سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ تیر, ۱۴۰۵ ۲۱:۰۹

سه شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۹

از زبان رحمان هاتفی‎

کدام نامم را می خواهی...؟ در پشت هر یک از نامهای من، سرهایِ از بدن جدا شده، مناره  شدند، تن های در آتش سوخته و پیکرهای به دار آویخته صف کشیده اند. من بردیایِ دروغینم که از من بزرگترین دروغ تاریخ را ساختند و چون لقمه هایی از گوشتِ تنم در دهان فرزندانم گذاشتند، من به چهره اشرافیت آدمخوار تُف کردم. زمین را به آن کس که با ناخن و عرق خود آن را بارور می کرد دادم. من گفتم: عدالت، اما به قصاص این گناه به نام عدالت سر از تنم جدا کردند... من مزدکم که فریاد زدم همه گرسنه ها باید سیر شوند، همه چیز برای همه کس، و به شکمهای فربه مشت کوبیدم. آنها مرا واژگونه در گور نوشیروانی دفن کردند.
Getting your Trinity Audio player ready...

در فروبسته ترین دشواری

در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم:

هیچت ار نیست مخور خون جگر،

دست که هست!

بیستون را یاد آور،

دستهایت را بسپار به کار،

کوه را چون پرِ کاه از سر راهت بردار!

وه چه نیروی شگفت انگیزیست،

دست هایی که به هم پیوسته است!

فریدون_مشیری

رحمان هاتفی؛ از زبان رحمان هاتفی

نوشته ای که که در پایین همین متن از نظرتان می گذرد،از رفیق رحمان هاتفی(حیدرمهرگان)

،سردبیر روزنامه کیهان قبل از انقلاب، و دوره کوتاهی بعد از انقلاب واز بنیانگذاران سازمان نوید در سال ۱۳۵۴ است. درباره رفیق رحمان بسیار گفتند و نوشتند و نیازی به معرفی شخصیت وارسته و توضیح فعالیتها و مقاله های سیاسی، فرهنگی و نقد ادبی او نیست، اما کوتاه و به اختصار نکاتی را مطرح میکنم،

رحمان با صداقتی سرشار، که خورشید مجذوب زیباییهای روح وجانش میشد، عصاره انسانیت را در نگاه و قلمش شکوفا کرد. و با وسواس تمام و احترامی سرشار از مهر به هنگام عبور از کنارش و درافق نگاهِ سبزش،

شرفش روشنی می بخشید، و خضوع و تواضع بی مانندش، ستاره ها رابه ستایش برمی انگیخت. قلم توانانیش واژه ها را جوانه می زد و طراوت بر جانها و لبها می نشاند.(من هنوز به سرانگشتانش می اندیشم، وقتی باغها را به تماشای شکوه زندگی می خواند)، رحمان بسان پروانه ای ازیپله اش سرباز زد و به پرواز درآمد، و گلهای پژمرده را شکوفا و در فصلِ برگریزان و فضایِ خسته و درمانده را معطر از بوی خوش زندگی کرد.

جدا از شخصیت و منش انسانی او، مقاله های رفیق رحمان در نشریه های نوید و بعدها در روزنامه های مردم بسیار وزین، گیرا و تاثیر گذار بود و نشان از اطلاعات عمیق تئوریک و سیاسی، فرهنگی، با پختگی که در نثر او سراغ داریم، خواننده متاثر از قریحه سرشارش میشد.

رفیق رحمان در نوشته پایین، به زیبایی و با قلمی سحرانگیز که از ویژه گیهای سبک نگارش و نثر شعرگونه اوست، تصویری ماندگار از مبارزان تاریخ سرزمین مان را در مقابل خوانندگان قرارداده است. بیگمان در این نوشته، گزیده گویی و ایجاز، دنیایِ سرشار از امید و آمال، درآمیخته با عشق به انسان و زحمتکشان و مبارزانی که در کوران مبارزه، چون فولاد آبدیده شدند و در آخر، بر سرِ آمال و آرزوهای-شان، جان باختند، خوانندگان را متاثر و مجذوب وهمراه با خویش می سازد.

بدون تردید رفیق رحمان، با حماسه آفرینی در سیاهچاله های رژیم ج- ا، خود در کنار همان قهرمانانی قرار گرفته است که بر تارک جنبش مردمی و چپ کشورمان، نامشان نقش بسته است. همانانی که راهنمای عمل نسلهایی شدند که ادامه دهنده جنبش کمونیستی و کارگری در کشورمان بودند، در ادامه این راهِ پرفراز ونشیب، انسانهای بیشماری بودند و هستند که زنده یاد رفیق رحمان تنها به تعداد معدودی از آنان را با نثری فصیح و شاعرانه توصیف شان کرده. آنانی که راهگشای مبارزان، درتمام شرایط دشوار و روزهای تاریک وصعب با رژیمهای مستبد و خون آشام هم عصر خود به مبارزه برخواستند.

یاد و خاطره رفیق رحمان هاتفی که دژخیمان رژیم جمهوری اسلامی در سیاهچاله ها با شکنجه های وحشیانه، قهرمان توده ای را به شهادت رساندند، اما سکوت او فریادی بود که رعشه بر جان دژخیمانش افکند و آرزوی گشودن دهانش را بر قلب سیاهِ آدمخواران برای همیشه باقی گذاشت. یاد و خاطره تابناک رفیق رحمان هاتفی همواره مانا و گرامی ست.

تو کیستی..؟

من…

من هزار بار مرده ام و باز هزار بار متولد شدم،

کدام نامم را می خواهی…؟ در پشت هر یک از نامهای من، سرهایِ از بدن جدا شده، مناره  شدند، تن های در آتش سوخته و پیکرهای به دار آویخته صف کشیده اند.

من بردیایِ دروغینم که از من بزرگترین دروغ تاریخ را ساختند و چون لقمه هایی از گوشتِ تنم در دهان فرزندانم گذاشتند، من به چهره اشرافیت آدمخوار تُف کردم. زمین را به آن کس که با ناخن و عرق خود آن را بارور می کرد دادم. من گفتم: عدالت، اما به قصاص این گناه به نام عدالت سر از تنم جدا کردند… من مزدکم که فریاد زدم همه گرسنه ها باید سیر شوند، همه چیز برای همه کس، و به شکمهای فربه مشت کوبیدم. آنها مرا واژگونه در گور نوشیروانی دفن کردند.

من صاحب الزنجم که هزاران برده را از مهمره تا بصره شوراندم، به پاهای برهنه آنها کفش پوشاندم و به جای زنجیری که بر گردن و داغی که بر پیشانی داشتند شمشیر در کفشان نهادم.

من بابک ام که بر قله های سهند ایستادم و خود را در رویاهای سرخم آتش زدم. به من گفتند زندگیت را از خلیفه بخواه، اما من تفاله

زندگیم را به صورت خلیفه تف کردم.

من ستارم که از لوله تفنگ هایامیرخیز جرقه زدم و در آبهای ارس منتشر شدم

من حیدرم که با کوله باری از نان آمدم و زمینهای وطنم را شیار زدم و هر تکه از وجودم را چون دانه گندم در این شیارها کاشتم…

من روزبه ام که در میدان همه شهرهای سرزمینم ایستاده ام و از هر زخمم صدایی میاید که گرسنگان و شهدا آن را خوب می شناسند.

من نام های بیشماری دارم که هر یک از آنها سنگ گورِ شریف ترین مردم است،

آیا هنوز مرا نمی شناسی.؟

تاریخ انتشار : ۱۰ شهریور, ۱۴۰۴ ۹:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

پیام دیپلماسی در تشییع جنازه ایران

قرائت قرآن در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای نشان داد که تهران به عنوان یک پیروز صحبت می‌کند، نه یک عزادار! آیه مورد نظر، آیه ۱۳ از سوره آل عمران بود، متنی که جنگ بدر را توصیف می‌کند، جایی که نیروی مسلمان با تعداد بسیار کمتر و تجهیزات ضعیف‌تر، ارتش بسیار بزرگتری را «به خواست خدا» شکست داد. این آیه اشاره‌ای آشکار به چیزی بود که بسیاری آن را پیروزی ایران بر آمریکا و اسرائیل در جنگشان علیه این کشور می‌نامند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سخن از دو برجستگی در هستی انقلابی حمید اشرف!

۲۵۰ سالگی آمریکا؛ آیا ترامپ پدیده‌ای استثنایی در تاریخ ایالات متحده است؟

پیام دیپلماسی در تشییع جنازه ایران

پیام تسلیت حزب دمکراتیک مردم ایران: در سوگِ رضا عطارنژاد

پیام فرخ نگهدار: «میراث دومین رهبر جمهوری اسلامی» و بازتاب پیام در «انصاف نیوز»

جنگ پایان نیافته است