سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۲:۰۷

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷

بهاران خجسته باد!

نوروز ١٣٩٥

 

 

سوار خواهد آمد

سیمین بهبهانی

سوار خواهد آمد. سرائی رفت و رو کن
کلوچه بر سبد نه، شراب در سبو کن

ز شستشوی باران، صفای گل فزون‌تر
کنار چشمه بنشین، نشاط و شستشو کن

جلیقۀ زری را ز جامه‌دان در آور
گرش رسیده زخمی، به چیرگی رفو کن

ز پول زر به گردن ببند طوقی اما
به سیم تو نیارزد، قیاس با گلو کن

به هفت رنگ شایان، یکی پری بیارای
ز چارقد نمایان، دو زلف از دو سو کن

ز گوشه خموشی، سه‌تار کهنه بر کش
سرودی از جوانی، به پرده جستجو کن

چه بود آن ترانه؟ بلی، به یادم آمد
ترانۀ «ز دستم گلی بگیر و بو کن»

سکوت سهمگین را از این سرا بتاران
بخوان، برقص، آری، بخند و های و هو کن

سوار چون در آید در آستان خانه
گلی بچین و با دل نثار پای او کن

سوار در سرایت شبی به روز آرد
دهت به هرچه فرمان، سر از ادب فرو کن

سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت
نماز عاشقی را به خون دل وضو کن

***

 

 

بهار می شود

 سیاوش کسرایی

یکی  دو روز  دیگر از پگاه 
 چو چشم  باز می‌کنی 
 زمانه  زیر و رو 
 زمینه پرنگار می شود
 زمین شکاف می‌خورد 
 به دشت سبزه  می‌زند 
 هر آن چه مانده  بود  زیر خاک 
 هر آنچه  خفته بود  زیر برف 
 جوان  و شسته  رفته  آشکار می‌شود 
 به تاج  کوه 
 ز گرمی  نگاه آفتاب 
 بلور  برف آب می‌شود 
 دهان  دره ها
 پراز سرود چشمه سارمی شود 
 نسیم  هرزه پو
 ز روی   لاله های کوه 
کنار لانه های  کبک
 فراز  خارهای  هفت  رنگ 
 نفس زنان  و خسته می‌رسد 
 غریق  موج  کشتزار  می‌شود 
 در آسمان  
 گروه  گله های  ابر 
 ز هر کناره  می‌رسد 
 به هر کرانه می‌دود
 به روی  جلگه ها  غبار  می‌شود 
 درین بهار … آه 
 چه یادها 
 چه حرفهای  ناتمام 
 دل پر آرزو 
 چو شاخ  پر شکوفه  باردار می‌شود 
 نگار من 
 امید نوبهار من 
 لبی  به  خنده باز کن 
 ببین  چگونه  از گلی 
خزان  باغ  ما بهار می‌شود

***

 

عیدی

ویدا فرهودی

عیدیِ شعرم کنون سبز ترین آرزو است

واژه به واژه در آن سرخ ترین گفتگو است

 

آبیِ فردا اگر زرد شد از کهنگی

روز نوُ زندگی   در گذرجستجو است

 

سفره ی نوروز را پاک کن از ابتدا

سفره ی دیگر بچین، حادثه ای پیش رو است

 

با همه غمناکی ات، نیست اگر باکی ات

راز شقایق شنو،گفتنش آخر نکو است

 

توطئه را دور کن از خود و معذور کن

هر که  به جای صدا، گفته اش از های و هو است

 

لحظه ای قدر نظر، فرصت شیرین نگر

زان که دوسه جرعه ای مانده تو را در سبو است

 

گر مژه بر هم زنی، ریشه ی خواهش کنی

بهت تورا می دَرَد، بغض، عیان در گلو است

 

چشم ز هم باز کن، عشق خود ابراز کن

کولیِ آزادگی، رقص کنان کو به کو است

 

گر چه شقایق گذشت، فرصت عاشق نگشت،

گل شکفدباز هم ، این همه از عطر او است

 

عیدی او را بگیر،نیست جز این ات گزیر

گر چه دگر گون شده، میوه ی آن آرزو است…

***

 

چند رباعی

 نعمت آزرم

یکبار دگر نسیم نوروز وزید
دل‌ها به هوای روز نو باز تپید
نوروز و بهار و بزم یاران خوش باد
در خاک وطن ، نه در دیار تبعید
——–
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غمزخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید
بویی مگر از میهن ما آوردی!
——–
بر سفره‌ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست
——–
هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لاله‌ی خفته به خاک ،
نوروز کبود و لاله پوش آمده است!
——–
نوروز رسید و ما همان در دیروز
در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن
هر سال سر آمد و نیامد نوروز !
——–
نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجدید جوانی جهان کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاک ایران من است
——–
دلتنگ ز غربتیم و شادان باشیم
از آنکه درست عهد و پیمان باشیم
بادا که چو نوروز رسد دیگر بار
با سفره‌ی هفت سین در ایران باشیم 

***

 

 

پیشباز بهار

پرتو نوری علا

 

بهار، با تردید میانه ندارد؛ 
تا خورشید 
پرده ی ابر بشکافد 
و سبزه برویَد از زمین، 
پشتِ سرما را خم کرده‎ست، بهار. 

این پرنده ی کوچک هم 
از شکستنِ شاخه ی نازکی 
که رویَش نشسته 
       نمی‎هراسد؛ 
پرواز را باور دارد 
و به لرزش برگی 
یا ریزش شکوفه ای‎ 
       به دل بهار می زند

***

 

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

شهناز قراگزلو: در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانه‌ی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایه‌ی نمادین؛ و برای قدرت‌های خارجی، اهرم فشار. در این معادله، آن‌چه کمترین اهمیت را دارد، جان معترض است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

“همگامی” از تظاهرات کلن حمایت می کند

Washington’s Gallery of Puppets

Scylla and Charybdis

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

اطلاعیهٔ برگزاری کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)؛ در پیوند با اعتراضات برحق مردم میهنمان و سرکوب وحشیانهٔ آن

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است