حسن روحانی در مصاحبه ای تلویزیونی، که دوشنبه شب پانزدە مرداد برگزار شد، در واکنش به اعلام برقراری مرحلۀ نخست تحریمهای امریکا علیه ایران، اعلام آمادگی ترامپ برای مداکرۀ بدون قیدوشرط با ایران را اقدامی برای جنگ روانی علیه ایران و در عین حال با اهداف داخلی در آستانۀ انتخابات میاندوره ای امریکا ارزیابی کرد. او همچنین افزود که “مذاکرۀ همزمان با تحریم بی معناست”.
ابداً منتفی نیست که ارزیابی روحانی از اعلام آمادگی ترامپ درست باشد. یعنی ترامپ دارد جنگی روانی را علیه جمهوری اسلامی پیش می برد و در عین حال در صدد تحکیم موقعیت طرفداران خود در انتخابات میاندوره ای امریکاست. اما روحانی وقتی می گوید “مذاکرۀ همزمان با تحریم بی معناست”، پیش از همه تیشه به ریشۀ روشنترین نقطه، اگر نگونیم یگانه نقطۀ روشن، در کارنامۀ ریاست جمهوری اش، یعنی رسیدن به توافق برجام می زند، که امروز ترامپ به دلیل بیرون کشیدن یکجانبۀ امریکا از آن به حق سزاوار عنوان تنش آفرین زیادت خواه است. آیا باید به روحانی یادآوری کرد که مذاکرات ۱+۵، که سرانجام به برجام منتهی شدند، تماماً مذاکراتی همزمان با تحریم بودند، آن هم تحریمی به مراتب سنگینتر و یکدست تر از تحریم کنونی؟
روحانی در این مصاحبه همچنین گفته است که “اگر آمریکا بخواهد به خاطر مداخلاتش در ایران غرامت دهد، ایران پیش شرطی برای مذاکره نخواهد داشت”. آیا باید به روحانی خاطرنشان کرد که معنای حقوقی این گفته جز این نیست که پیش شرط ایران برای مذاکره با امریکا این است که امریکا به خاطر مداخلاتش در ایران غرامت بپردازد؟
نیازی به هیچ یک از این دو تذکر نیست. روحانی “حقوقدان” در جبهه سائی اش در برابر “سرهنگان” جز این گونه پرتناقض نمی تواند سخن بگوید.