در این شمارە می خوانید:
تحلیل هفته: انحراف در بررسی لایحە اصلاح قانون کار
از تجربە دیگران: فدراسیون اتحادیه های کارگران- نفت و دموکراسی درعراق (بخش پایانی)
اخبارخارجی
برزیل: عزل دیلما روسف ؛ اتحادیه های کارگری متحد می شوند
بریتانیا: ترک کار پیش از بازنشستگی 12 درصد از کارگران بیمار
تشکل ها:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه: لایحه ضد کارگری را محکوم می کنیم

در چهلمین روز بزرگداشت جانباختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانوادهها، ضرورت تشکیل کمیتهای حقیقتیاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخگو کردن آمران و عاملان آن تأکید میکنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جداییناپذیر برنامه و مبارزۀ سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف میدانیم با بهرهگیری از ظرفیتهای سیاسی و حقوقی، بهصورت سازمانیافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

گاردین: ایران پیشنهاد خود را بر طرحی برای رقیق کردن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با غنای بالای ۶۰ درصد و دسترسیای که به آژانس بینالمللی انرژی اتمی – بازرسان هستهای سازمان ملل – به سایتهای هستهای بمبارانشده ایران میدهد، متمرکز کرد. اورانیوم غنیشده با غنای بالای ۶۰ درصد تقریباً مادهای با درجه تسلیحاتی است و برای یک برنامه هستهای غیرنظامی مورد نیاز نیست.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.