سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۴۰

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۰

لیبرالیسم، جنبش روشنگری، و نبوغ جان لاک

جان لاک مقوله شناخت را شامل 2 بخش دانش و شناخت احتمالی میدانست. در نظر او دانش یعنی رابطه و اتحاد دو ایده، هر شناختی از ایده ها تشکیل شده، تمام ایده ها و دانش شناخت انسان متکی به تجربه و قوای حسی هستند. فلسفه لاک دارای جهت و تمایلات نظری-شناختی است که به نقد ایده آلیسم دکارت مانند: ایده های ذاتی، و اصول اخلاقی میپردازد، و سرانجام به یک "سنسوئالیسم" یا تجربه گرایی ماتریالیستی میرسد.

john locke (1632- 1704)

جان لاک ؛ آغاز تئوری تقسیم قوا و سلطنت پارلمانی. 

جان لاک انگلیسی (۱۷۰۴-۱۶۳۲.م)، فیلسوف سیاسی، نماینده مهم تجربه گرایی، در ۴ قرن پیش لیبرالیسم، فردگرایی، و تولرانس را نمایندگی میکرد. او غیر از تئوری و فلسفه سیاسی، اقتصاد دان، روانشناس، و پداگوگ نیز بشمار می آید، و ایدئولوژی مرحله پایانی انقلاب “شکوهمند” بورژوایی انگلیس را تعیین نمود. او پایه گذار فلسفه ماتریالیستی تجربه گرایانه بود. فلسفه لاک نحستین نمایش طبقاتی ایدئولوژی عصر روشنگری در آنزمان است که بیش از همه ماتریالیسم مکانیکی فرانسه را تحت تاثیر خود قرار داد. لاک از نظر سیاسی در ۴ قرن پیش نظام سلطنت پارلمانی را در مقابل سلطنت مطلقه یک شاه خودسر پیشنهاد نمود و خواهان اصل تقسیم قوا در یک دولت مستقل و مردمی شد و حق مالکیت شخصی فئودالی را بر اساس حق طبیعی انسان رد نمود.

جان لاک بعد از نقد فلسفه اسکولاستیک یا فلسفه مدرسین در دوره دانشجویی بسوی فلسفه دکارت مخصوصن در زمینه علوم تجربی یا علوم طبیعی رفت. لاک نماینده مهم مکتب “سنسوئالیسم” یا تجربه گرایی است و میگفت اساس شناخت و آگاهی، تجربه و ادراکات حسی هستند. او مانند هابس مدعی بود که انسان پیش از هر چیز یک فرد است؛ ولی حقوق طبیعی فردی اش توسط دولت مطلقه  سلطنتی و پادشاه خودسر پایمال میشود، چون نیاز او به رفاه، آرامش، امنیت، سلطه بر طبیعت، و دفاع در مقابل تهدیدات گوناگون، رعایت نمیشود. ضعف فلسفه سیاسی لاک آنجاست که طبق افکار لیبرال و بورژوایی روشنگرانه وی انسان موجودی است تنها، منفرد، و بدون حامی که فقط به سبب تهیه منافع شخصی مادی اش مجبور است در جامعه زندگی کند. لاک مدافع حق زندگی، آزادی فردی، و حق مالکیت شخصی، برای انسان در ۴ قرن پیش در یک جامعه فئودالی سلطنتی بود. او پیرامون تجربه گرایی آگاهی و مقوله شناخت میگفت: چیزی در مغز و در حافظه ثبت میشود که قبلن بشکل حس، ادراک، و مشاهده، اتفاق افتاده باشد. لاک از این طریق مخالف ایده غریزی، طبیعی، و مادرزادی، یا ژنتیک بودن عناصر شناخت و آگاهی بود. جنبه مترقی تجربه ماتریالیستی نظریه شناخت و بینش فلسفی-تاریخی وی روی شکل گیری فلسفه روشنگری فرانسه و اروپا تاثیر مهم و مثبت گذاشت.

جان لاک در آغاز تاریخ سیاسی نوین جامعه انگلیس و رقابت و بازی میان تاج سلطنتی و پارلمان دمکراتیک قرار دارد. او مدافع حقوق و آزادی پارلمان در برابر حکومت مطلقه شاه خودسر و نظام سلطنتی ضد تولرانس بود. لاک آزادی مردم را در چهارچوب مکتب لیبرالیسم مهمتر از حکومت سلطنت مطلقه و جمهوری غیردمکراتیک میدانست. لاک غیر از مبارزه با دیکتاتوری سلطنتی کرومول در انگلیس، همراه با متفکری بنام شافسبوری در انقلاب سال ۱۶۸۸ میلادی انگلیس، یک قانون اساسی آنزمان برای بعضی ایالات استقلال طلب امریکا نوشت و کوشید از آنطریق راهی برای دمکراتیک نمودن پارلمانی در سلطنت مشروطه انگلیس بیابد. فلسفه و تئوری سیاسی لاک متکی به تجربه گرایی و راسیونالیسم سیاسی فلسفه هابس بود. لاک مبارز حقوق دمکراتیک و طراح یک قانون اساسی مترقی در ۴ قرن پیش در نظام سلطنتی انگلیس بود. عجیب اینست که روشنفکران و متفکران اروپا در طول قرون استعمارگرانه غرب در قاره های دیگر بندرت اشاره نموده و آنرا به نقد کشیده اند !

جان لاک خلاف دکارت، اسپینوزا، و لایبنیتس، میگفت مغز انسان مانند یک برگ سفید نانوشته یا شبیه یک آینه پاک است که بتدریج با تجربیات، احساسات، و مشاهدات جدید تکمیل میشود. او خلاف هابس میگفت جمهوری دیکتاتوری مانند سلطنت مطلقه، نظامی خشن و ضد مردمی است. لاک حق مالکیت و محصول کار زحمتکشان را بخشی از حق طبیعی انسان یا حق مادرزادی میدانست و میگفت کسانیکه بخواهند دست آورد کار و زحمت دیگران را تصاحب کنند؛ اگر قرارداد اجتماعی سیاسی نتواند مانع این زورگویی گردد، موجب جنگ داخلی در جامعه میشوند. به هر حال وظیفه دولت و حاکم تامین آزادی، امنیت، حق مالکیت، و تضمین زندگی شهروندان است.

لاک مکتب سنسوئالیسم را تبدیل به نوعی تجربه گرایی نمود که روی نظرات ایده آلیستی برکلی و هیوم نیز تاثیر گذاشت. از این طریق وی پایه گذار فلسفه روشنگری مخصوصن رشد ماتریالیسم فرانسوی از نوع مکاتب لامتری، هولباخ، دیدرو، و هلویتوس است. او را میتوان همچنین پیشگام مکتب تجربه گرایی منطقی و پوزیویتیسم نوین از نوع کارناپ در قرن ۲۰ بشمار آورد. تجربه گرایی انگلیسی در فلسفه، متکی به نظرات لاک است که در اروپا بعد از افلاطون ضعیف و قرنها فراموش شده بود. لاک در انگلیس منتقد نظرات دکارت بود و میگفت باید به متد تجربه گرایی اطمینان کرد چون عقلگرایی محض و حدسیات، صوری و آبستراکت هستند. جان لاک مقوله شناخت را شامل ۲ بخش دانش و شناخت احتمالی میدانست. در نظر او دانش یعنی رابطه و اتحاد دو ایده، هر شناختی از ایده ها تشکیل شده، تمام ایده ها و دانش شناخت انسان متکی به تجربه و قوای حسی هستند. فلسفه لاک دارای جهت و تمایلات نظری-شناختی است که به نقد ایده آلیسم دکارت مانند: ایده های ذاتی، و اصول اخلاقی میپردازد، و سرانجام به یک “سنسوئالیسم” یا تجربه گرایی ماتریالیستی میرسد.

لاک مشوق ایده آل های بلندنظری، تولرانس، تفاهم، و سازشکاری عصر روشنگری بود تا آنان میان دانش و ایمان واسطه شوند. او در روابط اجتماعی نوین به استعداد انسان برای تغییر و تحول و اصلاحات باور داشت. نظرات تعلیم و تربیتی ضد فرهنگ فئودالی لاک در خدمت بورژوازی نوپای آنزمان انگلیس قرار گرفت. او خواهان تربیت انسانهای کوشا، با شخصیت، مردمی، و طبیعی برای حاکمیت سیاسی در اقتصاد سلطنتی بود و میگفت فرزندان مردم عادی باید در مدارس فنی تبدیل به کارگران ماهر و مطیع شوند. او نشان داد که نظریه پرداز و رهبر ایدئولوژیک انقلاب بورژوایی انگلیس در زمینه های گوناگون اقتصاد، سیاست، فلسفه، و تعلیم و تربیت است. لاک مدافع پارلمان بورژوایی ولی خواهان استقلال قوای مجریه و مقننه از دولت سلطنتی بود که بدلیل امکانات مثبت انقلاب ۱۶۸۸ میلادی بوجود آمده بود و بخشی از مردم آنرا “انقلاب شکوهمند” نامیدند چون شرکت مردم عادی در سیاست در قبل از انقلاب غیرممکن بود.

جان لاک گرچه مخالف دین سنتی و دگماتیک بود ولی از ضرورت دین طبیعی میگفت و مدافع عقل گرایی در مقابل عقاید دینی بود. از طرف دیگر او امکانات شناخت عقلگرایانه را محدود میدید و به این دلیل ارزشی برای وحی در کنار عقل قائل بود. مارکس میگفت خصوصیات مترقی جهانبینی لاک پیرامون دین بدلیل سازشکاری وی باید نسبی بشمار آیند. لاک بر اثر باور به “مذهب دئیسم”، جهت بقدرت رسیدن بورژوازی نوپا کوشید تا عقل و ایمان را با هم آشتی دهد. او مخالف ایمان جزمی و موافق دین عقلگرایانه بود. دئیست ها میگفتند خدا جهان را آفرید ولی آنرا به حال خود رها کرد، اکنون وظیفه انسان هاست که جهان را اداره و مدیریت کنند. از اینکه لاک مخالف محدودنمودن مالکیت خصوصی بود مواضع بورژوایی وی را نشان میدهد. تئوری سیاسی دولت در نزد لاک ادامه نظریه های هابس است که  متکی به تئوری حق طبیعی انسان و داشتن حق مالکیت خصوصی از طریق کار و تولید میباشد. سیستم فلسفی لاک تعیین کننده  اصول اخلاقی او نیز است چون میگفت انسان از نظر طبیعی قادر به تشخیص خوب و بد است. این نظر ضد فئودالی اخلاق در نزد لاک نشان دهنده دفاع او از منافع فردگرایانه بورژوایی است که بینش بورژوایی را طرز فکر عموم مردم معرفی میکرد.

در میان ادعاهای پرتناقض لاک میتوان جریانات فلسفی متضاد جنبش روشنگری اروپایی در قرن ۱۸ را مشاهده نمود. برکلی و هیوم از فلسفه لاک برای ایده آلیسم خود استفاده کردند و ایده آلیسم او را نقطه خروجی برای جهانبینی ذهنی ارتجاعی خود قرار دادند. مارکس بارها به نظرات فلسفی-تاریخی لاک مانند نقش پول، کار، و سود، که ریشه اقتصادی داشتند، پرداخت و در باره نظریه مالکیت خصوصی وی میگفت لاک علیه فئودالیسم به بورژوازی رای داد و پایه گذارمکتب لیبرالیسم شد. او بورژوازی نوین را به هر شکل نمایندگی میکرد؛ از جمله: رونق صنعت را به رشد طبقه کارگر ترجیح میداد، سود بانکی را بهتر از رباخواری شخصی میدانست، اریستوکراتی مالی را مهمتر از وام دولتی میدانست، فهم و منافع بورژوازی را نرم و اصل فهم و منافع عوام جا میزد. تئوری تعلیم و تربیت لاک برای انسان و شهروند عملگرا روی نظرات روسو تاثیر بزرگی گذاشت.

آثار لاک شامل مقاله های طویل و کتب زیر هستند:کوشش پیرامون فهم انسانی، اساس تئوری شناخت تجربی، ۲ مقاله در باره دولت، پیرامون تعلیم و تربیت، در باره عقلگرایی مسیحی، لغو سود بانکی و ارزش سکه، مکاتبات پیرامون تولرانس، جامعه بورژوایی و حاکمیت دولت، آثار اجتماعی- فلسفی، در باره سلطنت حاکم. مارکس و انگلس در چند اثر خود به فلسفه سیاسی لاک پرداختند؛ از جمله در: نقد اقتصاد سیاسی، خانواده مقدس، ۱۸ برومر لوئی بناپارت، سود و بیمه بازنشستگی از موضع نظریه حقوق طبیعی نزد لاک. بعضی از موضوعات و مقوله های مطرح شده از طرف لاک بعدها مورد بحث متفکران دیگر قرار گرفت؛ از آنجمله: سیاست و حقوق طبیعی انسان، تولرانس و حقوق طبیعی، هویت شخصی،نظریه آزادی در فلسفه عصرنو، و فلسفه زبان . در طول مبارزه با سلطنت مطلقه، لاک چند بار مجبور شد کشور انگلیس را ترک کند و به هلند و فرانسه فرار کند و بعد ا انقلاب ۱۶۸۸ به کشورش بازگردد.

لاک در دانشگاه در رشته های فلسفه، پزشکی، علوم تجربی و علوم طبیعی تحصیل کرده بود و در ابتدا علاقه خاصی به مطالعه آثار دکارت داشت. تئوری لاک پیرامون کیفیات اولیه و ثانویه اشیاء متکی به دیدگاه های دمکریت، گالیله و دکارت بود. در مبارزات استقلال طلبانه امریکا، جفرسون و پاتیه تحت تاثیر ایده های لاک در تئوری و فلسفه سیاسی قرار داشتند.

 

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۲ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۵:۴۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران