سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۱:۵۶

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۵۶

به مناسبت اول ماه مه، یازدە اردیبهشت، روز جهانی کارگر

حال آنکه تجربه های تاریخی در میهنمان، و از جمله تجربه فرقۀ دمکرات آذربایجان و نهضت 21 آذر، نشان می دهند که جدا کردن مبارزه برای کسب حقوق ملی از مبارزه برای کسب آزادی و عدالت اجتماعی به هدف نمی رسد. چنین روشی فقط منجر به تفرقه و جدائی، و حتی افراط گرائی و دشمنی در صفوف خودِ نهضت های ملی می گردد. چنین افکار تفرقه افکنانه ای تنها به سود حاکمان مستبدی است که بانی و باعث اصلی همه محرومیت های کارگران و زحمتکشان همۀ خلق ها هستند.

هم میهنان گرامی، کارگران و زحمتکشان!

کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان روز جهانی کارگر را به همه شما شادباش می گوید.

اول ماه مه، روز بین المللی اتحاد و همبستگی کارگران سراسر جهان است. قریب به  132 سال است که طبقه کارگر در همۀ کشورهای جهان این روز را به مناسبت سالگرد تظاهرات عظیمی که کارگران شیکاگو درروز اول ماه مه سال ۱۸۸۶ برپا داشتند، گرامی می دارند. تظاهرات کارگران شیکاگو برای کاهش مدت کار به ۸ ساعت در روز توسط پلیس دولت سرمایه داری آمریکا به خاک وخون کشیده شد و ده ها تن از کارگران جان باختند، ولی یاد این روز ازخاطره ها محو نگشت. برعکس، روز اول ماه مه به روز همبستگی مبارزات کارگران درسراسرجهان تبدیل گردید. در تمام این سالها، سرمایه داری و ارتجاع جهانی با تمام توان کوشیده است تا مانع از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و طرح خواسته های کارگران گردد. استثمارگران و دولت های حامی آنها از نمایش اتحاد وهمبستگی وتشکل زحمتکشان و کارگران در روز جهانی کارگر به شدت هراس دارند. این هراس از آنجا ناشی می شود که دراین روز، کارگران همه کشورها از هر نژاد و ملیت و قوم و مذهب، بر علیه بیکاری، گرسنگی و استثمار، به طور مشترک به خیابان ها و میدان ها آمده و در مقابل جهان  سرمایه داری صف آرایی می کنند. کارگران جهان در برابر استثمار، بردگی، تبعیض،  فقر، فحشاء، جنگ و بیعدالتی گسترده، خواهان برابری و برادری، محو و نابودی استثمار، جهانی عاری از جنگ و فاشیسم و نژادپرستی ،جهانی دور از فقر و فحشا و تبعیض هستند.

  طبقه کارگر درعین اینکه آفرینندۀ ثروت و نیروی محرکۀ تولید در جامعه است، پیش قراول و موتور انقلاب و پیشرفت  بشمار می رود. بدون حضور طبقه کارگر درجنبش های دمکراتیک و رهایی بخش، هیچ انقلابی به پیروزی نهایی نخواهد رسید. حضور متشکل طبقه کارگر، ضامن پیروزی انقلاب و تعمیق آن به مرحله عدالت اجتماعی  و پیشرفت و ترقی است. پیروزی انقلاب بهمن 1357 نیز مدیون مبارزات کارگران بویژه کارگران صنایع نفت بود. بدون حضور نفتگران قهرمان ایران که شیرهای نفت را بستند و به صفوف انقلاب پیوستند، رژیم سلطنتی و دیکتاتوری شاه سرنگون نمی گردید. اما از آنجا که کارگران فاقد تشکل های نیرومند سراسری بودند، نتوانستند مُهرخود را بر ادامۀ انقلاب بزنند. به همین دلیل، علیرغم پیکار قهرمانانه و تعیین کننده کارگران ، پس از سقوط رژیم وابسته به امپریالیسم شاه، رهبری انقلاب توسط تجار بزرگ و کلان سرمایه داران و روحانیت حامی آنان غصب شد.

کارگران و زحمتکشان!

امسال درشرایطی به استقبال جشن اول ماه مه میرویم که بحران سرمایه داری به اوج خود رسیده است. استثمارگران برای حفظ و افزایش درآمد خود، جهان را با جنگ و خونریزی، به پرتگاه نابودی کشانده اند. بی خانمانی و تاراندن میلیونها انسان از سرزمین هایشان، گرسنگی  و فقر نتیجۀ سیاست های ضد بشری انحصارات سرمایه داری و کشورهای امپریالیستی است. در حالیکه یک درصد از مردم دنیا بیش از نیمی از ثروت جهان را در اختیار دارند، اکثریت مردم در تنگدستی، فقر و بیکاری بسر می برند. توزیع نا عادلانه ثروت و تسلط عده ای خاص بر وسایل تولید، جهان را به بی عدالتی محض کشانده است.

بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در کشورمان نیز بسیار عمیق تر شده است. بیکاری، گرانی و فقر بیداد می کند. رشوه، فساد، دزدی و اختلاس تمام ساختار رژیم را در هم تنیده است. طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان همچنان از عدالت اجتماعی و حقوق دمکراتیک محروم هستند. قانون کار، بیمه اجتماعی، سندیکاها و اتحادیه های کارگری مستقل کلماتی است که روی کاغذ مانده است. خصوصی سازی بی بند و بار کارخانه ها و موسسات بزرگ تولیدی و اقتصادی و واگذاری اغلب آنها به سپاه پاسداران و همچنین واردات بی رویه کالا به شدت به اقتصاد نیمه جان کشور صدمه زده و باعث بیکاری بیشتر گردیده است. دولت ضد کارگری جمهوری اسلامی حداقل دستمزد برای امسال را به اندازۀ  یک سوم آنچه که کارشناسان ارزیابی کرده اند، در نظر گرفته است. سیاست سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام دگر اندیشان و فعالان کارگری همچنان ادامه دارد. بحران های منطقه ما و در گیری های نظامی در کشورهای همجوار نیز تاثیرهای منفی مستقیم بر زندگی مردم کشور ما مخصوصا بر زندگی کارگران و زحمتکشان دارد.

از سوی دیگر مبارزات کارگران کشور در سالی که گذشت از رشد کیفی و کمی برجسته ای برخوردار بود. مبارزه برای تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری، مبارزه برای دریافت حقوق معوقه، مبارزه برای اضافه دستمزد ، مبارزه برای تعیین حداقل دستمزد، مبارزه متحد برای تضمین امنیت شغلی و تضمین امنیت سندیکاها و اتحادیه کارگری. مبارزه برای بازگشت کارگران اخراجی، مبارزه علیه سیاست اخراج کارگران، مبارزه علیه خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، مبارزه برای آزادی بی قید و شرط همه کارگران و سایرزندانیان سیاسی از زندان ها، مبارزه برای آزادی های دمکرتیک، متشکل تر از سابق و گسترده تر و دامنه دارتر جریان داشته است.

کارگران و زحمتکشان خلقهای میهنمان!

 مبارزات سراسری کارگران در سال گذشته با موفقیت هایی همراه بود. دست اندر کاران رژیم از ترس گسترش اعتراضات کارگری و پیوند آن با جنبش اعتراضی کم نظیر توده های جان به لب رسیدۀ مردم که در دی ماه ۱۳۹۶ به اوج خود رسید، تن به عقب نشینی هایی داد. این عقب نشینی از سوی حاکمیت بویژه از طرف ولی فقیه، هر چند موقت و یا برای فریب باشد، بیانگر این واقعیت است که طبقه کارگر و متحدینش توان آن را دارند که رژیم را به عقب نشینی و پذیرش خواسته هایشان وادارند.

البته اعتراضات شدید و حیرت انگیز توده های محروم و زحمتکش که حدود ۱۰۰ شهر را در بر گرفت، به همه شهرها و از جمله برخی از شهرهای دیگر خلقها گسترش نیافت. در ارتباط با این حقیقت، مسئله این است که زحمتکشان خلقهای ساکن ایران علاوه بر اینکه در معرض استثمار و دشواری های شدید اقتصادی هستند، از تبعیض های ملی و مذهبی رژیم جمهوری اسلامی نیز رنج میبرند و از حقوق دمکراتیک وملی و مذهبی خود برخوردار نیستند. ولی استثمار و بیکاری و گرانی و فقر و فلاکت و بی آبی و ظلم و ستم، فارس و ترک و کرد و بلوچ و ترکمن و سایر مرزبندی های زبانی و مذهبی را نمی شناسد. تجار بزرگ و کلان سرمایه داران و روحانیت حامی آنان که رهبری انقلاب شکوهمند بهمن ۵۷ را غصب کردند نیز بدون توجه به منسوبیت های ملی و زبانی خود، با همدستی و همکاری یکدیگر  مانع از پیشروی عادلانۀ انقلاب گردیده و آن را به شکست کشاندند. لیکن جریانها و افکاری وجود دارند که مبارزه کارگران و زحمتکشان خلقهای ایران را به منسوبیت های خلقی و مذهبی تقلیل می دهند. چنین افکاری مبارزه علیه تبعیض های ملی و برای تحقق حقوق ملی خلقها را اولویت اوّل به حساب می آورند. در نتیجه، هنگامی که حرکات سراسری اعتراضی اوج می گیرد، دارندگان چنین افکاری در جهت ممانعت از شرکت زحمتکشان و کارگران منسوب به ملیت خود در اعتراضات سراسری تلاش می کنند. حال آنکه تجربه های تاریخی در میهنمان، و از جمله تجربه فرقۀ دمکرات آذربایجان و نهضت ۲۱ آذر، نشان میدهند که جدا کردن مبارزه برای کسب حقوق ملی از مبارزه برای کسب آزادی و عدالت اجتماعی به هدف نمی رسد. چنین روشی فقط منجر به تفرقه و جدائی، و حتی افراط گرائی و دشمنی در صفوف خودِ نهضت های ملی می گردد. چنین افکار تفرقه افکنانه ای تنها به سود حاکمان مستبدی است که بانی و باعث اصلی همه محرومیت های کارگران و زحمتکشان همۀ خلق ها هستند.

 

  گرامی باد اول ماه مه، روز رزمجویانه کارگران جهان!

  پیروز باد مبارزۀ متحد کارگران و زحمتکشان همۀ خلقهای میهنمان!

  کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان

  اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) ۱۳۹۷

 

تاریخ انتشار : ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۱:۲۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است

حزب دموکراتیک مردم ایران: به پیگرد و دستگیری فعالان سیاسی و مدنی پایان دهید