سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۳:۴۷

سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷

حسین صفار هرندی، اکبر گنجی و سازمان ما

حسين شريعتمداری، حسن شايانفر و صفار هرندی در روزنامه کيهان، عباس سليمی نمين در هفته نامه کيهان هوائی و مهدی نصيری در نشريه صبح، بدفعات عليه سازمان ما و عليه فعالين سياسی و فرهنگی داخل کشور پرونده سازی کرده اند. آنها ميگويند که سازمان ما در بين روشنفکران سکولار و حتی اصلاح طلبان حکومتی نفوذ کرده، مشی و سياستهای خود را در داخل کشور پيش ميبرد. از سوی ديگر روشنفکران سکولار و بخشی از اصلاح طلبان حکومتی را متهم ميسازند که از سازمان ما خط ميگيرند و همان خط را در داخل پيش میبرند.

صفار هرندی در هنگام دفاع از خود و معرفی برنامه اش در مجلس بار دیگر پای سازمان ما را به میان کشید و بین سازمان ما و اهل قلم رابطه برقرار کرد و گفت: “کسانی که اسلحه دستشان بود همان چریک هاى فدایى و… بعدا قلم به دست گرفتند و بازگشتند. اگر لازم باشد نام آنان را مى برم و من براى اهل قلم خودمان تاسف مى خورم که چرا قلم خودشان را با اغیار آلوده مى کنند.” او در سخنانش از کسانی که “قلم بدست گرفتند” و آنهائی که ” قلم خودشان را با اغیار آلوده مى کنند”، اسمی نمی برد ولی میگوید ” اگر لازم باشد نام آنان را مى برم”. 
مطلبی که در اخبار روز و کارآنلاین با عنوان” کابینه احمدی نژاد: باز گشت باند فلاحیان ـ سعید امامی ـ حسین شریعتمداری” درج گردید، او را برانگیخته است تا بار دیگر بسراغ سازمان ما بیآید. صفارهرندی برخی موضع گیری فعالین سیاسی در داخل کشور پیرامون کابینه احمدی نژاد را ناشی از تاثیر پذیری آنها از مواضع سازمان ما قلمداد میکند. این برخورد از جانب وی تازه نیست و سابقه دارد. 

سابقه امر
صفار هرندی در مجلس اسمی بر زبان نمی آورد ولی اگر کسی سرمقاله های کیهان و یادداشتهای سیاسی وی را دنبال کرده باشد، متوجه میشود که او قبلا افراد مورد نظرش را معرفی کرده است.
صفارهرندی در یادداشت سیاسی روزنامه کیهان در روز ۲۲ تیر ۱۳۷۸ـ چهار روز بعد از رویداد فاجعه بار ۱۸ تیرـ در زمانی که یورش به جنبش دانشجوئی تدارک میشد، بین سازمان ما و فعالین سیاسی از جمله اکبر گنجی رابطه برقرار کرد. او در یادداشت روز با عنوان “میوه تلخ” نوشت: ” در پایان این نوشتار جا دارد به بخشی از یک مقاله تامل برانگیز اشاره کنیم که حدود شش سال قبل توسط یکی از سران چریکهای فدائی خلق! در خارج از کشور انتشار یافته و یک سال بعد آقای اکبر گنجی آنرا همراه با چند مقاله دیگر در کتابی تحت عنوان ایرانیان خارج از کشور گنجانده و در داخل منتشر کرده است. عمق طراحی دشمن برای برنامه ریزی علیه جبهه خودی و نفوذ در میان آنها را در همین عبارت کوتاه میتوان یافت: ” نیروهای اپوزیسیون و روشنفکران غیر مذهبی از کنار تحولات درون ایران میگذرند و وارد کارزار فکری نمیشوند. در حالی که جدال حاد و سرنوشت سازی در جریان است و میتوان و باید در آن تاثیر گذاشت. از یکسو جبهه طرفداران فقه و شریعت را تضعیف کرد و از سوی دیکر با طرفداران اصلاحات در شریعت اسلامی وارد مجادله فکری شد و دیدگاههای نیروهای دمکرات را توضیح داد.”
مقاله ای که صفار هرندی بآن اشاره میکند، در نشریه کار( شماره ۴۰ـ سال ۷۱) با عنوان ” تحولات فکری در بین بخشی از نیروهای اسلامی ” درج شده بود. در این مقاله، تحولات فکری و سیاسی نیروهائی که در سال ۷۶ سرکار آمدند و اصلاح طلبان حکومتی نام گرفتند، مورد بحث و بررسی قرار گرفته بود. 
اکبر گنجی در همان موقع پاسخ صفارهرندی را داد و در روزنامه صبح امروز نوشت: کتاب یاد شده مجموعه یازده بولتن “محرمانه وزارت ارشاد” است. کیهان روز بعد به اکبر گنجی پاسخ داد: “آنچه آقای گنجی در کتاب خود نقل کرده، کپی مقاله ای است به قلم بهروز خلیق ـ یکی از سران چریکهای فدائی خلق ـ که در نشریه کار ارگان این گروهک در خارج از کشور منتشر شده است و از این روی نمیتواند طبقه بندی محرمانه باشد”. 
پیشتر از روزنامه کیهان و در آستانه قتلهای زنجیره ای، مقاله مزبور در هفته نامه “صبح”(شماره ۸۶ ـ آبان ۷۷) درج شده بود. هفته نامه “صبح” بسردبیری مهدی نصیری (مدیر مسئول کیهان قبل از حسین شریعتمداری و بعد از محمد خاتمی) در آن سالها انتشار مییافت. در همان شماره هفته نامه “صبح”، در مقاله ای بقلم ع. پناه ـ تئوریسین “استراتژی بحران سازی و خشونت”ـ از مطلب” تحولات فکری در بین بخشی از نیروهای اسلامی ” نقل گول شده بود:”تحولات در بین بخشی از نیروهای اسلامی بیش از همه به این دلیل مثبت است که در جامعه فضای اندیشیدن، تقادی و تحمل نظر را که از الزامات دمکراسی هستند، تقویت میکند و به حرکت فرهنگسازان غیروابسته به رژیم یاری میرساند. همچنانکه در زمینه مطبوعات و انتشار کتاب هم اکنون عملا بخشی از نیروهای اسلامی با روشنفکران غیروابسته به رژیم در مقابل جناح سرکوبگر در یک صف قرار گرفته اند. این تغییرات برای آندسته از نیروهای اپوزیسیون که مشی مبارزه برای دمکراسی را تعقیب میکنند، دارای اهمیت است. چرا که در راستای تضعیف و حذف ولایت فقیه، جدائی دین از دولت و تامین آزادیهای سیاسی است.” ع. پناه همانند صفارهرندی در مقاله اش بعد از این نقل قول و نقل قولهای دیگر، فعالین سیاسی و فرهنگی داخل کشور را متهم کرده بود که از “ضد انقلاب” تاثیر می پذیرند. در مقدمه و متن مطلب ع.پناه، اسامی فعالین سیاسی و فرهنگی آمده بود که بعدا عده ای از آنها بقتل رسیدند( قتلهای زنجیره ای). 

پرونده سازی
آنچه در بالا آمد، نمونه ای از پرونده سازی علیه سازمان ما و فعالین آن، علیه اکبر گنجی و فعالین سیاسی و فرهنگی داخل کشور است. هنگام بازداشت اکبر گنجی همان بولتنی را که اشاره شد، در خانه او یافتند و به عنوان یکی از موارد اتهامی در کیفرخواست آوردند و چند سال بعد اکبر گنجی را بخاطر داشتن همان بولتن وزارت ارشاد محکوم نمودند. گرچه مشخص بود که اتهام گنجی نه داشتن بولتن، بلکه افشای آمران و عاملین قتلهای زنجیره ای بود که امروز، دوباره با روی کار آمدن احمدی نژاد در راس وزارتخانه های کلیدی قرار گرفته اند. 
حسین شریعتمداری، حسن شایانفر و صفار هرندی در روزنامه کیهان، عباس سلیمی نمین در هفته نامه کیهان هوائی و مهدی نصیری در نشریه صبح، بدفعات علیه سازمان ما و علیه فعالین سیاسی و فرهنگی داخل کشور پرونده سازی کرده اند. آنها میگویند که سازمان ما در بین روشنفکران سکولار و حتی اصلاح طلبان حکومتی نفوذ کرده، مشی و سیاستهای خود را در داخل کشور پیش میبرد. از سوی دیگر روشنفکران سکولار و بخشی از اصلاح طلبان حکومتی را متهم میسازند که از سازمان ما خط میگیرند و همان خط را در داخل پیش میبرند. 
این اتهامات، گاه به سازمانهای سیاسی از جمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم زده میشود. زمانیکه ما در دوره اصلاحات اعلامیه دادیم و مسئله سازماندهی مقاومت در مقابل تهاجم محافظه کاران را مطرح کردیم، روزنامه رسالت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به تاثیری از سازمان ما و پیشبرد خط آن متهم کرد. بخاطر اینکه سازمان مزبور از استراتژی آرامش فعال فاصله گرفته و طی بیانیه ای مقاومت فعال را مطرح کرده بود.

نگاه امنیتی 
پرونده سازان به فعالیت سیاسی و حتی به فعالیت فرهنگی نگاه امنیتی دارند. اکنون این نگاه، در راس سه وزارتخانه کلیدی از جمله وزارت ارشاد نشسته است. طبعا کار آنها جستجو و کشف کنشها و واکنشهای بین داخل و خارج و از جمله سازمان ما، توطئه قلمداد کردن آنها و پرونده سازی برای جریانهای سیاسی و فعالین داخل و خارج خواهد بود. همان کاری که باند شریعتمداری، حسن شایانفر و صفارهرندی سالها در کیهان پیش میبرند و برای دگراندیشان و اصلاح طلبان پرونده سازی میکنند. اکنون همین جریان، سه وزارتخانه کلیدی را در اختیار خود گرفته است. مشخص است که همان کار کیهان را در ابعاد گسترده تر و با امکانات این سه وزارتخانه پیش خواهند برد.
محسن اژه ای، مصطفی پور محمدی و حسین صفار هرندی، عناصر پرورش یافته در سپاه پاسداران، ارگانهای امنیتی، روزنامه کیهان، مدرسه حقانی و شاگردان مصباح را در سه وزارتخانه خواهند چید تا برنامه هایشان را پیش ببرند. بنوشته سایت هاتف صفار هرندی قصد دارد که حسن شایان‌فرـ بازجوی دهه ۶۰ و مسئول فعلی دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان که کار پرونده سازی برای دگراندیشان و اصلاح طلبان را برعهده دارد ـ را به عنوان معاونت فرهنگی و عباس سلیمی نمین ـ جزو گردانندگان اصلی وزارت اطلاعات در دوره وزارت ری شهری و سردبیر سابق کیهان هوائی ـ را بعنوان معاون مطبوعاتی خود بر گزیند. در چنین صورتی این وزارت ارشاد بطور کامل دست روزنامه کیهان، سپاه پاسداران و بازجویان دهه ۶۰ خواهد افتاد. معلوم است که چنین ترکیبی بر سر فرهنگ کشور، نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران بلائی خواهد آورند که آنها حسرت دوره میرسلیم را بدل داشته باشند. 

آنچه حسین صفارهرندی در سخنرانیش در مجلس درمورد سازمان ما بزبان آورد، نشان از شدت یافتن پرونده سازی علیه سازمان ما و فعالین آن، علیه دگراندیشان و منتقدین جمهوری اسلامی در ماههای آتی دارد.

تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین, ۱۳۸۴ ۳:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جبهه اصلاحات ایران: اعتماد به تیم مذاکره‌کننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است

زندگی زیر سایه جنگ از من انسان دیگری ساخت – روایت جنگ از درون

روزهای پرتعلیق آتش‌بس – روایت جنگ از درون

پیروزی سیاسی جمهوری اسلامی بر آمریکا و اسرائیل و چالش “چپ”!

ﺑﯿﺎﻧﯿﻪﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﺮزمین ﻭ تاریخ ﺁﻥ…

قبر خالی «ماکان»