در این شماره می خوانید:
- تحلیل هفته: حمایت از نئولیبرالیسم؛ حمایت از سرکوب کارگران است!
- از تجربە دیگران: چارچوب قانونی برای "اتحادیه های صنفی اتیوپی" در یک دیدگاه تاریخی (بخش هشتم)
- دیگر کشورها: کانون متحده کارگران کلمبیا - حمله نظامی آمریکا به سوریه را محکوم می کنیم
- دیدار با "لولا دا سیلوا" در زندان
ازجهان کار: شاکله های آیندۀ کار)بخش پنجم)
- یادداشت: افزایش فقر و مضحكه دستمز کارگران در سال 97
- یادداشت منتخب - پروین محمدی: روز جهانی کارگر، روز اقتدار و اتحاد
- یادداشت منتخب: دیوار تبعیض هم چنان رفیع و افراشته است
- اطلاعیه: بیانیه تشکل های مستقل کارگری اوضاع حاکم بر کشور، فرا رسیدن اول ماه مه روز جهانی کارگر
- تیتر اخبار

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی میداریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جانباختن هزاران انسان بیگناه در فاجعهٔ دیماه گذشته بهسر میبرد؛ فاجعهای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بیمسئولیتی خود کرده است.
انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقهای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیرهای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساستر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمیپذیرند و زیر چتر او قرار نمیگیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمانهاییاند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون بهجای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج میکند.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.