نوشته: اینوا خلیلی Inve Halil ، فعال اتحادیههای کارگری و دانشمند علوم سیاسی است.
روستاهای آلبانی در حال از دست دادن آب آشامیدنی هستند. این آب برای پر کردن استخرهای ثروتمندان استفاده میشود.
در اواسط ماه ژوئیه، دولت با بیل مکانیکی، دوربین و نیروهای مسلح به منطقه توریستی نقل مکان کرد. این اتفاق در فصل اوج گردشگری در یکی از زیباترین مناظر کشور رخ داد که یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری محسوب میشود. آنها برای تخریب خانههای تفریحی و ساختمانهایی که غیرقانونی تلقی میشدند، رسماً به نام قانون و ظاهراً برای حفاظت از طبیعت، آمده بودند.
کاملاً مشخص بود که ساکنان روستای تث Theth و صاحبان ساختمانهای آسیبدیده راضی نبودند. آنچه در آنجا اتفاق افتاد هیچ ارتباطی با حفاظت از محیط زیست یا حاکمیت قانون نداشت. به نظر میرسید که این یک نمایش سیاسی از سوی دولت نخستوزیر ادی راما است که برای چهارمین بار در ماه مه دوباره انتخاب شد. مردم به دلیل داشتن سقف بالای سر یا دیوار در باغ خود مجازات شدند، در حالی که ساختمانهای بزرگ و غیرقانونی الیگارشی قدرتمند دست نخورده باقی ماندند.
یک الگوی آشنا: سالها چشمپوشی دولت، وعدههای توخالی قبل از انتخابات، و کمی بعد، بیلهای تخریب از راه میرسند. فعالان محلی این را نه به عنوان تمایلی برای اجرای قانون، بلکه به عنوان آمادهسازی عمدی یک مسیر توسعه جدید، کاملاً مطابق با منافع الیگارشی آلبانیایی میدانستند که سالهاست در مناطق حفاظتشده مشغول ساختوساز است. مقامات یا نظارهگر آن هستند یا خودشان از آن سود میبرند.
بهویژه بحثبرانگیز: در همان زمان، پیشنهادهایی به نام «بستههای کوهستانی» بهصورت آنلاین ظاهر شد: املاکی در مناطق مرتفع آلپ آشکارا بهعنوان املاک سرمایهگذاری برای گردشگری یا استفاده خصوصی تبلیغ میشدند. برای بسیاری، این یک نشانه واضح بود: در تث، تمرکز بر حفاظت از طبیعت یا حاکمیت قانون نبود، بلکه بر استثمار بود، که کاملاً با تصویر دولتی که احترام به خیر عمومی و حقوق اساسی بشر را رها کرده است، مطابقت دارد.
لیموزینهای گرانقیمت مرسدس بنز
با این حال، در طول انتخابات ماه مه، احساس امیدواری میکردم. حدود ساعت ۶ صبح بود که از حوزه رأیگیری خارج شدم. لیموزینهای گرانقیمت مرسدس بنز مشکی در مقابل ساختمان پارک المپیک در تیرانا پارک شده بودند. برای مدت کوتاهی از خودم پرسیدم چه کسی چنین خودروهایی را در یکی از فقیرترین کشورهای جنوب شرقی اروپا میراند، اما پس از هشت ساعت شمارش آرا، فقط میخواستم بخوابم.
۱.۶ درصد ممکن است موفقیت بزرگی نباشد، اما به من امید داد که حزب چپگرای جدید “Lëvizja Bashkë” در این انتخابات پارلمانی شرکت کرده است *۱. حتی کسب جایگاهی در صحنه سیاسی در فضایی که تحت سلطه سوسیالیست های حاکم، حزب دموکراتی که پس از انشعابهای فراوان احیا شده است و احزاب کوچکتر متعلق به میلیونرهای ثروتمند است، قابل توجه است.
برخلاف برخی از کشورهای اروپای جنوبی، بحران مالی ۲۰۰۸/۲۰۰۹ نبود که جنبش چپگرا را در آلبانی احیا کرد, بلکه بحرانهای سیاسی داخلی بود. در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱، تظاهرات بزرگی در تیرانا علیه فساد دولت راستگرای تشکیلشده توسط حزب دموکرات برگزار شد. چهار نفر از شرکتکنندگان به ضرب گلوله کشته شدند. متعاقباً، جمعی متشکل از دانشجویان و اساتید، اولین سازمان چپگرای مردمی در آلبانیِ کثرتگرا – “Organizata Politike” – را تأسیس کردند.
در ابتدا، این سازمان مورد تمسخر قرار گرفت، اما اوضاع در شرف تغییر بود. یک مرکز اجتماعی سازماندهی و یک مجله چپگرا تأسیس شد. یک جنبش دانشجویی که با اصلاحات نئولیبرالی در دانشگاهها مخالفت میکرد، ظهور کرد که در سال ۲۰۱۸ به شورش عظیم دانشجویی, بزرگترین اعتراض در تاریخ آلبانی منجر شد. “Organizata Politike” حضور در طبقه کارگر را به عنوان یک جنبش چپگرا ضروری میدانست. این جنبش شروع به کسب جایگاهی در مراکز تماس، معادن، پالایشگاههای نفت و صنعت نساجی کرد و اتحادیههای مستقلی پدیدار شدند.در پایان سال ۲۰۲۲، برخی از اعضای این سازمان حزب چپگرای «Lëvizja Bashkë» (جنبش با هم) را تأسیس کردند *۲-. هدف، ساختن یک چپ جدید آلبانیایی بود. آنها به همراه زنان اتحادیه کارگران نفت، اعتصابات، اعتراضات و مذاکرات برای توافقات کار جمعی را آغاز کردند. این امر حتی در میان افراد بدبین نیز مورد توجه و احترام قرار گرفت. این شناخت همچنین در انتخابات محلی ۲۰۲۳ در تیرانا، زمانی که آرلیند قوری Arlind Qori رئیس حزب چپگرای ” همه با هم. ” به طرز شگفتآوری مقام سوم را کسب کرد، مشهود بود.
در نوامبر ۲۰۲۴، نخستوزیر ادی راما، که به مدت دوازده سال در قدرت بود، ۳۹۰۰ شغل جدید در خدمات عمومی ایجاد کرد, اقدامی که بعید است تصادفی بوده باشد. در مجموع حدود ۲۵۰ هزار نفر در بخش دولتی کار میکنند. علاوه بر این، اعضای خانواده اغلب تحت فشار قرار میگیرند تا در انتخابات وفاداری خود را نشان دهند. در غیر این صورت، با عواقب حرفهای روبرو میشوند. این ساختار قدرت، یک بلوک رأی بزرگ و تعیینکننده را برای حزب سوسیالیست فراهم میکند.
این واقعیت که حزب دموکرات بارها در انتخابات خرابکاری کرد، نه تنها به اعتماد به دموکراسی آسیب رساند، بلکه به حزب سوسیالیست اجازه داد تا عملاً به تنها حاکم تبدیل شود. آنچه دموکراتها و سوسیالیستها را متحد میکند، فساد، روابط نزدیک با الیگارشی و همدستی در فروش کشور است. در تیرانا، اکنون هر متر مربع در حال ساخت و ساز است و اغلب پول مواد مخدر از این طریق پولشویی میشود.مجتمعهای آپارتمانی در حال ساخت هستند که خیابانهای باریک آنها برای عبور حتی یک ماشین آتشنشانی بسیار باریک است. پارکها و فضاهای سبز در حال ناپدید شدن هستند، در حالی که مغازههای لوکس و رستورانهای گرانقیمت در حال گسترش هستند. ذخایر طبیعی به سرمایهگذاران بینالمللی واگذار میشوند تا استراحتگاههای لوکس بسازند. تمام روستاها دسترسی به آب آشامیدنی را از دست میدهند تا استخرها برای آلبانیاییهای ثروتمند و گردشگران پر شود. سوسیالیستها و دموکراتها تقریباً در مسئولیت خود در قبال همه این پوچیها تفاوتی ندارند. آنها نمایانگر سیستمی از استثمار و حرص و طمع برای سود، محاسبات قدرت و تخریب طبیعت هستند.
الیگارشی آلبانیایی بخش جداییناپذیری از نظام سیاسی است
در پایان ژانویه، شهردار تیرانا به اختلاس بودجه عمومی، پولشویی، پنهان کردن درآمد غیرقانونی و سایر جرایم جنایی متهم شد. او در واقع در دهه ۲۰۰۰ یک سازمان غیردولتی حقوق بشر تأسیس کرده بود و به چهرهای برجسته در جامعه مدنی آلبانی تبدیل شده بود. اما وقتی حزب سوسیالیست او را به عنوان شهردار منصوب کرد، او به سرعت با آداب و رسوم حاکم سازگار شد. تحت رهبری او، تیرانا به شهری بیروح و بتونی تبدیل شد.
اینها شرایط ایدهآلی برای ساختن یک جایگزین چپگرا بودند. اما وقتی به ۳۵ سال گذشته نگاه میکنید، به این سادگی نیست. آلبانی اولین کشور در جنوب شرقی اروپا بود که تمام الزامات صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را به قیمت شوک درمانی پذیرفت. هر دولتی با خصوصیسازی پیش رفت و در را برای جرایم سازمانیافته، فساد و پولشویی باز کرد. در دهه ۱۹۹۰، این امر طرحهای هرمی مشکوکی را فعال کرد که هزاران نفر تمام پسانداز خود، گاهی حتی املاک و مستغلات، را در آن سرمایهگذاری کردند. وقتی آنها در سال ۱۹۹۷ سقوط کردند، منجر به جنگ داخلی شد که تقریباً یک سال طول کشید و جان تقریباً ۳۰۰۰ نفر را گرفت.
این پایان مرحله اول سرمایهداری آلبانی بود. مرحله دوم با موجی از خصوصیسازیهای گسترده آغاز شد که حتی به عنوان الگویی از موفقیت به نام ادغام اروپا مورد تجلیل قرار گرفت. قدرت اقتصادی در دست عدهای معدود متمرکز شد: الیگارشی آلبانی به طور فزایندهای قویتر شد, اکنون به بخشی جداییناپذیر از سیستم سیاسی تبدیل شده است.
یکی از شناختهشدهترین نمایندگان آن سمیر مانه است که چند ماه پیش توسط فوربس به عنوان یکی از ثروتمندترین مردان جهان فهرست شده است. در میان کارگران، او نمادی از استثمار محسوب میشود. چپگرایان آلبانی میگویند که او “دستهایش به خون آلوده است”. مانه، از جمله مالک شرکت معدن AlbChrome در بولکیز، مرکز اختلافات کارگری در سالهای اخیر است. همانطور که از کنار معادن عبور میکنم، از خود میپرسم که چند عضو دیگر اتحادیه در اینجا جان خود را از دست خواهند داد؛ بسیاری از آنها هرگز زنده از اعماق معدن طلای سیاه، همانطور که در آلبانی به ذخایر سنگ معدن کروم گفته میشود، بازنگشتند. معدنچیان بارها در اینجا اعتصاب کردهاند و خواستار توافقهای چانهزنی جمعی و ایمنی شغلی بهتر شدهاند. در میان آنها: حزب چپگرای “Lëvizja Bashkë”.
من در امتداد جادههای تازه ساخته شده رانندگی میکنم. منظره خالی و تقریباً متروک به نظر میرسد، اما شقایقهای قرمز روشن ناگهان از زمین غبارآلود بیرون میآیند. آنها نه تنها با برهوت منطقه سازگار هستند، بلکه نماد آزادی و مقاومت در آلبانی نیز هستند. در مورد “Lëvizja Bashkë” نیز همینطور است: حزب ممکن است در همه جا قابل مشاهده نباشد، اما هر جا که باشد، چیزی رشد میکند. امید.
*۱– تِت یا تِتی Theth روستایی در منطقه باشکیا اشکودرا از رشتهکوههای آلپ آلبانی است. این روستا در بلندترین بخش فرورفتگی رودخانه شالا قرار دارد و توسط چندین قله بلند دو هزار متری، از جمله رادوهیما در غرب، آراپی در شمال و ماجا ای پاپلوکس و یِزِرکا در پشت آن در شرق احاطه شده است.
*۲- حزب چپگرای لیویا باشکیه «Lëvizja Bashkë » (جنبش با هم) آلبانی
منبع: Der Freitag