سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۰

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰

نسلی که دارد می رود

کلاس سوم ابتدایی، روزی که «خانم خدابنده» معلم کلاس‌مان همه بچه‌ها را به صف کرد برای رفتن به کتابخانه شهر... مدرسه‌ی امیرکبیر پایین شهر بود. مدرسه‌‌ای درندشت. برای ما آخر دنیا بود. بار اولی بود که از مدرسه خارج می‌شدیم و حالا ما بچه‌های هشت، نُه ‌ساله با موهای از ته تراشیده، با شلوارهای وصله‌دار، جلوی درِ مدرسه به صف شده بودیم تا سوار تنها اتوبوس مسافربری اتوتوکل شویم و به «کتابخانه» برویم.

کلاس سوم ابتدایی، روزی که «خانم خدابنده» معلم کلاس‌مان همه بچه‌ها را به صف کرد برای رفتن به کتابخانه شهر…

مدرسه‌ی امیرکبیر پایین شهر بود. مدرسه‌‌ای درندشت. برای ما آخر دنیا بود. بار اولی بود که از مدرسه خارج می‌شدیم و حالا ما بچه‌های هشت، نُه ‌ساله با موهای از ته تراشیده، با شلوارهای وصله‌دار، جلوی درِ مدرسه به صف شده بودیم تا سوار تنها اتوبوس مسافربری اتوتوکل شویم و به «کتابخانه» برویم.

کتابخانه در قسمت انتهایی پارک شهر قرار داشت. خیلی خوشحال بودم؛ چون می‌دانستم کتابدارش کیست!…

یادم هست ساختمانش آجری بود؛ آجرهایی با بندکشی‌های مشکی و درهای فلزی آبی رنگ. دو، سه پله می‌خورد و می‌رفت بالا. ذوق آشکار ما بچه‌ها که همدیگر را هل می‌دادیم تا پا در جای عجیبی بگذاریم. جایی تمیز، پر از رنگ‌های شاد، با بوهای خوش که با بویِ مست‌کننده کاغذ و کتابِ نو درآمیخته بود و بچه‌ها در حیرت. معلم‌مان گفت: «خب بچه‌ها، هر کدوم می‌تونین یک کتاب، هر کتابی که دوست داشتین انتخاب کنین و ببرین خونه‌تون بخونین» و خانمِ مهربانِ کتابخانه، که دختر خاله‌ام بود و یک‌دم خنده از لب‌هایش محو نمی‌شد؛ گفت: «دو تا کتاب می‌تونین انتخاب کنین، چون بچه‌های خوبی هستین…» و ما لُپ‌هایمان گل انداخته بود از شرم یا خوشحالی یا ذوق یا هرچی و بمانیم که حالا از میان این هزار‌هزار کتاب، کدام دو‌‌تا را انتخاب کنیم؟…

سال‌ها بعد آنجا شد کتابخانه‌ی کانون… کانون پرورش فکری… قصه‌های زیگفرید را در همان آنجا خواندم، مجموعه کتاب‌های طلایی و «مهمان ناخوانده» را…

«مهمان ناخوانده» یعنی غوطه‌ور‌شدن در خیال، در رنگ، در کلمه. یعنی آموختن اینکه چطور بتوانی آن ننه پیرزنی باشی که در یک شبِ بارانی همه موجودات دنیا را از سرِ مهر در خانه‌ی کوچک ‌جا دهی. یعنی آموختن اینکه چطور با «دیگری»، نه‌تنها کنار بیایی بلکه زندگی کنی؛ که مهربان باشی؛ که برایش حق زیستن، آنچنان که هست، نه آنچنان که تو می‌خواهی قائل باشی، گیرم که گربه باشد یا الاغ، گنجشک باشد یا گاو، سگ باشد یا پرنده… یعنی بدون آنکه از نام و فکرش بپرسی، نانش دهی، جانش نگیری و در زندگی‌ات جایش دهی… کتابخانه‌های کانون نسلی را پی ریخت که عدالت کتاب خوانی را، در دورترین و محروم‌ترین روستاها، تجربه کردند. کانون، خاستگاه نخستین مروجان کوچک کتاب شد. نخستین سوادآموزان کوچکی که با خواندن کتاب‌هایی که به امانت می‌گرفتند، نه‌تنها بزرگ‌ترهایشان را در لذتِ خواندنِ کتاب سهیم می‌کردند که معلمان کوچک پدر و مادر و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان هم بودند. بچه هایی از ارس تا هیرمند و از سرخس تا اروند پروازِ خیال و خلاقیت شان شکوفا شد و آفرینش‌های هنری و ادبی‌شان آشکار…

کانونی که از سینمایش کیارستمی طلوع کرد و امیر نادری… از شعرش احمدرضا احمدی و محمود کیانوش؛ و از نقاشی‌اش زرین کلک، فرشید مثقالی و علی‌اکبر صادقی… و این همه نویسنده، شاعر، هنرمند و انسان که از همین کتابخانه‌های کانون برآمده‌اند… نسلی[۱] که گویا ماموریت تاریخی داشت… از محمد رضا شجریان، علی اشرف درویشیان، مسعود کیمیایی، آیدین آغداشلو، بهمن فرمان آرا، اسفندیار منفردزاده، صمد بهرنگی و ناصر تقوایی… نسلی که هم، حوادث خون بار را تجربه کردند و هم تحول تاسیس رادیو را… نسلی که با تاسیس کانون پرورش فکری، یکدیگر را درگوشه گوشه ایران یافتند… نسلی که دستِ ایران را در دستِ نسلی نهاده‌اند که مدرن، معترض و خواهان تغییرند…

 

پانوشت:

۱. همگی زادهٔ سال۱۳۱۹ با یکی دوسال تفاوت…

 

واپسین روزهای تیر ۱۴۰۲

 

تاریخ انتشار : ۲۷ تیر, ۱۴۰۲ ۶:۳۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیست‌ونهمین «تحلیل هفته» | چپ، جنگ تدافعی و دفاع از میهن | منوچهر صالحی، سهراب مبشری، مرتضی صادقی

ایران پس از جنگ: فرسایش مشروعیت، شکاف در بالا، بازسازی از پایین

لیبرالیسم، جنبش روشنگری، و نبوغ جان لاک

پیام به اومانیته ارگان حزب کمونیست فرانسه…

بحران چندلایه دیابت در ایران؛ از کمبود انسولین تا نابرابری درمان

جبهه اصلاحات ایران: اعتماد به تیم مذاکره‌کننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است