سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۴:۲۷

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۷

پاسخ به گره های اساس نامه ای

چپِ قدرت طلب همواره برای تصرف دولت و اِعمال حاکمیت بر مردم تلاش می‌کند. در قدرت، نیز، هربار نشان داده است که ناگزیر تن به مدیریت سیستم و اِعمال سلطه می دهد. بر خلاف این مسیر، ما می‌بایست بر فاصله گرفتن از قدرت، دولت و تصرف آن تاکید ‌ورزیم. تعریف کلاسیکِ سوسیالیستی/ کمونیستی از «سیاست»، همواره به طور عمده و غالب این بوده است که مساله قدرت، دولت و تصرف آن جوهر سیاست را تشکیل می دهد. از این نگاه، «سیاست» یعنی «دولت مداری». یعنی مبارزه برای تصرف قدرت و حکومت کردن. در تعریف فوق ما می بایست تجدید نظری اساسی به عمل آوریم.

برخی گره های طرح شده توسط گروه کار اساس نامه از نگاه حزبی به مساله است (گره های ۸ و ۹). این ها، از نگاه جنبشی به مساله ی تشکل چپ که در این جا مورد توجه من است، موضوعیتی پیدا نمی کنند. مساله رابطه با داخل (گره ۷) نیز موضوعی نیست که مورد اختلاف باشد اگر چه باید به آن پرداخت ولی من در این جا  از طرح آن می گذرم. در  نتیجه پاسخ هایم را با ادغام برخی پرسش ها (گره های ۳ تا ۶) چنین ارایه می دهم:

 

مناسبات با قدرت (گره ۱)

در گسست از دریافت سنتی از سیاست، چپِ رهایی خواه در جهت برآمدنِ جنبشی اپوزیسیونی گام بر می دارد. نگاه و سوی او به تصرف قدرت و دولت نیست. خارج از سیستم و در برابر آن چون نیرویی اعتراضی و مخالف عمل می کند. برای ایجاد آلترناتیوی نظری بر نظام حاکم تلاش می ورزد. هنگامی که جنبش های اجتماعی و جنبش چپ به مرحله ای از رشد و گسترش رسیدند که مساله آلترناتیو ارگانیک پیش آید، چگونگی آن را در آن زمان می توان بررسی کرد.

چپِ قدرت طلب همواره برای تصرف دولت و اِعمال حاکمیت بر مردم تلاش میکند. در قدرت، نیز، هربار نشان داده است که ناگزیر تن به مدیریت سیستم و اِعمال سلطه می دهد. بر خلاف این مسیر، ما میبایست بر فاصله گرفتن از قدرت، دولت و تصرف آن تاکید ‌ورزیم. تعریف کلاسیکِ سوسیالیستی/ کمونیستی از «سیاست»،  همواره به طور عمده و غالب این بوده است که مساله قدرت، دولت و تصرف آن جوهر سیاست را تشکیل می دهد. از این نگاه، «سیاست» یعنی «دولت مداری». یعنی مبارزه برای تصرف قدرت و حکومت کردن. در تعریف فوق ما می بایست تجدید نظری اساسی به عمل آوریم. در ذهنیت و فرهنگ سیاسی خود و جامعه، فکر و فرضیه سیاستِ بدون دولت گرایی و دولت مداری را ترویج کنیم. به اصلی رهایی خواهانه که سوسیالیسم واقعن موجود و سوسیال دموکراسی زیر پا نهادند باز گردیم. این که «سیاست» و «دموکراسی» مدیریت دولت و قدرت حاکمه نیست زیرا که در این صورت، نه سیاست داریم و نه دموکراسی بلکه «دولت داری» داریم. سیاست و دموکراسی حقیقی را ما مشارکت مستقیم و بی واسطهی مردمان بسیارگونه در امور جامعه و کشور میفهمیم.

 

تشکل جنبشی یا حزبی (گره ۲)

حزب سازی در خارج از کشور توسط تعدادی از پناهندگان سیاسی جدا شده از میدان اصلی مبارزه اجتماعی و سیاسی در ایران، به طوری که با جامعه ی خود پیوندی مستقیم و عینی ندارند، با استفاده از آن فرمول معروف مارکس که در حقیقت از هگل است و با کمی تغییر آن، هم تراژدی است و هم کمدی، اگر اهانت به معنای تحزب مدرن نباشد. اما به طور کلی، ما می بایست خودِ ایده ی تحزب مدرن را نیز به زیر پرسش بریم. آیا تحزب تا کنونی تنها شکل ممکن و مناسب سازماندهی سیاسی است؟ آیا شکل های دیگری را با توجه به ناکارآمدی تحزب واقعن موجود نمی توان و نباید تصور و ابداع کرد؟ پاسخ من، نه به تحزب کلاسیک و  آری به شکل سازماندهی از نوع دیگری است که «جنبشی» mouvementiste می نامم. ساماندهی با حداکثر دموکراسی مشارکتی و حد اقل لازم مرکزیت.

چپ جنبشی بدین معناست که خود را بخشی جدا ناپذیر از جنبش های اجتماعی جامعه می داند. مناسباتش با آن ها به گونه ای است که اصول ویژه ای را به میان نمی آورد که بخواهد جنبش های اجتماعی را در چارچوب آن اصول ویژه بگنجاند. در درون این جنبش ها و هم راه با آن ها، بر روی ایده رهایی از سلطه های گوناگون و به ویژه امروزه در جمهوری اسلامی از سه سلطه حاکم یعنی دولتِ ضد دموکراتیک، دین و سرمایه تاکید می ورزد.    

چپِ جنبشی باز بدین معناست که بر نقش اصلی و تعیین کنندهی جنبشهای اجتماعی در مبارزه برای تغییرات وضع موجود باور دارد. بر قابلیت‌ها و توانایی‌های عاملان اجتماعی در ایجاد تغییرات ساختاری. در نهایت امر، جنبش چپ رهایی خواه طرفدار مداخلهگری مستقیم مردمان در امور خود است. بدون واسطه، بدون واگذاری و در صورت ممکن بدون نمایندگی. برای تصاحب امور خود به دست خود و برای خود. هم راه و در درون جنبش‌های تغییر دهنده احتماعی، جنبش چپ نقش خود را به منزله نیروی مدافع مصالح و منافع عام و دراز مدت جنبش ایفا می کند. 

 

مناسبات درونی، حقوق و وظایف فعالان، گرایش های نظری (گره های  3 تا ۶ )

مناسبات در درون جنبش چگونه است؟ سند ساختار جنبش آن ها را تبیین می کند. خطوط کلی آن را چنین می توان بیان کرد.

مناسبات درونی می بایست بر دموکراسی گسترده درونی مبتنی و متکی باشند. بر ضوابط و شفافیت در همه‌ی سطح های فعالیت. بر فعالانی (نامی که به جای اعضا بر می گزینیم) که منشور جنبش و سند ساختار آن را می پذیرند، در فعالیت ها و هزینه های جنبش داوطلبانه مشارکت می کنند. بر شیوه و روش خودگردانی. بر چرخش و تناوب مسئولیت‌ها در همه ی نهاد ها. بر دخالت‌گری، انتقاد و کنترل از سوی فعالان بر همهی امور. بر آزادی تشکیل گرایشهای نظری و برخورداری این گرایشها از همهی حقوق چون اظهار نظر آزادانه درونی و بیرونی و مشارکت آن‌ها در تصمیم گیری‌ها، در چارچوب پذیرش منشور و سند ساختار جنبش از طرف آن ها.

شکل جنبشی مورد نظر ما، هرمی نبوده بلکه افقی و شبکه ای است که در سند ساختار تبیین می شود. شبکه ها در چارچوب منشور و سند ساختار از خودمختاری گسترده برخوردارند. برای خود آیین نامه، مجمع عمومی و هیئت هماهنگی دارند. شورای هماهنگی جنبش در فاصله ی بین دو مجمع عمومی سراسری سالانه وظیفه ی هماهنگ کردن فعالیت ها و هم صدا کردن جنبش را بر عهده دار. شورای هماهنگی جنبش از نمایندگان شبکه ها با رای اعتماد مجمع عمومی سراسری نشکیل می شود. مسئولیت ها در درون آن جرخشی است. مجمع عمومی سراسری جنبش به طور منظم سالانه با اختیارات تام تشکیل می شود. با توجه به محدودیت فعالان جنبش در خارج از کشور، مجمع عمومی سراسری با شرکت همه ی فعالان خارج کشوری تشکیل می شود. وظیفه ی اصلی مجمع عمومی سراسری از جمله تعیین سیاست های کلان جنبش است.

 

نام تشکیلات (گره ۱۰)

انگیزه ی بنیادین پروژه شکل دهی به تشکل بزرگ چپ از ابتدا چه بوده و چیست؟: وحدت روندهای مختلف چپ با سوابقی گوناگون بر پایه توافق روی سه اصلی که در خطوط مشترک فراخوان تبیین شده اند. این ها نقش چراغ قرمز هایی را دارند که سبز شدن هر یک از آن ها به منزله کنار گذاردن فراخوان و در نتیجه کل پروژه است.

هدف ما از همان ابتدای کار، ادغام همه در یکی از خانواده های چپ نبوده و نیست. هدف ما، تجمع همه در سازمانی جدید با نام و نشانی جدید بوده است. شکل دهی به تشکلی دیگر بوده است. تشکلی که نامش تنها می تواند آنی باشد که همه را در برگیرد. تا همه، با گذشته هایی مختلف، مشترک یا مضاد، بتوانند زیر این نام که هویت جدید شان می شود در کنار هم و با هم فعالیت کنند. به بیانی روشن نظرم را گویم، نام تشکل جدید، چنان چه شکل گیرد، نمی تواند در خود عنصری را داشته باشد (به عنوان نمونه «فدایی») که مهر و نشانِ گروه سیاسی خاصی در این چمع ما است. این تصمیم در مورد نام تشکیلات، بر خلاف بسیار از مسائل سیاسی و نظری، از دید من «دموکراسی پذیر» تیست، «انعطاف پذیر» نیست. از سنخ همان سه چراغ قرمز است. با این تفاوت که نانوشته است.   

 

 

تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

استراتژی کلان نتانیاهو در حال فروپاشی است

ترامپ و نتانیاهو؛ از بازطراحی خاورمیانه تا خطر بحران دائم

وقتی انسانیت از تمدن عقب می‌ماند!

تجدید نظرطلبی یا بازاندیشی در مفهوم امپریالیسم و ضد امپریالیسم

فناوری بهتر فقط می‌تواند در یک سیستم پساسرمایه‌داری توسعه یابد

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟