سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۳:۵۴

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۴

فروغ فرخزاد شاعر معاصر

فروغ فرخزاد: «آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن‌ها با مردان است… من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است.» فروغ فرخزاد، زنی که هر چند تنها، در آستانه فصلی سرد ایستاد و دستانش را در باغچه کاشت تا با گذشت ۵۶ سال از درگذشتش هر بار در باغچه سبز شود. زنی که زندگی و آزادی در امتداد اسمش قرار دارند.

فروغ فرخزاد ، ظهر روز شنبه، ۸ دی‌ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تهران از مادری کاشی به نام توران وزیری تبار و پدری تفرشی به نام محمد فرخزاد به دنیا آمد. فروغ فرزند چهارم  خانواده است . فروغ  ۶ دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه های شایان شعر معاصر  فارسی هستند, فروغ فرخزاد با مجموعه های اسیر, دیوار و عصیان در قالب شعر  نیمایی کار خود را آغاز کرد.

                                                                                        Foroogh.gif

ازدواج با پرویز شاپور

 

فروغ فرخزاد در سال‌های ۱۳۳۰با پرویز شاپور طنز پرداز مشهور که ۱۵ سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، یک پسر به نام کامیار بود. فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی، بعدها به دست پسرش  کامیار شاپور و عمران صلاحی افتاد و در کتابی به نام ” اولین تپش های عاشقانه قلبم” منتشر گردید.

                                                                                 

                                                                                                                                                                                                                                            

سفر به اروپا

پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخ‌زاد، برای گریز از هیاهوی روزمرگی، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ اروپا آشنا شود. با آن‌ که زندگی روزانه‌اش به سختی می‌گذشت، به تاتر و اپرا و موزه می‌رفت. وی در این دوره زبان ایتالیایی, فرانسه و آلمانی  را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا و آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری در او فراهم کرد.

آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی 

 

آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او موجب تغییر دیدگاه‌های اجتماعی و در نتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد. نامهٔ منتشرشدهٔ فروغ برای ابراهیم گلستان  نشانگر وجود رابطه عاشقانه بین این دو است. فروغ با انتشار مجموعه تولدی دیگر, ستایش گسترده‌ای برانگیخت. سپس مجموعه ایمان  بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر  معاصر ایران به عنوان شاعری برجسته تثبیت نماید, آثار و اشعار فرخ‌زاد به زبان‌های انگلیسی,ترکی,عربی,چینی,فرانسوی,اسپانیایی,ژاپنی ,آلمانی و عبری  ترجمه شده اند.

در سال ۱۳۳۷ سینما  توجه فروغ را جلب می‌کند؛ و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. این دو چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است  را در آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز می‌سازند. فروغ در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی یک نویسنده اثر لوئیجی پیراند لو به کارگردانی پری صابری بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال انتشارات مروارید مجموعهٔ تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه منتشر کرد.                                                                                            

فروغ در سال ۱۳۴۳ به آلمان, ایتالیا و فرانسه سفر کرد. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو  شرکت می‌کند که تهیه‌ کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند. پس از این دوره، وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد. اشعار وی در این کتاب تحسین زیادی برانگیخت؛ پس از آن مجموعه ” ایمان بیاوریم به فصل سرد” را منتشر کرد.

در میان سال‌های ۱۳۴۲–۴۳ فروغ یک‌ بار دست به  خود کشی زد. او یک جعبه قرص گاردنال را خورده  بود, ولی خدمتکارش در هنگام غروب متوجه شد و او را به بیمارستان البرز برد.

پایان زندگی

حادثه در ساعت ۱۶:۳۰ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی خودروی جیپ  ابراهیم گلستان در مسیر بین دروس و قلهک خیابان لقمان‌الدوله ادهم  چهارراه مرودشت اتفاق افتاد. به گفته ابراهیم گلستان فروغ قرار بود برای امور فنی فیلمی را به استودیو من (که اکنون در اختیارسیما فیلم  است) ببرد. تصادف در مسیر برگشت و در صد متری استودیو اتفاق می‌افتد. فروغ به علت این‌که با چند بچه که با بی احتیاطی به خیابان دویده‌اند برخورد نکند چپ می‌کند و ماشین جیپ او در جوی بزرگ کنار خیابان می‌افتد. مستخدمی که همراه فروغ بوده ابراهیم گلستان را خبر می‌کند و او را به بیمارستان هدایت که در بیست متری استودیو بود می‌برند اما به این علت که او بیمه کارگری ندارد در آن بیمارستان پذیرفته نمی‌شود و در نهایت او را به بیمارستان منتقل  که در آن بیمارستان فروغ فوت می‌کند.

روز چهار شنبه  ۲۶ بهمن جسد او را با حضور خانواده، دوستان و علاقه‌مندانش در گورستان ظهیرالدوله   به خاک سپردند. صادق چمک, ابوالقاسم انجوی شیرازی, جلال ال احمد, مهدی اخوان ثالث,احمد شاملو,هوشنگ ابتهاج, سیاوش کسرایی,بهرام بیضایی, نجف دریابندری, احمد رضا احمدی و بسیاری از هنرمندان و نویسندگان در این مراسم شرکت کرده بودند. ناصر تقوائی تصویر بخش‌هایی از این مراسم را در فیلم مستند ” فروغ فرخزاد ۱۳ دی ۱۳۱۳- ۲۴ بهمن ۱۳۴۵” آورده است.

                                                                                               

ناصر صفاریان در سال ۱۳۸۱ سه فیلم مستند با نام‌های جام جان، اوج موج و سرد سبز دربارهٔ فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کوه گلستان, بهرام بیضایی و فریدون مشیری, امیرمسعود فرخزاد (برادر فروغ)، مادر فروغ و کسان دیگری گفت‌وگو شده است. همچنین در این فیلم عکس‌های منتشرنشده بسیاری از فروغ به نمایش گذاشته شده است.

در سال ۲۰۱۱ میلادی، یک گروه زیرزمینی موسیقی به نام «Old Friends»، دو ترانه بر روی اشعار فروغ فرخ‌زاد اجرا کرده‌اند. ترانهٔ «من تو باشم تو» و «پرنده مردنی است». در سال ۲۰۱۳ آربی موسسیان ، خوانندهٔ گروه Old Friends، آهنگی به نام «نهایت شب» برای یکی از اشعار فروغ فرخزاد اجرا کرده است.

 سالشمار زندگی فروغ

 

  • ۱۳۳۶ سفر به آلمان و ایتالیا
  • ۱۳۳۸ سفر به انگلستان جهت مطالعهٔ سینما و امور تشکیلاتی فیلم
  • ۱۳۳۹ بازی در فیلمی مستند، دربارهٔ مراسم خواستگاری، به سفارش موسسه فیلم ملی کانادا
  • ۱۳۳۹ تهیهٔ سومین قسمت فیلم آب و گرما
  • ۱۳۴۰ سفر مجدد به انگلستان جهت مطالعهٔ امور سینمایی – بازگشت به ایران و تهیهٔ یک فیلم کوتاه برای موسسه کیهان با همکاری شراب سپهری
  • ۱۳۴۱ سفر به تبریز  جهت مقدمات فیلمی دربارهٔ جذامی ها.
  • ۱۳۴۱ سفر مجدد به تبریز همراه سه تن، اقامت در تبریز به مدت ۱۲ روز و تهیهٔ فیلم خانه سیاه است، دربارهٔ جذامی‌ها.
  • ۱۳۴۲ تهیهٔ فیلم‌نامه برای فیلمی که هرگز ساخته نشد.
  • ۱۳۴۳ همکاری در فیلم خشت و آینه  ساختهٔ ابراهیم گلستان.
  • ۱۳۴۳ ترجمهٔ نمایشنامهٔ ژان  مقدس اثر برنارد شاو  دربارهٔ زندگی ژاندارک که قرار بود به روی صحنه بیاید و فروغ عهده‌دار نقش ژاندارک باشد.
  • ۱۳۴۳ ترجمهٔ سیاحت‌ نامهٔ  هنری میلر در یونان به نام ستون سنگی ماروسی . (چاپ نشد)
  • ۱۳۴۳ چاپ برگزیدهٔ اشعار فروغ
  • ۱۳۴۵ سفر مجدد به ایتالیا و شرکت در دومین فستیوال مؤلف.
  • فروغ در نگاه دیگران

  • مهدی اخوان ثالث شاعر هم‌ عصر فروغ دربارهٔ وی گفته است:
  • «او زنی معترض به ستمی که بر زنان می‌رفت بود و می‌خواست به ظلمی که به نیمی از افراد جامعه می‌شد اعتراض کند. این را در کتاب‌هایش می‌توانیم ببینیم، از « اسیر » گرفته تا « دیوار » و زندگی و طرز فکر خیامی‌اش را در «عصیان ». بعد هم که خواست اسلوب و کار تازه‌ای را ارائه دهد بسیار لطیف و پرشور و حال شعر می‌گفت. او شاعر خوبی بود، به‌خصوص شعرهای آخرش بسیار لطیف و پرشور و حال بود، شعر ناب  و نجیب بود».
  •  
     
  •  احمد شاملو شاعر معاصر دربارهٔ فروغ می‌گوید:
  • «شاعری که پس از تولد دوبارهٔ خویش بیش از پنج یا شش سال نزیست، اما با مجالی که بی‌رحمانه اندک بود توانست به صورت یکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر امروز تثبیت شود. با مرگ او موسیقی درخشانی که خاص شعر معصومانه‌اش بود غیرقابل تقلید ماند و از گسترش بازایستاد».
  • فروغ  تنها ۳۲ سال زیست. اما در مدتی کوتاه درخشان‌ترین شعرهای معاصر زبان فارسی را سرود. فیلم ساخت و در فیلم بازی کرد. «خانه سیاه است» یکی از برجسته ترین آثار سینمای مستند ایران است. فروغ فرخزاد نه تنها شاعر و فیلمسازی پیشرو که  زنی جسور و سرشار از زندگی بود و خود را  مبارزی برای حقوق زنان معرفی می کرد.
     
    او خود گفته است: «آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن‌ها با مردان است… من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است.» فروغ فرخزاد، زنی که هر چند تنها، در آستانه فصلی سرد ایستاد و دستانش را در باغچه کاشت تا با گذشت ۵۶ سال از درگذشتش هر بار در باغچه سبز شود. زنی که زندگی و آزادی در امتداد اسمش قرار دارند.
 
پنجره
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل  حلقه چاهی
 در انتهای خود به قلب زمین می رسد
و باز می شود بسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه عطر ستاره های کریم سرشار می کند.
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست .
 
من از دیار عروسک ها می آیم
از زیر سایه های درختان کاغذی
در باغ یک کتاب مصور
از فصل های خشک تجربه های عقیم دوستی و عشق
در کوچه های خاکی معصومیت
از سال های رشد حروف پریده رنگ الفبا
در پشت میز های مدرسه مسلول
از لحظه ای که بچه ها توانستند
بر روی تخته حرف ” سنگ ” را بنویسند
و سار های سراسیمه از درخت کهنسالی پر زدند.
 
من از ریشه های گیاهان گوشتخوار می ایم
و مغز من هنوز
لبریز از صدای وحشت  پروانه ایست که او را
در دفتری به سنجاقی مصلوب کرده بودند.
 
وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند.
وقتی که چشم های کودکان عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خوب به بیرون می پاشید
وقتی که زندگی من دیگر
چیزی نبود, هیچ چیز بجز  تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم, باید, باید ,باید
دیوانه وار  دوست بدارم.
 
یک پنجره برای من کافیست
یک پنجره به لحظه آگاهی و نگاه و سکوت
اکنون نهال گردو
آنقدر قد کشیده  که دیوار را برای برگ های جوانش
معنی کند .
 
از آننه  بپرس
نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد
تنها تر از تو نیست ؟
 
پیغمبران رسالت ویرانی را
با خود به قرن ما آوردند ؟
این انفجار های پیاپی
و ابر های مسموم
آیا طنین آیه های مقدس هستند ؟
ای دوست, ای برادر, ای همخون
وقتی به ماه رسیدی
تاریخ قتل عام  گل ها را بنویس.
 
همیشه خواب ها
از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند
من شبدر چهار پری را می بویم
که روی گور مفاهیم کهنه روئیده ست
 
آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جوانی من بود؟
آیا دو باره از پله های کنجکاوی خود بالا خواهم رفت
تا به خدای خود که در پشت بام خانه قدم می زند سلام بگویم؟
حس می کنم که وقت گذشته است
حس می کنم که ” لحظه” سهم  من از برگ های تاریخ است
حس می کنم که میز فاصله کاذبی است در میان گیسوان
من و دست های این غریبه غمگین
 
حرفی به من بزن
آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را بتو می بخشد
جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد ؟
حرفی به من بزن
من در پناه پنجره ام
با آفتاب رابطه دارم.
 
شعر  پنجره از دفتر” ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد “
 
منابع:
۱-  ویکی پدیا

۲- دیوان فروغ فرخزاد

 

  • یاد فروغ فرخزاد شاعر  محبوب معاصر گرامی باد !
  • چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱- ۱۵ فوریه ۲۰۲۳

 

 

تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن, ۱۴۰۱ ۳:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا