سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۲:۵۱

جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۵۱

چرا از سخنان حسن روحانی باید حمایت کرد

دفاع از مردم بلوچ و سیستانی، بعد از بیست سالی تشنگی و آوارگی مردم و بعد از چهار سال سکوت دولت، توسط افغانها بمثابه "اهداف شوم" کشور ایران تلقی می شود که برای دفع آن ظاهرا همگی افغانها در راستای منافع ملی خودشان (بخوان منافع خشخاشی) متحد شده اند. دولت روحانی نباید تحت تاثیر اینگونه شانتاژها و تهدیدات کشور محصور افغانستان قرار گبرد.

نگارنده همواره یکی از منتقدان حسن روحانی به دلیل خلف وعده های بیشمارش بوده و هستم و  حتی استدلال نمودم که وی مستحق انتخاب مجدد نیست.  اما هجمه بی سابقه افغانها به روحانی بدلیل سخنان کاملا درست و بجای وی در حمایت از حق آبه دریاچه هامون و مردم سیستان که در کنفرانس بین المللی مقابله با گرد و غبار ایراد کرده بود، مرا بر آن داشت تا از این سخنان روحانی در حمایت از مردم سیستان حمایت؛ و هجمه بی سابقه مقامات افغانی و به اصطلاح نیروهای مدنی افغان که در طی روزهای اخیر بر علیه وی  گردهمایی و  تظاهرات براه انداخته اند را مردود شمرده و نکوهش بنمایم. حسن روحانی در این کنفرانس از سدسازی های بی رویه  و خودخواهانه  ترکیه و افغانستان و تاثیر آن بر محیط زیست و بخصوص معیشت و هستی مردم سیستان انتقاد کرد و گفت ” احداث سدها و بندها بدون مطالعه کافی زیست محیطی می‌تواند برای آینده منطقه ما خطرناک باشد. بسیاری از این فعالیت‌ها باید متوقف شود، و نمی‌توان نسبت به آنچه محیط زیست را تخریب می‌کند بی‌تفاوت باشیم”. وی در رابطه با عملکرد خودپسندانه و و نقش  ناجوانمردانه  افغانها در نابودی هامون گفت ” مردم منطقه ما ناچار به مهاجرت می‌شوند. تمدن‌ها رخت برخواهد بست، کشاورزی، ‌شهرسازی و زندگی مردم متوقف می‌شود بنابراین یک مسئولیت انسانی، منطقه‌ای و بین‌المللی در مقابل این تهدید خطرناک داریم”

 ترکیه به انتقادات حسن روحانی جواب داد. اما محور اصلی این نوشتار عکس العمل مقامات و برخی از مردم افغانستان بوده است  که سدسازی های بی رویه آنها در طی دو دهه گذشته باعث مرگ دریاچه هامون و آوارگی هزاران کشاورز و صیاد و دامدار و ماهیگیر سیستانی شده است. حق آبه ای که باید طبق قراردادهای بین المللی و حسن انسانی و همجواری از طریق رودخانه هیرمند به دریاچه هامون سرازیر می شد، اما سدسازی و پمپاژ آب هیرمند برای تامین کشتزارهای بیشمار خشخاش در افغانستان در نهایت باعث مرگ بزرگترین دریاچه آب شیرین فلات ایران شد. مرگی که  باعث کوچ کردن و آوارگی دهها هزار سیستانی و بلوچ  به بقیه نقاط کشور شد.

 علاوه بر مصاحبه های متعدد و انعکاس درد مردم سیستان در نوشته هایم، حدود ۴ سال پیش در مقاله ای بنام ” چه کسی برای دریاچه هامون خواهد گریست؟” از نابودی  ۸۰۰ روستا تحت تاثیر هجوم شن های روان نوشتم و از آوارگی دهها هزار خانواده ای نوشتم که همانند پرندگان مهاجر دیگر هرگز به ریگزار هامون باز نخوهند گشت. در آن نوشتار با انتقاد از عملکرد منفعلانه دولت روحانی نوشتم ” دولت تدبیر و امید آقای روحانی اکثریت آراء را در استان سیستان و بلوچستان به دست آورد، اما در مورد حقوق مردم سیستان  سیاست انفعالی و بقول اسدالله علم وزیر دربار شاه، سیاست “خیانت آمیز” رژیم گذشته را دنبال کرده است و کوچکترین تمایلی برای استفاده از فرصت های فراوان جهت احقاق حقوق مردم سیستان از خود نشان نداده است”.  اما خوشحالم از اینکه ایشان بعد از چهار سال سکوت نسبی از حقوق مردم سیستان  و  منافع ملی در این مورد بخصوص  دفاع کرده که به نوبه خویش باعث خشم سلاطین جنگ افروز در غرب کشور و سوداگران مرگ و خشخاش پرور در همسایگی شرقی شده است.

 در روزهای گذشته، علاوه بر محکومیت گسترده سخنان روحانی در فضای مجازی افغانها، چندین  گردهمایی اعتراضی در کابل و دیگر شهرهای افغانستان از جمله هلمند  (پایتخت کشت خشخاش) در اعتراض به سخنان رئیس‌جمهوری ایران برگزار شده است. معترضان افغانی از جمله کشاورزان مزارع خشخاش در افغانستان، این سخنان روحانی  را “مداخله آشکار” در امور افغانستان عنوان کرده اند. غافل از اینکه حق آبه رودخانه ها و مسائل محیط زیستی تابع قراردادهای دوطرفه و یا بین المللی هستند.  و صرف نظر  از مسائل انسانی و برادری و همسایگی و  غیره،  افغانستان در مورد  حقابه هامون تعهدات قانونی و بین المللی دارد. افغانستان نمی تواند سهمیه آب هامون را بسوی کشتزارهای خشخاش روانه کند و سپس محصول نهایی این کشتزارها را بجای آب بسوی سیستان و بلوچستان و خراسان سرازیر کند. جالب اینجاست که ترکیه مسئول ساختن این سدها در افغانستان است.

  

نجیب الله آزاد معاون سخنگوی رئیس جمهوری افغانستان به رادیو آزادی  می گوید : “اگر ایران بار دیگر در این باره چیزی بگوید و یا هم بدانیم که در امور افغانستان مداخله می‎کند، حکومت افغانستان نیز خاموش نخواهد ماند.” وی می گوید ” هر کسی که چنین سخنانی را به کار می‌برد، بی‌جاست. حکومت افغانستان حق دارد که از منابع خود برای منافع ملت خود استفاده کند و این از اولویت‌های ما است”. بر طبق گزارش رادیو آزادی “روند مدنی جوانان افغان” با تقبیح سخنان  رئیس جمهور ایران خواهان معذرت‌خواهی روحانی از مردم افغانستان  شده است. یکی از رهبران این گروه می گوید ” “از پلان (نقشه) حکومت برای ایجاد بندهای آب پشتیبانی کامل می‌کنیم و برای دفع اهداف شوم کشور ایران در کنار حکومت خود خواهیم ایستاد.”

 بحث محوری این نوشتار دفاع از عملکرد دولت روحانی نیست. بلکه دفاع از حق و حقوق  مردم بلوچ و سیستانی در بخش شمالی استان سیستان و بلوچستان است؛ و دفاع از هر سخنی توسط هر کسی که در این راستا به زبان آورده می شود. افغانستان رویه ای  کاملا نابخردانه و ناجوانمردانه را پیشه نموده است. آب را بر روی مردم سیستان بسته، ولی صادرات محموله های تریاک و دیگر فرآورده های کشتزارهای مرگبار خویش را به شرق کشور از جمله سیستان افزایش داده است. بعقیده نگارنده اگرچه سخنان انتقاد آمیز و به جای روحانی  مغتنم و مورد اقبال همگانی است؛ اما کافی نیست، و دولت ایشان باید با قاطعیت  و عزم استوار در مقابل اعتراضات صاحبان مزارع خشخاش و طرفداران آنها ایستادگی کند و به تعبیری از افغانها یاد بگیرد که چگونه  با “پررویی” و نقض قراردادهای دوطرفه از حقوق خود دفاع می کنند، و نشان می دهند که جان و هستی یک سیستانی در آنسوی مرز برای آنها پشیزی ارزش ندارد و اینکه آنها فقط و فقط به منافع خود فکر می کنند و بس!

 

دفاع از مردم بلوچ و سیستانی، بعد از بیست سالی تشنگی و آوارگی  مردم و بعد از چهار سال سکوت دولت، توسط افغانها بمثابه “اهداف شوم” کشور ایران تلقی می شود که برای دفع آن ظاهرا همگی افغانها در راستای منافع ملی خودشان (بخوان منافع خشخاشی) متحد شده اند. دولت روحانی نباید تحت تاثیر اینگونه شانتاژها و تهدیدات کشور محصور افغانستان قرار گبرد. اگر واقعا جان و هستی مردم سیستان برای این دولت ارزش دارد، باید گفت  اکنون زمان آن فرا رسیده تا دولت از همه اهرم های فشار از جمله اهرم دیپلماسی و  اهرم بندر چابهار در راستای منافع ملی و ادامه حیات مردم سیستان استفاده کند. دولت امتیازات فراوان قانونی و حتی فراقانونی به بازرگانان و تجار و شرکت های افغانی در چابهار داده است. شوربختانه کشور افغانستان سرمنشاء مرگ و میر  و آوارگی دهها هزار سیستانی و اعتیاد به تریاک  بخش قابل توجه ای از مردم بلوچ و سیستانی می باشد. در نتیجه هدیه این کشور به ما و بخصوص به مردم سیستان و بلوچستان جز مرگ، قاچاق مواد مخدر، اعتیاد کمرشکن، مرگ هامون، آوارگی و بیماری، چیز دیگری نبوده است. برای درک بیشتر  فاجعه تریاک در بلوچستان اینجا را کلیک کنید.  اینک وقت آن است تا رئیس دولت سخنان خود را در عرصه عمل  با قاطعیت دنبال کند و حق آبه هامون و مردم بیچاره سیستان را از افغانستان بگیرد. و در این موضوع برحق و شایسته همگی از عملکرد دولت دفاع خواهند کرد.

تاریخ انتشار : ۱۷ تیر, ۱۳۹۶ ۹:۰۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکل‌گیری بدیل سیاسی درون‌زا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نه‌تنها چنین بدیلی نمی‌سازد، بلکه فرصت شکل‌گیری آن را نیز از بین می‌برد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمی‌شود؛ گاه فقط به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و رنج طولانی‌تر می‌انجامد.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سختی تأمین وثیقه‌های سنگین

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

گاهنامه زنان شماره ۱: ویژه‌نامه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان – پاییز ۱۴۰۴

بیست‌ودومین تحلیل هفته | نه به جنگ! گذار مسالمت‌آمیز ممکن است. یکصدا شویم! | فرخ نگهدار، مناف عماری

گاهنامه زنان سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)

جنبش، همگانی‌شدن و مسئله‌ جانشین – تأملی بر آزادی، استقلال و مسئولیت تاریخی ملت ایران