سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۷

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷

من در رأس امورم

این سؤال که "چرا متکی به شکلی چنین موهن و ضرب الاجلی کنار گذاشته شد؟" پاسخ خود را ... در قالب مناسبات بین احمدی نژاد و مجلس و قویتر از این، در قالب مناسبات بین احمدی نژاد و خامنه ای و رقابتهای میان این دو می یابد. احمدی نژاد متکی را با پیامی برای رئیس جمهور سنگال به مأموریت رسمی می فرستد و در همین مأموریت دست به عزل او می زند تا خود پیام واجبتری را به خامنه ای و مجلس برساند: "من در رأس امورم".

Getting your Trinity Audio player ready...

هفته گذشته محمود احمدی نژاد طی حکمی “نامنتظر” منوچهر متکی، وزیر امورخارجه وقت جمهوری اسلامی، را در حالی که هنوز در مأموریت رسمی در سنگال بود، از کار برکنار و توأماً علی اکبر صالحی را به عنوان سرپرست وزارت مذکور منصوب کرد.

برکناری متکی فی النفسه سؤالات زیادی را برنیانگیخته است؛ زیرا دورۀ ۵ سالۀ وزارت متکی مکرراً با “شایعاتی” دایر بر برکناری قریب الوقوع او همراه بود. دیگر تقریباً اظهر من الشمس شده بود که احمدی نژاد و متکی آب شان به یک جوی نمی رود و این که انتصاب ۴ و سپس ۶ نماینده ویژه در امور مناطق مختلف خارجی توسط احمدی نژاد هدف بی محتوا کردن پست وزارت امور خارجه را تعقیب می کرد و اگرچه آن نمایندگان ویژه بعداً به دلیل تذکر خامنه ای به احمدی نژاد دایر بر پرهیز از موازیکاری عنوان مشاور را یافتند، اما اقدام مذکور فی الواقع نیز چیزی جز موازیکاری و فراتر از این حتی، پوشالی کردن کار وزیر امور خارجه از کار درنیامد. احمدی نژاد پنهان نگذاشته بود که “سیاست خارجی در وزارت خارجه تنظیم نمیشود، … بلکه در واقع وزارتخانه مجری سیاستهای خارجی است” و تصریح هم کرده بود که تازه همین مجری هم مجری یگانه نیست، و “البته مرکز هماهنگی فعالیتهای خارج از کشور هم هست.”

واقعیت این بود که که متکی مدتها پیش از آن که به شکلی چنین موهن رسماً از کار برکنار شود، عملاً کنار گذاشته شده بود. پس درست همین شکل موهن و ضرب الاجلی برکناری او است که اکنون در کانون توجه و پرس و جو قرار گرفته است.

پس از ادعای رحیمی، معاون اول رئیس جمهور، دایر بر این که متکی پیش از سفرش به سنگال در جریان برکناری اش بوده است، و تکذیب این ادعا توسط متکی و دعوت او از مسئولان به داشتن صداقت، دیگر بدشواری می توان پذیرفت که واقعاً هم متکی پیش از سفرش به سنگال از “حکم خاتمه خدمت” اش مطلع بوده است؛ اما اگر از این ادعای رحیمی بتوان نتیجه ای گرفت، آن نتیجه جز این نیست که پس تصمیم برکناری متکی پیش از سفر او اخذ شده بوده است. به علاوه گذشت چندین روز از این سفر هم مطلقاً امر عاجلی را برای برکناری او در حین مأموریت رسمی اش آشکار نکرده است. خلاصه کلام این که مجموعه شواهد و قراین بیش از همه در راستای این استنتاج است که اتخاذ این شکل نامرسوم و موهن برای برکناری متکی با حساب و کتابهای قبلی صورت یافته و لحظه اجرای آن هم به عمد انتخاب شده بوده است.

چرا؟

به نظر من این سؤال پاسخ خود را نه در قالب منش هیاهوگر و مستبد احمدی نژاد، نه در قالب مناسبات بین متکی و احمدی نژاد یا مناسبات متکی با این و آن کس از متعلقان به حلقۀ احمدی نژاد، بلکه در قالب مناسبات بین احمدی نژاد و مجلس و قویتر از این، در قالب مناسبات بین احمدی نژاد و خامنه ای و رقابتهای میان این دو می یابد. احمدی نژاد متکی را با پیامی برای رئیس جمهور سنگال به مأموریت رسمی می فرستد، و در همین مأموریت دست به عزل او می زند تا خود پیام واجبتری را به خامنه ای و مجلس برساند: “من در رأس امورم”.

می دانیم که مناقشه “کدام ارگان در رأس امور است، مجلس یا دولت؟” زمانی درگرفت که حدود ۳ ماه پیش احمدی نژاد در مصاحبه ای اعلام کرد “قوه مجریه قوه اول کشور است…”. این مناقشه، با مناقشات مضاعفی که بین مجلس و شورای نگهبان برانگیخت، اکنون برای “داوری نهائی” به ولی امر سپرده شده است. مجلس، از زبان رئیس آن، پیشاپیش تسلیم خود را به نظر خامنه ای اعلام کرده است؛ احمدی نژاد اما، نه. و دقت در مناسبات احمدی نژاد با خامنه ای در ۵ سال ریاست جمهوری اش از سوئی، و در ادله اش برای این که “دولت در رأس امور است” آشکار می کند که او از “دولت” خودش را می فهمد و از “امور” همان اموری را نیز که ظاهراً “ولی امر” بر آنها ولایت دارد. او در همان مصاحبه در توضیح نظرش گفته بود: “… بعضیها یک جمله حضرت امام را متعلق به زمانی که نظام ما پارلمانی بوده برجسته میکنند، آنزمان رئیسجمهور مسئول اداره کشور نبوده بلکه نخستوزیر مسئول اداره کشور بوده که از طریق مجلس انتخاب میشده است. آن موقع مجلس بالاترین بود… [اما الان] مردم رأی مستقیم میدهند، رئیسجمهور که انتخاب میشود، رئیس دولت است، رئیس قوه مجریه است…”

چنان که پیدا است تمرکز استدلال بر رئیس جمهور است و بر انتخاب او به رأی مستقیم مردم. به علاوه صحبتی از اولویت بیواسطه دولت بر مجلس نیست. اولویت دولت بر مجلس به واسطه شخص رئیس جمهور تحقق می یابد. مناسبات در دولت نیز چنان تحت سیطره “رئیس دولت” ترسیم می شوند که کیفیت عمل احمدی نژاد نسبت به متکی را مجاز می دارند؛ کیفیتی که گرچه بی سابقه است، اما بی زمینه و نقش و نشان نیست. به تصریح رئیس مجلس و نیز رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی آن، مجلس نیز از تصمیم احمدی نژاد برای کنارگذاشتن متکی بی اطلاع بوده است. آن کیفیت این بی اطلاع گذاشتن را نیز مجاز می دارد. پیام “من در رأس امورم” می بایست با قوت ابلاغ گردد.

می ماند رساندن پیام به خامنه ای. و چه کسی بهتر از متکی که توهین به او مجرای ابلاغ پیام به خامنه ای باشد؟ نگاهی به دورۀ ۵ سالۀ دولتمداری احمدی نژاد آشکار می کند که متکی یگانه وزیری بود که خامنه ای به حمایتی نیم بند از او در برابر احمدی نژاد دست زد، و درست همین حمایت نیم بند بود که متکی را در این ماه های آخر وزارتش به گشودن زبان قدری انتقاد از اطرافیان احمدی نژاد تشجیع کرد.

احمدی نژاد، حداقل هنوز، گویاتر از این نمی تواند به خامنه ای پیام بفرستد که “من در رأس امورم”.

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر, ۱۳۸۹ ۹:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران