سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ تیر, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۶

جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۶

وحدت چپ را در هم شکستند، زنده باد وحدت چپ

تنها تفکرهای بینشی تکفیرگرایانه چپ افراطی می باشند که نیروهای چپ را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده و غیر خودی ها را به شیوه اسلامیان افراطی، کافر قلمداد کرده و همیشه در صدد متلاشی کردن آنها می باشند

Getting your Trinity Audio player ready...

موقعی که  من چندین مقاله اخیر را در مورد پروژه وحدت چپ می نوشتم،  بدون اینکه  کنگره فوق العاده اتحاد فدائیان خلق تشکیل  شده باشد، مضامین آن به بیرون گزارش شده باشد، به درستی نتیجه گیری های نوشته های اخیر خود در مورد علل درجازدن های چندین ساله این پروژه با قدرتمندی زیادی یقین داشتم. با گذشتن بیش از یک هفته از نوشته رفیق مصطفی مدنی، هنوز هیچ جای دیگری نه گزارشی از و نه اشاره ای به کنگره فوق العاده اتحاد فدائیان خلق ایران که در جایی نشر شده باشد را من مشاهده نکرده ام. با خواندن مقاله رفیق مصطفی مدنی نه تنها بر نظر خود که در آن مقاله ها مطرح کرده بودم قرص تر شدم، بلکه  در مورد بازنگری چگونگی سناریوهای حرکت آینده به فکر افتادم اشکال و سناریوهای مختلف حرکت به پیش چگونه می توانند باشند؟ قبل از پاسخ دادن به این سوالات، باید اول درس آموزی لازم از” پاره کردن هفت جفت کفش آهنین”   و  آب در هاون کوبیدن های چندین ساله این پروژه گرفته شده باشد. لازم است در مورد این نقد و درس آموزیها تاملی کوتاهی صورت بگیرد. رفیق مدنی می نویسند؛

“اتحاد فدائیان خلق، کنگره فوق العاده برای تصمیم گیری نهائی پیرامون «وحدت» را، بدون دستیابی به نتیجه مشخص، به پایان رسانید. کنگره … یک کمیسیون انتخاب کرده بود که وجوه مشترک … را بررسی کرده …یک قرار تفاهم آمیز را مهیا نماید … بحث ها اجرائی شدن اصل «وحدت» را زیر سوال برده اند!
اکثر اعضأ کمیسیون، …  فقط پاسخ « آری » یا « نه» به وحدت را به جلسه آورده بودند. سوالی که هفت سال پیش با رأی اکثریت مطلق اعضای سازمان، پاسخ مثبت گرفته بود، حالا بعد از پاره کردن هفت جفت کفش آهنی، به منزلگاه نخست رسیده است. به نقطه ای که از آن آغاز کرده بودیم.”

آری، پس از پاره کردن هفت جفت کفش آهنین، کمیسیون، سوال وحدت چپ “آری” یا “نه” را در شرایطی به کنگره فوق العاده می آورد که در گرفتن جواب “نه” از کنگره قبلا به اندازه کافی کار پردازی شده است، لذا از این نظراطمینان کافی وجود دارد. هیچ جای تعجب نیست از این بابت که وقتی برای پروژه وحدت چپ کمیسون تهیه منشور وحدت  را شکل می دهند، به دلیل اینکه جوهره نیت، فرهنگ تاریخی و اهداف یک چنین تفکری تهیه منشور واحد نمیباشد،  کاری می کند که گردآمدگان در کنفرانس وحدت  با شش منشور متفاوت روبرو  گردند، نه یک منشور مشترک. اگر هدف این جریان فکری وحدت نیست، از شرکت مستمر در این پروسه چه اهدافی را تعقیب می کرده است؟ اهداف را به کنار بگذاریم، از این مشارکت چه منافعی نصیب یک چنین جریان فکری می گردد؟ به نظر من این ساده اندیشی و خام نگری سیاسی می باشد اگر این عملکردها را فقط  و تنها و تنها در مقیاس اختلاف نظر تحلیلی ایدئولوژیک خلاصه کرد. مساله عمیق تر از اینها می باشد.

فقط حکومت ولایت فقیه، نمایندگان سیاسی سرمایه داری کلان ایران، و چپ منجمد شده در چهل سال پیش خواهان تشتت دائمی در صفوف چپ بوده و خواهان هیچ نوع همگنی، همگرائی، هماهنگی و وحدت در صفوف چپ نمی باشد. تنها  تفکرهای بینشی تکفیرگرایانه چپ افراطی می باشند که نیروهای چپ را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده و غیر خودی ها را به شیوه اسلامیان افراطی کافر قلمداد کرده و همیشه در صدد متلاشی کردن آنها می باشند. آنها  تنها وقتی  و در شرایطی،  دیگر نیروها را شایسته وحدت می دانند که آنها  بینش های خویش را تغییر داده و با این دوستان ما همفکر و هم نظر شده باشند و به صفوف “خودی ها” یعنی این دوستان بپیوندند. بقول دیگر، چپ های دیگر یا باید با اینها یکی گردند، یا اینکه در صف مقابل آنها قرار خواهند گرفت.

این سیستم فکری از یک طرف از طریق تشتت در صفوف چپ، احتمال تزلزل و پراکندگی در جریان های اصلی چپ را تشدید کرده و از این طریق تلاش می کند تا از آب گل آلود ماهی گرفته و از این طریق قدرت و نیرو بگیرد.  از طرف دیگر چون آنها وزنه قابل توجهی در صحنه سیاسی کشور  و حتی در درون جبهه چپ  نمیباشند، از طریق شرکت در پروسه وحدت چپ میدان وسیعتری برای مطرح شدن و قابلیت توجه یافتن پیدا می کنند. بالاخره از طرف دیگر چنین جریانهای فکری فرهنگی از طریق نسبت سنگینی ضربه هایی که به جبهه چپ می زنند میخواهند سنگینی قدرت سیاسی اجتماعی خویش را به نمایش بگذارند. با توجه به مسائل فوق، روند آینده پروژه انسجام و فراگیر شدن جبهه چپ چگونه می تواند باشد؟

آیا چپ دموکرات باید تمرکز و استراتژی مرکزی خود را در بسط و گسترش ریشه ها و دامنه خود همچنان روی نیروهایی متمرکز بکند که افکار آنها در دوره های سرمایه داری کلاسیک قرن نوزده و نیمه اول بیست منجمد شده است، یا اینکه باید استراتژی نوینی را  برای خود ترسیم نماید؟ آیا چپ دموکرات باید همچنان توان نظری و ساختاری خویش را در تبدیل خود با آلترناتیو سیاسی قدرتمند و منسجم بر روی نیروهائی متمرکز بکند که تنها با کسان و جریان هائی همراهی و همکاری می کنند که مواضع آنها را تایید کرده و به دنباله روان آنها تبدیل گردند و هیچ جریان غیر خودی را شایسته وحدت نمی دانند؟ آیا  چپ دموکرات همچنان باید توان عمده خود را بر روی نسل اقلیت ناچیزی متمرکز بکند که افکار آنها در دوران قبل از جنگ سرد یخ بسته اند، یا اینکه  در ریشه دواندن در میان مردم و آلترناتیو سازی کاروان سوسیالیسم، بر دوش های  نیروهای مستعد از میان بیش از هفتاد در صد جمعیت ایران که نسل جوان متولد شده در دوران بعد از انقلاب سیاسی پنجاه و هفت می باشند. عقل سلیم حکم می کند که باید چپ دموکرات تمرکز استراتژیک خویش را روی نسل های زحمتکش، روشنفکر، تحصیل کرده و جوانی متمرکز بکند که آینده متعلق به آنهاست و به شیوه های ویژه خویش هر روز مرزهای ارتجاع و استثمار را قدم به قدم شکسته و حصارها را بازتر و بازتر کرده و به عقب می نشانند.

یک-  تمرکز نیروی چپ باید بر روی بیش از هفتاد درصد جمعیت جوان ایران باشد که متولد بعد از انقلاب میباشند، نه نیروهایی که اذهان آنها در دوران جنگ سرد منجمد شده است. نیروئی که دهها میلیون نفر از آنها تحصیل کرده دانشگاه می باشند. نیروی جوانی که با نقد تاریخ گذشته، با نقد تاریخچه و عملکردهای چپ، و در عین حال تحت تاثیرات تبلیغات مسموم کننده جمهوری اسلامی به  یاران بی اعتماد به نیروهای سیاسی سکولار، دموکرات، آزادیخواها و چپ مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل گردینده اند. آنها از یک طرف خود را برای زیست در شرایط نظام جمهوری اسلامی ایران تطبیق داده اند، از طرف دیگر بر کاروان اصلاحات تدریجی پیوسته و حصارها را ذره ذره و قدم به قدم عقب می زنند. چه با تاکتیک فرهنگی، اجتماعی، مدنی و  سیاسی این نسل موافق باشیم، چه مخالف،  باید به این واقعیت ها اقرار کرد که نه فقط آینده از آن این نسل می باشد، بلکه تنها این نسل هست که میتواند نسل اصلاحات ودر عین حال نسل تحول، گذر و عبور به آینده آزاد و آباد  باشد. چپ دموکرات باید با این نسل به گفتگو نشسته و دیوارهای بی اعتمادی را از میان برداشته و در کنار دفاع از آرمان ها و مبارزات تاریخی راستین جبهه چپ ایران و بخصوص جنبش فدائی، زدودن تاثیرات سم پاشی های سی و چند ساله نظام ولایت فقیه، با آنها به گفتگو بنشیند تا بتواند بر پایه های پل های ارتباطی اعتماد متقابل بصورتی مشترک در راستای گذر و عبور تاریخی از قهقرای حکومت ولایت فقیه به جامعه ای آزاد، دموکراتیک، سکولار، متمدن و عادلانه، گام بردارند.

دو –  سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت بعنوان وسیعترین نیروی پیشگام جبهه چپ ایران بهتر است در این زمینه ها پیشگامی نشان داده و مستقلا برای خویش تعریف  بکند که با چه نیروهائی و به چه شیوه هائی می تواند در راستای گسترش دامنه های سازمان سیاسی چپ دموکرات گام بردارد. موتور اصلی و محرکه پروژه وحدت چپ عوض دنباله روی از برنامه های طراحی شده توسط دیگران، خود باید نزدیک ترین نیروها را نسبت به خود را تعریف کرده و تاکتیک های مناسب را در راستای ترویج، تاثیرگذاری و مبادله افکار با آنها تنظیم کرده و چگونگی کارکرد زیر یک چطر واحد را با آنها تنظیم بکند.  در این راستا اگر لازم است از بخش هائی از نیروهای الترا چپ دوری جسته و در صورت اجبار به نقد و  انتقاد  از آنها بپردازد، باید این کار را بکند.

سه – در شرایطی که دنیای رسانه های اجتماعی مجازی زمینه را برای حرکت های وسیع خودبخودی نسل نوین فراهم آورده است، تاثیرگذاری و امکانات سازمان یابی این حرکت های خودجوش در تحولات مدنی بیشتر از سازمان های مستقل سیاسی اجتماعی بوده و  بصورتی مستقیم قابلیت ارتباط گیری و تاثیرگذاری در روندهای اجتماعی را دارا می باشند. به این دلیل چپ دموکرات باید از این وسیله ها و بر بستره امکانات رسانه های اجتماعی مجازی و در راه حضور در چالش های مردمی مجازی نسل جوان فعالانه شرکت کرده و در بسیج دموکراتیک حرکت های آنها حضور فعال خویش را نشان دهد. از این طریق چپ دموکرات به میزان بیشتری می تواند با نسل جوان پیوند لازم را برقرار بکند و عرصه را برای حضور بیشتر نسل جوان در بازسازی چهره چپ نوین بازتر نماید. چپ دموکرات باید در چنین راستائی پروژه تولد نوین خویش را مدل سازی کند تا اینکه به میزان بیشتری بتواند حضور فعال خود و تاثیرگذار بیشتر خویش در حرکت های اجتماعی را در میان نسل های نوین جنبش های کارگران، روشنفکران، زنان، جنبش های ملی دموکراتیک، اقشار متوسط نوین و غیره سازماندهی کند.

چهار – در این راستا اگر چپ نوین دموکرات توانست بخش هایی از اصلاح طلبان حکومتی را به دنبال خویش بکشاند، قادر شده است در اجرای استراتژی مرحله ای خویش به نائلیت هایی دست یافته باشد.  چپ دموکرات در وحله اول باید پروژه همگامی وحدت را با نزدیک ترین نیروهای فکری چپ آغاز بکند. اگر چپ دموکرات توانست افراد منفردی را از صفوف سازمان های سیاسی چپ افراطی دیگر کنده و به صفوف خویش متصل نماید، موفقیتی در درجه های بعدی کسب کرده است. تلاش باید بر این باشد تا در زمینه های راه آینده گرد آمدن هر چه وسیعتر نیروهای جبهه چپ زیر یک چتر واحد، مناسب ترین راهها را جستجو کرده و به کار گرفت

تاریخ انتشار : ۳ شهریور, ۱۳۹۴ ۷:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
نیروهای مسلح ایران

آیا اسرائیل به تنهایی به جنگ با ایران ادامه خواهد داد؟

دمیتری مینین (Dmitry MININ)، نویسنده، کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی: کابینه نتانیاهو نارضایتی خود را از آنچه به باورش رفتار «خیانت‌آمیز» واشنگتن در قبال آشتی با ایران است، پنهان نمی‌کند. از دید اسرائیل، این کشور عملاً در برابر ایرانی که همچنان از نظر نظامی یک قدرت توانمند به شمار می‌رود، تنها مانده است. عبارت «تسلیم فاجعه‌بار» حتی توصیفی نسبتاً ملایم برای «یادداشت تفاهم» امضاشده میان آمریکا و ایران و نیز آغاز گفتگوها در سوئیس دربارۀ «نقشۀ راه» دستیابی به آشتی نهایی میان دو کشور تلقی می‌شود. برای نمونه، نیم‌رود نوویک، مشاور ارشد پیشین شیمون پرز، رهبر سابق اسرائیل، معتقد است بسیاری از اسرائیلی‌هایی که زمانی از ترامپ حمایت می‌کردند، اکنون بر این باورند که او «ما را زیر قطار انداخت».

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دویست و پنجاه سالگی «اعلامیه استقلال»

تابلوهای نفرت را پائین بکشید

نامه سرگشاده از اسرائیلی‌های منتقد: اروپا باید حمایت از شهرک‌های اسرائیلی را متوقف کند

دل تنگ تو بودم  

آیا اسرائیل به تنهایی به جنگ با ایران ادامه خواهد داد؟

نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزه‌شدۀ جنگ و خشونت