سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۲:۰۵

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۰۵

به بهانه روز جهانی خانواده: از «آمنه و مجید» تا هر آنچه باید در خانواده مخفی بماند

و همه اینها شرم هایی بود که باید مخفی می ماند. از بچگی یاد می گرفتیم این رازها فقط در خانواده می ماند. صورتها با سیلی سرخ میشد. فقر و همه آن تلخی ها که گفتم شکست فردی بود. تنها او - قربانی - مقصر بود و بس. بقیه که نه دچار اعتیاد شدند و نه تجاوز و نه تلخی همه آن شکست های فردی را در خانواده به تلخی بلعیدند و شرمسار شدند

امروز ۲۵ اردیبهشت ماه، روز جهانی خانواده است. در بیست سپتامبر ۱۹۹۳، سازمان ملل، سال ۱۹۹۴ را سال جهانی خانواده و روز ۱۵ مه (مصادف با ۲۵ اردیبهشت) را روز جهانی خانواده نامید. این روز را سازمان ملل برگزید تا فرصتی باشد برای آگاهی بخشی درباره مسائل مربوط به خانواده ها و دگرگونی های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که بر خانواده ها در گوشه و کنار جهان اثر می گذارد. هر سال نیز سازمان ملل شعاری را به مناسبت این روز برمی گزیند. شعار سال گذشته «برابری جنسیتی» بود و شعار امسال نیز «کنترل فقر خانواده و محرومیت اجتماعی» اعلام شده است. سازمان ملل، فقر در خانواده را این طور تعریف کرده است: در کشورهای با درآمد متوسط و بالا، خانواده هایی با درآمد کمتر از ۵۰ تا ۶۰ درصد درآمد میانگین کشور و در کشورهایی با درآمد کم، درآمد کمتر از ۱/۲۵ دلار برای هر نفر در روز. امسال روز جهانی خانواده ۱۹ ساله می شود و مطلب حاضر به قلم «سپیده یوسف زاده» به این بهانه به نگارش در آمده است:

 

سکانس اول – عموهایم

شش یا هفت ساله ام. خانه دخترعموهایم خانه عجیبی است حوالی جوادیه. با پله های بلند و سنگی سیاهی در راهرویی تاریک و خیلی باریک. می ترسم بلاخره یک روز پایم بلغزد و از آن همه پله سر بخورم. شوق دیدن دخترعموها بر تاریکی پله ها غلبه می کند. بالای پله ها بالکنی کوچک و سرپوشیده و کمی روشن تر قرار دارد و دری چوبی آبی در سمت چپ که به هالی کوچک و بدون فرش باز می شود. دستشویی کوچکی سمت راست و توالتی در کنارش. کنار دستشویی بساط غذا به راه است و زنهای همسایه و دخترعموهایم مشغول آشپزی هستند و شستن ظرف و گپ. بوی غذاهای رشتی با دود چراغ نفتی خوراک پزی قاطی شده اما هنوز بوی خوشمزه ای است.

در کوچک سمت چپ راهرو به دو اتاق توی کوچک باز می شود: خانه عمویم. دو خانواده دیگر در اتاق میانی و اتاق کنار دستشویی زندگی می کنند. نه حمامی در کار است و نه فضای خلوتی برای هیچ یک از اعضای خانواده نه نفره عمویم. این خانه همیشه پر از سر و صدا و داستان و آشتی و قهر و بازی و دعوا است و سفره های بزرگ ماه رمضان. و کمدهای تمیز با بقچه های مرتب و اتو شده داخل کمدها. انگار همه لباسها و بقچه ها را با خط کش چیده اند. همه چیز بوی گل می دهد. همه در کار خانه کمک می کنند؛ بزرگ و کوچک. به جز مردان خانواده: عمو و تنها پسرعمویم…

عموهای دیگرم هم در همان محل هستند…

… آن روزها مفهوم خانواده در دنیای کودکی من مفهوم قبیله ای داشت. با همه خوبیها و تلخی هایش. در این قبیله آنها که در تله اعتیاد و فقر بودند حاشیه ای نمی شدند. بخش مهمی از این به حاشیه نراندن ها در حکایت های پدرسالارنه / مردسالارنه ریشه داشت. تصمیم پدرم بود. هنوز بگو مگوهای هر از گاه پدر و مادرم در گوشم هست: مادرم که می گفت چرا بچه ها باید صحنه های خماری و ترک اعتیاد را ببینند؟ و پدرم که: همه اینها اهالی همین خانواده اند. نمی شود دورشان انداخت.

سکانس دوم – چهارم دبستان

چند سالی است که دیگر هیچ مدرسه ای ملی نیست و من دو سال است در مدرسه ای هستم که بیشتر دانش آموزانش هنوز از خانواده های برخوردار می آیند. ثبت نام در این مدرسه راحت نیست. اما اگر از سماجت و پیگیری پدر و مادرم برخوردار باشی عملاً گاهی طبقه متوسط هم به این مدرسه راه پیدا می کند. گروه خوارزمی…

اولین باری است که با واژه فقر آشنا می شوم. بهار انقلاب است. کتابچه کوچکی با عنوان فقر در کلاس توزیع می شود؛ به همان روال توزیع پیک های رنگی. اینبار «پیک» کتابچه ای کوچک است و در صفحه هایش از رنگ خبری نیست. کم کم رنگ از روزهای کودکی ام حذف می شود. عنوان پیک – فقر- عنوانی بود که تازگی داشت و در کلمه ها و ترکیب های تازه چهارم دبستان معنی نشده بود. روزهای بعد از تعطیلی فله ای مدارس را می گذراندیم و بیشتر بچه ها الدوز وکلاغها را خوانده اند. اما فقر برای همه کلمه ای ناآشناست. بلاخره آن روز فقر در کلاس تعریف نشد.

عصر آن روز که به خانه بر می گشتیم خواهر بزرگترم که کتابچه را دید پرسید معنی فقر را می دانی؟ کتابچه در آن لحظه برای من فقط یک کتابچه بود که بوی ورقهایش را مثل بوی پیک های رنگی دوست داشتم. ورقها را بو کردم: «نع – نمی دانم». و بالاخره آنروز فقر معنی نشد.

سکانس سوم – شرم هایی هست که باید داخل خانواده بماند

کودکی ام پر از قصه شرم هایی است که از فقر می آمد. قصه کودکی پدرم و روزهایی که خبری از غذا نبود و قابلمه های خالی پر از آب می شد تا روی چراغ خوراک پزی بخار شود و همسایه ها بویی از بی غذایی آن روز نبرند… و بعد کودکان کار … و بعد بی سوادی… و بعد اعتیاد … و بعد مهاجرت به تهران

و قصه کودکی مادرم و آن خانواده گسترده که شاهد خیلی چیزها بود کار در خانه های بیگانه … فرار از خانه … تجاوز … تلخی … قهرهای تا آخر عمر… خودکشی … و تلخی و تلخی و تلخی

و همه اینها شرم هایی بود که باید مخفی می ماند. از بچگی یاد می گرفتیم این رازها فقط در خانواده می ماند. صورتها با سیلی سرخ میشد. فقر و همه آن تلخی ها که گفتم شکست فردی بود. تنها او – قربانی – مقصر بود و بس. بقیه که نه دچار اعتیاد شدند و نه تجاوز و نه تلخی همه آن شکست های فردی را در خانواده به تلخی بلعیدند و شرمسار شدند.

سکانس چهارم – آزاده از پدرش می گوید

می خوام یکی از بهترین روزای زندگیمو با بابام تعریف کنم:…«می خوام با دختر گلم وقت بگذرونم». و تو همه اون ترافیک منو برد جایی که تا حالا ندیده بودم. تا حالا اسمش رو هم نشنیده بودم. اسمش بود گورستان خاوران… گفت: «می دونم که ۱۵-۱۴ سالته و برات سخته. ولی باید ببینی».[i]

کاش همه بچه ها با این قصه ها آشنا می شدند. قصه های ناگفتنی از خاوران؛ فقر؛ اعتیاد و چرایی همه اینها

سکانس پنجم – آمنه

حتی داستان پر از آشوب آمنه هم آرامش سنگین حلقه دوستان این دیار آرام پر از گل را بر هم نمی زند. دوستی را می بینم: خبر آمنه را شنیده ای؟ «نه… گوش می کند…آخ!»

فردای آن روز؛ همان دوست: «افسرده نباش. سعی کن خوشحال باشی».

دوستی دیگر:

– مجید باید تنبیهی اساسی شود

– پس بگوییم بیماری اجتماعی است و همین؟

– تنبیه راه حل است

 

سکانس آخر – پاکستان ؛ سخنرانی ارونداتی روی – تابستان ۲۰۰۲

دموکراسی یعنی شخصی کردن معضلات اجتماعی

دموکراسی یعنی مسئولیت جمعی در برابر مشکلات اجتماعی

دموکراسی یعنی شخصی کردن فقر

دموکراسی یعنی شخصی کردن محرومیت های اجتماعی

امروز روز جهانی خانواده است. محور موضوع امسال فقر و حاشیه ای شدن است:

«محرومیت اجتماعی نوعی از فقر است که به شکل تبعیض در نژاد جنسیت و برابر نبودن توسعه در شهرها و روستاها؛ توزیع نامناسب ثروت و دسترسی نداشتن به خدمات عمومی برای همه مردم دیده می شود. به این ترتیب انسانهایی که در اثر ساختارهای سیاسی اجتماعی کشورشان نمی توانند به امکانات دسترسی داشته باشند از رفاه بهره ای نمی برند. ساکنان بومی یک سرزمین و اقلیت های قومی معمولاً بیشترین آسیب را در محرومیت های اجتماعی تحمل می کنند…»[ii]

 

خانواده های زیادی متحمل مجازات سختی مزمن می شوند. از بیکاری رنج می برند. و ابزاری برای مدارا با فقر ندارند. بزرگترها قادر به فراهم کردن تغذیه مناسب برای کودکان نیستند. محرومیت از تغذیه مناسب محرومیتی است که زخم های جسمی و شناختی اش تا همیشه در فرد باقی می ماند. در روز بین المللی خانواده در کنار خانواده ها باشیم تا کودکانشان از تغذیه مناسب برخوردار باشند و سالمندانشان از حمایت لازم. جامعه ای برپا کنیم که همه اعضایش از احترام و کرامت انسانی برخوردار باشند. [iii]

پانوشت ها:

 

[i] http://www.youtube.com/watch?v=lAA_4fJcduE

 

[ii] http://ketabak.org/khabar/node/2963

[iii] http://www.un.org/en/events/familyday/

تاریخ انتشار : ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۰ ۷:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است