پیش نوشته
بخاطر می آورم در سال ۸۸ و قبل از انتخابات ریاست جمهوری (اردیبهشت ماه) تحلیل من این بود که انتخابات آرامی نخواهیم داشت و احمدی نژاد هم کاخ ریاست جمهوری را ترک نخواهد کرد. در آن موقع من سر این موضوع خیلی اصرار داشتم اما فکر کنم اصلا کسی حاضر نشد به حرفم گوش دهد، چه رسد به این که باور کند. از آن گذشته چند روزی مانده به انتخابات عزیزی در یک سخنرانی گفت: «من هرچه فکر می کنم فرق احمدی نژاد با موسوی در چیست، نمی فهمم». این بخش آخر را دو سه شب پیش در جائی آگاهانه تکرار کردم. از این باب که به خودم و به دیگران یادآوری کنم که ما باید مسئولیت تحلیل اشتباه مان را بر عهده بگیریم.
مطلب
در مورد این انتخابات هم داده ها به من می گوید کوشش این است که روحانی بعنوان یک کاندیدای انتخاباتی در روز آخر در صحنه نباشد. دلیل آن هم این است که جمهوری اسلامی به «لحظه انتخاب» رسیده است. انتخاب بین دو روش برای ادامه حیات؛ روش مدیریتی «انقلابی خامنهای» و «اعتدالی روحانی». این دو روش جدا از درست یا غلط بودن دو جهت کاملا متفاوت را در پیش رو دارند، از این رو دیگر نمی توانند با هم در «مدیریت کلان» کشور همزیستی داشته باشند.
تن دادن به رقابت انتخاباتی و سپردن تعیین تکلیف «مدیریت کلان کشور» به صندوق آرا برای «مدیریت انقلابی» ریسک بسیار خطرناک و غیر قابل قبولی است، از این روست که اعتراف به عدم تمایل به یک «انتخابات دوقطبی» برنامه اوست و نه فقط توصیه به احمدی نژاد. همه کوشش بر این است که ما در این دوره انتخابات دوقطبی نداشته باشیم.
کاندیداتوری ابراهیم رئیسی زودتر از انتظار شرایط دوقطبی شدن انتخابات در صورت ادامه این روند را عیان کرد. شرایطی که آقای خامنهای به راحتی به آن تن نخواهد داد.
من بر این تحلیل ام که رهبری نظام، آقای خامنهای، خواستار برگزاری انتخاباتی آرام است که در عین حال برد او را نیز تأمین کند. این چنین انتخاباتی با حضور روحانی و رئیسی بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری محتمل نیست. از این رو رئیسی که کاندیدای «نظام» است، آمده که روش و خواست صددرصد رهبر را پیش برد. پس آن که اضافی است، روحانیست! از این رو انتخاباتی بدون حضور روحانی تأمین کننده نظر اقتدارگرایان است. آنها کوشش می کنند چه از راه انصراف روحانی، چه رد صلاحیت و … به هدف خود جامه عمل بپوشانند. در صورت عدم موفقیت برای دستیابی به این خواسته انتخابات آرام نخواهد بود، مگر این که رهبری و اقتدارگرایان دست به عقب نشینی زده و ابراهیم رئیسی از کاندیداتوری انصراف دهد. من این اتفاق را با توجه به «لحظه انتخاب نوع مدیریت»، که در ابتدا گفتم، بعید می دانم. پس باید منتظر سی تیر دیگری در تاریخ ایران بود.
من کلیات این تحلیل را با تعدادی از رفقای سازمانی و صاحبنظران سیاسی در میان گذاشته ام و باید اعتراف کنم هیچ یک با آنان با من توافق و همراهی نداشتند. از این رو قلمی کردم تا بماند و در آینده قابل سنجش باشد.