سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۲۹

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۹

جریحه دار شدن احساسات، یک حق همگانی است

مجسمه بودا که در باميان منفجر می شود، پرچمی که لگد کوب و سوزانده می گردد، صليبی که به آتش کشيده می شود، انسان هائی که به خاطر عقايدشان کشته و اسير می شوند، اردوگاه های مرگ هيتلری اين جنايت بارترين پديده قرن بيستم که انکار می شود، همچون کاريکاتور پيامبر مسلمانان که انتشار می يابد، همه و همه جريحه دار کردن عواطف ميليون ها انسانی است که اين پديده ها و مظاهر برايشان عزيز و مقدس است. بخشی از مسلمانان که به آسانی عواطف و احساساتشان جريحه دار می شود، حق جريحه دار شدن احساسات را برای ديگری قائل نيستند و عواطف ديگران را به هيچ می انگارند

آیا آنچه که “گفتگوی تمدن ها” نامیده شد، با زبانی که آتش آن، این چنین پرلهیب و سوزان زبانه می کشد، آغاز شده است؟ 
گفتگوی تمدن ها به مثابه برابرنهاد “جنگ تمدن های” هانتیگتون طرح شد و مبنا و هدفی سیاسی را پی گرفت و مراد واقعی از آن، به بیان جدیداً رواج یافته “تعامل” اسلام سیاسی از یک سو و فرهنگ غربی از سوی دیگر بود. این گفتگو و تعامل بر این مبنا مطرح نشد که میان اسلام و مسیحیت و یا یهودیت به مثابه ادیان و پدیده های هم سرشت، جریان یابد، بلکه به عنوان گفتگو میان اسلام و در حقیقت حاکمان و پیروان اسلام سیاسی در حکومت از یک سو و تمدن غربی از سوی دیگر به میان کشیده شد.
آنچه که تمدن غربی خوانده می شود، هرچند غرب و متفکرین غربی بیشترین سهم را در آن داشته اند، در حقیقت تمدن پیشرو بشری است که خود حاصل نفی و طرد مسیحیت و خدا محوری آن از حوزه عمومی و اداره جامعه و اندیشه سیاسی و جایگزینی خرد و اندیشه انسانی به جای آن و حاصل فرازمندی انسان باوری و خرد محوری فلسفه یونانی بوده است. این تحول و تطور در حقیقت عصاره و چکیده و بزرگترین دستاورد عصر روشنگری و فرجام آن، مدرنیته محسوب می شود. 
بر این مبنا و از این منظر، کشمکش و جدال و گفتگویی این چنین خشونت بار که اینک شاهد آنیم، خود تجلی بروز جدال مدرنیته با سنت گرایی اسلامی است که در عرصه و سطحی جهانی جریان دارد. این جدال خود را بر بستر و گرده تضادها و کشمکش های جاری موجود در جهان ما همچون تعارض شمال و جنوب و سلطه جویی ها ی میلیتاریستی و درگیری ها و مسائل منطقه ای همانند مساله فلسطین و اسرائیل سوار کرده و از آن تغذیه می کند. 
اکنون این سوال موضوعی فرعی و کم اهمیت است که حد آزادی بیان کجاست و آیا آن کاریکاتورها می بایست منتشر می شد یا نه و البته که باعث تاسف است که اقدامی صورت گرفته که عواطف گروهی از مسلمانان بطور واقعی و نه تحریک شده جریحه دار شده است، موضوع اصلی اما این است که مکانیسم های دفاعی اسلام به مثابه یک دین که از ۱۳ و ۱۴ قرن پیش پایه گذاشته شد، مدت هاست که در جهان کنونی ما دیگر جواب نمی دهد.
مهدورالدم وقابل کشتن دانستن فرد از اسلام برگشته، ایجاد انواع تقدس ها و تابوها و خط قرمزها همراه با مجازات های هولناک، تقسیم جهان به مسلمان و دیگران (کفار) و دهها مورد دیگر با جهان متکی بر رواداری، تکثر و همزیستی اندیشه ها و پذیرش و احترام متقابل، خوانایی ندارد. مگر عیسی مسیح کم سوژه انواع آثار و کارهای فرهنگی، هنری در شکل طنز و یا هجو آن بوده است؟ و آیا در روزگار ما واکنش هائی اینچنینی در برابر آن برانگیخته و سازمان داده شده است؟ 
تا زمانی که متفکرین و مصلحین اسلامی بطور بنیادی این اندیشه ها را به نقد نکشند و علیه آن مکانیسم های سنتی دفاعی اسلام اشکارا قد علم نکنند (نمی دانم شاید دیگر دیر شده باشد) همواره شاهد بروز حاد یکی از اشکال این ناهمزبانی ها و ناهم عصری ها و کشمکش ها خواهیم بود. حال گاه تقصیر این و گاه تقصیر آن. و فراتر شاهد تحریکات و سازمانگری “عواطف جریحه دار شده” و “استفاده ابزاری” از احساسات مذهبی توسط بنیاد گرایان خواهیم بود. همان پدیده ای که در مورد اخیر در ایران و سوریه و لبنان و … دیدیم و از بدو ایجاد جمهوری اسلامی بطور روزانه در ایران شاهد جلوه های گوناگون آنیم.
متاسفانه در ایران ما، حتی متفکرین اسلامی و اسلامگرایان مصلح و یا تحول طلب نیز تا کنون و در عمل بطور جدی مدافع رواداری و پذیرش اصل احترام متقابل به اندیشه ها و عقاید نبوده اند و به طور مثال، حق جریحه دار شدن را به مثابه یک حق همگانی عمیقا درک نکرده اند. مجسمه بودا که در بامیان منفجر می شود، پرچمی که لگد کوب و سوزانده می گردد، صلیبی که به آتش کشیده می شود، انسان هائی که به خاطر عقایدشان کشته و اسیر می شوند، اردوگاه های مرگ هیتلری این جنایت بارترین پدیده قرن بیستم که انکار می شود، همچون کاریکاتور پیامبر مسلمانان که انتشار می یابد، همه و همه جریحه دار کردن عواطف میلیون ها انسانی است که این پدیده ها و مظاهر برایشان عزیز و مقدس است. بخشی از مسلمانان که به آسانی عواطف و احساساتشان جریحه دار می شود، حق جریحه دار شدن احساسات را برای دیگری قائل نیستند و عواطف دیگران را به هیچ می انگارند. 
جهان ما، جهان گوناگونی و چندگانگی فرهنگ ها و اندیشه ها ومنافع و منش هاست. برای صلح و آرامش راهی جز همزیستی، پذیرش و احترام متقابل و رواداری و کنار گذاشتن عصبیت ها وجود ندارد. 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن, ۱۳۸۴ ۶:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.

دیپلماسی «واشنگتن – تهران» در بن ‌بست میدان

سم‌ساز اعظم؛ فصل دوم: کسب‌وکار کثیف

نقش اسرائیل در مذاکرات آمریکا و ایران

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه