|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
مقدمه: جنگ تمام شد، نبردِ اقتصادی و سیاسی آغاز میشود
پس از ۴۰ روز جنگِ نظامی، تفاهمنامهی ۱۴ مادهای میان ایران و آمریکا به امضا رسید. آتشبس برقرار شد، تنگهی هرمز باز شد، بخشی از اموال بلوکهشده آزاد گردید و صندوقِ ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی اختصاص یافت. اما آیا این «صلح» است یا تنها «تنفسی» برای ادامهی رقابت؟ چپِ سوسیالیست، با نگاهِ طبقاتی و راهبردی، به این تفاهم مینگرد.
—
۱. تشخیصِ راهبردی: تفاهم، نه پایانِ درگیری، بلکه تغییرِ ابزارِ آن
این تفاهم، پایانِ تاریخِ سلطه نیست، اما میتواند آغازی برای کاهشِ فشار بر مردم و بازسازیِ کشور باشد. نیرویِ تعیینکننده در این تصمیم، شورای عالی امنیتِ ملی با محوریتِ فرماندهانِ نظامی است—که این نشان میدهد اولویتِ اصلی، امنیتِ ملی و بازدارندگی است، نه منافعِ طبقاتی یا جناحی. چپ باید این واقعیت را بپذیرد و از آن برای پیشبردِ منافعِ مردم استفاده کند.
—
۲. نقدِ چپ به چهار جناحِ سیاسی
در فضای سیاسی ایران، چهار رویکرد اصلی نسبت به این تفاهم شکل گرفته است:
نخست، سلطنتطلبان و جمهوریخواهان وابسته که مخالف هرگونه تفاهم هستند و خواهان ادامهی فشار و جنگ میباشند. نقدِ چپ به این طیف آن است که آنها به دنبال بازگشتِ نظمِ وابستهای هستند که در آن، منافعِ ملی قربانیِ روابطِ یکجانبه با غرب میشود.
دوم، اصولگرایان تندرو و عدالتخواهان رادیکال که تفاهم را «سازشِ ناکافی» میدانند و خواهان امتیازاتِ بیشتر و حتی اخراجِ آمریکا از منطقه هستند. نقدِ چپ به آنها این است که اگرچه بیاعتمادی به آمریکا درست است، اما راهکارِ قطعِ کاملِ مذاکره به ادامهی محاصره و فشار بر مردم میانجامد.
سوم، لیبرالهای غربگرا که با استقبالِ بیقیدوشرط از تفاهم، آن را سکویِ پرشی برای بازگشت به وابستگیِ نفتی و اقتصادیِ دورانِ پیش از انقلاب میبینند. چپ هشدار میدهد که این رویکرد، خطرِ بازگشتِ نظمِ نئولیبرال و غارتِ سرمایههای ملی را در پی دارد.
چهارم، پراگماتیستهای میانهروی حاکمیت که تفاهم را فرصتی برای تثبیتِ نظام و بازسازیِ اقتصادی میدانند. چپِ سوسیالیست، این رویکرد را واقعبینانهترین رویکرد میداند و در این مقطع، بر پشتیبانی تاکتیکی از پراگماتیستها تأکید میکند، چرا که آنها به دنبال کاهشِ فشار بر مردم و جلوگیری از فروپاشیِ اقتصادی هستند. اما این پشتیبانی باید مشروط، موقت و نظارتشده باشد تا از انحراف به سویِ نئولیبرالیسم جلوگیری شود.
—
۳. موضعِ مثبتِ چپِ سوسیالیست
الف) حمایت از تفاهم برای صلح و بهبودِ معیشت
در راستایِ برنامهی عمومیِ نیروهای سوسیالیست برای صلح و عادیسازیِ روابطِ خارجیِ ایران، ما از این تفاهم پشتیبانی میکنیم. زیرا:
· هر جنگی، قربانیِ اصلیاش مردمِ زحمتکش هستند.
· آتشبس، توقفِ فوریِ کشتار و ویرانی است.
· این تفاهم فرصتی است برای بهبودِ معیشت، بازسازیِ زیرساختها و تقویتِ توانِ دفاعیِ کشور.
ب) هشدار در برابرِ غارتِ نئولیبرال
ما هشدار میدهیم که نباید اجازه داد نئولیبرالهای غربگرا، پایانِ درگیریِ نظامی را به سکویِ پرشی برای بازگشت به وابستگیِ اقتصادی به همان کشورهایی تبدیل کنند که دستورِ بمباران و کشتارِ هموطنانِ ما را دادند. بازسازی باید:
· با نظارتِ مردمی و شفافیتِ کامل انجام شود.
· به نفعِ طبقاتِ فرودست (کارگر، دهقان، معلم، کارمند و…) باشد، نه سرمایهدارانِ وابسته.
· بر اقتصادِ تولیدی و تعاونی تکیه کند، نه اقتصادِ وارداتی و مصرفگرا.
ج) همکاریِ راهبردی با شرق (چین و روسیه)
ما خواهانِ همکاریِ فشرده و همهجانبهی ایران با پشتیبانانِ کشورمان در این جنگِ تجاوزکارانه—بهویژه چین و روسیه—هستیم. باید در اجرا و توسعهی طرحهای مشترک (انرژی، حملونقل، بانکداری، فناوری و…) با این کشورها تعجیل و همت کنیم. این همکاری:
· وابستگی به غرب را کاهش میدهد.
· زیرساختهای استقلالِ ملی را تحکیم میبخشد.
· ایران را به یک قطبِ راهبردی در کریدورهای شرق-غرب تبدیل میکند.
د) سیاستِ دفاعیِ بازدارنده برای افقِ ۲۰۲۹-۲۰۳۰
سیاستهای دفاعیِ کشور باید با توجه به چشماندازهای بینالمللی و تدارکِ جنگ در سالهای ۲۰۲۹-۲۰۳۰ توسط اروپا و آمریکا، آماده و تدوین گردد و جنبهی بازدارندگیِ قوی داشته باشد. چپ از هرگونه افزایشِ توانِ دفاعیِ مشروع برای مقابله با تجاوزِ احتمالی حمایت میکند، اما تأکید دارد که این توانایی باید در خدمتِ صلح و امنیتِ مردم باشد، نه ماجراجوییهای نظامیِ نامتناسب.
ه) گسترشِ کریدورهای تجاری و نظامِ امنیتیِ جمعیِ منطقهای
ما خواهانِ تسریع در ساخت و گسترشِ راههای تجاری و کریدورهای بینالمللی (از جمله بالابردنِ ظرفیتهای آنها) هستیم. همچنین برای ایجاد یک نظامِ امنیتیِ جمعی و بومی در منطقهی غربِ آسیا و خلیجِ فارس تلاش میکنیم. این نظام باید:
· جایگزینِ حضورِ نظامیِ بیگانگان شود.
· بر پایهی همکاریِ کشورهای منطقه و احترام به حاکمیتِ ملی استوار گردد.
· از منافعِ مشترکِ اقتصادی و امنیتیِ همهی کشورهای منطقه دفاع کند.
و) گفتگویِ ملی و دموکراتیزهکردنِ جامعه
ما از یک گفتگویِ ملی میانِ احزاب و نهادهای سیاسیِ کشور برای تبیین و روشنگریِ راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک به منظورِ:
· پیروزیهای بیشتر در عرصهی بینالمللی
· رسیدن به سطح معینی از رفاهِ اجتماعی
· رفعِ نارضایتیهای مردم
· جلبِ پشتیبانیِ بیشترِ طبقات و اقشارِ مختلفِ مردم
حمایت میکنیم.
تأکیدِ ویژه: نباید گذاشت یورشِ نظامی به ایران، دستاویزی برای محدود کردنِ حقوقِ شهروندیِ مردم گردد. بلکه برعکس، باید مقاومتِ مردم در مقابلِ دشمنانِ ایران را دلیلِ قانعکنندهای برای لزومِ مشارکت و حضورِ بیشترِ مردم از طریقِ تشکلهای مدنی دانست و جامعه را بیش از پیش دموکراتیزه نمود. امنیتِ پایدار، بدونِ مشارکتِ آگاهانهی مردم و احترام به حقوقِ آنان، ناممکن است.
—
۴. برنامهی اقتصادیِ دورانِ پساجنگ: استقامت، همبستگی، انسجام
سوسیالیستها باید برنامهای اقتصادی برای دورانِ بحرانیِ پس از جنگ ارائه دهند که:
· استقامتِ اقتصادی و اجتماعی را تثبیت کند.
· همبستگی و انسجامِ اجتماعی را تحکیم بخشد.
· از توزیعِ عادلانهی منابعِ صندوقِ بازسازی اطمینان حاصل کند (با نظارتِ مستقل و مردمی).
· به جایِ وابستگیِ نفتی، بر تولیدِ داخلی، کشاورزیِ خودکفا، انرژیِ تجدیدپذیر و اقتصادِ تعاونی تکیه کند.
· طبقهی کارگر و دهقان را در مرکزِ تصمیمگیریهای اقتصادی قرار دهد.
—
۵. هشدار دربارهی کودتا یا شبهکودتا و لزومِ تفکیکِ نقشها
نیروهای مسلح ایران در مقابله با تجاوز نظامی جنایتکارانه و وحشیانهی آمریکا و اسرائیل، شهامت، فداکاری، انضباط، وطندوستی و تواناییِ تحسینبرانگیزی نشان دادند. این افتخارِ ملی، قابلِ انکار نیست. اما باید تأکید کرد که بر تنِ سیاست، نمیتوان انیفرمِ نظامی پوشاند. نقشِ نیروهای مسلح، دفاع از مرزهاست، نه ادارهی کشور و تصمیمگیریهای سیاسیِ کلان.
در شرایطی که مجلس شورای اسلامی سه ماه است تعطیل شده، نگرانیهایی دربارهی تمرکزِ بیسابقهی قدرت در دستِ فرماندهانِ نظامی وجود دارد. چپِ سوسیالیست قاطعانه با هرگونه کودتا یا شبهکودتا (نظامی یا غیرنظامی) مخالف است و بر:
· بازگشتِ هرچهسریعترِ مجلس به کار
· شفافیتِ تصمیمگیریهای امنیتی
· حفظِ موازنهی قوا در نظامِ سیاسی
تأکید میکند. دموکراسی و مشارکتِ مردمی، تنها راهِ تضمینِ امنیتِ پایدار و جلوگیری از انحرافاتِ قدرت است.
—
جمعبندی: حمایتِ مشروط، نقدِ سازنده، پشتیبانی تاکتیکی از پراگماتیستها
چپِ سوسیالیست در این مقطعِ تاریخی:
۱. از تفاهم حمایت میکند، زیرا توقفِ جنگ و کاهشِ فشار بر مردم، یک ضرورتِ انسانی و ملی است.
۲. نقدِ سازنده بر نحوهی اجرا و توزیعِ منابع دارد و از شفافیت و عدالت خواهان است.
۳. پشتیبانی تاکتیکی از پراگماتیستهای حاکمیت میکند تا از بازسازیِ اقتصادی به نفعِ مردم اطمینان حاصل شود، اما این پشتیبانی را مشروط، موقت و نظارتشده میداند.
۴. در برابرِ نئولیبرالیسمِ غربگرا و تمامیتخواهیِ تندرو موضعِ مستقل دارد.
۵. بر دموکراتیزهکردنِ جامعه و مشارکتِ مردمی تأکید میکند و با هرگونه کودتا یا شبهکودتا مخالف است.
۶. نقشِ نیروهای مسلح را در دفاع از کشور ارج مینهد، اما بر تفکیکِ سیاست از نظامیگری تأکید دارد.
صلحِ واقعی، صلحی است که در آن:
· مردم، تعیینکنندهی سرنوشتِ خود باشند.
· عدالتِ اقتصادی و اجتماعی برقرار شود.
· استقلالِ ملی با دموکراسیِ داخلی پیوند بخورد.
چپِ سوسیالیست در این مسیر، با مردم است و از هر گامی که به نفعِ طبقاتِ فرودست باشد، حمایت میکند.



