسیم شد، پیش از همه آشکارکنندۀ کم و کیف حضور خامنه ای در این صحنه است. حضوری که مطلقاً نمی توان نام تعیین کننده را بر آن نهاد؛ بلکه برعکس، این شمه: اولاً حاکی از حضور او در این صحنه حتی در ترازی عالیتر نسبت به دیگران نیست، کما این که حتی قادر به ایجاد وفاقی در میان “اصولگرایان” نمی شود؛ ثانیاً مکث بر حمایت بی بده – بستان و “زودهنگام” او از احمدی نژاد، و در حالی که نارضایتی از احمدی نژاد در میان “اصولگرایان” روزبروز افزایش می یافت، فقط این واقعیت را آشکار می کند که خامنه ای برای پیشتر رفتن در مسیری که در خلال سالهای اخیر، خاصه در سیاست خارجی برگزیده است، چاره ای جز اتکا به کسانی چون احمدی نژاد و حامیانش برای خود نمی بیند. اگر ولایت در قامت خمینی با ایستادن بر فراز جناحهای حکومتی آغاز کرد، در قامت خامنه ای با تمایل به محافظه کاران و “اصولگرایان” پیش رفت، در انتخابات دورۀ نهم ریاست جمهوری راستهای افراطی نظامیگرا را گزین کرد و اکنون به اجبار بر این دسته اتکا می کند؛ ثالثاً اگر برآمدهای خامنه ای “اصولگرایان” را در برابر انتخاب اکیدی قرار نداده باشد، که گفتم نداده است، “اصلاح طلبان”ی را، که در پی اقناع خاتمی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری اند، دقیقاً در چنین وضعی قرار داده است. خامنه ای به عنوان ولی فقیه، و بنابراین به عنوان یک رکن سنگین قانونی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی، در این مورد که چگونه رئیس جمهوری را برمی تابد، ابهامی باقی نگذاشته است. از این قرار تکلیف عبدالله نوری از سوئی و کروبی از سوی دیگر، به عنوان دو کاندیدای محتمل این یا آن گرایش اصلاح طلب، روشن است. ناروشن، وضع خاتمی است و این ناروشنی با اعلام اعتقاد یا عدم اعتقاد به ولایت فقیه رفع نمی شود. صحبت بر سر گرهی ترین سیاستها و مشی هاست. خاتمی در آخرین اظهاراتش از این که “دعوت مردم را جدی گرفته ام، چه بیایم و چه نیایم” سخن گفته است. خامنه ای با برآمد انتخاباتی اش و اوضاع عمومی جامعه، که تقریبآً در تمام شئون اش فاصله چندانی با سرحدات مرزی ندارد، راهی را برای خاتمی، یا هرکس به جای او، باقی نگذاشته اند که اگر بخواهد بیاید، در اساس تداعی نوری باشد یا کروبی.


تاریخ انتشار : ۱۱ دی, ۱۳۸۷ ۰:۲۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز