سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۵

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۵

سال های سگی

بين مردان بی‌خانمان و گرسنه‌ای كه در چهاردیواری كوچك ساختمان چپيده بودند؛ ازهمه پيرتر است... چند بسته كوچك كاغذ كادوپيچ شده به پيرمرد می‌دهم و او را در آغوش می‌گیرم.
Getting your Trinity Audio player ready...

بین مردان بی‌خانمان و گرسنه‌ای که در چهاردیواری کوچک ساختمان چپیده بودند؛ ازهمه پیرتر است… چند بسته کوچک کاغذ کادوپیچ شده به پیرمرد می‌دهم و او را در آغوش می‌گیرم. مردهایی که چند لایه لباس، روی هم پوشیده‌اند در ساعت‌های دور و دراز خیابان خوابی و سرمای زمستان، اینجا جمع‌اند… با دیدنشان پرسش‌های جورواجوری به ذهن آدم راه پیدا می‌‌کند. شعله‌ی عمر چند نفرشان تا فردا و پس‌فردا خاموش می‌شود؟ چند نفرشان گمنام‌ و ناشناس در خاک خواهند شد؟ چند تن از اینان سال‌هاست تاریخ تولدشان را هم از یاد برده‌اند؟ در این همه نگاه، دریغ و افسوس بیشتر است یا دلتنگی!؟ چند تن از اینان سال‌هاست دیگر برای باور خودشان هم، ارزش و منزلتی قائل نیستند؟ ازیادرفته‌ها چگونه است؟…

«ایوب» پرورشگاهی بود. معتاد نبود. کارتن‌خواب شد. خنزر پنزرهای اسقاطی جمع می‌کند و می‌فروشد…

«اسی» آرایشگر بود و معتاد و حالا کارتن‌خواب. ماشین اصلاح و قیچی و باقی وسایل آرایشگری، سال‌ها قبل پای هرویین خرج شده بود و درآمد آشغال‌هایی که از سطل زباله و گوشه و کنار خیابان‌ها جمع می‌کند، حتی به پول مواد هم نمی‌رسد و مجبور است دُوز خماری و نشئگی را با شربت متادون ۶ هزار تومانی که از یک جایی به او می‌رسد، جبران کند.

تفاوت ایوب و اسی «خرج دود» است و شباهت‌شان لرزیدن از سرما، هذیان گفتن، بیهوش شدن از گرسنگی و حسرت بودن زیر سقف یک خانه به وقت تحویل سال…

«برای یک تکه نون باید ساعت‌ها سگ دو بزنی. بایس یاد بگیری تو سرما زنده بمونی. شایدم امروز یه ماشینی ترمز کنه و یه ظرف غذای گرم بهت بده؛ اما هیچ معلوم نیس نوبت بعدی غذای گرم کِی‌یه… چند روز یا چند هفته دیگه. کارتن‌خواب، هم از سرما و گرما می‌میره، هم از گرسنگی و تشنگی…»

باران می‌بارد و گودال‌های کفِ پهنه‌ی پشتِ ساختمان پُر شده از آب… درخت آلوچه با شکوفه‌هایش، تنها زیبایی اینجاست… مردها از سرما مچاله شده‌اند و کیسه و توبره پلاستیکی و مقوا روی سرشان گرفته‌اند… عده‌ای خودشان را به دیواره سیمانی چهاردیواری ‌چسبانده‌اند برای فرار از باران. چند نفری معتادند و خیلی‌های‌شان، کارگرِ روزمزد با دست‌های خالی…

«میران» مرد۳۰ ساله‌ای‌ که از جنوب خراسان برای کارگری آمده‌است، می‌گوید بین دوسه شهر مجاور، اینجا ارزان‌تر و مردمان‌شان بیشتر غریبه‌پذیراند… می‌گوید در طول۳۰روز فقط ۳ روز کار کرده با روزی۲۰۰هزار تومان. از این۶۰۰هزارتومان، ۱۵۰هزارتومان برای خودش نگه داشته و باقی را فرستاده ‌است برای زن پا به ماه و پسرش علی. در عکسی که نشان می‌دهد او کودکی ۴ساله‌‌است با کلاه پوستی به سر که گویا به چشم‌های پدر لبخند می‌زند…

«از۶ صبح میرم میدون برا باربری و کارگری. هر کار که باشه، ولی صاب‌کارا وقتی میان، می‌گن کارگر کارگر، کارگرای افغانی داد می‌زنن کارگر۱۰۰تومن کارگر۱۰۰تومن. صاب‌کار، ۴تا افغانی می‌بره و ما می‌مونیم بیکار…»

میران روی کلاه پشمی، چند کیسه پلاستیکی به سرش می‌کشد و می‌گوید: «این‌طوریه… در ساعاتی که رو نیمکت پارک‌ها یا ایستگاه‌ها می‌خوابیم، سر و صورت‌مون از سرما اینجوری در امانه…»

بیشتر مردها جوان‌اند و کیسه و توبره‌های بادکرده از چند تکه لباس و خرت و پرتی که به دست و شانه دارند، سندِ خیابان‌خوابی‌شان است.

مردی که موهای جوگندمی دارد؛ پدر دو بچه محصل است و نان‌آور یک خانواده مستاجر، می‌گوید:

«سرباز که بودیم، با رفقامون کلی آرزو داشتیم. می‌خواستم برم درسمو تموم کنم و دیپلممو بگیرم و با پدرم کشاورزی کنم. یکی از رفقام دوست داشت راهنمای سفر بشه، یکی دیگه می‌خواست بره استانبول لباس بیاره و تاجر بشه، یکی دیگه دوست داشت بره دانشگاه و درس حقوق بخونه. هیچ کدوم به آرزوهامون نرسیدیم. زمین پدرم خشکید و ۴ساله که وضع من اینه که الان می‌بینی. اون سه تا هم بدتر از من. اونی که می‌خواست تاجر بشه، الان مسافرکش بین‌شهریه با ماشین اجاره‌ای. اونی که می‌خواست حقوق بخونه، الان برا بار دهم رفته کمپ ترک مواد…»

مردِ گچ‌کار اهل یکی از روستاهای بجنورد، پدر دو فرزند ۴ ساله و ۶ ماهه ‌است و از اول آذر به این شهر آمده طبق حق بیمه‌ای که می‌پردازد، کارگر ماهر محسوب می‌شود، در این دو ماه فقط ۱۰روز کار کرده و برای کل ۱۰روز یک میلیون تومان مزد گرفته… می‌گفت از این مزد، ۲۰۰ هزار تومان را برای خودش نگه داشته و باقی را فرستاده روستا…

«به هر کاری دلخوشم، حتی به رفت‌وروب دستشویی، ولی کار نیست. از صبح میرم سرچهارراه. اونقدر کارگر زیاده که دیگه نوبت به ما نمی‌رسه. هم بیکارم، هم بی‌خانمان، خجالت می‌کشم به خانواده‌ام تلفن بزنم و بگم دستم خالیه…»

سیاهی شب و بارانی که حالا همراه شده با دانه‌های ریز برف، سخت‌تر از نیم ساعت قبل می‌بارد. روی دردناک‌تری از نداری و تنگدستی… گویا فقر، عریانی‌اش بیشترشده… سن و سال‌دارها، کز کرده‌اند، معتادها که هم خُمار بودند و هم گرسنه؛ مچاله‌تر شده‌اند. کارگران بیکار، دردهای‌شان اما به گونه دیگری‌ است…

گویا «ما کور شده‌ایم…^^»

پی‌نوشت‌ها:

^. «سا‌ل‌های سگی» عنوان رمانی از«ماریو بارگاس یوسا» Mario Pedro Vargas Llosa زادهٔ ۲۸ مارس ۱۹۳۶. داستان‌نویس و روزنامه‌نگار… یوسا هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد…

^^. از رمان «کوری» اثر «ژوزه ساراماگو» José de Sousa Saramago زادهٔ ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲، درگذشتهٔ ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰ نویسنده پرتغالی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸…

اسفند ۱۴۰۲- پهلوان

تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند, ۱۴۰۲ ۹:۰۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.