سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۰:۴۰

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۰

نقدی بر چشم انداز استراتژیک” اتحاد برای دموکراسی در ایران”

آنها نه تنها به این چهار نکته مرکزی توجه ای نداشتند بلکه از درک چارچوب های فضای سیاسی در میان نهاد های سیاسی و مدنی، فعالین و شخصیت های سیاسی در ایران و خارج از کشور ناتوان بوده اند. اما مسئله اساسی دیگر که موضوع اصلی این گفتارمی باشد این است که سازماندهنده گان و برگزارکننده گان این کنفرانس ها از نقطه نظر ملاحظات برنامه ریزی استراتژیک گذار به دموکراسی در ایران نیز فاقد بصیرت لازم هستند

 مقدمه

 اینکه گذار دشوار به دموکراسی در ایران بدون برنامه ریزی استراتژیک اتفاق افتد یک امر نادری است.بهمین لحاظ ملاحظات برنامه ریزی استراتژیکی و تاکتیکی برای گذار به دموکراسی امری اجتناب ناپذیر می باشد. هنگامی که جنبشی برنامه ریزی استراتژیک خود را شکل می دهد، گفتگوی سازمان یافته و هدفمند یکی از مهمترین اجزاء این برنامه ریزی استراتژ یک می باشد.

گفتگو یکی از مهمترین مو لفه ها و عناصر هماهنگی و انسجام است و بدون آن هیچ تحول دموکراتیکی رخ نمی دهد. با گفتگو می توان سنت های لازم برای تحقق دموکراسی را، در روابط بین گروه های مختلف و کلاء  همه مردم نهادینه کرد.

از این رو باید سازماندهی هر نوع گفتگو و دیالوگ را  در میان نهادهای سیاسی و مدنی و فعالین و شخصیت های سیاسی  و شهروندان ایرانی  به فعال نیک گرفت  و از آن استقبال نمود. بدیهی است که گفتگو ها را باید چنان سازماندهی کرد که به حداقل نتایج مثبت منجر گردد و به این دلیل چهار نکته مرکزی در سازماندهی گفتگو ها حائز اهمیت اساسی می باشد.

الف –  سازمان دهنده گان و برگزارکننده گان این گفتگو ها چه کسانی هستند؟ این موضوع پذیرفته شده است که  سازماندهنده گان و برگزارکننده گان گفتگو ها  در تمامی فرآیند ها نقش تعیین کننده ای را دارا می باشند آنها نه تنها چارچوب های عمومی گفتگو ، بلکه محتو ا و شرکت کننده گان در گفتگو ها را مشخص می کنند.

ب – گفتگو ها در چه زمانی در کجا و با کدام امکانات و در چه سطحی از شفافیت سیاسی برگذار می شود؟

ج- قعطنامه ها و پایان نامه های گفتگو چگونه تنظیم می گردد و آیا محتوای آن برای شرگت کننده گان تعهد آور و الزام آور است؟

د- نتایج نهایی این گفتگو ها چه خواهد بود آیا منجر به نهاد سازی خواهد شد؟

تجربه و نتایج برگذاری سه کنفرانس استکهلم و بروکسل و پراگ  موید این است که :

سازمان دهنده گان و برگزارکننده گان این کنفرانس ها از یکسو دچار کوری سیاسی هستند؛ آنها نه تنها به این چهار نکته مرکزی توجه ای نداشتند بلکه از درک چهارچوب های فضای سیاسی در میان نهاد های سیاسی و مدنی، فعالین و شخصیت های سیاسی در ایران و خارج از کشور  ناتوان بوده اند. اما مسئله اساسی دیگر که موضوع اصلی این گفتارمی باشد این است که سازماندهنده گان و برگزارکننده گان این کنفرانس ها از نقطه نظر ملاحظات برنامه ریزی استراتژیک  گذار به دموکراسی در ایران نیز فاقد بصیرت لازم هستند و این ادعا را در مولفه های  زیر می توان اثبات نمود.

 الف- دیدگاه و رویگردهای سازماندهنده گان و برگزارکننده گان این کنفرانس ها به نحو افراطی دچار نخبه محوری است.

دیدگاه  نخبه محور پیدایش دموکراسی را فرآیندی از بالا به پایین و حاصل کنش نخبگان سیاسی می داند. فرم افراطی این دیدگاه حتی  جنبش های اجتماعی را ابزار عوام الناس تلقی می کند  و یا اینکه این جنبش ها را متعلق به طبقه اجتماعی و اقتصادی خاصی هستند از این رو توجه ای به نهاد های سیاسی اجتماعی این جنبش ها ندارند.

 منتقدین براین نظر هستند که تاکید یک جانبه در رابط با نخبگان، باعث کم توجهی به نهاد های سیاسی شده و همچنین با محدود نمودن فرایند گذار دموکراتیک به محدوده زمانی کوتاه ،نقش و وزن توسعه اقتصادی نادیده گرفته می شود و این تصور را دامن می زند که گویا نخبگان  سیاسی در یک شرایطی رها از مجموعه جامعه می توانند فعالیت کنند.

 این واقعیت است که   توسعه نیافتگی نهاد های سیاسی به معنی شخصی و شخصیتی شدن سیاست در ایران و خارج از ایران شده است.  بدون شک در خارج از کشور تلاش گروه های نخبه محور  در جهت  نهادزدائی  از سیاست و  گسترش روابط به واسطه علائقه مشترک حرفه ای ، خانوادگی،مذهبی، فکری  کمکی به دموکراسی در ایران نخواهند کرد زیرا  که مسئله اساسی دموکراسی  سازمان یابی می باشد

 ب – دیدگا ه ها و رویگردهای  سازمان دهنده گان و برگزارکننده گان این کنفرانس با مشخصه های گذار دموکراتیک در ایران  در رابطه با  نقش عوامل داخلی و تاثیر عوامل خارجی و همچنین جایگاه جنبش های سیاسی- اجتماعی  و نهاد های سیاسی وابسته به ان دچار توهم و اغتشاشات نظری – سیاسی است

تلاش می شود که مشخصه های سیاسی گذار دموکراتیک در موج های اول و دوم و سوم  که توسطه محققین جامعه شناشی سیاسی  برپایه  رویداد های تجربی و پراکتیکی  این گذار ها  تحلیل و تبیین شده است  دسته بندی گردد:

الف – مشخصه های سیاسی تحقیقات گذار دموکراتیک در سالهای ۱۹۷۰- ۱۹۶۰

تحقیقاات گذار دموکراتیک در این دوره مبتنی بر تجارب تاریخی ارو پای غربی در قرن نوزدهم و کشور های ازاد شده در سالهای پس از جنگ جهانی دوم می باشد.تئوری  مدرنیزاسیون و تحلیل جامعه شناسی تاریخی دو کرایش نظری این تحقیقات هستند.  اما هردو آنها بر نقش تعیین کنندگی   متغییر اقتصادی بر ساختار های اجتماعی در تحولات ناشی به کذار دموکراتیک تاکید دارند.

” مورد های تاریخی ” با استفاده از بررسیهای moore تشریح می شود و از سه مورد تنها در یک حالت منجر به دموکراسی شد و آنها عبارتند از :

۱-     انقلابات انگلیس ، فرانسه و آمریکا که منجر به سیتم سرمایه داری و دموکراسی شد ( از پائین ).

۲- د ر آلمان و ژاپن ، تلاش های جناح مرتجع سرمایداری به فاشیسم منجر شد ( از بالا )

۲-     از پائین با انقلابات دهقانی ، سیستم کمونیستی در روسیه و چین برقرار شد که نتوانست به دموکراسی منجر گردد.

  ب – مشخصه های سیاسی تحقیقات گذار دموکراتیک در سالهای۱۹۸۰

 گذار دموکراتیک در اروپا ی جنوبی و امریکای جنوبی مبنایی  برای تحلیل های جدیدی در رابطه  با  مشخصه های سیاسی این گذار ها شد . در این تحقیقات نگاه به گذار ، نگاهی فرایندی است که  از شکاف درون رژیم اقتد ار گرا آغاز و به تغییر سیستم  منجر می شود.

دترمینیسم حاکم در رابطه با تاثیر ساختارهای اقتصادی تا حدودی مرتفع شد و نقش کنشگرایی  اهمیت بیشتری یافت. نتایج خروجی چنین فرایند های کمتر به ساختار و شالوده های اقتصادی – اجتماعی بلکه بیشتر به عملکرد سیاسی فعالین و نخبگان در اوضاع سیاسی مشخص وابسته است.

به اختصار می توان اینگونه تفسیر نمود که دمکراسی محصول جبری توسعه اقتصادی- اجتماعی نیست، بلکه نتیجه فعالیت احزاب و گروه ها  و فعالین و نخبگان سیاسی است.

در این تحقیقات بگونه ای سیستماتیک این سئوال مطرح می شود که “چگونه این تغییر سیستم انجام خواهد شد؟ در کدام مرحله و در چه فازی، کدام استراتژی و با چه نیروئی ائتلاف یا اتحاد و یا وحدت صورت خواهد گرفت؟ انتخاب این یا آن مسیر چه تاثیری در پروسه دمکراتیزاسیون خواهد داشت؟ فاکتورهائی که در این جا نقش بازی می کنند عبارتند از: اهداف و علائق، الویت ها، دریافت ها، تصمیم گیری ها، استراتژی،  رفتار نخبگان سیاسی و تمامی اپوزیسیون و همچنین مسائل مربوط به گذشته تاریخی.

 ج-فاز جدید مشخصه های سیاسی تحقیقات گذار دموکراتیک  و برجستگی نقش جنبش های اجتماعی

با تغییر رژیم در پرتقال «سومین موج» دمکراتیزاسیون اغاز شد. این موج رژیم های آمریکای لاتین را در برگرفته و با تغییر رژیم های سوسیالیستی در اروپای شرقی گسترش یافت. و در ادامه آن در سال های ۹۰ پاره ای از کشورهای آفریقائی نیز در مسیر تحولات دمکراتیک قرار گرفتند. مهم ترین ویژگی موج سوم دموکراتیزاسیون در این است که کشورهای مختلفی را در قاره های متفاوت و در سطوح متنوع توسعه اقتصادی و اجتماعی را در بر گرفته است. تغییر سیستم در اروپای شرقی نیتجه فاکتور های داخلی و خارجی بوده است  بدیهی است بدون تغییر در سیاست خارجی شوروی سابق، روند  دمکراتیزاسیون در  اروپای سرقی غیر ممکن بوده است. 

محقق سرشناس Collier در یک بررسی تطبیقی  تغییرات دموکراتیک در اروپای شرقی  و آمریکای لاتین نشان می دهدکه  نیروی محرک پروسه دموکراتیزاسیون در اولین و دومین  موج دموکراسی اقشار بالای جامعه بوده اند در حالی که در موج سوم کارگران  وزن بیشتری داشته اند. در این بررسی های تحقیقاتی او نتیجه میگیرد که در موج اول  و دوم در رابطه با نقش کارگران بسیار مبالغه شده است و در موج سوم به کارگران در پروسه دموکراتیزاسیون بهای اندک داده شده است.

نتایج  موج سوم کذار دموکراتیک در تحقیقات عبارتند از:

–  پرهیز از تفکیک مکانیکی  دوران گذار  و بی اهمیت قلمداد نمودن عناصر پویای رژیم پیشین

– در کنار توجه به نقش نخبگان به زمینه های اقتصادی و اجتماعی گذار به دموکراسی توجه بیشتری شد.

–  با تمرگزبه نقش تعیین کننده عوامل داخلی  در فاز جدیدبه  اقتصاد و سیاست بین المللی توجه بیشتری می شود

–  در فاز جدید بازیگران صاحب نقش در گذار دموکراتیک بسیار متنوع هستند و نقش جنبش های اجتماعی در این فرایند نقش برجسته ای پیدا نموده است.

–  منش و شخصیت دموکراتیک  و رفتار مدنی نخبگان سیاسی، نقشی موثر در موفقیت گذار دارا می باشد.

 در مجموع می توان گفت که  تحقیقات در فاز جدید با اهمیت دادن به  متغییر های ساختاری  و تمرکز به عامل داخلی و نیز عوامل اقتصادی- اجتماعی  ناشی از آن و باتاکیدبه نقش  اقتصادو سیاست بین المللی و همچنین نقش ویژه جنبشهای اجتماعی ، تلفیقی از چهار پارامتر را در بردارد  در ثانی منش و شخصیت دموکراتیک  و رفتار مدنی نخبگان سیاسی نیز مهم می باشد.

 با مراجعه به مبحث  تئوریک بالا  و تمرگز بر مشخصه های سیاسی کذار دموکراتیک در فاز جدید میتوان در رابطه با فعالیت های  سازمان دهنده گان و برگزارکننده گان ” اتحا برای دموکراسی در ایران”به این نتیجه رسید که چارچوب های برنامه ریزی استراتژیک  آنها بر دو اصل متکی است  :

الف –  اقتصاد و سیاست بین المللی نقش تعیین کننده دارد

 ب-  ایران در لحظات حساسی بسر میبرد و  این فرصت سیاسی را نباید از دست داد

 و با این تحلیل میتوان  نهاد  های سیاسی و اجتماعی را دور زد و همچنین جنبش های اجتماعی را نادیده گرفت.

احمد هاشمی

 از سوی دیگر منش غیر شفاف  آنها معیاری برای سنجش میزان  خودمحوری و اقتدار طلبی می باشد که خود مانع مهمی در راه گذار دموکراتیک براساس این تحقیقات می باشد.

 

 

تاریخ انتشار : ۳ آذر, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است