سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۱:۵۹

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۹

فیلسوف ترس ؛ جاسوس خدا؟

اگر ماركس خواهان آزادي،عدالت و زيبايي شد، كيركگارد خواهان آزادي انتخاب؛ نوع كليسا، دين و خداي انسان گرديد. اگر ماركس يك هگل گراي چپ بود، كيركگارد ضد هگل شد و عليه او قد علم نمود. كيركگارد به علت دشمني مطبوعات جنجال برانگيز، سالها با نام مستعار مقاله و كتاب نوشت. بعدها با افشاشدن نام‌اش،او را "سقراط شمالی" نام گذاشتند.

کیرکگارد، فیلسوف دانمارکی، دلیل فلسفه خود را در دو واقعه عجیب در زندگی اش میداند؛ شکست عشق در سالهای جوانی و برهم زدن نامزدی اش، و دیگری، لعنت و نفرین خدا به سبب کفری که پدرش در حال مستی مرتکب شده بود. به نظر همعصرانش، او به سبب این دو اتفاق به بیماری افسردگی مالیخولیایی مبتلا گردید. به ادعای مورخین، اگر قرار است اثر نویسنده ای را نتیجه زندگی او بدانیم، کیرکگارد یکی از آنها است، چون او برای فرار از بیماری افسرده گی اش سراغ ادبیات، فلسفه و الهیات رفت. کیرکگارد فلسفه اگزیستانسیالیسم را با ترس و فریاد مذهبی شروع نمود و به انتقاد از فرهنگ اروپا در آن دوره پرداخت و نوشت که اروپا در حال ورشکستگی اخلاقی است. او گروهی از روشنفکران میانه قرن ۱۹ اروپا را نمایندگی میکرد که احساس پوچی، بدبینی و ترس خصوصی می نمودند. بعضی از صاحبنظران، او را در کنار افلاتون و نیچه، با استعدادترین نویسنده فیلسوف درغرب بشمار می آورند. کیرکگارد همعصر مارکس بود، او پنج سال قبل از مارکس بدنیا آمد، ولی جوانمرگ شد و در ۴۲ سالگی درگذشت. اگر مارکس خواهان آزادی، عدالت و زیبایی شد، کیرکگارد خواهان آزادی انتخاب؛ نوع کلیسا، دین و خدای انسان گردید. اگر مارکس یک هگل گرای چپ بود، کیرکگارد ضد هگل شد و علیه او قد علم نمود. کیرکگارد به علت دشمنی مطبوعات جنجال برانگیز، سالها با نام مستعار مقاله و کتاب نوشت. بعدها با افشاشدن نام اش، او را “سقراط شمالی“ نام گذاشتند. او سقراط را معلم خود میدانست. اگزیستانسیالیستهای قرن ۲۰ کوشیدند نظراتشان را بر اساس فلسفه کیرکگارد بنا کنند. احترام کیرکگارد برای سقراط به این دلیل بود که به نظر او، سقراط فلسفه را بخاطر استفاده عملی آن در کردار و رفتار تبلیغ میکرد و نه بخاطر عشق به دانش و حکمت. کیرکگارد، سقراط را برخلاف رمانتیکها، یک فیلسوف اگزیستانسیالیست میدانست، چون رمانتیکها به نظر او عملگرا نبودند. به نظر کیرکگارد، چنانچه حقیقت نتواند تغییری در هستی و وجود و زندگی روزانه انسان بدهد، هیچ فایده ای ندارد. کیرکگارد همچون الهیون قرون وسطا میگفت؛ اعتقاد یعنی عقل را کنارگذاشتن، تا خود را یافتن. او مینویسد ، خدا عشق است، گرچه من در تمام عمر رنج کشیدم. بنظر او، قدری مذهبی بودن غیرممکن است، انسان باید با تمام وجود مذهبی باشد.
به نظر مورخین ادبی، هنریک ایبسن نمایشنامه “ دشمن خلق “ خود را در رابطه با کیرکگارد نوشت. مورخین چپ در باره او مینویسند، او یکی از پیشگامان اگزیستانسیالیست مذهبی، شاگرد و مخالف هگل بود. او با کمک یک فلسفه ارتجاعی و متعصب فردگرایانه و خردگریزانه، قصد تبلیغ اعتقاد به خدا را داشت. او فلسفه ارتجاعی پرخاشگر بورژوازی را علیه کوششهای الهیات لیبرالیستی و دمکراسی بورژوازی که از عصر روشنگری تا زمان هگل بعمل آمده بود، نمایندگی میکرد.
مسیحیت شخصی و فردگرایانه کیرکگارد موجب اختلاف او با کلیسا و کارکنان اداری اش گردید. او مینویسد، هرکس باید به تنهایی به دیالوگ و مصاحبه با خدا بپردازد و انسان احتیاج به سازمان کلیسا و دین ندارد.او به این طریق به کلیسای رسمی و اسقف ها و پدران مقدس اش اعلان جنگ نمود.
به نظر او خدا یک آنتی تز، تضاد و مفهومی ابزورد است که هیچگاه نمیتوان آنرا با کمک منطق یا خردگرایانه ثابت کرد. او انسان رانیز یک سنتز میدانست، سنتزی از محدودیت و بینهایت، ابدیت و زمانی محدود، آزادی و ضرورت.
سورن کیرکگارد (Soren Kierkegaard)، فیلسوف مذهبی و اگزیستانسیالیست خداشناس، درسال ۱۸۱۳ در دانمارک بدنیا آمد و در سال ۱۸۵۵ درگذشت. پدرش یک بازرگان مسیحی درونگرا بود. تظاهر به مدگرایی و جنجالهای فلسفی، برای مخفی کردن افسرده گی روانی اش، موجب شد که مطبوعات به دشمنی با او بپردازند و کاریکاتورهایی تمسخرآمیز از او منتشر نمایند. او میگفت، تمسخرشدن، سرنوشت ضروری کسانی است که حرفی برای گفتن به همعصران خوددارند. او برای تحریک جامعه آنزمان شهر کپنهاگ، با آرایش و لباس خاص مد روز در میدانهای شهر ظاهر میشد.
کیرکگارد در رابطه با انتقاد از هگل نوشت، باید فرد را در مقابل سیستم قرار داد. نه روح مطلق بلکه انسان در فلسفه مهم است. به نظر او هگل کوشید با کمک یک سیستم فکری غول آسا، طبیعت و تاریخ را توضیح دهد، ولی انسان را فراموش کرد. هگل باید می نوشت که او خود نیز انسان است و نه بخشی از یک پاراگراف یا قانون اجتمایی. به نظر کیرکگارد، تاریخگرایی هگل و فلسفه تک گرایی رمانتیکها از مسئولیت فرد، سلب وظیفه میکند و احساس مسئولیت انسان برای زندگی خود را از او میگیرد. کیرکگارد در رابطه با هگلی ها نوشت؛ جمع، انجمن، توده، خلق، مفاهیمی غیرواقعی هستند، فرد حقیقت است، آزادی فرد مهم است و نه نجات بشر یا طبقه. همانطور که لایبنیتس صدسال پیش دربرابر فلسفه تک گرای اسپینوزا مقاومت کرد، کیرکگارد نیز مانند شوپنهاور به مخالفت با فلسفه هگل پرداخت. روانشناسان شوپنهاور را فیلسوفی بدبین و کیرکگارد را متفکری افسرده و مالیخولیایی میدانند. کیرکگارد با طعنه به هگل گفت، انسان پشت میز تحریر نمیتواند شاهد هستی و وجود خود باشد. بر اساس نظر منتقدین چپ ، فلسفه فردگرایانه، خردگریزانه کیرکگارد اجبارا به ایمان به خدا ختم میشد. کیرکگارد فلسفه رمانتیکها را فاقد تنوع تفکر و راهیابی لازم دانست. کیرکگارد درخاتمه نوشت که تمام هستی و وجود و جهان در او ایجاد ترس میکنند، از پشه کوره گرفته تا زندگی ابدی درآن دنیا.
او تاثیر مهمی روی زندگی و فلسفه اگزیستانسیالیست های بعد از خود گذاشت. درقرن بیستم فیلسوفانی مانند، یاسپر، هایدگر، سارتر، کامو باعث مشهوریت این فلسفه شدند. در مورد آثار او میتوان گفت که کیرکگارد در ۲۸ ساله گی مقاله ای با عنوان، مفهوم طنز در رابطه با سقراط را نوشت. او در این مقاله با طنز رمانتیک مرسوم آنزمان تصویه حساب نمود.
از جمله کتابهای او : مفهوم ترس – بیماری تا مرگ –این یا آن – قطعات فلسفی- یادداشتهای روزانه یک گناهکار- ایستگاههای مسیرزندگی- ترس و لرز- هستند. صاحبنظران بزرگترین خلاقیت تئوریک او را حمله : در شرایط ترس، انسان فواید و امکانات آزادی را کشف میکند، میدانند. چون ترس ، انسان را وادار میکند که به انتخاب و جستجوی راهی بپردازد. به نظر کیرکگارد، وحشتناک ترین محدودیتی که میتوان برای انسان قایل شد، این است که آزادی انتخاب را از او سلب کنیم. به نظر کیرکگارد، انسان زیر فشار ترس با سه مرحله ممکن هستی روبرو میشود : مرحله زیباشناسی- مرحله اخلاق گرایی- و مرحله خداپرستی. او نماینده تئوریک سه مرحله فوق را بترتیب : هگل- سقراط- و مسیح معرفی می نماید. و چون در مرحله زیباشناسی و اخلاق گرایی انسان ارضا نمیشود، او اجبارا به مرحله خداپرستی و دین جویی میرود. درمرحله زیباشناسی، انسان اسیر ظاهر، لذت و ارضا نیازمندیهایش میشود و بعد از مدتی احساس خلاء میکند. در مرحله اخلاقگرایی، به دلیل مسئولیتهای زیاد، انسان به ناتوانی و تردید می افتد و دچار یاس میشود، چون به علت نامحدودبودن آنها دچار شکست میشود. به توصیه کیرکگارد، انسان باید در مرحله مذهبی به دیالوگ با خدا یا مسیح بپردازد. در این مرحله، یعنی پروسه مذهبی است که انسان به وجود و هستی مذهبی میرسد و به خدا اعتقاد پیدا میکند. ترس و ایمان کیرکگارد به خدا به مرحله ای رسید که او به طنز نوشت که؛ فیلسوف ، جاسوس خدای قادر لایزال است! 

تاریخ انتشار : ۱ آبان, ۱۳۸۳ ۳:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

The response to the People at their wit’s end, is not murder, repression, torture, and gallows! 

My Dream for Iran

جسی جکسون، فعال حقوق مدنی آمریکایی، در سن ۸۴ سالگی درگذشت.

سازمان ملل از فرانچسکا آلبانیزی، گزارشگر ویژه فلسطین، دفاع می‌کند.

رویاهای من برای ایران