سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۴:۳۳

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۳

فداییان در زمینه روند تبدیل، تغییر و تحول ایران

نقد گذشته و جایگاه تاریخی

در این فاصله، جانب جریان غالب تا قرن شانزدهم، بصورت "بورژوازی اسلامگرا"  وزنه خود را بر روند "حفظ" و "دگرگونی"، "مقاومت گرایی" و "تلفیق گرایی" – در سویه "حفظ"، هم ماندگاری ساختار و هم نقش ملات دوران گذار- بر روند امور و تحولات فرومیاندازد

Getting your Trinity Audio player ready...

 جریانات فکری، طبقاتی، و سیاسی در سرگذشت و سرنوشت ایران

اعراب – اسلام پس از غلبه نظامی و سیاسی برا یران، در ابتدا، ساختار طبقاتی را در چارچوب آداب و رسوم، و عقاید و اعتقادات خود بازتعریف و تفسیر کردند.  این روند، با گذشتن از مراحل و نقطه عطف های بسیار متنوع- ستیزه جویانه، خشونت آمیز، آرام و تلفیقی- گسستگی و پیوستگی بین گذشته و”شمشیر و پیام” اعراب- اسلام را تشکیل داده است.  این روند را میتوان زمینه ساز غالب در چگونگی شکلگیری جریانات فکری، طبقاتی، و سیاسی بعدی ایران دانست.  تمام تاثیرات و عوامل دیگر روی این زمینه و با وساطت چگونگی گسستگی و پیوستگی فوق انجام گرفته اند.

 

تا قرن شانزدهم میلادی، ساختار طبقاتی پایه این روند عمومی دست نخورده  باقی میماند.  تا این زمان، دو جریان عمده، اساسا، جریان تلفیق و مقاومت هستند که، عملا، فضای غالب را تشکیل میدهند.  این فضای غالب از عامل دیگری نیز اثر میگیرد که حاصل وقایع درونی خود فاتحین عرب-اسلام  میباشد.  مهمترین این وقایع شکلگیری دو جریان سنت و شیعه و تفاوتها و تناقضات بین آنها میباشد تا اینکه جنگی که به ” واقعه کربلا” مشهور است، در تمام جوانب و ابعاد، چنان مهر خود را میزند که تمام وقایع بعدی – حتا تا امروز- را نیز تحت الشعاع قرار میدهد.

 

این واقعه خود پیچیدگی های بیشماری را در زمینه فراگیر اجتماعی ایران موجب میگردد که بطریقی جوانب فرهنگی و خاطره تاریخی تا زندگی روزمره و رفتار و کردار جمعی و فردی را نیز، اساسا، دگرگون میکند.  یکی از این پیچیدگی ها حتا امروز نیز “معضل” سراسری جامعه نیز شده است.  اختلاط درک تلافی جویانه “میان عربی” و “میان اسلامی” از یکسو، و “بین عرب- فارس” و “سنن پیش اسلامی- اسلامی” از سوی دیگر، آشکار و نهفته، و در اشکال و پوشش های متنوع، پیوسته جریان دارد که،  در واقع، جانب مقاومتی کشمکش های اجتماعی را بروز میدهد.

 

جانب تلفیقی کشمکش های اجتماعی را شکلگیری اسطوره گری و قهرمان سازی و پرورش نمونه ها و نمودارها، تمثیل و آرمانگرایی شخصی و شخصیتی، و بالاخره مفاهیم و مقولات راهنما و همزیستی آفرین، تشکیل میدهد. تمام این جوانب، عناصر و عوامل، دوگانگی هایی را بوجود میآورند که همزمان موجب نهفتگی “مقاومت گرایی” در دل خود جریان بسیار پیچیده “تلفیق گرایی” نیز میگردند.  این جریان فراگیر “مقاومت گرایی” و “تلفیق گرایی”، همزمان، مضمون روند پیوستگی و گسستگی و هم شکل آنرا موجب شده و تشکیل میدهند.

 

با صفویه، عملا، تاثیر تحولات اروپا و بخصوص مرحله شرقی “سلطنت مطلقه” که در اشتراک و تفاوت با آن،  دو عنصر “حفظ” و “دگرگونی” را در ” خدایگان مصلح” بروز میدهد، در زمینه اجتماعی ایران فعال میگردد.

در این دوره، روند پیوستگی و گسستگی چندین قرنی، بالاخره، به اقدام برای یکپارچگی اعتقادی ختم میگردد، و یکپارچگی سرزمینی نیز آمیخته با یکپارچگی سیاسی و تشکیل “دولت- حکومت” (استیت- گاورنمنت)- امتزاج ناپایدار – در بروز” دربار- شاه – ظل الله” تثبیت مقتدرانه مییابد.

 

این تجربه، عاقبت، در جانب “حفظ” از “دگرگونی” دست میکشد تا تکرار دوباره آن در “پدیده امیر کبیر”، و در عمق و گستردگی بیشتر، در پدیده “انقلاب مشروطه”.  در ایندوره، در حقیقت، آنچه که در اروپا “بورژوازی” نامیده شده بود، در ایران امکان بروز مییابد. بطریقی، جانب “تلافی جویانه” مقاومت گرا، جای خود را به جانب “سازنده” تلفیق گرا میدهد.  دو جریان- ساختار “جبهه ملی” و “حزب توده” از دل ضروریات زمانه و در زمینه این تحولات چندین صد ساله بیرون میآیند.  این هردو، زیرآوار این ستیز و آشتی، گسستگی و پیوستگی، مقاومت گرایی و تلفیق گرایی از یکسو، و ورود تاثیر تحولات و دگرگونی های اروپا، در دو جریان “لیبرال دموکراسی” و “سوسیال دموکراسی” از سوی دیگر، با برد و باخت نبردهای مختلف، بالاخره، جنگ را بازهم به جانب “حفظ” در تقابل با “دگرگونی” –اگر چه نمیبازند اما بهرحال نمیبرند.

 

بحران اواخر سالهای سی خورشیدی، بالاخره، ایرانی دیگر را در افق نمایان میسازد که با شکستش، “پدیده پنجاه و هفت” بوقوع میپیوندد.  هسته بورژوازی جدید ایران که اقدامات رضا شاهی و وسیعتر، محمد رضا شاهی را در پیشینه خوددارد، در صورت هم نارضایتی از کهنه مستهلک وهم نارضایتی از امید و آرزوهای آفریده شده و تحقق نیافته این هردو پهلوی- بخصوص دومین آنها- بالاخره، در “پدیده فداییان” به همکاری و وصلت بین دو تاثیر- ساختار “لیبرال دموکراسی”  و “سوسیال دموکراسی” ، یعنی “جبهه ملی” و “حزب توده” می انجامد.

 

در این فاصله، جانب جریان غالب تا قرن شانزدهم، بصورت “بورژوازی اسلامگرا”  وزنه خود را بر روند “حفظ” و “دگرگونی”، “مقاومت گرایی” و “تلفیق گرایی” – در سویه “حفظ”، هم ماندگاری ساختار و هم نقش ملات دوران گذار- بر روند امور و تحولات فرومیاندازد.  ستیز “ماندگاری” و “ملات گذار” هم مضمون و هم شکل تبدیل، تغییر، و تحولات سی و چند سال اخیر را بیان میکند، و هنوز ادامه دارد.

 

پهلوی دوم در پیچ ضرورت و تولید “ملات گذار”، اشتباها، صورت حکومتی “شاهنشاهی” را موضوع نیایش و پرستش کرد، و به فساد فراگیر به پایان خود – هم فاجعه آمیز و هم مفتضحانه- رسید.  به این پرسش، ایران بالاخره، چگونه پاسخ خواهد داد.  پهلوی دوم کوروش را خواباند در حالیکه خود دهه ها پیشتر به خواب رفته بود.

 

“بیداری” فعال “اسلامگرایی”، “لیبرال دموکراسی” و “سوسیال دموکراسی”، و حاصل امتزاج اینها، “فداییان”، ضرورت “ملات گذار” را با “ملات خارجی”، “ملات برنامه یی- عمل گرا”، یا “فن سالاری” سیاسی یا نظامی برطرف خواهند کرد.  تحریم و احتمالا جنگ، شاید “بازسازی” را به “ملات” تبدیل کند- مشق را از سر نو نوشتن خود نیز میتواند هم فال و هم تماشا شده و معلم زمانه ما را، با جریمه “رونویسی”، تنبیه کند.

تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن, ۱۳۹۰ ۸:۲۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند