پازولینی در ۱۹۲۲ در بولونیا به دنیا آمد. او از فیلمسازان نسل دوم سینمای بعد از جنگ ایتالیا است که علاوه بر فیلمسازی، در نوشتن رمان، شعر و نقدهای سینمائی و فرهنگی نیز دست داشته است.
سینمای پازولینی آمیزه ای از شعر، استعاره، اسطوره شناسی، روان شناسی و دیالکتیک مارکسیستی است.
از نئورئالیسم تا خلق سبکی تازه
وی فعالیت اش را در سینما با نوشتن فیلمنامه « شب های کابیریا» برای فدریکو فلینی آغاز کرد. بعد به ساختن فیلم هایی که نوعی نئورئالیسم داشت پرداخت ( نخستین فیلم او آکاتونه Accatone که بر اساس رمان « یک زندگی خشن» نوشته خودش ساخته شد، در واقع نگاهی نئورئالیستی به زندگی تلخ وتیره حاشیه نشینان رم بود) اما خیلی زود از این مکتب جدا شد و رویکرد ویژه اش را در سینما در پیش گرفت.
فیلم « انجیل به روایـت متی» او هنوز زیباترین و غیر متعارف ترین روایتی است که تا کنون از زندگی عیسی مسیح در سینما ارائه شده است. تمام فیلم با بازیگران غیر حرفه ای و در لوکیشن های بدیع و خیره کننده فلسطین فیلمبرداری شده است.
بسیاری از فیلم های پازولینی، اقتباس های مدرن از آثار کلاسیک ادبی جهان اند که با تاویل ویژه او ارائه شده اند، آثاری چون: « ادیپ شهریار»، « مده آ»، « دکامرون»، « افسانه های کانتربری»، و« هزار و یکشب».
آخرین فیلم پازولینی قبل از مرگ، فیلمی است با نام« سالو» یا « صدوبیست روز سودوم» که پازولینی فیلمنامه آن را با کمک رولان بارت بر اساس داستان غریب و پورنوگرافیک مارکی دوساد نوشته است و بیانیه ای است علیه فساد اخلاقی فاشیسم ایتالیا.
پازولینی در ۱۹۷۵ در اوستیا در نزدیکی رم، به دست جوانی به قتل رسید که مدعی شد پازولینی قصد تجاوز به او را داشته است. اما بسیاری معتقدند که قتل او مشکوک و به دلیل انگیزه های سیاسی بوده است.
سینمای شعر
پازولینی نه تنها یک فیلمساز برجسته، بلکه شاعری بزرگ و نظریه پرداز معتبر سینما نیز بود. مقاله « سینمای شعر» که او در ژوئن ۱۹۶۵ در نخستین فستیوال فیلم پزارو قرائت کرد و در اکتبر ۱۹۶۵ در نشریه « کایه دو سینما» منتشر شد، یکی از مهم ترین مقاله هائی است که در باره ماهیت شعرگونه سینما و زیبائی شناسی آن نوشته شده و از اعتبار آکادمیک و تحلیلی بسیاری برخوردار است.
در این مقاله، پازولینی، با رویکردی نشانه شناسانه و زبان شناسانه ارتباط سینما را با شعر، واقعیت و رویا بررسی کرده است. در قسمتی از این مقاله پازولینی در باره ماهیت شعر گونه سینما، چنین می نویسد:
« … سینما یا زبان تصویر- نشانه ها، طبیعتی دوگانه دارد. این زبان هم بسیار ذهنی است و هم بی نهایت عینی (عینیتی که در تحلیل نهائی نوعی طبیعت گرائی زایل نشدنی است). این دو جنبه بنیادین به یکدیگر عمیقا وابسته اند، چنانکه نمی توان آنها را، حتی برای تجزیه و تحلیل، از هم جدا کرد. کارکرد ادبی نیز طبیعتی دوگانه دارد، اما دو وجه آن از یکدیگر قابل تشخیص اند: یک زبان« شعر» وجود دارد و یک زبان « نثر»، که چنان با هم متفاوت اند که دو تاریخ متمایز دارند. من با واژه ها به دو صورت می توانم کار کنم و حاصل کارم یا« شعر» است یا « نثر». اما با تصاویر، دست کم در حال حاضر، تنها می توانم به خلق سینما بپردازم.»
در این مقاله پازولینی، « سگ آندولسی» بونوئل را نمونه برجسته ای از ماهیت شاعرانه سینما می داند که در آن بونوئل، از سوررئالیسم در حد کمال سود می جوید.
به اعتقاد پازولینی، « شمار اندکی از آثار ادبی یا نقاشی متعلق به این مکتب (سوررئالیسم) را می توان با « سگ آندولسی» مقایسه کرد، زیرا در غالب این آثار کیفیت شاعرانه سخت آسیب دیده است.»
اشعار سروده شده در رم
« اشعار رمی» نام مجموعه ای از اشعار پازولینی است که در فاصله سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۱ به طور پراکنده در نشریات مختلف ایتالیائی به چاپ رسیده اند. این مجموعه اشعار برای نخستین بار بوسیله لورنس فرلینگتی و فرانچسکا والنته به انگلیسی ترجمه شده و در ۱۹۸۶ با حمایت وزارت امور خارجه ایتالیا و توسط City Lights Books ناشر امریکایی در سانفرانسیسکو، منتشر شده است.
مقدمه کوتاهی از آلبرتو لاتوادا در معرفی شعر پازولینی کتاب را همراهی می کند. اشعار پازولینی در عین حال که عمیقا شخصی اند، اما ارتباط تنگاتنگی با بحران های سیاسی قرن او دارند. او در ۱۹۴۹، پس از اینکه حزب کمونیست ایتالیا او را به خاطر هموسکسوال بودن و به اتهام « ابتذال اخلاقی و سیاسی» از حزب اخراج کرد، به رم مهاجرت کرد.
این گزیده اشعار که از نخستین شعر های مربوط به روز های فقر و دربدری اش در حومه های رم، تا آخرین اشعارش را در بر می گیرد که با نگاهی آرزومند وحسرت بار به زادگاهش فریولی سروده شده است، اساس نگرش شاعرانه و سینمائی پازولینی را به زندگی مدرن ایتالیائی که در نظر او یک دوزخ بود، تشکیل می دهد.
از زبان لاتوادا در باره او چنین می خوانیم: « پیر پائولو پازولینی، مهمترین شاعر ایتالیائی نیمه دوم این قرن است. یک شاعر، با ارزش تر از شاعر دیگر نیست، اما پازولینی با نیروئی قوی تر از دیگران شعر گفته است… وی در دوره ای می زیست که مصیبت بارترین دوره ایتالیا بود، یعنی به هنگام وقوع یک فاجعه واقعی، پس از شکست نظامی، با دو ارتش خارجی که بر روی خاکش با یکدیگر می جنگیدند. در همان زمان، انقلاب صنعتی، میلیون ها تن را که پازولینی خود یکی ازآنها بود و به آنها عشق می ورزید، از تمدن روستایی جدا کرد و به شهرها کشاند. مویه بر سرزمین تباه شده، دلسرد و فرسوده و نوستالژی فرهنگ روستائی دو تم برجسته در شعرهای پازولینی اند. شعر پازولینی از راهی دور می آید، از دورترین اعماق ادبیات ایتالیا، از دانته و پترارک که مثل پازولینی از بدبختی های ایتالیا گفتند.»
و این هم دو نمونه از اشعار پازولینی:
تعطیلات تمام شده است
تعطیلات تمام شده، در رم
که بی اعتناست
به تمام آرزوهای ساده لوحانه،
وشب که چون زباله در باد
فرود می آید،
بازگشت صدای گام ها، صداها
و سوت هائی که خاموش می شوند،
آن دورها در خیابان ها،
در حفره های دهلیز ها.
درنگی برای شام
اما آنجا که هرج و مرج شهر
لخته می شود
در خوشه های خالی نور
در امتداد خیابان های محبوس در آرامشی مرگبار
این همان شب دیرین و غوطه ور است
آنچنان که در مقبره ای خاموش
هرج و مرج شهر
منجمد می شود
در گل و لایی که دوچرخه سوار در آن می ماند
بازنده مسابقه ای نکبت بار
آوازی برآمده و طنین می افکند
بر فراز آسفالت کثیف و نمناک
و آنگاه در امتداد رودخانه
تاج گل های خیره کننده چراغ اتومبیل ها
و یک یا دو ستاره با ابرهائی
بر حاشیه های شهر
از مونته وردو تا تستاچو
هیاهوی خسته و بی رمق
صدای کارگران و موتورها
که تحلیل می رود
پوسته نازک دنیای ما
بر روی عالم عریان
تمام روز کار می کنم
تمام روز چون یک راهب کار می کنم
وشب چون یک گربه ولگرد
پرسه می زنم
در جستجوی عشق
می خواهم به کلیسا بگویم که من
می توانم یک قدیس باشم.
در واقع این پاسخی ملایمت آمیز
به آن سرگردانی است
به لینچ کنندگان می نگرم
انگار که از درون چشم دوربین.
با شجاعت آرام یک دانشمند،
گویا احساس نفرت میکنم و هنوز
اشعاری که می نویسم
سرشار از عشقی مشقت بار است
سرگرم مطالعه خیانت به مثابه پدیده ای مرگبارم