سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۴:۲۲

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۲

مرحله سرنوشت ساز جنبش اعتراضی مردم آغاز شده است

فراموش نباید بکنیم که این جنبش اعتراضی بزرگی که در مقیاس توده ای در سراسر ایران جریان دارد، با خواست "ابطال انتخابات" شکل گرفته و هنوز هم با این خواست می تواند دامنه توده ای خود را حفظ کند

سخنان خامنه ای در خطبه های نماز جمعه بی تردید اعلام جنگی بود علیه جنبش اعتراضی مردم و نیز هشداری بود به اصلاح طلبان حکومتی تا به فتوای ولی فقیه گردن بگذارند. معلوم نیست که آیا موسوی و کروبی دستور او را خواهند پذیرفت یا نه؛ اما روشن است که از این پس جنبش اعتراضی مردم ناگزیر خواهد بود در شرایطی کاملاً متفاوت ادامه یابد. پس سؤال کلیدی لحظه کنونی این است که آیا اعتراضات توده ای می تواند در صورت کنار کشیدن اصلاح طلبان حکومتی و زیر سرکوب خشن نیروهای نظامی و امنیتی رژیم ادامه یابد؟ مسلم است که هم کنار کشیدن اصلاح طلبان و هم سرکوب خشنی که تدارک دیده می شود، شرایط ادامه جنبش اعتراضی را دشوارتر خواهد ساخت و احتمالاً دامنه توده ای آن را، دست کم برای یک دوره، کاهش خواهد داد. اما این جنبش با وجود همه دشواریهای پیش رو می تواند ادامه پیدا کند و حتی گسترش یابد. همه چیز بستگی به این دارد که سازمان دهندگان جنبش از لحظه کنونی رویارویی درک درستی داشته باشند. به نظر من ویژگیهای اصلی لحظه کنونی چنین است:
یک – تداوم اعتراض توده ای و تقریباً سراسری مردم در تمام شش روز هفته ای که گذشت، نشان داد که توان گسترش مقاومت مردمی در مقابل کودتای ولی فقیه بسیار فراتر از آن است که برای طراحان کودتا یا حتی مخالفان رژیم قابل پیش بینی بود. بی تردید جنبش اعتراضی توده ای با چنین توان و دامنه ای در تمام دوره موجودیت جمهوری اسلامی سابقه نداشته است. گرچه شعارهای تاکنونی جنبش محدود بوده اند، اما این انفجار عظیم نارضایی توده ای نشان میدهد که منبع آن را نه صرفاً در اعتراض به کودتای انتخاباتی، بلکه در خشم فرو خورده و انباشته شده مردم از بی حقی عمومی، فلاکت تحمل ناپذیر توده ای و بسته شدن افقهای امید به بهبود شرایط مادی و معنوی زندگی مردم در زیر سلطه نظام سیاسی حاکم باید جستجو کرد. بنابراین، تردید در توان تداوم و گسترش جنبش نابخشودنی است.
دو – باید بپذیریم که جنبش اعتراضی تا اینجا زیر پرچم اصلاح طلبی پیش رفته است. اما دستگیری بیش از ۵۰۰ نفر از چهره های شناخته شده اصلاح طلبی در روزهای اخیر و مختل سازی شبکه های ارتباطی جنبش اعتراضی نشان می دهد که طرح دستگاه ولایت برای مقابله با جنبش این است که به جای تمرکز روی سرکوبِ مستقیم اقدامات جمعی مردم، روی بالا بردن “هزینه بسیج” متمرکز شود. این تاکتیکِ سرکوب درعین حال که می تواند دستِ سازمان گران برخاسته از متن همین حرکتهای اخیر (و طبعاً در پیوندی بی واسطه تر و فشرده تر با توده مردم) را برای ادامه حرکت باز کند و شرایط لازم برای رادیکالیزه شدن خواستهای جنبش را فراهم بیاورد، ولی می تواند پراکندگی و نا هم آهنگی در صفوف جنبش را نیز افزایش بدهد.
سه – دستگاه ولایت فقط با شورش توده ای مردم علیه کودتای انتخاباتی روبرو نیست، بلکه ناگزیر است به جراحی بزرگ و احتمالاً بی سابقه ای در درون خودِ حکومت نیز دست بزند. سخنان خامنه ای در نماز جمعه، مخصوصاً در اشاره به اختلافاتش با رفسنجانی، جای تردیدی باقی نمی گذارد که این جراحی بسیار فراتر از چیدن بال و پر اصلاح طلبان خواهد بود، و ممکن است به تصفیه های بزرگ حتی در رده های بالای روحانیت بیانجامد. شکافی چنین گسترده در صفوف حکومت کنندگان، مهمتر از آن است که بر شرایط تداوم جنبش توده ای بی اثر باشد. مسلم است که دستگاه ولایت می کوشد از همزمانی سرکوب مردم و سرکوب مخالفان درون حکومت اجتناب کند. تصادفی نبود که خامنه ای در سخنان خود از رفسنجانی و موسوی و کروبی به ستایش پرداخت و سعی کرد حساب آنها را از دیگران جدا کند. اما معلوم نیست آنها در این عایق بندی میان دو جبهه رویارویی موفق شوند، زیرا پیوند این دو رویارویی از عناصر بنیادی بحران کنونی است.
با توجه به ویژگیهای یاد شده لحظه کنونی، تداوم و گسترش جنبش اعتراضی توده ای بستگی به این دارد که:
اولاً – با تلاش آگاهانه و هوشیارانه سازمان گران حرکتهای اعتراضی مردم، از کشیده شدن به هر نوع اقدام خشونت آمیز اجتناب شود. اکنون بهترین شرایط برای سازماندهی یک موج نافرمانی مدنی توده ای و سراسری در ایران وجود دارد. نا فرمانی مدنی به هیچ وجه به معنای دست روی دست گذاشتن و تن دادن به شرایط دیکته شده از طرف دستگاه ولایت نیست، برعکس یک شیوه مبارزه کاملاً تهاجمی است برای درهم شکستن بایدها و نبایدهای زورگویانه حکومت کنندگان. شیوه ای است که می کوشد با تکیه بر برتری عددی نیروی مردم در کل خط رویارویی با حکومت، برتری سازمانی، تکنیکی و ارتباطی نیروهای سرکوب را تضعیف کند و مخصوصاً نیروی آتش آن را از کار بیندازد. وظیفه اخص نا فرمانی مدنی از بین بردن ترس از قدرت سرکوب حکومت در میان مردم است. نافرمانی مدنی با اقدامات ظاهراً کوچکی شروع می شود که همه توان انجام شان را داشته باشند و همه بتوانند به صورتی فرسایشی آنها را انجام بدهند، نه تنها در تظاهرات اعتراضی، بلکه همچنین در متن زندگی روزمره. نافرمانی مدنی شیوه ای است برای پائین آوردن هزینه سرانه مشارکت در جنبش اعتراضی تا حدی که مبارزه علیه جباریت و زور گویی را برای شمار هر چه وسیع تری از شهروندان عادی کشور امکان پذیر سازد. فراموش نباید کرد که همه حاضر نیستند برای مبارزه با استبداد و زورگویی بمیرند یا به زندان بروند و شکنجه ببینند. اما اگر بتوانیم هزینه سرانه مبارزه را تا حد تحمل همگان پائین بیاوریم تا جنبش بتواند دامنه واقعاً توده ای پیدا بکند، دستگاه ولایت با نیروی عظیمی روبرو خواهد شد که در مقابله با آن سرکوب نمی تواند کارساز باشد. نافرمانی مدنی بر این اصل بسیار ساده و بدیهی تکیه می کند که همه را نمی توان کشت، همه را نمی توان به زندان برد و همه را نمی توان به سکوت و اطاعت واداشت.
ثانیاً – بپذیریم که شعار محوری جنبش اعتراضی کنونی هنوز همچنان “ابطال انتخابات” است. تردیدی نباید داشت که این شعار اصلاح طلبی است؛ تردیدی نباید داشت که انتخابات در جمهوری اسلامی پوششی است برای قابل تحمل کردن استبداد مطلقه فقیه؛ تردیدی نباید داشت که حتی آزادترین انتخابات در جمهوری اسلامی به خودی خود نمی تواند راه به جایی ببرد. اما فراموش نباید بکنیم که این جنبش اعتراضی بزرگی که در مقیاس توده ای در سراسر ایران جریان دارد، با خواست “ابطال انتخابات” شکل گرفته و هنوز هم با این خواست می تواند دامنه توده ای خود را حفظ کند. فراموش نباید بکنیم که شعارها و تاکتیکهای جنبش توده ای را نمی توان دلبخواهی و بی توجه به تمایل، آگاهی و آمادگی توده شرکت کنندگان در آن تعیین کرد یا تغییر داد. در لحظه کنونی مهم ترین وظیفه همه آنانی که برای توانمندی مردم می جنگند این است که نگذارند دامنه توده ای جنبش اعتراضی نقداً موجود کاهش یابد. از این طریق است که می تواند به خواستهای بزرگ و کاملاً انقلابی دست یافت.
ثالثاً – شکاف در میان حکومت کنندگان هنوز هم بزرگترین فرصت برای تداوم، گسترش و بالا رفتن آگاهی سیاسی و کیفیت تشکیلاتی و ارتباطی جنبش اعتراضی توده ای است. بنابراین رهبری اصلاح طلبان براین جنبش هنوز هم ضرورتاً نقطه ضعف آن نیست. تنها با تداوم توده ای جنبش است که نیروهای انقلابی می توانند رهبری آن را به دست بگیرند. فراموش نباید کرد که خودِ تداوم همین جنبش توده ای بزرگ ترین تکیه گاه نیروهای انقلابی است. ادامه توده ای جنبش مخصوصاً در مرحله کنونی، خواه نا خواه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان را از رهبری آن کنار خواهد زد.

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد