سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ تیر, ۱۴۰۵ ۱۶:۴۹

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۹

طنین گوش خراش وزوز مگس

پشت میز نشسته بودم و کتاب می خواندم. صدای وزوز مگسی که انگار جایی گیر افتاده بود آزارم می داد. احساس رخوت میک ردم. تصمیم به جبران مافات گرفته بودم! برنامه های ناتمام یا شروع نشده از هر طرف احاطه ام کرده بودند و به زور سعی می کردم در زیر این فشار روحی تمرکز داشته باشم.

Getting your Trinity Audio player ready...

پشت میز نشسته بودم و کتاب می خواندم. صدای وزوز مگسی که انگار جایی گیر افتاده باشد، آزارم می داد. احساس رخوت می کردم.  تصمیم به جبران مافات گرفته بودم! برنامه های ناتمام یا شروع نشده، از هر طرف احاطه ام کرده بودند و به زور سعی می کردم در زیر این فشارروحی تمرکز داشته باشم.  اما صدای وزوز مگس اسیر شده مثل ضربه ای تمرکزم را متلاشی می کرد. پیدا کردن این مگس که اسارت بیموقع اش مانع از مطالعه ام می شد، مثل دانش آموزی که در آستانه امتحان آخر ترم قرار دارد و چیزی نخوانده و لحظه به لحظه زمان را از دست می دهد، اضطرابم را بیشتر می کرد.

با کلافگی و نگاه کردن به ساعت، هر چند دقیقه یکبار، سعی در پیدا کردن مگس می کردم. ولی مثل این که این حشره ی مزاحم دارای شعوری ماورایی شده بود. می دانست اگر پیدایش کنم دخلش آمده است. تا گوش تیز می کردم، وزوزش را قطع می کرد. بعد از جابجا کردن اشیاء اطراف، به خیال این که شاید راه فرار را یافته است باز پشت میز بر می گشتم و شروع به خواندن می کردم.

صدای مگس… وزوز… دیوانه وار این زنجیره ی احمقانه ی تلاش برای تمرکز، خواندن چند خط از کتاب، گوش فرادادن به صدا و جستجوی عبث موش و گربه وار را حداقل ده بار تکرار کردم.

حواسم به کتابهای روی میز بود که رو به دیوار صف کشیده بودند و منتظر بودند که به سراغشان بروم. با دیدن آنها اضطرابم بیشتر می شد.

باور این که یک حشره ی کوچک تا این حد تمرکز و آرامشم را بر هم زده است مستأصل و عصبی ام می کرد! در ذهنم شروع به حرف زدن با مگس اسیر کردم: “عزیزم باور کن قصد کشتن ات را ندارم! اگر فکر می کنی به تنهایی می توانی خلاص شوی امید بیهوده ای بسته ای! هم وزوزت بیجاست و هم سکوتت! …”

فایده ای نداشت، مطمئناً نیرویی به او این ایمان را داده که به آدمها اعتماد نکند!

از مطالعه و از این جنگ بی نتیجه انصراف دادم و از پشت میز بلند شدم تا به سراغ کار دیگری بروم و این بار خشمی که وجودم را پر کرده بود وادارم کرد با صدای بلند فریاد بزنم: “تو یک موجود احمقی، آنقدر همانجا بمان تا بمیری!”

فردای آن روز دوباره پشت میز نشستم، لای کتاب را باز کردم. یک روز دیگر را از دست داده بودم، اما چرایش یادم نمی آمد. یک پاراگراف نخوانده بودم که باز صدای وزوز مگس بلند شد.

مثل کسی که ناگهان در ورطه یک ماجرای بغرنج و وحشتناک افتاده باشد، وقایع دیروز را به یاد آوردم. باور کردم که بازی دیروز تکرار خواهد شد. بهت زده بودم! به این فکر می کردم که آیا این مگس واقعاً از دیروز نمرده است؟

نمی دانم مگس پشت چه چیزی گیر افتاده بود، ولی یقین کردم که اشیاء و این حشره و شاید کل کائنات مزاحی بیمورد و بیموقع را با من شروع کرده اند. با خشم تصمیم گرفتم تا من هم به اندازه این کائنات از استعداد شوخ طبعی ام استفاده کنم.

زمانی که صدای وزوز بلند می شد، احمقانه میز را به لرزه در می آوردم. این بار نوبت مگس بود… وزوزش را با رعایت یک ریتم خاص که موزون با تکان میز توسط من بود شروع می کرد… بعد از قطع شدن صدای این موجود اسیر شده که این بار من به بازی گرفته بودمش، نوبت من بود… و باز… نه من خسته می شدم نه کائنات. سر خوشی فاتحانه ای از این بازی بی مقدمه و بیهوده به من دست داده بود. هر بار به شکل های مختلفی خنده های جنون آمیز بیمعنایی سر می دادم.

ناگهان چشمم به کتابهای روی میز افتاد و قلبم لرزید. کتابها با تکان میز به لرزه در می آمدند و به دیوار می خوردند. جلوی آنها، کتابی را دیدم که چند سال پیش جلدش را روزنامه پیچ کرده بودم. رنگ زرد روزنامه، گذشت زمان را در ذهن تداعی می کرد. موجود جاندار را پیدا کرده بودم!

وزوز مگس اسیر شده همان لبه روزنامه روی جلد بود که با هر بار تکیه ام به میز و تکان میز به دیوار چنگ می زد و اسارتش را مثل موجودی زنده ناله می کرد. برای این که مطمئن شوم، دوباره میز را به آرامی لرزاندم و چشمم را به لبه روزنامه روی کتاب دوختم. اشتباه نکرده بودم، این بار وزوز لجوجانه اش تبدیل به ناله ای معصومانه و محزون شد!

کتاب را برداشتم، به یاد آوردمش. روزنامه روی جلدش برایم نشان دهنده اهمیت و ارزش کتاب در گذشته بود. نمی دانم کائنات و من چه زمان بذله گویی را فراموش کرده بودیم!

صفحه اول را ورق زدم و وارد صفحه دوم شدم.

تاریخ انتشار : ۱۷ فروردین, ۱۳۹۶ ۱۱:۵۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

پیام دیپلماسی در تشییع جنازه ایران

قرائت قرآن در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای نشان داد که تهران به عنوان یک پیروز صحبت می‌کند، نه یک عزادار! آیه مورد نظر، آیه ۱۳ از سوره آل عمران بود، متنی که جنگ بدر را توصیف می‌کند، جایی که نیروی مسلمان با تعداد بسیار کمتر و تجهیزات ضعیف‌تر، ارتش بسیار بزرگتری را «به خواست خدا» شکست داد. این آیه اشاره‌ای آشکار به چیزی بود که بسیاری آن را پیروزی ایران بر آمریکا و اسرائیل در جنگشان علیه این کشور می‌نامند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن

پنجاه سال پس از هشتم تیر ۱۳۵۵ | مجموعه کامل سخنرانی‌های بزرگداشت حمید اشرف و یاران (روز جان‌باختگان فدایی)

پایه های لرزان امپراطوری – بخش پنجم (آخر)

سخن از دو برجستگی در هستی انقلابی حمید اشرف!

۲۵۰ سالگی آمریکا؛ آیا ترامپ پدیده‌ای استثنایی در تاریخ ایالات متحده است؟