سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ تیر, ۱۴۰۵ ۰۹:۱۱

پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱

عشقی به یغما رفته

و اینک در تمامی پنجره های گشوده،
بر تارک هر حنجره ای،
چون دیوانه ای که مرگ را نمی شناسد،
نامت را در تمام تار و پود شهر فریاد می کشند:
"- آزادی"

Getting your Trinity Audio player ready...

بالهایِ سپیدِ کبوتری رقصان،

آکنده از لحظهء شفافِ رهایی ِ من،

در متن ِ آسمان ِ آبی ِ آرامشم،

چنان خشکید.

که برق ِ دیدۀ صبحی بر آمده از شب،

بر فراز ِ قلۀ آمالِ من سیاه شد!

و زمانه از دستم گریخت،

و من بیگانه شدم با تمامی ِ هستی!

وقتی که از تنگنای ِ ربوده شدنِ عشقی،

در محاصرۀ تاراج،

دستانم به بند شد.

و رهزنان در برابر ِ جنونِ دیدگانی پر خون،

گیسوانت را حلقۀ دستانشان کردند،

و کشان کشان،

ترا از من گریزاندند.

و بین ِ شفافیتی زلال از پگاهِ چشمانت،

و نگاهِ عاشق من،

پرده ای کشیدند،

ضخیم!

و من بر جای ماندم،

با شعله هایی برافروخته،

از آتش ِ عشقی به یغما …،

پنهان در زوایایِ قلبی شوریده!

اما نمی یافتمت،

تا با بوسه ای،

از طراوتِ مواج ِ عاشقانه ای،

در زیر پوست،

دوباره به زندگی بنشینم.

و نامت،

همتراز با تابش ِ نور ِ سپیده دم،

منعکس بر فراز ِ والاترین شاخۀ آمالم،

سر بر کشیده از میان ِ جنگل ِ پندار،

فریادی می شد بی هراس!

اما آنان مرا،

با آذرخش ِ عصیان،

محبوس در اندیشه ای دوخته لب.

و طغیان روح رهایی،

در پشت سد جنون دستانی بسته.

با پاهایی به جراحت نشسته از کیمییای دلیری،

از بلندای اوهامشان آویختند.

و تنها ترا می خواستند،

قدح گردانِ هوسهای ِ نیمه شب باشی.

تا با چیدن ِ شکوه زیبایی از شاخسار جوانی ات،

چون شاخه ای تهی شده از برگ و بار روییدن،

بی حاصلت کنند.

پس ترا از شاخۀ بلوغ ِ سر به هوایت چیدند.

تا از حجره ای به حجره ای،

و از آغوشی به آغوشی بکشانندت.

اما تو،

نجابتت آنچنان مقدس بود،

که خدا نیز از نزدیک شدن به باکره گی ات،

می هراسید.

و آنان،

با آتش ِ شهوانی ِ خشونت،

پنهان در پشتِ مهربانی ِ نگاهت.

با سوء ظن ِ نگاهی مشکوک،

از زوایایِ چشمانی مرموز،

به هر دستی که به نیکی می گرایید،

دیوانه تر شدند!

و مرا با منجنیق ِ شقاوت،

در دستان ِ راهزنی حقیر،

سرمست از ستایش ِ مداوم ِ خویش،

پرتاب کردند، به صحرا.

به صحرایی که،

راز ِ رویش ِ هر دانۀ تشنه لبی را،

در زیر ِ خاکِ خوف،

از گناهِ عشق به درختی تناور شدن،

در مانده می نمود.

و این چنین شد،

که من به درونِ هستۀ خویش کوچیدم.

تا تمامی رمز و راز ِ رویش را،

در گهوارۀ نجوای مهر ِ مادرانه ای،

از عطوفتِ نگاهم بیان کنم.

تا اضطرابِ عطش ِ صحرا را،

تا زمانِ ریزش ِ باران تاب آورد.

“اما آنان راضی نمی شدند!”

و مرا از فراز ِ دره ای هراسناک،

پرتاب کردند،

در میان طوفان.

طوفانی نیست کننده ،

که کنکاش ِ جاودانۀ هر تلاشی را،

در گره گشایی از دهشتِ ابهام ِ هستی،

تباه می نمود.

“اما آنان راضی نمی شدند!”

و اندام ِ در هم شکسته ام را کشانیدند،

به اتاقکی نفس گیر،

به سیاهی نشسته از وحشتِ تنهایی.

وحشتناک تر از هجوم ِ اشباح ِ توهم،

عجینْ با هراسی کشندهْ،

در باور ِ دیدگان ِ خرافی اوهاْ.

تا با تجسم ِ مرگ،

در ذهنی بریده شده از تمامی ِ هستی،

یادت را به خاک بسپارم.

اما،

من ِ همسو با پیچ و تابِ رویش،

نه بدانسان بودم،

تا در تاریکی ِ گم گشته راهی،

تهی شده از نوازش ِ مهربان ِ نگاهی،

گم ات کنم.

و نه مجنون ِ یاغی قلب من،

آنقدر حقیر،

تا در بستری از شرم،

با نسیان همبسترت کنم.

تنها تو را فریاد می کشیدم،

تو را!

که ناصحان نیز رهایم نکردند،

و آنقدر مکرر، گفتند و گفتند:

“- مگر در تو چه یافته ام،

که اینگونه مست و لایعقل،

از پرتگاهِ نیستی،

نمی هراسم؟”

که دیگر حتی شبحی از آنان را نمی دیدم.

جز نمایی از طلوع ِ صبجگاهی ِ تو،

بر فراز ِ قله ای

سر بر کشیده از میان ِ رویایی مه آلود!

و براه افتادم،

تا بیابمت.

که ناصحان در تعجبِ حیرانِ عقلشان،

بر جای خشکیدند.

و رهزنان دیوانه تر شدند!

و قلبِ از تو سرشارم را،

هزار پاره کردند،

و هر پاره در جوانه ای گم شد،

و هر جوانه تنها ترا می طلبید،

چونان پرنده ای که پروازش را.

و اینک در تمامی پنجره های گشوده،

بر تارک هر حنجره ای،

چون دیوانه ای که مرگ را نمی شناسد،

نامت را در تمام تار و پود شهر فریاد می کشند:

“- آزادی”

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۸ دی, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فصل چهارم؛ رازی که قرار بود قفل جهان را بگشاید!

هشدار به شیفتگان قدرت؛ آنگاه که “قدرت” نقاب‌ها را کنار می‌زند

نه جنگ، نه استبداد؛ جامعه ایران و جست‌وجوی راه سوم نجات ملی

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – بخش ۱

بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است

آیا رضا پهلوی ناخواسته روایت منتقدانش را تأیید کرد؟