سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۸ آذر, ۱۴۰۴ ۱۷:۰۰

شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۰

دو کلمه؛ همچون دو پرخاش
پایه گذار تئوری التقاط گرایی در غرب، در سال 220 میلادی، جناب دیوگنس لائرتیوس، مورخ فلسفه است که پیرامون فیلسوفان یونان باستان میگفت بعضی ها از سیستم های فلسفی مختلف...
۸ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
خشونت علیه زنان در میدان‌های جنگ معاصر و نابرابری توجه جهانی
گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در این شانزده‌روز نارنجی، یادآوری خشونت علیه زنان در جنگ تنها بازگویی زخم نیست؛ دعوتی است به مسئولیت. دعوت به فهم اینکه...
۸ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
سقوط سوسیال دموکراسی در دانمارک...
در سراسر اروپا، احزاب کارگری قدیمی با تشکیل ائتلاف‌های بزرگ با نیروهای راست میانه، پایگاه خود را از دست داده‌اند. در دانمارک، سوسیال دموکرات‌های مته فردریکسن همین استراتژی را با...
۸ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: روله مولر استاهل
نویسنده: روله مولر استاهل
هفدهمین تحلیل | بازخوانی نگاه تاجزاده: «ایران پس از جنگ ۱۲روزه»| فرخ نگهدار، سعید برزین، بابک دربیکی و پروین همتی
بازخوانی نگاه تاجزاده: «ایران پس از جنگ ۱۲ روزه» در این گفتگو، مهمانان با تمرکز بر محورهای اصلی طرح‌شده از سوی تاجزاده، به ارزیابی شرایط کنونی کشور، خطر بی‌دولتی، تغییر...
۸ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: تحلیل هفته، پرسش و پاسخ
نویسنده: تحلیل هفته، پرسش و پاسخ
ممانعت دوباره از ورود خانواده‌های خاوران؛ گل‌ها جمع شد اما یاد جان‌باختگان نه
خانوادهای خاوران: خانواده های خاوران در طی بیش از ۴۰ سال گذشته هرگز  از گرامی داشت یاد و نام عزیزان خود دست برنداشته و با حضور حتی در پشت درهای...
۸ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: خانواده های خاوران
نویسنده: خانواده های خاوران
گفتگویی با اینس شورتنر، رئیس حزب چپ آلمان
مشکل این است: اکثر مردم نمی‌توانند پایان سرمایه‌داری را تصور کنند و تمایل دارند فقط تا پایان ماه فکر کنند. بنابراین، سوال اصلی که از خودم می‌پرسم این است که...
۷ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
بوسنی و هرزگوین: در جستجوی گردشگران تک تیراندازجنگ سارایوو
 محاصره سارایوو ۳۰ سال پیش در ماه فوریه پایان گرفت, اما عواقب آن هنوز هم  بر مردم تأثیر می‌گذارد. اینکه آیا اکنون سیستم قضایی اقدامی انجام خواهد داد و تا...
۷ آذر, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی

یادنامهٔ خاوران

زری: در فاجعهٔ ۶۷ کنار هر قلبی که از تپش ایستاد، هزاران قلب همچنان می‌تپند و فریاد می‌کشند، سرود می‌خوانند و خاطره می‌گویند. وجدان‌های بیدار اجازه نمی‌دهند خاوران به سکوت فرو رود، و آن فاجعه از یادها برود.

می‌خواهم از رفقایی خفته در خاوران بگویم؛

از عزیزانی که خونشان در خاک جاری شد و یادشان در جان ما.

 

شاهرخ (قاسم)

او را از خانه‌اش بردند، در یک نشست سادهٔ رفیقانه.

با پای شکسته و در گچ، اما دستان جنایتکاران امانش نداد.

دانشجو بود و گاهی در بقالی کوچک پدرش در کوچه‌های امیرآباد کمک می‌کرد و با رویی گشاده با همه احوالپرسی می‌کرد و با مهربانی به همه لبخند می‌زد

نامش را یک روز از رادیو شنیدم؛ همراه با اسامی سعید سلطانپور و دیگران.

وقتی خبر را شنیدم، اشک بر گونه‌هایم جاری شد و ناباوری سراسر وجودم را گرفت.

دوستی برای تسلیت، بر تکه‌ای کاغذ نوشت:

«شنیدن خبر کشته شدن مبارزان سخت و دردناک است، اما وقتی آن فرد عزیز و آشنا باشد، این درد سنگین‌تر و تحملش دشوارتر می‌شود». سنگینی آن درد را هر بار که از او گفته می‌شود، در دلم احساس می‌کنم.

آن روز دانستم که بی‌گناه‌ترین انسان‌ها را به قتل رسانده‌اند.

چیزی نگذشت که از بهشت زهرا او را به خاوران بردند.

رژیم حتی از جسد بی‌جانش هم نگذشت.

من بی‌هیچ تردیدی گواهی می‌دهم: او زلال بود و تا واپسین دم بر سر آرمانش ماند.

 

انوش

بسیاری او را می‌شناسند، اما هر چه از او گفته شود اندک است.

او انسانی متواضع و خستگی‌ناپذیر بود؛ و مادرش، «مادر لطفی»، او را در آغوش پرمهر بزرگ کرد و پس از کشته شدن آموزش نگذاشت نامش فراموش شود.

او نه تنها مادر انوش، که مادر همهٔ فرزندان خاوران بود؛

با قامتی استوار و دلی مهربان، پرچم مادران خاوران را تا آخرین دم برافراشته نگاه داشت.

نه فقط از داغ فرزندش گفت، که از امید به زندگی.

برای تازه‌عروسان جهیزیه فراهم می‌کرد، تا بگوید: فرزندان ما زندگی می‌خواستند، نه مرگ؛ مهربانی می‌خواستند، نه نفرت.

نام انوش با نام مادرش گره خورد و تا امروز در دل‌ها زنده است.

 

فرهاد

آرام بود و آرام سخن می‌گفت؛ تیزبین و هوشیار.

جز آرمان راسخش سلاحی نداشت؛ جز باور به آزادی و عدالت اندیشه‌ای در سر نمی‌پروراند.

گاهی وقتی با او قرار داشتی و کمتر از یک ثانیه دیر می‌رسیدی، با نگاهی به ساعت یادآور می‌شد که زندگی نظمی کوچک اما ارزشمند دارد.

رویایش این بود که آلمانی بیاموزد تا «کاپیتال» مارکس را به زبان اصلی بخواند.

و همین رؤیا برای حکومت کافی بود تا خونش را بریزد.

او باید در روشنای روزها زندگی می‌کرد.

 

محمود

او را ندیده بودم، تنها از او شنیده بودم. همه از او با احترام یاد می‌کردند. او نیز در خاوران آرمید.

یادبودش را در خانهٔ پدرش برگزار کردند؛ خانه‌ای که پس از او دیوارهایش بوی اندوه می‌داد.

آن روز همه نگاه‌ها به دخترک خردسالش بود؛ کودکی که معنای مرگ را نمی‌دانست، اما غیبت پدر را حس می‌کرد.

مهربانی بی‌پایان خواهران و برادران محمود تلاش می‌کرد جای خالی پدر را پر کند.

 

نسترن

دختری از خانواده‌ای ساده، باهوش چنان که در شانزده‌سالگی به دانشگاه صنعتی راه یافته بود.

جوشکاری می‌دانست و می‌گفتند زخم‌ها را با مهارت بخیه می‌زد.

جدی و متین بود و در عین حال سراسر مهربانی.

روزهایی که بیمار بودم و توان بیرون رفتن نداشتم، به دیدنم می‌آمد، کنار تختم می‌نشست و نوشته‌هایی را که دوست داشت برایم می‌خواند. با خواندنش امید می‌بخشید.

اما روزی ناگهان ناپدید شد. هیچ‌کس خبری از او نیاورد؛ گویی زمین بلعیدش یا خاوران در سکوت خویش پنهانش کرد.

 

این‌ها قصه نیست؛ گواهی یک فاجعه است.

این حافظهٔ تاریخیِ زخم‌هایی عمیق و دردناک است.

 

تابستان ۶۷ تنها یک قتل‌عام نبود؛ فاجعه‌ای بود که وجدان جمعی ما را تا ابد داغدار کرد.

خاوران گورستان نیست؛ دریای ناباوری است که از اشک موج می‌زند.

گواه نهایت وحشیگری و استیصال رژیمی است که تاب نیکان را نداشت.

 

در فاجعهٔ ۶۷ کنار هر قلبی که از تپش ایستاد، هزاران قلب همچنان می‌تپند و فریاد می‌کشند، سرود می‌خوانند و خاطره می‌گویند. وجدان‌های بیدار اجازه نمی‌دهند خاوران به سکوت فرو رود، و آن فاجعه از یادها برود.

 

امروز، همراه با هزاران دل دیگر، به یاد شاهرخ (قاسم)، فرهاد، نسترن، محمود، انوش و هزاران نام بی‌نام دیگر می‌پرسیم:

 

آخر چگونه ببخشیم؟

چگونه فراموش کنیم؟

 

روزی فراخواهد رسید که پردهٔ سیاه آن سال‌ها فرو افتد، و همه از این فاجعه بگویند؛

و آمران و عاملان قتل خفتگان خاوران به پای میز محاکمه کشانده شوند.

به نام‌ ِ ستارگان بی‌نام

من از ژرفنای درد،

با درد سخن می‌گویم؛

 

از زخمی که هر سال،

در دل‌ها تازه می‌شود،
می‌سوزاند،
و می‌ماند.

از آن دم:

که آذر نلغزید،

فرهاد خم نشد،

انوش نشکست،

و جوانی‌شان

ربوده شد.

 

من از داغِ مادران،

و خاک خاوران،

که هرگز،

رفتنِ بی‌وداع را

باور نکرد.

 

از چشم‌هایی،

که آیینهٔ شب‌اند،

از اشک کبوتران،

از ماهِ غمگین،

که بر خاک افتاد.

من از لحظه‌ای می‌گویم،

که تابستان لرزید،

از دستان پلیدی،

که جان‌های نورَس را

درو می‌کرد.

من از بی‌داد،

از جنایت،

از قتل زندانیان ِ در زنجیر،

سخن می‌گویم؛

و با خشم،

چشم در چشمِ قاتلان،

فریاد می‌زنم:

«دریای خون را

از یاد برده‌اید؟

شما، شاید،

اما ما، نه!

و هیچ دلِ آزرده‌ای

نخواهد بخشید.»

 

من از خورشیدهای خاوران می‌گویم،

از ستارگان بی‌نشان،
و ایستادگان بی‌نام.

آری،

من با درد،

از ژرفنای درد،

سخن می‌گویم.

زری

 

 

قاسم (شاهرخ) گلشن

نسترن

آذر سلیمانی

فرهاد مهدیون

انوشیروان لطفی

تاریخ انتشار : ۱۳ شهریور, ۱۴۰۴ ۱۱:۲۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

احضار و بازداشت کنشگران و کارشناسان مترقی، آزادی‌خواه، عدالت‌جو و میهن‌دوست کشورمان را به شدت محکوم می‌کنیم

احضار و بازداشت این روشنفکران هراس از گسترش و تعمیق نظرات عدالت‌خواهانۀ چپ و نیرویی میهن‌دوست، آزادی‌خواه و عدالت‌جو را نشان می‌دهد که به عنوان بخشی از جامعۀ مدنی ایران، روز به روز از مقبولیت بیشتری برخوردار می‌شوند.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

جامعهٔ مدنی ایران و دفاع از حقوق دگراندیشان

جامعۀ مدنی امروز ایران آگاه‌تر و هوشیارتر از آن است که در برابر چنین یورش‌هایی سکوت اختیار کند. موج بازداشت اندیشمندان چپ‌گرا طیف وسیعی از آزاداندیشان و میهن‌دوستان ایران با افکار و اندیشه‌های متفاوت را به واکنش واداشته است

مطالعه »

انقلاب آمریکایی: پیروزی دموکرات‌های سوسیالیست از نیویورک تا سیاتل…

گودرز اقتداری: با توجه به اینکه خانم ویلسون، شهردار سابق را ابزاری در دست تشکیلات حاکم بر حزب معرفی می‌کرد، به نظر می‌رسد کمک‌های مالی از طرف مولتی میلیونرهای سرمایه‌داری دیجیتالی در شهر که عمده ترین آنها آمازون، گوگل و مایکروسافت هستند و فهرست طولانی حمایت‌های سنتی حزبی در دید توده کارگران و کارکنانی‌که مجبور به زندگی در شهری هستند که عمیقا با مشکل مسکن و گرانی اجاره ها روبرو است، به ضرر او عمل کرده است.

مطالعه »
پادکست هفتگی
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دو کلمه؛ همچون دو پرخاش

خشونت علیه زنان در میدان‌های جنگ معاصر و نابرابری توجه جهانی

سقوط سوسیال دموکراسی در دانمارک…

هفدهمین تحلیل | بازخوانی نگاه تاجزاده: «ایران پس از جنگ ۱۲روزه»| فرخ نگهدار، سعید برزین، بابک دربیکی و پروین همتی

ممانعت دوباره از ورود خانواده‌های خاوران؛ گل‌ها جمع شد اما یاد جان‌باختگان نه

گفتگویی با اینس شورتنر، رئیس حزب چپ آلمان