سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۰:۵۳

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۳

اجرای عدالت یا توحش ادواری حکومتی؟

صدور و اجرای چنین احکامی به غایت غیرانسانی‌اند و نه تنها نشانی از اجرای عدالت در خود ندارند که نوعی توحش سیستماتیک حکومتی و رواج‌دهندۀ خشونت بیشتر در جامعه‌اند. اجرای احکام منجر به قطع عضو بر مبنای قوانین بین‌المللی نیز مصداق شکنجه محسوب می‌شوند..

امروز سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ (۱۰ ژوئن ۲۰۲۵میلادی)، اجرای حکم قطع دست برای دو سارق در اصفهان، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت نظام کیفری و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران جلب کرده است؛ حکمی که ریشه در فقه اسلامی دارد و در کشورهایی مانند ایران، عربستان سعودی، سودان و سومالی اجرا می‌شوند. صدور و اجرای چنین احکامی به غایت غیرانسانی‌اند و نه تنها نشانی از اجرای عدالت در خود ندارند که نوعی توحش سیستماتیک حکومتی و رواج‌دهندۀ خشونت بیشتر در جامعه‌اند. اجرای احکام منجر به قطع عضو بر مبنای قوانین بین‌المللی نیز مصداق شکنجه محسوب می‌شوند..

آنچه امروز در اصفهان رخ داده، صرفاً اجرای یک حکم کیفری نیست. این یک «پیام سیاسی» است؛ پیامی که قرار است نشان دهد دستگاه قضایی با مجرمان سخت‌گیرانه برخورد می‌کند. سایت مشرق می‌نویسد: «اسدالله جعفری، رئیس کل دادگستری اصفهان  با اشاره به اهمیت و حساسیت جرائمی همچون سرقت و اثرات مخرب و منفی اجتماعی آن و تهدید امنیت عمومی و روانی در جامعه هشدار داد: دستگاه قضایی با مخلان نظم و امنیت و افرادی که به هر شکل با ارتکاب جرایمی همچون انواع سرقت موجب ایجاد تهدید امنیت و ناامنی جامعه می‌شوند، با صدور احکام قاطع قضایی با جدیت برخورد می‌کند.»

این در حالی است که مخالفت با صدور و اجرای چنین احکامی فقط به مدافعین حقوق بشر در ایران و جهان ختم نمی‌شود. بسیاری از فقها و مراجع تقلید نیز چنین مجازات‌هایی را منطبق با شرایط امروز جامعه نمی‌دانند و خواهان لغو آن هستند. به زعم این فقها هدف از اجرای حدود شرعی آمده در اسلام اصلاح است و نه انتقام. آنان اجرای این حدود را در فقدان عدالت اجتماعی مصداق ظلم می‌دانند. در جامعه‌ای که میلیون‌ها نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند، می‌توان از عدالت اجتماعی سخن گفت؟

پرسش دیگر اینجاست که این سخت‌گیری و قاطعیت قضایی متوجه چه کسانی است؟  آیا دزدان بزرگ، اختلاس‌گران و غارتگران ثروت ملی تحت پیگیرد و محاکمه قرار می‌گیرند یا  فقط سارقان و دزدان کوچک تاوان نابرابری‌های اجتماعی را با احکام «سخت‌» و «جدی» دستگاه قضایی می‌پردازند و مجازات‌هایی نامتناسب با جرم گریبان‌شان را می‌گیرد؟

واقعیت تلخ این است که اغلب این احکام برای افرادی صادر می‌شود که از سر ناچاری و فقر به سرقت روی آورده‌اند. مجازاتی که بیش از آنکه بازدارنده باشد، خشونت‌زا، تحقیرآمیز و بی‌نتیجه است. جامعه‌ای که در آن بیکاری، تورم، فساد و تبعیض ساختاری نهادینه شده باشد، با قطع دست یک سارق اصلاح نمی‌شود؛ بلکه بیشتر به سمت خشونت و ناامیدی می‌رود. مجازات‌ها باید با اصل تناسب جرم و شرایط مجرم تطابق داشته باشد. پیشگیری از جرم و مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی از مسیر اعمال خشونت نمی‌گذرد..

در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار مافیای اقتصادی و فساد ریشه دواندۀ ساختاری از یک سو و تحریم‌های ظالمانه از سوی دیگر، کمر خم کرده، وقتی خیابان‌های ایران شاهد اعتراض‌های روزانۀ زحمتکشانی است که سفره‌شان هر روز خالی‌تر می‌شود، حکومت و دستگاه قضایی به جای درمان ریشه‌های بحران، به دنبال ایجاد رعب و وحشت در میان اقشار فرودست جامعه است.عدالت واقعی نه در قطع دست، بلکه در کوتاه کردن دست مافیای اقتصادی از منابع ملی است.

تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد, ۱۴۰۴ ۱:۰۱ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

شهناز قراگزلو: در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانه‌ی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایه‌ی نمادین؛ و برای قدرت‌های خارجی، اهرم فشار. در این معادله، آن‌چه کمترین اهمیت را دارد، جان معترض است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

“همگامی” از تظاهرات کلن حمایت می کند

Washington’s Gallery of Puppets

Scylla and Charybdis

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

اطلاعیهٔ برگزاری کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)؛ در پیوند با اعتراضات برحق مردم میهنمان و سرکوب وحشیانهٔ آن

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است