سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ تیر, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۳

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۳

تفاهم‌نامه ایران و آمریکا

سایه بی‌اعتمادی بر آینده تفاهم با ایران؛ آیا ترامپ این بار متفاوت عمل خواهد کرد؟

مهرزاد وطن‌آبادی: از همین رو، مسئله اصلی در هرگونه تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا نه متن توافق، بلکه میزان تضمین‌های آن است. تجربه برجام نشان داد که حتی وجود امضای قدرت‌های بزرگ و تأیید شورای امنیت نیز لزوماً مانع خروج آمریکا از یک توافق نمی‌شود. بنابراین هرگونه توافق جدید تنها زمانی می‌تواند از حد یک تفاهم سیاسی فراتر رود که دارای سازوکارهای عملی، حقوقی و اقتصادی مشخصی برای تضمین اجرای تعهدات باشد. در غیر این صورت، همواره این احتمال وجود خواهد داشت که با تغییر شرایط سیاسی در واشنگتن، توافق امروز به سرنوشت توافقات گذشته دچار شود.
Getting your Trinity Audio player ready...

با فروکش کردن هیجان ناشی از پایان جنگ ۴۰ روزه و عبور فضای سیاسی از شرایط احساسی روزهای نخست، اکنون نگاه افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری به سرنوشت تفاهم احتمالی میان ایران و ایالات متحده آمریکا دوخته شده است. در شرایطی که برخی از آغاز فصلی جدید در مناسبات تهران و واشنگتن سخن می‌گویند، پرسش اصلی نه درباره اصل توافق، بلکه درباره میزان دوام و اعتبار آن است. آیا می‌توان به پایداری این روند امیدوار بود یا تجربه‌های گذشته ما را به احتیاط، واقع‌بینی و پرهیز از خوش‌بینی زودهنگام فرا می‌خواند؟

منشأ این نگرانی کاملاً روشن است. آمریکا در طول دهه‌های گذشته بارها نشان داده که تعهدات بین‌المللی این کشور تا زمانی معتبر تلقی می‌شوند که با منافع و محاسبات سیاسی حاکم بر واشنگتن همسو باشند. به محض تغییر شرایط یا تغییر دولت، بسیاری از توافقات و تعهدات نیز در معرض بازنگری یا حتی کنار گذاشته شدن قرار می‌گیرند.

 برجسته‌ترین نمونه این مسئله برای ایرانیان، خروج یک‌جانبه دولت دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ است. توافقی که پس از سال‌ها مذاکره دشوار، با مشارکت قدرت‌های بزرگ جهانی به دست آمد و حتی در قالب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز مورد تأیید قرار گرفت، اما با تغییر رئیس‌جمهور آمریکا عملاً بی‌اعتبار شد. این اتفاق تنها یک اختلاف سیاسی نبود؛ بلکه ضربه‌ای جدی به اصل اعتماد در روابط بین‌الملل واردکرد و این پیام را به جهان مخابره نمود که حتی توافقات چندجانبه و مورد حمایت نهادهای بین‌المللی نیز از تصمیمات داخلی کاخ سفید مصون نیستند.

البته برجام تنها یک نمونه در زنجیره طولانی رفتارهای مشابه آمریکا محسوب می‌شود. نگاهی به تاریخ سیاست خارجی این کشور نشان می‌دهد که تغییر موضع در برابر تعهدات، پدیده‌ای تازه نیست. حتی در تاریخ داخلی آمریکا نیز نمونه‌های فراوانی از نقض پیمان‌ها وجود دارد. دولت فدرال آمریکا در طول قرن نوزدهم ده‌ها معاهده با قبایل بومی این کشور امضا کرد؛ معاهداتی که قرار بود حقوق و سرزمین‌های آنان را تضمین کند، اما بسیاری از آنها در عمل نادیده گرفته شدند و در نهایت به کوچ اجباری، تصرف سرزمین‌ها و از میان رفتن بخش مهمی از حقوق بومیان انجامید. هرچند این وقایع متعلق به گذشته‌ای دور هستند، اما برای بسیاری از پژوهشگران نمادی از تقدم منافع قدرت بر تعهدات رسمی در سنت سیاسی آمریکا به شمار می‌روند.

در عرصه بین‌المللی نیز نمونه‌های متعددی وجود دارد که موجب تردید نسبت به پایداری تعهدات واشنگتن شده است. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ یکی از مهم‌ترین این موارد است. دولت جورج بوش با استناد به ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق، افکار عمومی جهان را برای آغاز جنگ آماده کرد، اما پس از اشغال این کشور مشخص شد که چنین سلاح‌هایی اساساً وجود نداشته‌اند. با این حال، کشوری ویران، صدها هزار قربانی و منطقه‌ای بی‌ثبات نتیجه آن تصمیم بود. این پرونده هنوز هم در ذهن بسیاری از ملت‌ها به عنوان نمونه‌ای از فاصله میان ادعاهای رسمی واشنگتن و واقعیت‌های بعدی باقی مانده است.

تجربه لیبی نیز از جمله نمونه‌هایی است که همواره در تحلیل‌های سیاسی مورد اشاره قرار می‌گیرد. معمر قذافی پس از سال‌ها تنش با غرب، بخش مهمی از برنامه‌های راهبردی کشورش را کنار گذاشت و مسیر آشتی با آمریکا و اروپا را در پیش گرفت. اما تنها چند سال بعد، همان قدرت‌هایی که از عادی‌سازی روابط سخن می‌گفتند، در عملیات نظامی علیه حکومت او مشارکت کردند. فارغ از قضاوت درباره شخصیت و عملکرد قذافی، سرنوشت لیبی برای بسیاری از کشورها به نمادی از شکنندگی تضمین‌های سیاسی غرب تبدیل شد.افغانستان نیز نمونه دیگری است که در سال‌های اخیر توجه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده است.

 آمریکا پس از دو دهه حضور نظامی و صرف هزینه‌های هنگفت، ناگهان تصمیم به خروج گرفت و دولت مورد حمایت خود را در شرایطی رها کرد که ظرف چند روز فروپاشید. تصاویر هرج‌ومرج در فرودگاه کابل و تلاش مردم برای فرار از کشور، تنها نماد یک عقب‌نشینی نظامی نبود، بلکه بازتاب‌دهنده این واقعیت بود که حتی نزدیک‌ترین شرکای آمریکا نیز نمی‌توانند از تداوم حمایت واشنگتن مطمئن باشند، اگر محاسبات سیاسی و راهبردی این کشور تغییر کند.

با این حال، نگرانی درباره آینده تفاهم احتمالی با ایران صرفاً به سابقه تاریخی آمریکا محدود نمی‌شود. شخص دونالد ترامپ خود به عاملی مهم در افزایش این تردیدها تبدیل شده است. ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری‌اش بارها نشان داد که نگاه متفاوتی نسبت به توافقات و تعهدات بین‌المللی دارد. او آمریکا را از توافق اقلیمی پاریس خارج کرد، توافق تجاری ترانس پاسیفیک را کنار گذاشت، با سازمان‌های بین‌المللی مختلف وارد چالش شد و در نهایت برجام را نیز ترک کرد. ترامپ بارها تأکید کرده بود که توافقات منعقدشده توسط دولت‌های پیشین را الزام‌آور نمی‌داند، مگر آنکه از نظر او منافع آمریکا را تأمین کنند. همین رویکرد باعث شد حتی متحدان سنتی واشنگتن در اروپا نیز نسبت به ثبات سیاست خارجی آمریکا دچار تردید شوند.

در سال‌های اخیر نیز این نگرانی بارها از سوی رهبران اروپایی مطرح شده است که بازگشت ترامپ به قدرت می‌تواند بسیاری از تعهدات و سیاست‌های پیشین آمریکا را دستخوش تغییر کند. او در گذشته اعضای ناتو را تحت فشار قرار داد، از کاهش تعهدات امنیتی آمریکا سخن گفت و جنگ‌های تعرفه‌ای را حتی علیه شرکای اقتصادی کشورش آغاز کرد. چنین رفتارهایی این تصور را تقویت کرده است که در نگاه ترامپ، توافقات نه تعهداتی بلندمدت، بلکه ابزارهایی موقت برای تأمین اهداف مقطعی هستند.

از همین رو، مسئله اصلی در هرگونه تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا نه متن توافق، بلکه میزان تضمین‌های آن است. تجربه برجام نشان داد که حتی وجود امضای قدرت‌های بزرگ و تأیید شورای امنیت نیز لزوماً مانع خروج آمریکا از یک توافق نمی‌شود. بنابراین هرگونه توافق جدید تنها زمانی می‌تواند از حد یک تفاهم سیاسی فراتر رود که دارای سازوکارهای عملی، حقوقی و اقتصادی مشخصی برای تضمین اجرای تعهدات باشد. در غیر این صورت، همواره این احتمال وجود خواهد داشت که با تغییر شرایط سیاسی در واشنگتن، توافق امروز به سرنوشت توافقات گذشته دچار شود.

واقعیت این است که در نظام بین‌الملل، کشورها بر اساس اعتماد عمل نمی‌کنند، بلکه منافع، قدرت و تضمین‌های متقابل تعیین‌کننده رفتار آنهاست. به همین دلیل، هرگونه خوش‌بینی نسبت به آینده روابط تهران و واشنگتن باید با واقع‌بینی همراه باشد. تجربه‌های تاریخی، چه در مورد ایران و چه در مورد بسیاری از کشورهای دیگر، نشان داده‌اند که اعتماد بدون تضمین می‌تواند به هزینه‌های سنگین سیاسی، اقتصادی و امنیتی منجر شود.

امروز نیز همان پرسشی که پس از خروج آمریکا از برجام مطرح شد، همچنان پابرجاست؛ چه تضمینی وجود دارد که دونالد ترامپ به تفاهم جدید پایبند بماند و آن را به سرنوشت برجام دچار نکند؟ تا زمانی که پاسخ روشن و عملی برای این پرسش وجود نداشته باشد، سایه بی‌اعتمادی بر هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا سنگینی خواهد کرد. این تردید نه حاصل بدبینی سیاسی، بلکه نتیجه تجربه‌ای تاریخی است که بارها در نقاط مختلف جهان تکرار شده و نشان داده است که در سیاست بین‌الملل، اعتماد زمانی معنا پیدا می‌کند که پشتوانه‌ای محکم از تضمین‌های واقعی و قابل اجرا داشته باشد.

مهرزاد وطن آبادی

تاریخ انتشار : ۴ تیر, ۱۴۰۵ ۶:۳۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چراغم روشن است

پنجاهمین سالگرد جان‌باختن حمید اشرف و یاران | طهماسب وزیری، محمود سیدی در گفت‌وگوبا مهرزاد وطن‌آبادی

تبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر

وقتی زمین می‌لرزد و نابرابری می‌کُشد!

از قمرالملوک وزیری تا پرستو احمدی؛ یک قرن مبارزه برای شنیده شدن صدای زن

به مناسبت تفاهم نامه ترک مخاصمه با امپریالیسم آمریکا