سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۰:۰۹

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۹

حمید رفت. این چریک نامدار کشته شد!

هنوز طنین صدای بلند نسترن ال آقا که وارد خانه شد و با فریاد گفت: «حمید زنده است!» در برابر چشمان من است. روزنامه ای در دست داشت که خبر کشته شدن تعدادی از یاران در جنگ گریز با گزمه‌های رژیم، و درگیری حمید و تیر خوردن و فرار او از چنگ ساواک و رساندن خود به خانه تیمی را گزارش می کرد. «حمید زنده است!» احمد شاملو در مورد این قهرمانان حماسی نوشت: خونشان فریاد و چنگ در آسمان می افکند!

حمید اشرف و ۹ تن از یاران، در ۸ تیر ۱۳۵۵ در حمله مسلحانه نابرابر نیروهای ساواک شاهنشاهی به خانه تیمی آنها طی یک جنگ و گریز کشته شد. حمیدی که ۱۴ بار از تعقیب و گریز و از زیر تیغ ساواک، این بازوی رژیم محمد رضا شاه، گریخته و زنده  دستگیر شدن خود را برای نیروهای اهریمنی سازمان امنیت به یک آرزوی دست نایافتنی تبدیل کرد                

حمیدی که پس از کشته شدنش نیروهای ساواک میان خود نقل و شیرینی تقسیم کردند که یک قهرمان، یک انسان و یک مبارز راه آزادی و عدالت را کشتند. آیا به راستی حمید و یارانش کشته شدند، آرمان ها و آرزوهای آنها هم با آنها رفت و بخاک سپرده شد؟
چه کوته فکر بودند کسانی که فکر می‌‌کردند با کشتن حمید، انسانیت و عدالت و آزادی را خواهند کشت. حمید به مانند ریشه درختی کهنسال ریشه در خاک داشت. حمید و یاران او متعلق به یک جنبش جهانی ضد ظلم و ضد بی عدالتی بودند.  حمید یکی از ستاره های بلند آواز جنبش چریکی بود. او با چشمانی میشی و روشن، لبخندی ملایم و چهره ای آرام اینجاست! حمید زنده است! حمید افسانه نیست، ولی به افسانه بدل شد. نام حمید و آرمان انسانی حمید بر قله بلندترین آرزوهای انسانی همه مردم زحمتکش ایران و جهان می‌درخشد. عشق حمید به انسانیت و عدالت و آزادی مرز نمی شناخت. آنکه مرگش میلاد پر هیاهوی هزار شهزاده بود.

 هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شدبه عشق!
هنوز طنین صدای بلند نسترن ال آقا که وارد خانه شد و با فریاد گفت: «حمید زنده است!» در برابر چشمان من است. روزنامه ای در دست داشت که خبر کشته شدن تعدادی از یاران در جنگ گریز با گزمه‌های رژیم، و درگیری حمید و تیر خوردن و فرار او از چنگ ساواک و رساندن خود به خانه تیمی را گزارش می کرد. «حمید زنده است!» احمد شاملو در مورد این قهرمانان حماسی نوشت: خونشان فریاد و چنگ در آسمان می افکند!

حمید و ده‌ها و صدها مبارز راه آزادی و عدالت زمینی بودند؛ آنها  ترس را شکستند، سکوت را شکستند، ناامیدی را شکستند. آنها زیستند اگرچه کوتاه زیستند. ارزش این ایثار و فداکاری و از جان گذشتن آنها در هر مرحله‌ای از زمان تغییر کرد. زمانی حمید قهرمان بود، گلسرخی قهرمان بود، مجید و حمید احمدزاده و پویان، مرضیه احمدی اسکویی. نسترن آل آقا ، چه گوارا و صدها مبارزی که در ایران و جهان بخاک افتادند، و به بی عدالتی و ظلم و استبداد نه گفتند، قهرمان بودند.
ولی متاسفانه آنها اکنون انگ ماجراجو و تروریست می‌خورند، و مبارزات آنها بی‌ارزش جلوه داده می‌شود. چند سال پس از ” ۸ تیر” تاریخ باز بینی شد. منتهی در جهت منفی و انکارگرایی. نظام فکری و ارزشی عده ای از روشنفکران تغییر کرد؛ مانند هر پدیده ای که  در حال تغییر است، همه چیز تغییر کرد. در ادبیات و هنر و سینما هم دگرگون شد. نقد کارنامه مبارزه و روش مبارزه از سیاست به نفی همه چیز آن رسید .
ولی یک چیز انکار ناپذیر است: ادبیات و هنر و شعر و موسیقی و فیلم‌های دهه های ۴۰ و ۵۰  ایران، جدا از راه و روش مبارزه مسلحانه  و نقد آن، شکوه و ایثار و انسان دوستی و صداقت و فداکاری را چنان بر سینه تاریخ و فرهنگ ایران و حافظه تاریخی آن حک کرده است که نه در روزگار ما و نه در هیچ زمانی دیگر قابل نقی و انکار نیست.
مگر می‌توان باور کرد که ما اینقدر تغییر کرده ایم؟ مگر می‌توان در زمانه ای که فرد گرایی، خود پرستی و منفعت پرستی دائماً تبلیغ می شود، فداکاری و انسان دوستی و ایثار این مبارزان بزرگ را ماجراجویی نام داد و انگ تروریسم بر آن زد؟ تقلیل دادن این مبارزان جان برکف و نامیدن آنها با چنین عناوینی، نهایت بی حرمتی به آرمان‌های والای انسانی همه آنهاست.
این نهایت عدم درک شرایط و ضرورت زمانه  چه در ایران و جه در جهان است. خارج کردن آنها از گردونه تاریخ و تبدیل آنها به دانه های تسبیح جدا از هم است. شما انسان‌هایی که قلب‌هایتان برای عدالت و آزادی می‌طپد؛ شما انسان‌هایی که با گذشت ۴۵ سال، از کشته شدن حمید و یاران ایران همچنان شاهد فقر و نداری، نبود عدالت و آزادی هستید؛ شما انسان‌هایی که خود را مسئول می‌دانید، تاریخ را برای فرزندان و نوادگان تان  صادقانه، واقعاً صادقانه بازگو کنید. این وظیفه بزرگ شماست که برای آنها تعریف کنید تا بدانند: حمید و  یارانش چه کسانی بودند؛ و چه می خواستند. هزاران مبارزی که  به دست ظالمان زمان به خاک افتادند چرا و برای چه بخاک افتادند؟

تاریخ را قلب کرده اند؛ نسل جوان باید بداند که این انسان‌های فداکار و صادق بخاطر جه برخاستند و به بیداد و بی عدالتی و نبود آزادی نه گفتند. جنبش چریک به عنوان یک جنبش انکار ناپذیر در همه عرصه های زندگی رسوخ کرد. علیرغم سیاه‌ نمایی و سم‌ پاشی و تقلیل این جنبش به گروهک و ده‌ها عنوان نا متعارف، این جنبش یکی از تاثیرگذارترین جنبش‌های اجتماعی دوران  معاصر بود و لازم است از نگاهی عمیقاً اجتماعی و سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. زوایای مختلف آن  آشکار و در معرض نگاه نسل جوان و کنجکاو که آینده‌سازان جامعه هستند قرار گیرد. این زوایا هنوز به درستی آشکار نشده اند؛ کار و تلاش زیادی لازم است که امیدواریم منصفانه و صادقانه این مهم انجام شود.هگل راست گفت: ما بر دوش غولهای گذشته نشسته ایم. پس لازم است گذشته و آینده را بهتر بشناسیم.  

 
چهارشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۱ – ۲۹ یونی ۲۰۲۲
 

 

تاریخ انتشار : ۸ تیر, ۱۴۰۱ ۱۱:۳۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران