تهدیدهای پرزیدنت ترامپ به بمباران ایران و تأسیسات هستهای آن تهدیدی بر پایهی شکستن توافقنامههای امنیتی جهانی، خاصه در زمینهی نیروگاهها و تأسیسات هستهای است. چنین تهدیدهایی، با محاسبهی احتمال هزاران کشته و چندین برابر آن زخمی و ویرانیهای بنیان برافکن اقتصادی و زیستوبومی است. بمباران تأسیسات هستهای با ذخیرهی اورانیوم شصت درصدی در تراز تهاجم هستهای است. منفجر کردن چنین سامانههایی چندان تفاوتی با کاربرد سلاح اتمی و کشتار جمعی ندارد.
همچنین در صورت چنین حملهای، امکان کاربرد مخفیانهی سلاح اتمی در پوشش تشعشع ذخایر اورانیوم غنی شده کاملا محتمل است. چنین انفجاری میتواند ابعاد هولناک کشتار و آسیب جمعی را باعث شود و افزون بر آن تا فاصلهی بسیار دور سبب آلودگی آب و خاک و حیوانات و گیاهان شود. استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل متحد، روز سه شنبه در پاسخ به سوالی درباره تهدید رئیس جمهور آمریکا برای بمباران ایران در صورت عدم رسیدن به توافق هسته ای تازه، تصریح کرد: «سازمان ملل از همهی اعضای خود میخواهد که از سخنان تحریک کننده پرهیز کنند.» او همچنین گفت:«منشور سازمان ملل متحد جامع است و طبق آن همهی اختلافها باید از طریق راهکار دیپلماتیک حل و فصل شوند»
امروزه گویی هیچ قانون و مقرارات و توافقنامهای برای مهار زورگویی به ملتهای کمتوانتر وجود ندارد. رفتن بدین راه، رفتن به سوی به ورطهی تنازع بقا و خشونت و هرج و مرج در کل جامعهی بشری است. هیچ ملتی نیست که تجربهی چنین حملهای به کشور خود را تجربهای بسود خود ارزیابی کند. حملهای از اینگونه به هر گوشهی ایران حمله به کل ایران است.
در این شرایط سخت اقتصادی و سیاسی که مردم ما رو در روی یک نظام آشوبزده و بیتدبیر با سختی برای حقوق انسانی خود تلاش میکنند، آنها هرگز تهاجم به زیربناهای اقتصادی کشور را کاری جز دشمنی با خود ارزیابی نخواهند کرد. مردم ما صلح و آزادی و رفاه میخواهند. این خواستها بر ضد تعمیق شرایط جنگی و کشتار و ویرانی در کشور است. مردم ایران بیش از هر ملت دیگری در خاورمیانه خواهان مناسبات دوستانه و همکاری سازنده با ایالات متحده آمریکا و اروپا هستند. مردم ایران خواهان یک جامعه پیشرفته از نوع جوامع مدرن و دموکراتیک غرب هستند. تهدید به تهاجم بشرستیزانه علیه این مردم تولید دشمنی است و محکوم است.
اکثریت مردم ما مخالف سرمایهگذاری در تأسیسات اتمی هستند و خواهان تعطیل تأسیسات مسئله برانگیز و رسیدن به توافق با آمریکا از طریق مذاکره هستند. مردم ایران نه با آمریکا و اسرائیل دشمن هستند و نه با هیچ دولت دیگری. مردم میخواهند ایران جایی برای زندگی در آرامش و صلح و رفاه باشد.
حکومت ایران، علیرغم خواستهای زورگویانه و نامؤدبانهی دولت آقای ترامپ، به خاطر اجرای خواست مردم باید مذاکره مستقیم با آمریکا را بپذیرند. حضور دیگر دولتها چه به عنوان واسطه و چه به عنوان طرف مذاکره گاه ممکن است بردشواریها بیفزاید. دولتهایی هستند که عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا را بسود خود نمیدانند و در این راه به هزار گونه کارشکنی میکنند. حتی اگر انواعی از خواستهای مطلقا غیر قابل قبول از سوی طرف مقابل مطرح شود، راهی بهتر از این نیست که پشت میز مذاکره روشن شود که پاسخ چیست و راه کدام است. روشن است که در این جنگلی که جهان نام دارد هر کشور باید بتواند از خود در برابر شرارتها دفاع کند. خواست از رمق انداختن پدافند ایران برابر است با تأمین شرایط جهت حملهی بیدفاع به کشور ما.
حکومت ایران نمیتواند به خواست و ارادهی ملت ما در تجهیز به یک پدافند مؤثر همراه با مناسبات تأمین کنندهی امنیت با همهی کشورهای منطقه به شمول اسرائیل و همهی دولتهای دنیا خاصه آمریکا گردن نگذارد. بزرگترین عامل تهدید کنندهی امنیت کشور تنش و ستیز با دولتهای دیگر و ستیزه جویی با مردم ایران است. تأمین امنیت قبل از هر چیز وابسته به تأمین شرایط زندگی امن و آزاد و مرفه برای مردم است.
در این شرایط خطرناک، دولتی که با انتقادهای سطحی از نهادهای حکومتی و اداری فرافکنی کند و پاسخگویی به ملت را منسی کند خود خطرآفرین است. دولت مؤظف است راه مذاکرهی مستقیم را بپیماید و آن را عملی کند و پیش ببرد. ولایت فقیه با مشکل تأسیسات هستهای یک کمربند انتحاری بر کمر ایران بسته است. باید این کمربند گشوده شود، پیش از آن که مردم ما دچار مصیبتی غیر قابل جبران شوند. مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط مؤثرترین راه کاستن از تنش و رفتن به سوی حل مشکل مشخص هستهای است.
2 Comments
آنکه ناموخت از گذشت روزگار، هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار.
دوست عزیز، شما که هیچ نیاموختید، پس مانع آن نشوید تا دیگران بیاموزند که دشمنی آمریکا و اسرائیل با ایران، نه بخاطر جمهوری اسلامی، که بر اساس یک طرح بزرگتر این دو شر جهانی برای منطقه خاور میانه است.
بدون این کمربند انفجاری (به گفته شما) در کوتاه ترین مدت آمریکا طرح تجزیه و نابودی ایران ، به مثابه یک کشور مستقل با تمامیت ارضی ، را به اجرا خواهد گذاشت.
یک نکته مهم که (رهبران) اپوزیسیون چپ فراموش میکنند اینست که داشتن سابقه سیاسی یا زندان سیاسی یا حتی عضو بودن در یک حزب چپ بخودی خود اعتبار کافی برای اظهارنظر در مسائل مهم سیاست بینالمللی ایجاد نمیکند. متاسفانه اکثر افرادی که در سایتهای به اصطلاح چپ مقالات سیاسی تحلیلی مینویسند، قادر نبوده اند از امکاناتی که زندگی در مهاجرت برایشان ایجاد گرده د. جهت بالا بردن سطح دانش سیاسی علمی و تحلیلی خود استفاده کنند و اظهاراتش غالبا هیچگونه مبنای علمی و تحقیقی ندارد.